12 - 12 - 2023
الزامات اعمال سیاستهای خبری و تبلیغی در کشور
اسماعیل قدیمی*
طی روزهای اخیر خبری از وزیر ارتباطات مبنی بر افزایش سرعت اینترنت شنیده شده که به طور معمول باید کاربران اینترنت در کشور را خوشحال کند، اما آیا چنین خوشحالیای به وقوع پیوسته است؟ پاسخ به احتمال زیاد منفی است چون با یک خبر از این دست که با پیشینه ذهنی و واقعیتهای جامعه هماهنگی ندارد کسی به وجد نمیآید.
بدیهی است که هر خبری در بافتی اجتماعی با دهها عامل تاثیرگذار ساخته و پخش و شنیده یا خوانده میشود که بدون همراهی و تایید آنها تاثیری بر افکار و احساسات عمومی ندارد. مساله مهم توجه به شاخصهای حرفهای و اطمینان از کارایی و تاثیر وسایل ارتباطات جمعی است که سرعت، یکی از آنهاست و از آنها مهمتر نبود فیلترینگ و سانسور و آزادی بیان مورد وثوق مردم است که بتوان به اتکای آنها ادعا کرد که اینترنت با سرعت مورد ادعای وزیر به پیشرفت کسبوکارها و رفع نیازهای کاربران میانجامد. این نوع خبرها یا ادعاها در صورتی تاثیرگذاری دارد که با واقعیتهای اقتصادی، تجاری، آموزشی، اجتماعی و سیاسی همخوانی داشته باشد و عملکرد و گزارشهای موجود آنها را تایید کند. ما در صورتی میتوانیم به چنین خبرها و ادعاهایی دلخوش کنیم که امیدوار باشیم مجموعه مدیریتهای کشور از جمله نمایندگان مجلس، قوه قضاییه، مبادی امنیتی و دیگر مبادی ذیمدخل با آن همسو باشند و به ویژه عملکرد مسوولان در بحرانها آن را پشتیبانی کرده باشد؛ حال آنکه چنین تجربهای در خاطرات جمعی ما کمتر یافت میشود. موضوع مهم این است که افزایش سرعت اینترنت به طور طبیعی باید با مطالب کیفیت تکنولوژیهای مورد استفاده، قوانین حامی حقوق کاربران، قدرت نهادهای مدنی، حمایت نهادهای حقوقی و دهها موتلفه دیگر همراه باشد. کاربران با شنیدن چنین ادعایی این فرض را مطرح میکنند که آیا موضع اعلامشده از سوی وزیر محترم ارتباطات یا مسوولان دیگر دولتی با موضعگیریهای پیشین ایشان و دیگر نهادهای موثر همخوانی دارد؟ آیا مجلس شورای اسلامی با این رویکرد که سرعت اینترنت در راستای استفاده بهتر مشتریان و مردم افزایش پیدا کند، موافق است؟ این در حالی است که اخیرا شنیده شده که دستکم یک نماینده مجلس از فروش فیلترشکنها سخن گفته است. او گفته چرا از فروش فیلترشکنها کسب درآمد نکنیم؟ زمانی که این دو نوع رویکرد را با هم مقایسه کنید، این سوال مطرح میشود که عملکرد و رویکرد مسوولان نسبت به وسایل ارتباطات جمعی و اینترنت یکسان و همسو است؟ زمانی که تمام این موارد را کنار هم میگذارید درخواهید یافت که ادعاهایی از این دست نه به دولت و نه به آقای وزیر ارتباطات کمکی نمیکند. مشکل کاربران و صاحبان کسبوکار این است که روندهای رشد کسبوکارشان در واقعیت بسیار کند و رو به نابودی است و آنها با فیلترینگ و عملکرد ضعیف مسوولان کارشان به سامان نرسیده است. امروز کاربران از خود میپرسند چرا یک مسوول درخصوص چنین مساله بسیار مهمی اینگونه موضعگیری میکند. آیا در آن وزارتخانه سیاستگذاریها، سبک مدیریتی و روابط عمومی وجود ندارد که به آقای وزیر تذکر دهد که اگر خبری را درخصوص وسایل ارتباطات جمعی به عموم مردم انتقال میدهید باید با نظریههای ارتباطات اجتماعی و با منطق اقناع افکارعمومی و با مصالح عمومی منطبق باشد.
این نکته بارها گفته شده که وسایل ارتباطات اجتماعی و اینترنت عامل توسعه اقتصادی هستند و در دنیا هیچ کشور پیشرفتهای بدون این وسایل به جایگاه کنونی خود نرسیده است. این وسایل به عنوان عامل بسیار تعیینکننده در توسعه فرهنگی، آموزشی، اقتصادی، بازرگانی و… عمل میکنند. چطور است که عالیترین مقام یک وزارتخانه مهمی مانند وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات اینگونه مطالب و اخبار را بدون پشتوانه واقعیتهای موجود و بدون توجه به لزوم هماهنگی همه دستگاههای دخیل در آن مطرح میکند، در حالی که پیشینه عملکردی و تجربه گذشته این ادعا را تایید نمیکند.
به نظر میرسد تمام این موارد به ضعف مدیریتی ما برمیگردد و مدیرانی که به دنبال پیشرفت واقعی این حوزه هستند باید با مردم صادقانه برخورد کنند. اگر قرار است سرعت اینترنت افزایش پیدا کند، چرا بسیاری از سایتها فیلتر است؟ از آن طرف یک نماینده مجلس به وزارت ارتباطات پیشنهاد میدهد که از فروش فیلترشکن کسب درآمد کند. چرا مسوولان در حوزه مهمی مانند اینترنت با یکدیگر هماهنگ و همفکر نیستند؟ بنابراین باید کاربرد وسایل ارتباطات جمعی و اینترنت به صورت حرفهای در تمام سازمانها اولویت پیدا کند. به عنوان مثال کشور کرهجنوبی بالاترین سرعت اینترنت را در اختیار دارد و سیاستهای آن کشور با جهتگیریهای اقتصادی، سیاسی و ارتباطات بینالملل هماهنگ است و مجموعه این عوامل کشور کرهجنوبی را به یک کشور پیشرفته تبدیل کرده است.
در پایان اعتقاد من این است که بزرگترین چالش ما در تمام اموری که به ارتباطات جمعی کشور مربوط است، ضعف شدید مدیریتی است. مدیریت ما یک رویکرد علمی به مسائل ندارد. در واقع اگر عملکرد این وزارتخانه را طی چند دهه بررسی کنیم تا چه میزان این ادعاها با عملکردشان منطبق بوده است؟ متاسفانه در کشورها یکی از مهمترین قلمروها و مقولههای حکمرانی امروز جهان یعنی اینترنت از مدیریت حرفهای در تراز جهانی هدایت نمیشود. بنابراین پیشنهاد من این است که وزارت ارتباطات به عنوان متولی ارتباطات و فناوری اطلاعات، روابطعمومی خود را جدی بگیرد و در ارتباط با افکار عمومی و رسانههای همگانی یک نگاه منطقی را حاکم کند و سیستم مدیریتی بهگونهای باشد که با سیاستهای سازمانهای دیگر هماهنگ باشد. ادعای افزایش سرعت اینترنت در خلأ اتفاق نمیافتد. در حقیقت مردم انتظار دارند وزارتخانه مهمی مانند وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات رفتارها، گفتارها و سیاستهایش قابل قبول و به صورت عملی قابل اجرا باشد.
* استاد ارتباطات

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد