13 - 11 - 2019
امنیت مرزها؛ مطالبه اصلی ایران
سیدجلال ساداتیان*- کشور پاکستان قبل از جمهوری اسلامی ایران، جمهوری اسلامیای بود که برمبنای اعتقادی شکل گرفت. در نگاه ما این کشور مشکلات فراوانی دارد اما ما به عنوان کشور همسایه و مسلمان جنبههای اشتراکی زیادی با پاکستان داشتیم و داریم اما آنچه که این کشور گرفتارش شد و تا الان هم درگیرش است ماجرای افغانستان است. وقتی اتحاد جماهیر شوروی آنجا را اشغال کرد برای بیرون راندن آن، ارتش پاکستان و اطلاعاتی ارتش نقشآفرینی قویای به عهده گرفت یعنی ایالات متحده آمریکا به عنوان حامی دولت پاکستان هدایت اطلاعاتی و کمکهایی که در بسیج نیروها علیه اشغال نیروهای اتحاد جماهیر شوروی بود را به عهده اطلاعات ارتش پاکستان گذاشت. در این میان امارات و عربستان پول دادند و آمریکا تجهیزات و تسلیحات را به عهده گرفت ولی جهت دادن همکاری توسط ارتش پاکستان بودند. لذا اینها از اعتقادات مردم استفاده کردند. در حقیقت خواستند جنبههای اعتقادی یک نیروی مذهبی را علیه ارتش سرخ شکل دهند که همینگونه هم شد. عمده ریشههای پشتیبان نیروهای جهادی که علیه ارتش سرخ مبارزه میکردند را میتوانیم در طوایف و قومیتهایی که در پاکستان بود سراغ بگیریم.
همه میدانند که ارتش سرخ بیرون رفت. طلبان یا طلبهها که در سراسر پاکستان وجود داشتند ارتباط عمیقی با افراد ذینفوذ محلی برقرار کردند. وقتی دولت افغانستان شکل گرفت با اشکالاتی مواجه شد و حمله به برجهای دوقلو را به حساب بن لادن و تمام جریاناتی که از ایران حمایت میکردند، گذاشتند و به دنبال آن مبارزه ضدتروریست آمریکاییها شروع شد. هرچه جلوتر رفتند دیدند که این مبارزه به دلیل عمق ارتباطاتی که با طوایف دارد روز به روز سختتر است؛ مبارزاتی که آمریکاییها فکر میکردند، میتوانند از طریق پهپادها ریشهاش را بزنند. همین مساله باعث شد که ارتش پاکستان فاصلهاش را با آمریکاییها بیشتر کند.
در نهایت آنچه را که اینها دنبالش بودند به علت نفوذ نتوانستند به دست آورند. اما این موضوع را بعدها در جهت اهداف غیرجهادی خودشان استفاده کردند و آن حرکتهای ضدامنیتی همسایگان است از جمله رابطه آنان با ایران است که بخشی از گروهکهای تروریستی از طریق نفوذ و همین اهدافی که بین قومیتها وجود دارد بهره بردند و حملاتی علیه ایران شکل دادند. این مشکل اصلی ما با پاکستان است یعنی بعد امنیتی و عدم توان ارتش پاکستان در کنترل گرفتن این گروهها که ضربات و حملاتی علیه ایران داشت. طبیعتا ایران این موضوع را برنمیتابد چون مسوولیت این امر به عهده دولت پاکستان است که این روند را کنترل کند. در نتیجه سفر عمرانخان به ایران در راستای حل اختلافات در رابطه با امنیت مرزهاست. طبیعتا ایران به لحاظ روابط دوستانهای که با پاکستان دارد نمیخواهد وارد خاک این کشور شود و پاسخی به تروریستها دهد. این کار هم نشدنی است و هم به لحاظ حقوق قانون بینالملل، ایران مجاز به انجامش نیست اما انتظارش این است که خود دولت پاکستان بتواند مسلط باشد و این مطالبه اصلی ایران است. ضمن اینکه در ورودش عمرانخان به مشهد رفته است و این عمق اعتقاداتش را نشان میدهد. او میخواهد به ایران نشان دهد که علاقهمند به داشتن روابط با ایران است و به عقاید ایران احترام میگذارد.
از طرفی باید تاکید کرد که ارتش پاکستان در ناتوی عربی شرکت نکرد و در بحث حمله به یمن نیز مشارکتی با آمریکاییها نکرد اینها نکات مثبتی است که باید به آن اشاره کرد. از طرفی میتوانیم تبادلات تجاری با این کشور داشته باشیم و سوختهای لازمشان را تامین و در مقابل برنج و اقلام پاکستانی را خریداری کنیم. لذا در بعد تجاری، امنیتی و همکاریها منطقهای میتوانستیم موارد زیادی را با پاکستان حلوفصل کنیم.
*کارشناس مسائل خاورمیانه

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد