22 - 01 - 2017
انقلاب رییسجمهور چهل و پنجم
فاطمه رحیمی- دیروز دونالد ترامپ رسما بر مسند ریاستجمهوری آمریکا تکیه زد و مراسم تحلیف او در میان سردرگمی جهان درباره آینده سیاستهای آمریکا در قبال جهان برگزار شد، اکونومیست آخرین شماره خود را به آغاز رسمی ریاست دونالد ترامپ بر آمریکا اختصاص داده و مقاله خود را با این سوال آغاز کرده است: دونالد ترامپ در قدرت ممکن است چه دستاوردهایی داشته باشد؟
دیوید رانسیمن، یک شخصیت دانشگاهی انگلیسی معتقد است، سیاست عمدتا اهمیت چندانی برای اکثریت مردم ندارد، سپس ناگهان اهمیت زیادی مییابد. دوره دونالد ترامپ به عنوان چهل و پنجمین رییسجمهور آمریکا که با برگزاری مراسم تحلیف وی در بیستم ژانویه آغاز شد، یکی از همان موارد است.
بسیار غیرعادی است که رایدهندگان آمریکایی و جهان تا این اندازه حس میکنند که در مورد اهداف ترامپ اطلاعات دارند. کسانی که طرفدارش هستند، منتظر بزرگترین تغییرات در واشنگتن دی سی طی نیمقرن اخیر هستند. کسانی که مخالفش هستند، متقاعد شدهاند که ناآرامی و ویرانی گستردهای رخ خواهد داد. اما آنچه همه میتوانند در موردش اتفاق نظر داشته باشند این است که ترامپ وعده داده که نوع کاملا جدیدی از رییسجمهور آمریکایی خواهد بود. سوال اینجاست که چه نوع؟
داخل جناح غرب
شاید به این نتیجه رسیده باشید که هنوز برای نتیجهگیری خیلی زود است. اما با توجه به مبارزات انتخاباتی ترامپ، ماههای طی شده پس از پیروزی او و زندگیاش به عنوان یک توسعهدهنده املاک میتوان دیدگاهی از اینکه ترامپ چه نوع شخصیتی است و معنای قرار گرفتن او در جایگاهی که نخستین بار جورج واشنگتن بر آن تکیه زد را ارائه کرد. شواهدی هم از تیمی به چشم میخورد که انتخاب کرده و شامل ترکیبی از تاجران ثروتمند، ژنرالها و فعالان جمهوریخواه میشود.
مطمئنا ترامپ قابل تغییر است. او به نیویورک تایمز خواهد گفت که تغییرات جوی ساخته دست بشر است و به کشور زغال سنگی وعده خواهد داد که کار بعدیاش بازگشایی معادن خواهد بود اما این به آن معنا نیست که همیشه هرآنچه رییسجمهور میگوید را رد کنید و منتظر اقدامات عملیاش باشید.وقتی یک رییسجمهور صحبت میکند، چندان آسان نیست که تفاوت میان حرف و عمل را تشخیص دهیم. زمانی که ترامپ میگوید ناتو از کار افتاده شده، از کارافتادگی آن را محتملتر میکند، حتی اگر اقدامی در این جهت انجام ندهد. علاوه بر این، ترامپ مدتهای طولانی دارای اعتقادات و نگرشهایی بود که از احتمال ریاستجمهوری میگفت. این اعتقادات نشان میداد که خوشبینی بیحد و حصر ترامپیها در میان تاجران آمریکایی هم باید با ترسهایی در مورد حمایت از تجارت و ژئوپلیتیک و همچنین سوالهایی در مورد چگونگی اداره دولت از سوی ترامپ همراه باشد.
با خوشبینی شروع کنیم. از انتخابات نوامبر تاکنون شاخص استاندارد اند پورز ۵۰۰، معادل ۶ درصد افزایش یافته و رکوردشکن شده است. بررسیها نشان میدهد اعتماد تجاری افزایش یافته است. هر دوی این موارد بازتاب امید به این موضوع است که ترامپ مالیات شرکتی را برای بازگرداندن سود خارجی به داخل کشور کاهش خواهد داد. اقدام خوبی است، اصلاح مالیات منجر به مزایای پایدار میشود، همانطور که برنامههای دقیق و هوشمندانه سرمایهگذاری زیرساختی و مقرراتزدایی، اما اگر همین برنامهها به درستی اجرا نشوند، اقتصاد کشور را تهدید خواهند کرد.
همان قدر که ترامپ شکنندگی سیستم اقتصادی جهان را بیاهمیت جلوه میدهد، ژئوپلیتیک را هم اشتباه تعبیر میکند. ترامپ حتی پیش از رسیدن به قدرت هم، سیاست خارجی چند دههای و عموما دوحزبی آمریکا را رد میکرد. او معمولا ارزش اتحادیه اروپا را تحقیر کرده است. او آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان و نزدیکترین متحدان آمریکا را با ولادیمیر پوتین، رییسجمهور روسیه و یک دشمن قدیمی مقایسه کرده است.
او به شدت به مکزیک که رفاه و آرامشش برای ایالات جنوبی آمریکا به شدت اهمیت داده، حمله کرده است و بیمسوولانهتر از همه اینکه او شروع به تخریب تعاملات دقیق آمریکا با چین رو به قدرت کرده و در حال به مخاطره انداختن مهمترین رابطه دوجانبه آمریکاست.
دورنمای ریاستجمهوری ترامپ آنقدر مشکلساز است که یک سوال مهم دیگر را به ذهن متبادر میکند؛ عملکرد کاخ سفید ترامپ چگونه خواهد بود؟ از یک طرف مدافعان هستند، از جمله مایک پنس، معاون رییسجمهور رینس پریباس، رییس ستاد کل کارکنان و کنگرهای جمهوریخواه با ریاست پل رایان و میچ مک کانل. در سوی دیگر آشوب گران قرار دارند به خصوص استیو بانون، پیتر ناوارو و مایکل فلین. کشمکش گسترده میان سیاست معمول و شورش که با میانجیگری ایوانکا، دختر ترامپ و جرد کوشر، داماد او همراه بوده، ثابت میکند که این ریاستجمهوری تا چه اندازه انقلابی خواهد بود.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد