21 - 09 - 2022
اینک چه باید کرد؟
بخش اول: ضرورت موضوع
خشکسالی و بحران کمبود آب در ایران از مرز هشدار گذشته و اینک زمان عمل فرا رسیده است. سالهاست مقامات دولتی، کارشناسان و شهروندان مسوول در مورد ابعاد رو به گسترش کمبود آب در ایران هشدار میدهند. آخرین خبر در مورد جیرهبندی آب در ۱۲ کلانشهر کشور بود. خشک شدن پنج دریاچه، پایین رفتن بستر آبهای زیرزمینی در اقصا نقاط کشور، خشک شدن آب زایندهرود و چند رودخانه دیگر، کاهش سطح ذخیره آب پشت اغلب سدهای کشور، تخلیه ۶۵ درصد از روستاهای یزد در ۲۵ سال گذشته، خالی شدن ۳۰۰ روستا در حاشیه دریاچه هامون، تامین آب ۵۳۰۰ روستا به وسیله تانکر و گسترش کویر تنها تکرار تراژدی تلخی است که هر روز بیشتر سرزمین ما و ساکنان آن را به لبه یک فاجعه ملی و زیستمحیطی نزدیکتر میکند. در کنار تمامی هشدارها و اعلام خطرها کمتر سخنی از پیدا کردن راهحل برای این بحران در میان است. گویی همه منتظر معجزهای نشستهاند یا در بهترین حالت، چشم به آسمان دوخته و امیدوارند در زمستان آینده ابرها به رحم آمده و باران فراوانی نصیب زمین تشنه ایران زمین کند.در چنین شرایطی سازمانهای غیر انتفاعی که علاقهمند به پیگیری این فاجعه باشند یا وجود خارجی ندارند یا از نفس افتادهاند، وزارتخانههای مسوول تامین آب آشامیدنی و آب کشاورزی تنها به اعلام هشدار اکتفا میکنند و مجلس شورای اسلامی آنقدر مشغول درگیریهای جناحی است که وقت رسیدگی به این قبیل امور «پیش پا افتاده» را ندارند.
مقایسه خشکسالی در کالیفرنیا
معضل خشکسالی تنها مختص ایران نیست و این بحران هماکنون دامنگیر تعدادی از ایالتهای غربی آمریکا به خصوص کالیفرنیا شده است. کمبود باران در زمستان ۱۳۹۲ در این ایالت رکورد شکست تا جایی که بسیاری از مزارع در فلات مرکزی کالیفرنیا که به عنوان انبار غله آمریکا شناخته میشود، با کمبود شدید آب روبهرو شدند و انتظار میرود متعاقبا قیمت محصولات کشاورزی و حتی گوشت و لبنیات افزایش یابند
همزمان کنگره ایالت کالیفرنیا کمیسیونهای مختلفی برای پیدا کردن راهحل عاجل برای خشکسالی تشکیل داد و بودجهای چند میلیارد دلاری برای مقابله با بحران آب اختصاص داده شد. دولت فدرال نیز متعهد شد که اعتبارات فوری جهت مقابله با خشکسالی در اختیار این ایالت قرار دهد.
وزارت آب کالیفرنیا بلافاصله شرایط اعطای اعتبارات ایالتی برای پروژههایی که به خودکفایی محلی در تامین آب منجر شود یا با صرفهجویی، از ائتلاف بیرویه آب جلوگیری کند را اعلام کرد و شهرها و استانهای مختلف با تهیه طرحهای عمرانی دو فوریتی برای دریافت اعتبارات به رقابت پرداختند.
اصلاح نظام مدیریت آب، تبدیل سیستم آبیاری منازل، باغات، پارکها و مزارع به سیستم آبیاری هوشمند، بازیافت آب فاضلاب و تصفیه آن در حد آبیاری و حتی آشامیدن، گسترش لولههای آب بازیافت شده برای مصارف کشاورزی و آبیاری باغها و پارکها، ایجاد مخازن کوچک و بزرگ در منازل و ساختمانهای مسکونی و تجاری و موسسات برای ذخیره آب باران در همان ساختمانها، هدایت آب باران از سیلابها و مسیلهای انتقال سیل در سطح شهرها به مخازن برای تصفیه تنها نمونههایی از طرحهای بودند که از جانب شهرها و استانهای کالیفرنیا و ادارات متعدد آب و نهادهای غیرانتفاعی برای دریافت اعتبارات ارایه شدند. شرط تامین اعتبار این پروژهها این بود که آن پروژه آماده اجرا بوده و ظرف یک یا دو سال به نتیجه مورد نظر دست یابند.
افزایش جمعیت و کاهش منابع آب
متاسفانه با مرور روزنامههای چاپ ایران و جستجوی اینترنتی خبری از اینکه چه اقدامات عملی در حال حاضر برای رفع مشکل بیآبی در ایران در دست اجرا یا حتی بررسی باشد دیده نمیشود. حل این مشکل نیز امری نیست که یک شبه و یک ماهه قابل اجرا باشد. در شرایطی که سخن از افزایش جمعیت به ۱۵۰ میلیون نفر است، هیچ سخنی از چگونگی تامین آب ۷۵ میلیون نفری که قرار است در آینده به جمعیت کنونی اضافه شوند دیده نمیشود. باقی ماندن جمعیت فعلی ایران در این سرزمین بسته به تامین آب دارد وگرنه همین جمعیت به دلیل کوچ دسته جمعی رو به نقصان خواهد گذاشت. مضافا اگر مشکل تامین آب حل نشود سرنوشت مناطق کمجمعیت فلات مرکزی و جنوب شرقی ایران و کاهش مستمر جمعیت در انتظار بقیه نقاط کشور خواهد بود.
در عالم واقع، رسیدن به یک طرح عملی به مطالعات کارشناسی و طراحی و محاسبه و تامین بودجه نیاز دارد و در بهترین حالت سه تا چهار سال وقت نیاز است تا یک طرح به مرحله اجرا و همان مدت وقت لازم است تا یک طرح به مرحله بهرهبرداری برسد. عدم توجه جدی به مشکل آب منجر به تنشهای اجتماعی خواهد شد که نمونههای آن در تظاهرات مردم در چند نقطه کشور علیه ارسال آب به مناطق دیگر و اعتراض به خشک شدن دریاچهها و رودخانهها مشاهده شده است. جیرهبندی و کمبود گسترده آب در تهران و شهرهای بزرگ میتواند سیاسی شده و دولت را با مطالبات حداکثری مردم مواجه گرداند. بیتوجهی به این مساله در کنار حیف و میل بیتالمال و فساد گسترده مالی در نظام بانکی و موسسات دولتی که هر روز ابعاد جدیدی از آن برای مردم آشکار میشود، باعث فرسایش حوصله عمومی و سلب اعتماد به کارآمدی مسوولان حکومتی خواهد گردید.
در چنین شرایطی است که دلسوزان برای آینده کشور و کارشناسان مستقل راهحلهایی را پیشنهاد میکنند که کمتر مورد توجه جدی مسوولان واقع شده و راهی جز در میان گذاشتن این طرحها و نظرات با افکار عمومی باقی نمیگذارد. مساله بحران آب یک مساله ملی است و تمام شهروندان ایران با وجود قومیت، مذهب، دیدگاههای سیاسی و فکری از آن صدمه دیده و متقابلا در بهبود آن شریک هستند.
صرفهجویی خوب است ولی کافی نیست
نهادهای مسوول در چند سال اخیر با افزایش قیمت آب مصرفی و نصیحت مردم به صرفهجویی تلاش کردهاند با رشد روز افزون این بحران مقابله کنند ولی واقعیت این است که مردم ایران با توجه به امکانات خود نهایت صرفهجویی را در مصرف آب میکنند. دیگر از حوضهای پر از آب در خانهها و باغهای شهری خبری نیست. سکونت در آپارتمان و رو آوردن به سبک زندگی جمعی نیز در کاهش مصرف آب موثر بوده است. همزمان افزایش شبکه فاضلاب شهری به کاهش هدر رفتن آب فاضلاب در چاههای سنتی کمک کرده و بخشی از آب فاضلاب برای مصارف کشاورزی و حتی آشامیدنی تصفیه میشود. آب چاههای سنتی هم برای جبران کمبود آب آشامیدنی و کشاورزی استخراج شده و پس از تصفیه به شبکه آبرسانی شهری برگردانده میشود ولی افزایش جمعیت طبعا به افزایش تقاضا هم منجر شده است. ساختن دهها سد بر رودخانههای کشور نیز کمک شایانی به تامین آب کشاورزی کرده است ولی مشکل در توزیع آب یا صرفهجویی در مصرف آب نیست بلکه مشکل اصلی «تامین آب» است. شرط اساسی خودکفایی در کشاورزی تامین آب کشاورزان است و با ادامه روند گرمایش زمین و خشکسالی، چشمانداز تامین آب با نگرشهای پیشین به نظر ناممکن میآید. به این دلیل باید نگرش عمومی به تامین آب را تغییر داد و به فکر ۲۰- ۳۰ سال آینده بود که با افزایش جمیعت و تداوم خشکسالی چه راهی باید پیش گرفت.مدیریت آب، تغییر شیوه انتقال آب از کانالهای سنتی به کانالهای بتنی و تغییر شیوه آبیاری باغات و مزارع و بازیافت آب فاضلاب به عنوان راهحل کمبود آب مطرح میشوند. همه این شیوهها باید مدنظر نهادهای مسوول تامین و توزیع آب و مصرفکنندگان آب باشند ولی تامین درازمدت آب تنافری با اصل مدیریت پیشرفته آب نداشته و باید دست در دست هم پیش بروند.
مساله گرمایش کره زمین و گسترش خشکسالی
براساس یک پژوهش جدید که توسط «مرکز فضانوردی آمریکا» انجام گرفته، روند گرمایش کره زمین به علت پخش کاربن مونوکساید منجر به بارانهای شدید در برخی نواحی جهان، بارانهای متوسط در برخی دیگر و خشکسالی در نواحی وسیعی از جهان خواهد شد.
این مرکز روند ریزش باران در ۱۴۰ سال گذشته را در مدل کامپیوتری مورد ارزیابی قرار داده و به این نتیجه رسیده است که روند خشکسالی در غرب آسیا و خاورمیانه (شامل ۹۰ درصد خاک ایران) رو به تشدید شدن است و همزمان ریزش باران در شبه قاره هند رو به افزایش گذاشته است. یکی از کارشناسان سازمان هواشناسی کشور ضمن تایید آن موضوع اعلام کرد این خشکسالی ممکن است ۲۵ سال ادامه داشته باشد.
مشابه همین روند در آمریکا نیز مشاهده شده است. بنا به گزارش اخیر کاخ سفید که در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳ منتشر شد، هوای آمریکا نسبت به سال ۱۸۹۵ یک درجه سانتیگراد گرمتر شده و امکان گرمتر شدن آن تا دو درجه سانتیگراد دیگر تا پایان قرن بیست و یکم هست. همین گزارش به تغییرات آب و هوای شرق و غرب آمریکا پرداخته و افزایش خشکسالی در غرب آمریکا و افزایش توفانهای سیلآسا در شرق و جنوب آمریکا را از جمله عواقب این تغییرات برشمرده است. لازم به ذکر است که هماکنون متوسط بارندگی در ایران ۲۵۰ میلیمتر در سال است. این میزان در حدود یک سوم میزان متوسط جهانی است.
البته یافتههای علمی دانشمندان و متخصصان دیگر کشورها نیز حاکی از تغییرات گسترده شرایط جوی در نقاط مختلف دنیاست به عنوان مثال، نتایج بررسیهای علمی انجام شده در سطح جهان حاکی از آن است که با نازک شدن لایه ازن در قطب جنوب، یخهای این منطقه به سرعت در حال ذوب شدن بوده و در نتیجه سطح آبهای آزاد جهان افزایش یافته و بالا خواهد آمد و شرایط جوی جدیدی بر کره زمین حاکم خواهد شد. افزایش سطح آب دریاها با طمع انسانها در غصب و خشکاندن دریاها و مردابهای ساحلی نیز ارتباط دارد. از سال ۱۶۱۲ میلادی که اولین سدهای خاکی در کشور هلند برای خشک کردن دریا و افزایش زمینهای کشاورزی شروع شد تا سال ۲۰۱۴ میلادی بیش از ۵۰ هزار کیلومتر مربع از سطح دریاها به دلیل خشک کردن آن و تبدیل سطح دریاها به مناطق مسکونی شهری و زمینهای کشاورزی در بیش از ۵۰ کشور جهان در پنج قاره کاسته شده است.
از سوی دیگر نتایج مطالعات مرکز خزرشناسی نیز نشان میدهد که آب دریای مازندران در سالهای آینده دستکم سه تا پنج متر بالا خواهد آمد و قسمتی از استانهای گیلان، مازندران و گلستان را زیر آب خواهد برد بنابراین برای حل این مشکل باید بخشی از آب دریای مازندران را تخلیه کرد.
«هیات بین دولتی تغییرات آب و هوایی» وابسته به سازمان ملل متحد در گزارش اخیر خود که در ۱۱ فروردین ۱۳۹۳ منتشر کرد، نسبت به روند افزایش گرمای کره زمین و تاثیر آن بر کمبود آب هشدار داد. این گزارش خطر تنشهای قومی و جنگ و فجایع طبیعی را از تبعات کمبود آب دانسته و از دول عضو درخواست کرده است تا برای کاهش اثرات گازهای گلخانهای تلاش کنند.این گزارش هشدار داده است که ظرف ۱۰ سال آینده افزایش گرما در برخی مناطق باعث افول شهرها، کاهش تولیدات و ضایعات غیرقابل جبران به زیرساختهای شهری و زیستمحیطی خواهد شد.
کویر لوت، بخاری کره زمین
یکی از تاثیرات منفی گرمایش زمین به صورت گسترش کویر و پراکنده شدن شنهای روان در مناطق مجاور و نابودی گیاهان و حیات وحش نمودار میشود. روند گرمایش زمین به خصوص در خاورمیانه پدیدهای است که طی چند هزار سال تداوم داشته ولی اینک سیر صعودی پیدا کرده است.
براساس برخی پروژههای تاریخی کویرهای ایران تا هفت هزار سال پیش مملو از آب بوده و تمامی فلات ایران همانند مناطق استوایی پوشیده از درخت بود. هوای این مناطق معتدل و فصل بارندگی طولانی بود. در گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نیز به این موضوع اشاره شده است: «در سالهای خیلی دور، منطقه لوت یک دریاچه زنده با زیباییهای طبیعی بوده است. پس از گذشت سالها این دریاچهها شروع به تبخیر نموده و کوهها سر برآوردند. محیطزیست به تدریج تغییر شکل و اکولوژی لوت کاملا دگرگون شد» (گزارش مرکز پژوهشهای مجلس- ص ۱۸).
بر مبنای برخی دادههای تاریخی زلزلهای بسیار شدید فلات مرکزی کنونی ایران را به شدت تکان داد و با فروپاشی کوههای جنوبی دریاچهای که اینک کویر لوت است، آب دریاچه با شدت از آن خارج شده و باعث طغیان در ممالک همجوار شد. این واقعه در منابع تاریخی چین هم ثبت شده و از آن به صورت تکانهای عظیم، بارانهای شدید و سیلی که هرگز پیش از آن مشاهده نشده بود، یاد میکنند.
این فاجعه طبیعی به مدت ۲۰ روز ادامه داشت و منجر به تغییر شگرف در محیطزیست خاورمیانه و فلات ایران شد. جنگلها و مراتع حاصلخیز شسته شدند و شکل دریاها و دریاچهها تغییر کردند. ممکن است برخی داستانهای مذهبی در مورد حضرت نوح و توفانهای بارانی و ساختن کشتی نوح ناظر بر این واقعه طبیعی بوده باشد. تغییر بافت طبیعی خاورمیانه پس از این واقعه به صورت گرم شدن تدریجی هوا، تبدیل مراتع به صحرا و کویر، آب شدن تدریجی یخهای شمال اروپا، نازا شدن ابرهای این منطقه و در نقطه مقابل افزایش بیسابقه باران در شبه قاره هند نمودار شدند. هماکنون گرمترین نقطه کره زمین در منطقه «گندم بریان» واقع در کویر لوت است که دمای آن تا ۷۰ درجه سانتیگراد میرسد و از آن به عنوان «بخاری کره زمین» هم یاد میکنند.
بنا به نظر برخی دانشمندان، تابشهای خورشیدی به کویر لوت منجر به بازتاب امواج مادون قرمز به فضا شده، بخشی از آن تشعشعات از اتمسفر عبور میکند و قسمتی دیگر توسط گازهای گلخانهای موجود در اتمسفر به سطح زمین بازتابیده میشود. بازگشت این امواج باعث نازا شدن ابرها گردیده و بر شدت خشکسالی میافزاید. یکی از راههای ممانعت از تداوم این کنش و واکنش حرارتی، خاموش کردن «بخاری کویر لوت» از طریق بازگرداندن طبیعت آن به حالت اولیه، یعنی تبدیل آن به دریاچه است. این طرح مخالفان و موافقانی دارد که هر یک برای فواید و مضرات این طرح دلایلی ارایه میدهند که به سهم خود قابل تعمق هستند.مروری بر طرحهای ارایه شده برای تامین آب در ۴۰ سال گذشته طرحهای مختلفی برای تامین آب ایران از طریق کارشناسان دلسوز ارایه شده است ولی جز پروژههای سدسازی برنامهریزی جدی برای تامین آب اجرا نشده است. بسیاری از سدها نیز به دلیل کاهش بارندگی، افزایش مصرف و ضعف مدیریت آب، خالی بوده یا بسیار کمتر از ظرفیت خود آب دارند.تبدیل کویرهای مرکزی ایران به دریارچه یکی از طرحهایی است که از سال ۱۳۴۵ میان کارشناسان مطرح شد. اولین طرح توسط مهندس هوماننژاد نوشته و به سازمان پژوهشهای علمی کشور تحویل داده شد. براساس این طرح باید بین دریای مازندران و دریای عمان دریاچههایی ایجاد شود تا نهایتا این دو دریا به هم متصل گردند. در این ارتباط سه نقطه پست در مرکز و جنوب شرقی ایران شامل دشت کویر، کویر لوت و چاله جازموریان در نظر گرفته شد.پس از انقلاب طرحی توسط آقای مسعود قمی به نخستوزیر وقت (میرحسین موسوی) ارایه شد که شامل کانالهایی برای ایجاد ارتباط بین این دو دریا میشد. این طرح در زمان دولتهای هاشمی رفسنجانی و خاتمی با شرکت دهها کارشناس و متخصص پیگیری شد. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تلاش کشورهای تازه استقلال یافته در آسیای مرکزی و قفقاز برای استخراج و فروش نفت و گاز خود به کشورهای اروپایی و آسیایی، موضوع انتقال انرژی فسیلی به عنوان یک چالش بزرگ پیش روی سرمایهگذاران و تولیدکنندگان منابع انرژی قرار گرفت. ناپایدار بودن مسیرهایی که به نحوی به دخالت روسیه بینجامد به عنوان مهمترین مانع در انتقال منابع فسیلی درآمد و بنابراین راه انتقال نفت و گاز از طریق ایران به خصوص برای مصرفکنندگان آسیایی به عنوان مسیری پایدار مورد بررسی قرار گرفت. متاسفانه ضعف دولت ایران در استفاده از موقعیت پیش آمده و بحرانهای پیاپی با ممالک غربی مانع جدی گرفتن این طرح شد.
در سالهای ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۶ جمعی متشکل از ۱۳۰ کارشناس و متخصص داخلی مطالعات امکانپذیری مقدماتی احداث آبراه کشتیرانی از دریای عمان و خلیجفارس به دریای مازندران را بررسی کرده و گزارشی در ۱۰ جلد تقدیم رییسجمهور وقت کردند که بخشی از طرح ارایه شده ناظر بر راههای تامین آب فلات مرکزی ایران بود. گزارش نهایی مطالعات در پنج هزار صفحه تنظیم گشته و شامل بررسیهای جامع جغرافیایی، زمینشناسی و مهندسی و تاثیرات زیستمحیطی میشد و گزینههای مختلف ساختن آبراه را مورد بررسی قرار داده بود. این مطالعات به تایید مهندسین مشاور روسی نیز رسید. مجری این طرح مقدماتی وزارت جهاد سازندگی وقت و کارفرمای آن دفتر ریاستجمهوری بود.
در عین حال تعدادی از هموطنان مقیم آمریکا با بهرهگیری از تواناییهای علمی و تخصصی ایرانیان مقیم این کشور به مطالعات مقدماتی کارشناسی همت گماردند و با آرزوی سربلندی ایران و ایرانی و استفاده از سود سرشار ترانزیت نفت و گاز برای مردم ایران دو طرح جامع را تدوین کرده و به دولت ایران تحویل دادند. این طرحها علاوه براحداث کانال ترانزیت کالا و نفت بین دریای مازندران و دریای عمان راهحلهایی برای تامین آب مناطق کویری عرضه کردند.
طرح اول به همت آقای فرید سیف، مدیر شرکت «دوتامپ» و متخصصان این شرکت در تگزاس و طرح دوم توسط دکتربدیع بدیعالزمانی و جمعی از متخصصان ایرانی ساکن کالیفرنیا با عنوان «ایرانرود» در سال ۱۳۷۹ به دولت وقت تحویل داده شد.
این طرحها مشابهتها و تفاوتهایی با همدیگر داشته و هدف نهایی آنها فراهم کردن امکان انتقال نفت و گاز قفقاز و آسیای مرکزی از طریق خاک ایران، ایجاد یک منبع درازمدت درآمد، توسعه طبیعی کویر و مناطق محروم مرکز و جنوب شرق کشور، رونق اقتصادی سراسر ایران، ایجاد مشاغل جدید و تامین هزینه نگهداری و مرمت کانال و دریاچههای مسیر از طریق دریافت حق ترانزیت نفت و گاز و کالا بود. این طرحهای جسورانه در ورای ساختن کانالهای ترانزیت، عمران و آبادانی همهجانبه ایران را هدف قرار داده و با آمار و ارقام، امکانپذیر بودن آن را نشان دادند.
بنا به درخواست آقای حسین فدایی آشتیانی، نماینده وقت تهران، ری و شمیرانات در مجلس شورای اسلامی، ماموریت «بررسی امکانپذیری اتصال دریاهای جنوب و شمال کشور» به مرکز پژوهشهای مجلس واگذار شد. دفتر مطالعات زیربنایی وابسته به این مرکز نتیجه بررسی خود را در گزارش ۲۴ صفحهای در تاریخ آبان ماه ۱۳۸۴ تنظیم کرده و در اختیار دولت و نمایندگان مجلس قرار داد. این گزارش ضمن تایید بسیاری از نتایج مطالعات کارشناسی اولیه، ادامه مطالعات کارشناسی و امکانپذیری را توصیه کرده و تحقق اجرای آن را با توجه به دانش فنی و مهندسی کشور و استفاده از تجارب دیگر کشورهای جهان میسر دانست. نویسندگان گزارش احداث یک آبراه کشتیرانی مرکزی در ایران را «از لحاظ فنی امکانپذیر و از لحاظ اقتصادی قابل تعمق» دانستند (گزارش- ص ۲۳).
متاسفانه انتشار این گزارش، آن هم شش ماه پس از روی کار آمدن دولت محمود احمدینژاد، سرنوشتی بهتر از سایر پروژههای عمرانی و تحولات اقتصادی مملک نداشت و به بوته فراموشی سپرده شد. با اینکه درآمد ایران در دوران هشت ساله دولت احمدینژاد از مجموع درآمد نفتی ایران در طول تاریخ استخراج نفت در ایران فراتر رفت ولی بخش اعظم آن در تاریکخانههای قدرت به هدر رفت. تنها بخش کوچکی از مبالغ میلیاردی اختلاسها و فساد مالی میتوانست نه تنها مطالعات کارشناسی پیشنهاد شده توسط مرکز پژوهشهای مجلس را به مراحل تکمیلی برساند بلکه قادر بود مقدمات شروع و اجرای آن پروژه عظیم را فراهم آورد.
تامین آب به عنوان یک وظیفه شهروندی
هماکنون که مساله بحران آب از مرحله هشدار گذشته و در حال تبدیل شدن به یک بحران اجتماعی است، ضرورت توجه جدی به این موضوع در دستور کار ایراندوستان و دلسوزان و شهروندان ایرانی داخل و خارج کشور قرارگرفته است.
اگر دولت ایران و مجلس شورای اسلامی طرح جدی برای مقابله با بحران آب نداشته و یا اگر داشته هنوز اعلام نکرده است، جامعه مدنی و شهروندان ایران وظیفه خود میدانند که موضوع تامین آب ایران را به عنوان یک امر حیاتی و یک خواست اقتصادی و اجتماعی به مناظره عمومی گذاشته و از طریق رسانههای مستقل، کارشناسان و مسوولان امور را به ارایه طرح و نقد و سپس بررسی علمی نظرات و پیشنهادات مطرح شده دعوت کنند.
تامین آب ایران در ورای دیدگاههای سیاسی، تعلقات قومی و مذهبی، گرایشات جناحی و فلسفی یک ضرورت ملی است و در جهت تحقق آن به یک اجماع ملی نیاز است. اگر در قرن بیستم ملی کردن بزرگترین منبع زیرزمینی ایران (نفت) با اجماع ملی محقق شد، در قرن بیست و یکم مساله تامین آب ایران نیازمند اجماع ملی و مشارکت فعال شهروندان است تا تحقق یابد. اهمیت تامین پایدار آب بیش از ملی کردن نفت است.فقط به یاد داشته باشیم که وقت تنگ و خشکسالی رو به گسترش است.
* عضو هیات علمی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا
Yahoo.com@Afarassati

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد