30 - 03 - 2020
بازداشت خسروپرویز و آغاز پایان امپراتوری توانمند ایرانیان
۳۱ دسامبر سال ۶۲۷ میلادی خسروپرویز (خسرو دوم) شاه وقت ایرانیان از دودمان ساسانی که به خاطر اطفای حس جاهطلبی خود و رساندن مرزهای ایران به روزگار داریوش بزرگ دست به جنگهای غیرضروری ازجمله تصرف مصر و محاصره قسطنطنیه و تصرف همه آسیای غربی زده بود و صلیبی را که مسیح به آن مصلوب شده بود به تیسفون آورده بود و ارتش را فرسوده و مردم را زیر بار مالیاتهای سنگین قرار داده بود در کاخ تیسفون بازداشت شد و این اقدام که به خواست ژنرالهای ایران و تصویب شیرویه (قباد دوم) پسر او صورت گرفت آغاز پایان امپراتوری توانمند ایرانیان در عهد باستان به شمار میرود. ایرانیان بعدا در قرون وسطی و جدید چند امپراتوری دیگر تشکیل دادند.
خسروپرویز پس از ناموفق بودن تعرض نهم دسامبر سال ۶۲۷ نظامیان ایران به سپاه روم به فرماندهی هراکلیوس امپراتور روم شرقی در نبرد نینوا روحیه خود را از دست داد و با وجود اصرار ژنرالهای ارتش که ناموفق بودن در یک تعرض محدود، شکست کامل نیست دستور عقبنشینی داد و خود به حالت فرار به دستگرد (۱۲۰ کیلومتری تیسفون) و سپس به تیسفون بازگشت و برای فراموش کردن غم شکست به شراب و بادهگساری پناه برد. وی در این کار دست به افراط زده بود و خروج شبانهروزی او از حالت طبیعی ژنرالهای ایران را در برابر دشمن بلاتکلیف گذاشته بود به گونهای که تصمیم به بازداشت او و نصب پسرش به پادشاهی گرفتند. خسروپرویز در حال مستی کامل در جلسات نظامی حضور مییافت و در چنین وضعیتی اتخاذ تصمیم دشوار بود و نیروهای هراکلیوس به دروازههای تیسفون نزدیک شده بودند.
بازداشت خسرو پرویز که ۳۷ سال (از سال ۵۹۱ تا سال ۶۲۸ میلادی) بر ایران سلطنت کرد، مساله را حل نکرد زیرا مقامات سیاسی و بزرگان کشور تا او زنده بود حاضر به پذیرش پسرش شیرویه (قباد دوم) به عنوان شاه نبودند.
پس از چند هفته سرگردانی و بحران، (اواخر فوریه) ناگهان در تیسفون اعلام شد که خسروپرویز در بازداشتگاه کاخ درگذشته است که بعدا معلوم شد به اشاره افسران گارد، زندانبان او را کشته بود و قتل او در سال ششم هجرت صورت گرفت و کمتر از هشت سال بعد در نوامبر سال ۶۳۶ میلادی، ایران در قادسیه شکست نظامی خورد و طولی نکشید که تیسفون مسخر شد و با قتل یزدگرد سوم در مرو در سال ۶۵۱ میلادی حکومت ساسانیان پس از ۴۲۷ سال (از ۲۲۴ تا ۶۵۱) پایان یافت. در ۱۴ سال آخر عمر حکومت ساسانیان، قلمرو آنان محدود به ایران خاوری (افغانستان)، منطقه فرارود، مازندران، گیلان و چند نقطه کوهستانی و دورافتاده دیگر بود.
پس از قتل خسروپرویز، پسر او شیرویه که به نام قباد دوم تاج برسر گذاشته بود با هراکلیوس آشتی کرد و ضمن قرارداد صلح مورخ سوم آوریل سال ۶۲۸ میلادی، ایران از همه متصرفات خسروپرویز از جمله مصر، سوریه و فلسطین صرف نظر کرد و صلیب را که بهانه جنگ بود به رومیان پس داد و این صلیب ۱۴ سپتامبر همان سال به فلسطین بازگردانده شد و مسیحیان را شادمان کرد. سلطنت قباد دوم طولی نکشید و با درگذشت وی پایان یافت و بر بحران سیاسی ایران افزود.
حکومت خسروپرویز از همان آغاز کار با ناآرامی همراه بود؛ بر ضد پدرش کودتا کرده، با کمک رومیها بهرام چوبین بزرگترین و ماهرترین ژنرال ایران پس از «سورنا» را شکست داده و رنجانده بود و ….
در پی قتل خسروپرویز که از رویدادهای دگرگونکننده تاریخ جهان است در طول چهار سال و چند ماه ۱۰ نفر از این قرار بر ایران حکومت کردند: شیرویه که به قباد دوم تغییر نام داده بود، اردشیر سوم، خسرو سوم، جوانشیر، پوراندخت، گشتاسب، آذرمیدخت، هرمز پنجم، فیروز، خسرو پنجم و آنگاه در سال ۶۳۲ یزدگرد سوم به سلطنت رسید که آخرین شاه دودمان ساسانی بود و پس از چند شکست از اعراب در سال ۶۵۱ در مرو کشته شد. پوراندخت و آذرمیدخت دختران خسروپرویز بودند. پوراندخت ۱۷ ماه سلطنت کرد، ولی دوره سلطنت آذرمیدخت بسیار کوتاه بود و هر دو نیز مانند بسیاری از این شاهان چند روزه در جریان مبارزه بر سر قدرت و اختلافات خانوادگی (داخل قصری) کشته شدند.
ارتش روم نیز در این جنگها چنان تضعیف شده بود که هراکلیوس پس از بازگشت به قسطنطنیه پایتخت خود عنوان امپراتوری روم را به پادشاهی بیزانس (بیزانتین شامل یونان، قسمتی از آناتولی، فلسطین، سوریه و نواحی اطراف آن) تبدیل کرد و در جنگ سال ۶۳۶ در یرموک (شام = سوریه) از اعراب مسلمان شکست خورد و سوریه و بعدا فلسطین را از دست داد و به این صورت سالهای ۷۳۶ و ۷۳۷ را باید افول هر دو امپراتوری و برقراری وضعیت تازهای در جهان به شمار آورد.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد