9 - 12 - 2021
بازرگام؛ زمینگیر شدن در گام نخست
نادر کریمیجونی- ارسال اینترنتی کالاهای اساسی که جزء افتخارات وزارت جهاد کشاورزی محسوب میشود و وزیر و مدیرعامل سازمان تعاون روستایی به مناسبتهای گوناگون تواناییهای آن را برشمرده و در مورد تاثیرهای آن اغراق شده، در عمل با آنچه گفته میشود تفاوت بسیاری دارد و مصداق کاملی است از این ضربالمثل ایرانی که شنیدن کی بود مانند دیدن!حدود یک ماه پیش وزارت جهاد کشاورزی در ردههای مختلف از جمله در سطح وزارت، از تاسیس و راهاندازی سامانهای خبر دادند که در آن کالاهای اساسی بهطور مستقیم و بدون اخذ هزینه حملونقل به دست شهروندان و مصرفکنندگان میرسد و دست دلالان و واسطهها را قطع میکند تا حاشیه به وجود آمده قیمتی که سبب گران شدن کالا میشود، از بین برود. در آن هنگام گفته میشد که این طرح در گام نخست فقط در تهران و چند مرکز استان دیگر اجرا میشود ولی در گامهای بعدی، اجرای طرح به سایر مراکز استان هم تسری مییابد و شهروندان بیشتری را تحت پوشش قرار میدهد. همچنین قرار بود این طرح در گام اول از میان کالاهای اساسی فقط تخممرغ و مرغ منجمد را به قیمت رسمی توزیع کند که در مراحل بعد برخی کالاهای دیگر مانند روغن، برنج خارجی و شکر نیز به دو کالای قبلی اضافه شدند. البته همان موقع این پرسش مهم مطرح شد که چگونه یک مجموعه خصوصی تحت قرارداد دولت با دریافت تنها هفت درصد حاشیه سود میتواند هزینه سنگین حملونقل، کارکنان ستادی، هزینههای انبارداری، هزینه مکان ستاد و… را تقبل کند. در پاسخ به این پرسش بررسی عملکرد سایتهای طرف قرارداد نشان میدهد که این سایت کالاهای غیراساسی را با سود بالا در کنار کالاهای اساسی به مشتریان میفروشند و اگرچه مشتری الزامی در خرید کالاهای غیراساسی ندارد اما این خرید بالاخره اتفاق میافتد و در مجموع سود قابلتوجهی را عاید سایت میکند که تقبل هزینه حملونقل را توجیهپذیر مینماید. در واقع این نشان میدهد که سایتهای مذکور و در راس آنها پایگاه بازرگام، از بهر خدا به خدمت مشغول نشدهاند! نگارنده خود پایگاه بازرگام را بررسی کرده و از آن خریدی ناموفق داشته است، علاوه بر این با اپراتورها و رانندگان این پایگاه صحبت کرده و سخنان سایر مشتریان این پایگاه را دیده یا شنیده است. برای دیدن نظریات و دیدگاههای سایر مشتریان کافی است به پایگاه اینستاگرام بازرگام مراجعه شود تا این نظریات دیده شود. بر این پایه آنچه در این گفتار میآید، نه براساس شایعهها و خیالبافیها که کاملا واقعی و عینی است و به همین دلیل قابل دفاع است. آقای وزیر ادعا میکند روزی ۳۰۰ تن مرغ منجمد میان مشتریان خانگی توزیع میشود به همین نسبت کالاهای دیگر مانند روغن و تخممرغ هم به مشتریان تحویل داده میشود. این پایگاهها و نرمافزارها البته کالاهای غیرتنظیم بازاری مانند میوه و… هم دارند که در کنار کالاهای تنظیم بازاری فروخته میشوند بنابراین اگر اظهارات سیدجواد ساداتینژاد که خطاب به رییسجمهور ایراد و کلیپ آن در فضای مجازی منتشر شده، مبنای محاسبه قرار گیرد گمان میرود که روزانه دستکم ۵۰۰ تا ۷۰۰ تن کالا میان مشتریان در تهران توزیع میشود. احتمالا در استانهای دیگر مانند یزد، اصفهان و شیراز هم با نسبتی کمتر همین میزان کالا توزیع میشود. اما اگر در تهران ۵۰۰ تن کالا توزیع شود با توجه به ظرفیت وانتهایی که اپراتورهای بازرگام آن را سفیر مینامند، آیا توزیع این حجم کالا ممکن است؟ وانتهای استفاده شده از نوع پراید هستند که حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ کیلوگرم ظرفیت حمل بار دارند و اگر در روز دو یا سه بار خود را تخلیه و دو بار بارگیری کنند حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ وانت برای توزیع این کالاها لازم است در حالی که به گفته رانندگان وانت، تعداد کل وانتهای توزیعکننده به ۱۰۰ وانت نمیرسد و به همین دلیل تاخیر در تحویل کالا گریزناپذیر است.در تجربه عینی هم همین تاخیر مشاهده میشود؛ فرد از طریق صفحات اینترنتی سفارش خود را ثبت میکند، در این سفارش از کاربر پرسیده میشود که مایل هستید کالای خود را در چه زمانی تحویل بگیرید. فرض کنید شما بازه زمانی صبح تا ظهر فردای روز سفارش را انتخاب میکنید. اما در روز اول که قرار است کالا به شما تحویل داده شود، انتظار شما به جایی نمیرسد. با اپراتور تماس میگیرید و حدود ۴۰ دقیقه منتظر میشوید تا به اپراتور وصل شوید، پس از گفتوگو، اپراتور به شما میگوید کالا از انبار خارج شده و سفیر تا غروب کالا را به شما تحویل خواهد داد، اما غروب میشود و کالا به دست شما میرسد دوباره با اپراتور تماس میگیرید و پس از ۴۳ دقیقه انتظار، اپراتور به شما میگوید که کالا حداکثر تا ۱۱ شب به دست شما میرسد اما باز هم این اتفاق نمیافتد و انتظار شما بینتیجه است. ساعت ۱۰:۳۰ شب تماس میگیرید تا به اپراتور بگویید که کالا هنوز به دست شما نرسیده است اما آنقدر پشت خط نگه داشته میشوید تا ساعت ۱۱ شود و پایگاه اپراتورها تعطیل شود. صبح فردا (روز دوم) دوباره تماس میگیرید و گلایه میکنید که یک روز تمام از کارهایتان عقب ماندهاید ولی کالا به دست شما نرسیده است. اما اپراتور به شما میگوید که دیروز ارسال کالای شما به امروز (روز دوم) منتقل شده است. یعنی در تمام مدتی که دیروز شما چشمانتظار دریافت کالا بودید، توزیعکنندگان ارسال کالایتان را بدون اطلاع شما به روز بعد منتقل کردهاند! روز بعد هم منتظر میشوید اما وعده اپراتور مبنی بر اینکه کالا تا عصر به دستتان میرسد عملی نمیشود. شما عصر دوباره تماس میگیرید و حدود ۳۷ دقیقه پشت خط برای صحبت با اپراتور انتظار میکشید. اپراتور دوباره عذرخواهی میکند و وعده وصول کالا تا ساعت ۲۳ (یازده شب) را میدهد اما در روز دوم هم کالا نمیآید و شما سفارش را لغو میکنید. صبح روز سوم هم با اپراتور تماس میگیرید و پس از گذشت ماجرای انتظار، قبل از اینکه اپراتور وعده دیگری بدهد به اطلاع او میرسانید که سفارش را لغو کردهاید. اپراتور هم به شما میگوید که در سامانه هم سفارش شما را لغو کرده است. با این حال در غروب روز سوم فردی با شما تماس میگیرد و میگوید سفارشتان را آورده است! به او میگویید که سفارش را لغو کردهاید و اکنون سفارش با بیش از دو روز تاخیر به دستتان رسیده است. راننده هم جواب میدهد که خودرو کم و سفارشها زیاد است و از او کاری برنمیآید.ماجرای پیشگفته سناریوی طنز نیست. یکی از دهها نمونهای است که به طور عینی تجربه شده و نظریات مندرج در اینستاگرام نشان میدهد از این نمونهها به تعداد زیاد وجود دارد و مشتریان چه در تهران و چه در شهرستانها و مراکز استان از تاخیر طولانی و بینظیمی در دریافت کالا ناراضی و عصبانی هستند. حال پرسش مهم این است که آقای وزیر جهاد کشاورزی و همکارانش با این ساختار میخواهند توزیع کالاهای اساسی را به سطح کشور گسترش دهند؟ نکته مهمتر آن است که مدیران ارشد وزارت جهاد کشاورزی با تکیه بر این تجربه از توزیع میوه شب عید به وسیله همین ساختار سخن میگویند. آیا واقعا با این ساختار میتوان حجم و وزن کالای قابل توزیع را افزایش و سطح جغرافیایی توزیع را گسترش داد؟ در همین گام اول که تجربه عملی و بررسی میدانی، کارآمدی لازم را نشان نمیدهد! هر چند که آقای وزیر در محضر رییسجمهور بگوید که خود از بازرگام استفاده کرده و نتیجه مطلوب گرفته است.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد