10 - 12 - 2019
بازگشت قهرمانان
بازگشت لمپارد به خانه او را به جمع مربیانی اضافه کرد که سالها در تیمشان مشغول بازی بودهاند.
فرانک لمپارد به باشگاهی بازگشته که روزی به عنوان یک اسطوره آن را ترک کرده بود. پنج سال بعد از انجام آخرین مسابقه برای چلسی، فرانک لمپارد به استمفوردبریج بازگشته و با قراردادی سه ساله هدایت آبیهای لندن را به دست گرفته است.
او اکنون روی نیمکت آبیها جانشین مائوریتسیو ساری شده که در تنها فصل حضور خود در لندن آبیها را به قهرمانی لیگ اروپا رساند و نایبقهرمان جام اتحادیه کرد. شاید تکرار این دستاوردها (مثلا حضور در جمع چهار تیم برتر به جای قهرمانی در لیگ اروپا) کار چندان مشکلی نباشد اما این را هم باید در نظر داشت که لمپارد هدایت تیمی را به عهده گرفته که از پنجره نقلوانتقالاتی محروم است و باید بیشتر با جوانانش کار کند، کاری که لمپارد در اولین سال مربیگری خود در دربی کانتی نشان داد آن را به خوبی بلد است.لمپارد در ۱۳ سال حضور خود در چلسی ۶۴۸ بازی برای این تیم انجام داد و ۲۱۱ گل هم به ثمر رساند. او از نظر تعداد بازیها در رده چهارم تاریخ باشگاه حضور دارد و همچنین برترین گلزن تاریخ پرافتخار لندنیهاست. همه این آمار و ارقام از او یک اسطوره در لندن ساخته و کمتر کسی میتواند دوران بازی لمپارد را به جز با پیراهن آبی به یاد آورد. (او برای وستهم، منچسترسیتی و نیویورک هم به میدان رفته است) اما آیا او میتواند روزهای درخشان بازی خود را در قامت یک مربی هم تکرار کند؟
لمپارد نخستین فردی نیست که برای مربیگری به باشگاه دوران بازیاش بازمیگردد. در حقیقت لمپارد قدم در مسیری گذاشته که برندههایش، به عرش رسیدهاند و بازندههایش، به سختی زمین خوردهاند. در ادامه قصد داریم به مشهورترین نفراتی بپردازیم که سرمربی باشگاههایی شدهاند که در دوران بازی روزهای درخشانی را در آن گذراندهاند:
پپ گواردیولا (بارسلونا)
گواردیولا ۱۳ ساله بود که به بارسلونا پیوست و در ۲۰ سالگی، به بازیکن ثابت آبیاناریها تبدیل شد. او در جریان فینال جام باشگاههای اروپا ۱۹۹۲ در ومبلی و مقابل سمپدوریا، ۱۱۲ دقیقه با پیراهن شماره ۱۰ به میدان رفت و عضوی ثابت در جریان اولین قهرمانی اروپایی تاریخ بارسا بود. او تا سال ۲۰۰۱ پیراهن بارسا را به تن داشت و در ۳۸۲ بازی، ۱۱ گل هم برای این تیم به ثمر رساند. او در حالی نیوکمپ را به مقصد برشا ترک میکرد که علاوه بر آن قهرمانی تاریخی اروپایی، ۶ بار قهرمان لالیگا و یک بار هم قهرمان جام برندگان جام اروپا شده بود.
گواردیولا که یک فصل را به عنوان سرمربی بارسلونای بیپشتسر گذاشته بود، برای فصل ۲۰۰۹-۲۰۰۸ به سمت سرمربیگری بارسلونا رسید و چهار فصل این تیم را هدایت کرد. او بارسا را به سه قهرمانی لالیگا، دو قهرمانی در لیگ قهرمانان، دو قهرمانی در کوپا دلری و دو قهرمانی در جامجهانی باشگاهها رساند و در سال ۲۰۱۲، این باشگاه را با چهرهای اسطورهایتر از قبل ترک کرد.
وقتی صحبت از گواردیولا میشود، نمیتوان نخستین سرمربی او در بارسا یعنی یوهان کرویف فقید را از یاد برد. او در سال ۱۹۷۳ از آژاکس به بارسلونا پیوست و اگرچه در رده تیمی سالهای موفقی را نداشت (بارسلونا در پنج فصل حضور کرویف، تنها یک بار قهرمان لالیگا و یک بار هم قهرمان کوپا دلری شد) اما او از نظر انفرادی سالهای درخشانی را سپری کرد و دو بار فاتح توپ طلا شد. او در سال ۱۹۸۸ به عنوان سرمربی به بارسلونا بازگشت و در طول هشت سال، «تیم رویایی» خود را به دنیای فوتبال معرفی کرد. بارسای کرویف از سال ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۴ برای چهار سال متوالی قهرمان لالیگا شد و در سال ۱۹۹۲ برای اولین بار در تاریخ خود بر بام اروپا ایستاد.
زینالدین زیدان (رئالمادرید)
فلورنتینو پرز یک سال بعد از انتقال جنجالی لوئیز فیگو، در تابستان ۲۰۰۱ به سراغ زینالدین زیدان رفت و با پرداخت ۶/۴۶ میلیون پوند به یوونتوس، او را به گرانترین بازیکن تاریخ فوتبال تبدیل کرد. تا سال ۲۰۰۶ و بازنشستگی از دنیای فوتبال، زیدان پنج فصل را با پیراهن رئال سپری کرد و به همراه کهکشانیها یک قهرمانی در لالیگا و یک قهرمانی در جام بینقارهای را تجربه کرد. گل او به لورکوزن در فینال لیگ قهرمانان ۲۰۰۲ که قهرمانی رئال را تثبیت کرد، یکی از برترین گلهای تاریخ این مسابقات است.
زیدان در سال ۲۰۱۰ در پستی مشاورهای به رئال بازگشت و در سال ۲۰۱۳ به عنوان دستیار کارلو آنچلوتی روی نیمکت رئال حضور پیدا کرد. او در ادامه سرمربی رئال کاستیا شد و سرانجام در نخستین روزهای سال ۲۰۱۶ و به دنبال اخراج رافائل بنیتس، هدایت رئال را به دست گرفت. شاید عجیب باشد اما زیدان در طول دو فصل و نیم هدایت رئال این تیم را سه بار قهرمان اروپا کرد. او به همراه رئال در فصل ۲۰۱۷-۲۰۱۶ قهرمان لالیگا هم شد و دو بار هم قهرمانی در جامجهانی باشگاهها را تجربه کرد. زیدان ۱۰ ماه بعد از ترک رئال، به نیمکت این تیم بازگشت و زمان ثابت خواهد کرد که این، حرکت اشتباهی بوده یا نه.
آنتونیو کونته (یوونتوس)
در سال ۱۹۹۱ از لچه به یوونتوس پیوست و در ۱۳ سال حضور خود در یوونتوس پنج قهرمانی در سری آ، یک قهرمانی در کوپا ایتالیا و قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپای سال ۱۹۹۶ را تجربه کرده بود. در سال ۲۰۱۱ و با سابقه هدایت باری، آتالانتا و سیهنا در شرایطی هدایت یوونتوس را میپذیرفت که بیانکونری با حضور در رده هفتم برای دو فصل متوالی، کاملا از جمع بزرگان سری آ فاصله گرفته بود. کونته در اولین فصل بدون شکست یووه را قهرمان سری آ کرد و در فصل ۲۰۱۴-۲۰۱۳ (سومین قهرمانی متوالی) فتح سری آ را با کسب ۱۰۲ امتیاز از مجموع ۱۱۴ امتیاز ممکن جشن گرفت. شاید یوونتوس به همراه مکس آلگری پنج بار دیگر هم قهرمان سری آ شده باشد، اما کمتر کسی فراموش خواهد کرد که کونته از چه یوونتوسی، قهرمان همیشگی سری آ ساخت.
اوله گنار سولسشایر
مهاجم نروژی منچستریونایتد را هنوز به آن گل دقیقه ۹۳ به بایرنمونیخ میشناسند که سال ۱۹۹۹ برای شیاطینسرخ را تبدیل به یک فصل جاودانه کرد. سولسشایر در دوران بازی خود لیگ قهرمانان را با یونایتد برده است، اما امسال در کسوت هدایت منچستر نتوانست تیمش را به مرحله گروهی این رقابتها برساند. با توجه به خریدهای یونایتد به نظر میرسد این تیم به دنبال پرورش استعدادهای جوان در دوره فعلی هستند، پس چه کسی بهتر است سولسشایر بازیکن محبوب هواداران اولدترافورد؟
کارلو آنچلوتی (میلان)
چهره اسطورهای باشگاه رم در سال ۱۹۸۷ به میلان پیوست و ۵ سال پایانی دوران فوتبالش را در سنسیرو گذراند. او در این دوران ۲ بار قهرمان سری آ شد و عضوی از میلان آریگو ساکی بود که در سالهای ۸۹ و ۹۰، برای دو بار متوالی به قهرمانی اروپا میرسید. بعد از گذراندن دورانی در رجیانا، پارما و یوونتوس، آنچلوتی در نوامبر ۲۰۰۱ به میلان بازگشت تا جانشین فاتح تریم روی نیمکت روسونری شود.
در طول حدود هشت سال حضور در میلان، آنچلوتی میلان را سه بار به فینال لیگ قهرمانان رساند و در سالهای ۲۰۰۳ و ۲۰۰۷، این تیم را به ششمین و هفتمین قهرمانیهای اروپاییاش رساند. او در اولین فصل کامل حضور در میلان (۲۰۰۳-۲۰۰۲) این تیم را قهرمان کوپا ایتالیا کرد و یک فصل بعد، این تیم را بعد از پنج سال به قهرمانی سری آ رساند. آنچلوتی در سال ۲۰۰۹ میلان و سری آ را ترک کرد و در ادامه ماجراجوییهایش به چلسی، پاریسنژرمن، رئالمادرید و بایرنمونیخ رفت. در سال ۲۰۱۸ در شرایطی هدایت ناپولی را در دست گرفت که هواداران میلانی، دلگیر از سالهای گذشته، آرزوی حضور دوباره او در سنسیرو را داشتند.
تیری آنری (موناکو)
احتمالا همگان آنری را با روزهای شیرینهایبری به یاد آورند، اما پیش از آرسنال، او در موناکو به یک اسطوره تبدیل شده بود. آنری در ۱۳ سالگی به موناکو پیوست و اولین بازی حرفهای خود را تنها دو هفته بعد از تولد ۱۷ سالگیاش برای این تیم انجام داد. در پنج فصل حضور در موناکو او یک بار قهرمان لیگ یک شد و عنوان بازیکن جوان فوتبال فرانسه را هم از آن خود کرد. در فصل ۱۹۹۸-۱۹۹۷، او یکی از بازیکنانی بود که موناکو را تا رسیدن به نیمهنهایی لیگ قهرمانان هم همراهی کردند.
در اکتبر ۲۰۱۸ و بعد از گذراندن دورهای در کنار روبرتو مارتینز روی نیمکت تیم ملی بلژیک، در نخستین تجربه سرمربیگری خود هدایت موناکویی را به دست گرفت که در رده هجدهم جدول حضور داشت. آنری برای کسب اولین پیروزی خود بیش از یک ماه انتظار کشید و در نهایت در ژانویه ۲۰۱۹، در شرایطی اخراج شد که موناکو در رده نوزدهم لیگ یک بود. در این وضعیت موناکوییها لئوناردو ژاردیمی را بازگرداندند که سه ماه قبل، آنری را جانشین او کرده بودند! موناکو در ۲۰ بازی تحت هدایت آنری تنها چهار بار برنده شد و در ۱۱ مسابقه شکست خورد. آیا آنری را دوباره در کنار زمین خواهیم دید؟

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد