17 - 04 - 2020
بازی با آتش
مسعود سلیمی- پس از پایان جنگ جهانی دوم که با شکست آلمان، ایتالیا، ژاپن و پیروزی متفقین به سرکردگی اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده آمریکا همراه بود، مدت ۵۰ سال جهان به صورت دوقطبی اداره میشد.
دو قدرت بزرگ که در دو بلوک شرق و غرب، کشورهای اقماری و همپیمانهای خود را یدک میکشیدند، جدا از رقابت ایدئولوژیکی و به تبع آن سیاسی و اقتصادی، از نظر تسلیحاتی نیز تلاش میکردند پابهپای هم حرکت کنند. در واقع اگرچه جنگ به مفهوم کلاسیک آن پایان یافته بود، اما رقابت شوروی و آمریکا به گونهای ادامه داشت که اصطلاح «جنگ سرد» وارد ادبیات سیاسی جهان شد.
اگرچه در جنگ جهانی اول، سلاحهای کلاسیک، توپ و تانک و انواع تفنگها، ابزار کشتار بودند، در جنگ جهانی دوم، اما در کنار استفاده از تسلیحات کلاسیک پیشرفته، پای سلاح اتمی هم به میدان کشیده شد که ردپای ویرانگر و فاجعهبار آن پس از هفتاد و چند سال هنوز در هیروشیما و ناکازاکی دیده میشود، آن هم در شرایطی که سلاح اتمی در آغاز پیشرفت و توسعه و تکامل خود به سر میبرد.
پس از پایان جنگ جهانی دوم افزایش امکان دسترسی به سلاح اتمی و رقابت بر سر توسعه آن به ابزاری برای قدرتنمایی شوروی و آمریکا بدل شد. کار این رقابت به جایی رسید که دو قدرت بزرگ آنقدر سلاح اتمی و غیراتمی انبار کرده بودند که در صورت بروز جنگ جهانی سوم، ویرانی و نابودی، جایی برای برنده و بازنده باقی نمیگذاشت. به همین خاطر اصطلاح «صلح مسلح» هم به ادبیات سیاسی جهان وارد شد تا به حفظ قدرت در جهان کمک کند؛ نمونه بارز آن را میتوان در ماجرای خلیج خوکها در سالهای آغازین دهه ۶۰ میلادی که درگیری بر سر کوبا، جهان را تا خطر بروز جنگ پیش برد که خویشتنداری و عاقلاندیشی کندی و خروشچف مانع از بروز آن شد که خود به خلق یک اصطلاح دیگر در ادبیات سیاسی یعنی «همزیستی مسالمتآمیز» انجامید.
اینک و در شرایطی که پس از فروپاشی شوروی و فروریزی دیوار برلین، یعنی در عرض ۳۰ سال گذشته، جهان با چنان سرعتی در حال دگرگونی و پوست انداختن است که دیگر نمیتوان به مفهوم اصطلاحات سیاسی دلخوش کرد. یکی از پیامدهای مستقیم و اثرگذار فروپاشی شوروی در مناسبات و معادلات جهانی، چرخش جهان از دوقطبی به چند قطبی و به تبع آن قدرتنمایی بازیگرانی است که در دوران جنگ سرد و همزیستی مسالمتآمیز، به صورت اقماری و در حاشیه قرار داشتند.
آنچه امروز پس از گذشت ۳۰ سال از فروپاشی شوروی و برقراری نظم جدید برای اداره جهان، در خاورمیانه، در اروپا و در چند سال گذشته به آمریکای لاتین هم سرایت کرده که چرخش به سوی راست افراطی و پوپولیسم انجامیده است، در دو سالی که از عمر ریاست جمهوری ترامپ میگذرد، پیش از هر زمان معادلات و اصول و اصطلاحات رایج سیاسی را در هم ریخته است.اگر چالش، جنگ، مشکلات اجتماعی و اقتصادی و رویدادهای جهان را تا پایان ۲۰۱۹ مرور کنیم، درمییابیم که در همین یک ماهی که از سال ۲۰۱۹ میگذرد، جهان با سرعت بیشتری به سوی «جنگ سرد نوین» در حال حرکت است.
در کنار بحران ونزوئلا، سردرگمی در برگزیت، افزایش فشار پوپولیسم و چرخش سیاسی در برزیل بزرگترین کشور آمریکای لاتین و همچنین آتش زیر خاکستر خاورمیانه که هرکدام به تنهایی، برای بحرانی کردن شرایط جهان کافی به نظر میرسد، درگیری آمریکا و روسیه بر سر «معاهده منع موشکهای هستهای میانبرد» رقابت کهنه و استراتژیک مسکو- واشنگتن بر سر سلاح اتمی را دوباره به روی صحنه آورده است. شرایط جهان در آستانه دهه سوم از هزاره سوم میلادی از هر جهت با آنچه که در ۵۰ سال رقابت شوروی و آمریکا وجود داشت، عوض شده، اگرچه آنچه امروز میگذرد، در دل خود، پیامدهای همان دوران را حفظ کرده است، اما به هر حال با ترفندهای آن زمان دیگر نمیتوان جهان کنونی را با «همزیستی مسالمتآمیز» اداره کرد.
در کنار تمام تفاوتهایی که جهان امروز با دیروز دارد، حضور رییسجمهوری به نام ترامپ در کاخ سفید، به خودی خود خطر فراتر رفتن از مفهوم کلاسیک «جنگ سرد» را افزایش میدهد. بدون تردید با عوض شدن جای شوروی با روسیه پوتین اگرچه سازوکارهای رقابت با آمریکا، هم هزاره سومی شده است، اما ریشه دشمنی و کینه دیرینه کرملین و کاخ سفید همچنان پابرجاست.
massoudmehr@yahoo.fr

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد