29 - 10 - 2022
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
به واقعه عاشورا با هر یک از این دو نگاه میتوان نگاه کرد؛ نگاهی که میخواهد به عاشورا به شکل یک حادثه قدیمی و گزارشی کمارزش از یکهزار سال قبل نگاه کند در مقابل نگاهی است که به عاشورا نه بهعنوان یک حادثه خاتمه یافته بلکه آغازگری برای جریان زنده، جهانی و پرتاثیر مینگرد.در چشم افرادی مانند دسته اول، این حادثه تنها ورقی ناراحتکننده از کتاب ضخیم تاریخ است اما در نگاه دسته دوم، این واقعه دارای روحی زنده و تاریخساز است و نه تنها خارج از هویت قومی ما نیست که هویتساز قوم ما و هر قوم دیگری است؛ این جریان هر روز میدرخشد و میجوشد و احیاگر مردم است. این نگاه بسیار عبرت آموز است.با این نوع نگاه عاشورا نشاندهنده راه کسانی است که فوق رسم زمانه میاندیشند و خود را اسیر آن نمیدانند.عاشورا نشان میدهد که میتوان برخلاف معمول افراد جامعه، اسیر ارعابها و جو فرهنگی و سیاسی موجود قرار نگرفت.هشداری بزرگ به مومنانی است که نمیخواهند کوفی باشند، یعنی نمیخواهند جزو اکثریت خاموش یا ظالم باشند.نمیخواهند در دل و زبان دوستدار حقیقت باشند اما در مواقع حساس و تهدید و ترس، حقیقت را رها کنند.عاشورا هشدار به کسانی است که از پوچ شدن زندگی خود میترسند.
آنان میگویند «هر سالی که با کربلا روبهرو میشویم گویا هنوز این صحنه زنده است و به اندازهای که ما عوض شده و آمادگی بیشتر یافتهایم، حسین (علیهالسلام) با ما بیشتر سخن دارد» از این رو است که کربلا کهنه شدنی نیست بلکه «پاسخگوی عمیقترین خواسته مردم است.»

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد