12 - 11 - 2019
باید آثار باستانی جدید بسازیم
پژمان نیاکی- وضعیت نابسامان حفاظت از آثار تاریخی، داستانی است چندین ساله و ارگان مربوطه هیچ تلاشی برای نظم دادن به وضعیت موجود و خروج از این
بیبرنامگی ندارد.
خبر تخریب خانه مادری هوشنگ ابتهاج در این هفته، باز هم نبود عزم و ارادهای جدی برای حفاظت از آثار به جا مانده در این مرز و بوم را به رخ کشید. نامشخص بودن وضعیت کاخ ورسای ایران- خانه ثابتپاسال- که ظاهرا صاحبان آن از تخریب و تبدیل شدن به مجتمع تجاری به تبدیل شدن به هتل رضایت دادهاند- تا مرز تخریب خانه داییجان ناپلئون ایرج پزشکزاد، که اگر شهرداری دست به کار نشده بود، این بنا نیز از بین رفته و برجی تجاری قارچگونه جانشینش شده بود.
حفظ، حراست و نگهداری نکردن از خانه مشاهیر کشور که در میانمان نیستند و هزاران نمونه از این دست که اخبار تخریبشان را از رسانهها میشنویم، – جالب آنکه متولیان سازمان مربوطه نیز پس از اطلاعرسانی رسانه تازه متوجه اتفاق شده و اگر فرصتی شود دست به کار میشوند که اغلب نوشدارویی است پس از مرگ سهراب- آثار تاریخی به جا مانده و حالا هم تخریب خانه مادری سایه؛ به راستی چه زمان پایان مییابد این طرز تفکر که هر آنچه به دوران گذشته مربوط است باید از بین برود. میدان آزادی که در جهان به نوعی نشان و شاخص معرفی کشورمان است سالهاست هشدار نشت آب در دیوارها و فرونشست و … را دارد یدک میکشد و آثار کهن که یا تخریب شدند یا با کمک عزیزان از کشور خارج و امروز باید تمدن این مرز و بوم را در موزههایی همچون لوور فرانسه به نظاره نشست، به قول دوستی باید آثار باستانی جدید ساخت تا مطابق سلایق مسوولان باشد.
نگاهی به اساسنامه ارگان مربوطه، تعلل و تساهل با مسببان را به رخ میکشد، در اساسنامه سازمان میراث فرهنگی بخشی از وظایف این سازمان در خصوص حفظ آثار تاریخی این گونه شرح داده شده است: ثبت آثار ارزشمند منقول و غیرمنقول فرهنگی- تاریخی کشور در فهرست آثار ملی و فهرستهای ذیربط، اظهار نظر در کلیه طرحهای عمرانی جامع و تفصیلی در رابطه با مناطق فرهنگی و تاریخی و موافقت نهایی درباره محوطهها و بافتها و اماکن فرهنگی- تاریخی ارزشمند در موارد مذکور و جلوگیری از هرگونه تخریب آنها؛ حال باید دید این سازمان تا به امروز توانسته است مانع از تخریب چه تعداد از آثار به جا مانده از گذشته و آنان شود.
در کشورهای پیشرفته قوانین محکم و مبسوطی بر عدم تغییر در هر سطح آثار به جا مانده از گذشته دیده میشود. مالکان این بناها اجازه هیچگونه تغییری در بیرون و داخل بنای خود مگر با بازرسی و مجوز مراجع مربوطه ندارند چه برسد به تخریب اما در اینجا یک روز صبح به صورت ضربتی با لودر به جان آثار به جا مانده میافتند و به قدری سرعت عمل دارند که تا ارگان مربوطه به خود بیاید حجم وسیعی از ساختمان تخریب شده و چیزی برای حراست بر جای نمانده است، عدم شفاف بودن قانون آثار تاریخی و بناهای به جا مانده از نوع مواردی که عنوان شد که هر کدام شناسنامه و میراث مردم این سرزمین است، خلأ قانونی است که باید به آن پرداخت، چرا سازمان میراث فرهنگی ردیف بودجهای مشخص برای رسیدگی به این گونه موضوعات ندارد، چرا این سازمان که متشکل از کارشناسان خبره است گروهی را برای بررسی اماکن به جا مانده تعیین نمیکند تا لیست کاملی از این بناها تهیه و ثبت شود تا دیگر از عملیاتهای ضربتی جا نماند. مگر چند بنای تاریخی از این دست برای حراست باقی مانده است؟ چرا با یک برنامهریزی مدون و اعزام کارشناسان خبره آثار به جا مانده ثبت نمیشود تا دیگر سودجویان نتوانند هر آنچه دوست دارند بر سر بخشی از فرهنگمان بیاورند؟ اگر سازمان میراث فرهنگی که مسوولیت اصلی حراست از بناهای تاریخی را مطابق اساسنامهاش بر عهده دارد با همین طمانینه و تعامل پیش رود دیری نخواهد گذشت که چیزی برجا نخواهد ماند و باید مانند دوبی آثار تاریخی ساخت آن هم با الگوبرداری از آثار تاریخی کشورهای دیگر.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد