13 - 02 - 2023
برای عبور از بحران، باید زبان و قلممان هم اصلاح شود
منتقدانی معتقدند اعتراضات اخیر را باید از جدیترین شیوههای بیان نارضایتی عمومی از رویکردها و تصمیمگیریها و تصمیمسازیها در سطوح اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دانست. حال اما این دیدگاه را فراتر از آنچه منتقدان گفته و میگویند، حتی میتوان در اظهارات برخی نیروهای خودی و اصولگرا نیز یافت. به گونهای که حالا محمدرضا باهنر که رکورددار حضور در مجلس است و در حال حاضر نیز از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام بهشمار میرود، گفته «برای افزایش امید، باید «کرسی اعتراض» را به رسمیت شناخت» تا «کسانی که اعتراض قانونی دارند، بتوانند مطالبهگری کنند و مسائل و مطالب خود را بیان کنند.» همزمان علی ربیعی نیز که در دولت روحانی چند سالی را در مقام وزارت و چند صباحی را به عنوان سخنگوی دولت فعالیت میکرد، گفته «نمیتوانیم و نباید چشم خود را روی اتفاقات پاییز ۱۴۰۱ و دلایل آن ببندیم». او در حالی تاکید کرده «اصلاحات باید از همین روزها آغاز شود» که هنوز پرسش از اینکه آیا اساسا «حق اعتراض» بهواقع به رسمیت شناخته میشود و نیز اینکه درصورت شناسایی این حق اساسی شهروندان، حاکمیت چگونه باید زمینه و شرایط را برای تحقق آن فراهم کند، بیپاسخ است. پرسشهایی که حالا در چهلوچهارمین سالگرد پیروزی انقلاب، آنها را با یکی از چهرههای سیاسی و فرهنگی اصلاحطلب در میان گذاشتیم و از احمد مازنی که ریاست کمیسیون فرهنگی مجلس دهم را نیز کارنامه دارد، در این رابطه پرسوجو کردیم.
اعتراضات اخیر که چندماهی کشور را درگیر خود کرده بود، باعث شد بار دیگر بحث «حق اعتراض» شهروندان موردتوجه قرار گیرد. تاجایی که این اواخر حتی برخی چهرههای اصولگرا نیز خواهان بررسی ریشهای اعتراضات شدهاند. به نظر شما آیا حاکمیت به این یقین رسیده که «حق اعتراض» شهروندان را بهطور جدی و عملیاتی به رسمیت بشناسد؟
اعتراضات اخیر در نگرش و رویکرد مقامهای کشور تاثیرگذاشته است. البته در ادامه رفتاری که از ناحیه برخی کشورها و نیز بعضی افرادی که سابقه دشمنی با جمهوری اسلامی داشتند و مخالفتشان عمدتا از روی دشمنی و عناد بوده، نه حقطلبی، شاهد بودیم، محل تامل است. چراکه آنان سعی کردند خود را در نقش لیدر بعضی حرکتها جا بزنند؛ با این همه اما در حال حاضر جامعه ایران به این جمعبندی رسیده که با استفاده از ظرفیتهای داخلی و نیز ظرفیتهای دموکراتیک قانون اساسی، مسیر اصلاح را دنبال کند. اما در عین حال به دو دلیل همچنان مردد است؛ نخست اینکه معمولا دولتها هر زمان با مشکل مواجه شدهاند، به مردم رجوع کرده و وعدههای رنگارنگ دادهاند و بعضا اقدامات بهنسبت آرامشبخشی نیز انجام داده و میدهند. اما پس از آنکه از شرایط سخت عبور میکنند، دوباره همان رفتارهای خشن خود را ازسر گرفته و به وعدههای مردمی پشت میکنند. دلیل دوم این تردید جامعه نیز آن است که سازوکار و نظام انتخاباتی کشور نیز با مشکلاتی مواجه شده و کسانی که منتخب واقعی مردم بودند، نتوانستند به وظایف خود عمل کنند. اما به نظر میرسد راه منطقی و عقلانی و البته کمهزینه این باشد که اولا به این رفتار حاکمیت از جمله آنچه در مورد عفو زندانیان شاهد بودیم، با دید مثبت نگاه کنیم. پیشنهاد آقای محسنیاژهای و موافقت رهبری در این راستا میتواند امیدوارکننده باشد و از طرفی هم آن مطلبی را که آقای رییسی در مراسم راهپیمایی ۲۲ بهمن اعلام کردند که بنا دارند زمینههایی را برای بازگشت ایرانیان مقیم خارج از جمله هنرمندان، ورزشکاران و طیفهای مختلف به کشور گشوده و مسیر بازگشت آنها را فراهم کنند، نکته مثبتی است. به عقیده من، نباید پیشاپیش نیتخوانی کنیم؛ بلکه باید اقدام مثبت را تشویق کنیم و از هر روزنهای که در راستای اصلاح امور کشور- چه از ناحیه حاکمیت و چه از سوی جناحهای سیاسی- گشوده میشود، استقبال کنیم تا با کمترین هزینه بتوانیم مشکلات داخلی و بینالمللی را حل کنیم.
البته شخصا نوعی واقعبینی نزدیک به خوشبینی دارم که یکی از جهت حذف مداخلات بیگانگان است و دیگر بهخاطر نقشی که کوتولههای سیاسی در خارج از کشور به عنوان افرادی که مدعی لیدری و رهبری اپوزیسیون هستند، برای خود قائل هستند. البته یک بحث مهم دیگر هم هستههای سخت قدرت است. به هر حال اگر ما با گفتوگو و مصالحه نتوانیم با این مجموعه کنار بیاییم، اینها ممکن است دچار عصبانیت شده و مشکلات بیشتری ایجاد شود. بنابراین معتقدم باید با واقعبینی نزدیک به خوشبینی به این مساله نگاه کرد و راهپیمایی ۲۲بهمن امسال هم در همین راستا و موید این نگاه بود. در واقع شاید بتوان گفت که درصد بالایی از همین شهروندانی که در این مراسم شرکت کردند نیز به گرانی، اختلاسها، نحوه برگزاری انتخابات، مسائل مربوط به تحریم و نوع رابطه ایران با کشورهای خارجی اعتراض دارند. اما درعین حال با اصل و فرع و همچنین اهم و مهم کردن مسائل، اصل را در حمایت از انقلاب و ایران عزیز دیدند. بنابراین خواستند به نوعی اعلام کنند که ما برای حل مشکلات ایران، از حمایت کشورهای غربی استقبال نمیکنیم. از لیدری کوتولههای سیاسی استقبال نمیکنیم اما در عین حال از رهبران و مسوولان کشور هم انتظار اصلاح امور داریم؛ بنابراین شاید بهترین افرادی که میتوانند در حال حاضر مدیریت اصلاح امور کشور را بهدست بگیرند، کسانی هستند که قدرت بیشتری در اداره کشور دارند. همان تعبیری که سیدمحمد خاتمی در بیانیه اخیر خود داشتند؛ یعنی همان تعبیر «خوداصلاحی». یعنی اگر این امر مورد پیگیری قرار گیرد، میتوان به سوی گام بعدی رفت که همان استفاده از ظرفیتهای دموکراتیک قانون اسلامی جمهوی اسلامی است تا پس از آن ببینیم که ادامه مسیر و روندها به چه سمتی خواهد بود.
احزاب و جریانهای سیاسی چگونه میتوانند از این فرصت پیشآمده استفاده کنند. آیا این احزاب کنونی توان آن را دارند که جامعه مدنی را به سوی پویایی دوچندان راهنمایی کنند؟ آیا عملکرد احزاب و جناحهای سیاسی تا به امروز این نوید را به جامعه میدهد که اعتراضات و خواستههایشان شنیده شده و مسوولان در راستای حل این مشکلات گام برمیدارند؟ بهطور کلی ظرفیت احزاب سیاسی کشور را در این برهه از تاریخ ایران چگونه ارزیابی میکنید؟
بخشی از احزاب معتقدند باید شرایط را طوری مدیریت کنند که با دوپینگ بتوانند وارد حوزه قدرت شوند که این احزاب، نوعا جبهه مدعی جریان انقلابی هستند. جریانی که در این یکی، دو انتخابات اخیر هم به بدترین شکل ممکن از دوپینگ استفاده کرده و وارد حوزه قدرت شده و آسیبهای زیادی به کشور وارد کرد. احزاب دیگر هم که عمدتا احزاب عضو جبهه اصلاحات را شامل میشوند، ظاهرا منتظر فرش قرمز هستند تا وارد فضای انتخابات شوند. یعنی سیاستورزی را همین خلاصه کردهاند و میگویند که بعضی نمیگذارند و نمیشود و ردصلاحیت میکنند. به عقیده من در حال حاضر در میان مجموعه عوامل و عناصر تاثیرگذار در حوزه سیاسی و اجتماعی ایران، ضعیفترین عامل، احزاب هستند. از این جهت که عملا بدنه احزاب از شورای مرکزی خود و نیز از ساختار جبههای خود فاصله گرفتهاند و به این بهانه که نمیگذارند، به وظایف حداقلی خود نیز عمل نمیکنند. معتقدم احزاب باید از همین حداقل فرصتها استفاده کنند و خودشان فضای باز سیاسی و مشارکت مدنی را ایجاد کنند. مصداق معروف این ضربالمثل که «حق گرفتنی است نه دادنی» را باید در عمل احزاب ببینیم. احزاب باید این مسیر را طی کنند و حداکثر استفاده را از ظرفیتهای جبههای ببرند. امام با یاری ملت انقلاب را رهبری کردند و رژیم پادشاهی ساقط شد و از آن طرف معمای جنگ حل شد و نظام جدید تشکیل شد. اما الان میبینیم که افرادی میگویند بعضی از شخصیتهایی که پس از انقلاب معتقد به سیاست گام به گام بودند، درست فکر میکردند؛ بله آنها حرف درستی میزدند و شما الان به این عقلانیت رسیدید که حرف آنها درست بوده اما چطور در مقابل بخشی از ارکان قدرت در جمهوری اسلامی که به نظر میرسد از آرمانها و اندیشههای اولیه انقلاب فاصله گرفتند، گام به گام حرکت نمیکنید. مگر اقتضای سیاست گام به گام چه بوده است! در آن مقطع میگفتند اندازهای به ما آزادی بدهند تا بتوانیم یک انتخابات آزاد برگزار کنیم یا یک باشگاه سیاسی داشته باشیم. خب با استفاده از ظرفیتهای موجود در قانون جمهوری اسلامی همین موارد را مطالبه کنید. بالاخره احزابی که معتقدند کشور باید در مسیر اصلاح حرکت کند، باید این مسیر را گام به گام دنبال کنند. باید بدانند که با بستن چند مغازه، تحصن شکل نمیگیرد که بگوییم انقلابی اتفاق افتاده است. با این حال این واقعیت نیز انکارناپذیر است که مردم به وضعیت کنونی معترض هستند و این اعتراض حتی شامل آنهایی است که در مراسم ۲۲ بهمن شرکت کردند.
به نظر شما، چرا احزاب رفتار بهنگامی ندارند؟
با وجود اینکه قبول دارم فعالیت و حضور وزارت کشور، دولت و کمیسیون ماده ۱۰ احزاب، چندان برای تحزب مفید نیست اما در همین فضا این همه حزب جدید تشکیل شده است. آیا دولت یا حاکمیت به اینها گفته که شما نمیتوانید یک حزب واحد تشکیل دهید یا آنان را مجبور کرده تبدیل به چند حزب شوند؟! آیا حکومت گفته در قالب جبهه کار کنید و شب انتخابات اعلام کنید که در انتخابات مشارکت نمیکنیم؟! معتقدم حداکثر استفاده از حداقل فرصتها میتواند راهگشا باشد. شخصا فکر میکنم اگر نگاه به آینده داشته باشیم و تحت تاثیر برخی هشتگها در شبکههای اجتماعی قرار نگیریم، میتوانیم تاثیرگذار باشیم. استنباط من این است که جنبش اخیر در حاکمیت نیز این تفکر را ایجاد کرد که با مردم همراهی کند. باید با مردم همراهی کرد و جامعه مدنی را توسعه داد.
رفتار مسوولان و مقامهای حاکمیتی را در این مدت چگونه ارزیابی میکنید؟
مقامها و مسوولان باید تلاش کنند در تعبیرهای خود از عبارات تحقیرآمیز استفاده نکنند. اگر میخواهیم کسی را مورد عفو قرار دهیم یا میخواهیم شهروندان خارج از کشور به وطنشان برگردند، چرا لقب «فریبخورده» به آنان میدهیم؟! ممکن است به نظر شما «فریبخورده» باشند اما از نظر خودشان صاحب دیدگاهی منطقی هستند و ممکن است نظرشان هم عوض شده باشد. از تعابیر توهینآمیز نسبت به افراد پرهیز کنند، چراکه قانون اساسی آزادی بیان را به رسمیت شناخته است. متاسفانه برخوردهایی که در حوادث اخیر صورت گرفته، صرفا برخورد با اغتشاشگران نبوده، بلکه برخورد با معترضان بوده است. حتی با همان افراد اغتشاشگر هم به جای اینکه با آبپاش برخورد شود، با گلوله برخورد شده است، بنابراین اگر میخواهید از آن فضا عبور کنید و در مسیر اصلاح قرار بگیرید، باید زبان و قلم شما هم اصلاح شود.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد