10 - 12 - 2019
بررسی نوسانات نرخ ارز با شاخص بازار بورس فلزات اساسی
شاهین سامانی*- یکی از اساسیترین راههای توسعه کشورهای وابسته به اقتصاد نفتی، توسعه صادرات غیرنفتی و توانمندسازی آن حوزه است. از جمله صنایع قابل توجه در کشور ایران که در تحقق این امر میتواند نقش موثری ایفا کند، صنعت فولاد است که با وجود انجام مطالعات متعدد در خصوص تابع صادرات غیرنفتی و عوامل تعیینکننده و موثر در آن، این صنعت به طور خاص مورد توجه قرار نگرفته است. مقاله حاضر به بررسی تاثیر انحراف نرخ ارز واقعی از مسیر تعادلی آن بر تولید و صادرات فولاد ایران در دوره زمانی ۱۳۹۷-۱۳۹۴ پرداخته است. در کوتاهمدت، صادرات فولاد به طور اساسی به متغیرهای نرخ ارز وابسته بوده، اما تاثیر متغیر تولید فولاد بر میزان صادرات آن قابل ملاحظه نبوده است.
به عقیده بسیاری از اقتصاددانان متغیر نرخ ارز به واسطه واکنشهایی که در داخل و خارج از مرزهای اقتصادی یک کشور ایجاد میکند، مهمترین متغیر قیمتی در اقتصاد است و تنظیم صحیح آن در قالب یک نظام ارزی صحیح و منطقی میتواند بسیار راهگشا و اثرگذار باشد. بنابراین نرخ ارز به عنوان یکی از متغیرهای کلان اقتصادی، یکی از عوامل تاثیرگذار و در عین حال ابهامآمیز بر تولید و صادرات فولاد است.
علاوه بر اثرات روانی در جامعه و بازار، اثرات تورمی و سیاستهای انبساطی در کوتاهمدت نیز میتوانند موجب افت ارزش ارز هر کشور شوند که موضوع برای شاخص دلار نیز مصداق دارد. البته این موضوع یکطرفه نبوده چراکه افت اقتصاد جهانی- در صورتی که وضعیت اقتصادی آمریکا ثابت باشد- نیز موجب رشد شاخص دلار
خواهد شد.
با تحلیل دادههای آماری استخراج شده و به کارگیری مدلهای مقایسهای مشخص شد که نرخ واقعی ارز متاثر از شرایط عرضه و تقاضا در بازار ارز است، لذا لازم است مقامهای پولی با استفاده از ارز نفتی به تقویت یا تضعیف پول ملی مبادرت کنند. از سویی، تغییر در نرخ ارز نیز میتواند بر درآمدهای ریالی حاصل از صادرات نفت اثر گذارد و عامل مهمی در حفظ سهمیه تعیین شده برای کشور باشد.
همچنین آمارها بیانگر این مطلب بودند که رابطه نرخ واقعی ارز با فلزات اساسی در ایران به دلیل وجود تنوع نرخ ارز در بازارهای ایران و نیز وجود مولفههای غیراقتصادی حاکم بر صنایع بورسی، ارتباطی به غیر از روند جهانی آن داشته و افزایش نرخ ارز سبب کاهش شاخص بورس فلزات اساسی نمیشود .
پیشنهادات اجرایی شاخص دلار و قیمت کالاها:
۱) اتخاذ سیاستها و روشهایی که موجب افزایش تولید فلزات اساسی از جمله فولاد شود مانند سیاستهای حمایتی پرداخت یارانه به صنعت فولاد با توجه به وجود سه نهاده ارزانقیمت معادن سنگآهن، انرژی و نیروی انسانی کارآمد و ماهر در این حوزه .
۲) حمایت و تسهیل شرایط صادرات فولاد به کشورهای همسایه
۳) اتخاذ سیاستهای کلان اقتصادی به منظور رفع انحراف نرخ ارز حقیقی از مقدار تعادلی آن
و در آخر اینکه در حال حاضر نیز بسیاری از شرایط همانند سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۶ است چرا که بازارها به مرور در حال تکرار شدن خود هستند. روند بستن قراردادهای خارجی شرکتها همانند گذشته نیست و البته مهمترین سایهای که بر بازار سرمایه کشور سنگینی میکند، اختلاف بین نرخ سود بانکی و تورم است که به عنوان یک تهدید برای شاخصهای بورس قلمداد میشود.
* کارشناس ارشد دانشکده علوم و مدیریت دانشگاه امیرکبیر

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد