16 - 07 - 2022
بقا یا مرگ برجام
با برداشته شدن آخرین گام برای رفع تحریمهای جمهوری اسلامی ایران، بسیاری از ناظران مسایل بینالمللی ابراز عقیده کردند که موافقتنامه برجام در مسیر خودش قرار گرفته و روند مناسبی را دنبال میکند.در آن هنگام بسیاری از دستاندرکاران ایرانی و غیرایرانی از اینکه سرانجام این پرونده پیچیده و کهنه حل شده و بخشی از بحران بینالمللی ناشی از آن کاهش یافته است، ابراز خوشحالی کردند.
اما این خوشحالیها چندان پایدار نبوده و دوام نداشته چراکه طرحهای تصویبشده در کنگره ایالات متحده که اکنون یکی از این طرحها در قالب لایحه بودجه آمریکا به امضای رییسجمهور نیز رسیده است، شیرینی اتمام پرونده هستهای ایران را تحتالشعاع قرار داده است. نگرانی از رفتار مجلس نمایندگان آمریکا تنها با همین دو مورد پایان نمیپذیرد چون طرحهای بعدی هم علیه ایران در دستور کار نمایندگان آمریکایی قرار دارد که در صورت تصویب، تدابیر سختگیرانهتری علیه کشورمان تمهید میشود؛ تدابیری که البته همه آن به دایره جغرافیایی خاک ایالات متحده محدود نمیشود و برخی از آن ممکن است فعالیت کشورهای دیگر و اتباع آنها را نیز دربر گیرد. در این صورت اگرچه در ظاهر برخی تحریمها برداشته شده و به تعهدات ایالات متحده در موافقتنامه برجام عمل شده اما در عمل تمهیداتی برای بیاثر کردن موافقتنامه و بازگشت به نقطه پیش از توافق اتخاذ شده است.
حداقل در موضعگیریهای صورتگرفته، دولت باراک اوباما با این اقدامات و فعالیتهایی که به تخریب توافقنامه میانجامد، موافق نیست و برای بیاثر کردن آن وعدههایی داده است. از این بابت احتمال حزبی بودن و تصمیم جناحی درباره این رفتارها تقویت میشود.
با نزدیک شدن به ایام انتخابات درونحزبی برای معرفی نامزدان احزاب اصلی ایالات متحده و از آن مهمتر نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده، رفتارهایی که به منظور جذب هرچه بیشتر حمایت رایدهندگان صورت میپذیرد، افزایش مییابد. وجه بارز این رفتارها هیجانی و احساسی بودن آن است که همین وجه، فاصله آنها از منطق و عقل را زیادتر میکند. در واقع اگر این رفتارها مصرف انتخاباتی و تبلیغاتی داشته باشد، نباید از ارتکاب آن نگران بود چراکه پس از پایان انتخابات و تعیینتکلیف حزب پیروز، این هیجانها فروکش میکند و رفتارها پایان میپذیرد. اما مشکل عمده آن است که ریشه انجام چنین واکنشها و رفتارهایی نه انتخابات که دشمنی با ایران در درون یا بیرون آمریکاست. اوضاع وقتی پیچیده و دشوارتر میشود که دشمنی خارجیان به ویژه اسراییل و اعراب مسبب و مبنای این رفتارهای خصمانه باشد. در واقع پس از امضای توافقنامه نهایی و شروع روند اجرایی آن تلآویو و اعراب تصور کردند که از جریان تصمیمگیریها و تاثیرگذاری بر روند آن کنار گذاشته شدهاند. این کنار گذاشتن تا آنجا پیشرفت که این کشورها احساس کردند از یک عامل فعال و صاحب نفوذ به یک تماشاگر تنزل کردهاند. روشن است که وضعیت جدید به هیچوجه قابل قبول رهبران این کشورها نیست.
تحولاتی که اکنون در کنگره آمریکا رخ میدهد، میتواند حاصل تدبیر لابی این کشورها در نهادهای قانونگذاری آمریکا و به منظور بازگرداندن اوضاع به دوران پیش از توافق باشد. در این صورت حتی پس از تغییر دولت در واشنگتن نیز این رفتار خصمانه ادامه خواهد یافت و دولت بعدی برای متوقف یا نابود ساختن توافق برجام تحت فشار گذاشته خواهد شد. این سناریوی خطرناک به ویژه با توجه به تهدید جمهوریخواهان برای نابود ساختن توافق نهایی برجام در دولت آینده ایالات متحده جدیتر به نظر خواهد رسید.
در واقع و همانطور که پیش از این تهدید شده عمر توافق ۱+۵ با ایران به ماههای باقیمانده از دولت باراک اوباما تقلیل مییابد و حتی در همین دولت هم هرچند هفته یکبار تلاشهایی برای ایجاد مزاحمت در روند اجرایی برجام و نزدیکی ایران و آمریکا به ویژه از سوی گروههایی که منافع ایران یا آمریکا برایشان جذاب نیست، صورت خواهد گرفت.
در برابر این مزاحمتها تهران و واشنگتن و بالاخص چهرههای عاقل و دانای دو طرف چه تدبیری اتخاذ خواهند کرد؟ این سوال راهبردی، آنقدر برای تداوم و بقای موافقتنامه حساس ۱+۵ و ایران اهمیت دارد که لازم است از هماکنون پاسخ یا پاسخهای قانعکننده و البته امیدوارکنندهای برای آن پیدا کرد.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد