2 - 11 - 2019
به سوی «پدر»
شیدا ملکی- اعظم طالقانی آسوده به خواب ابدی رفته است. حالا در جایی بهتر از این جهان مهمان پدر مبارز خود شده است. اولین دختر ازدواج دوم سیدمحمود طالقانی ۴۰سال پس از درگذشت او، نخستین فرزندی است که از جمع۱۰نفره خواهران و برادرانش جدا شد و به «پدر» پیوست؛ دختری که برخلاف چهار همشیره و پنج اخویاش نه آنقدر از خط سیاسی و ربط تشکیلاتی ابوی فاصله داشت که تنها به نام «خاندان» با او نسبت داشته باشد و نه – چنانکه معمول است – آنقدر از نام و نشان پدر بهرهگرفت که زیر سایهاو بماند.
تلاشهای مستمر اعظم طالقانی بر پایه بازشناسی مفهوم «رجل سیاسی» بود. مفهومی که در خوانش واژه سیاست را دربست در اختیار مردان قرار داده است. واژه «رجل سیاسی» دیواری به بلندای نابرابری میان انسانها کشید و زنان را از نقشآفرینی جدی در امور سیاسی محروم کرد. اعظم طالقانی این مفهوم را هرگز نپذیرفت. دختر شهید طالقانی تا آخرین روزهای زندگی خود بر آنچه اعتقاد داشت ایستاد. هرگز مفهوم ظاهری «رجل سیاسی» را نپذیرفت. همین تلاشها روندی را رقم زد تا شخصیت اعظم همواره شخصیتی مستقل از پدر باشد.
قانونی برای مردان
اما مفهومی که او تا پای جان برای تغییرش تلاش کرد، دی ماه دو سال قبل در شورای نگهبان به بحث گذاشته شد. تعریف، معیارها و شرایط لازم برای تشخیص رجل سیاسی، مذهبی و مدیر و مدبر بودن نامزدهای ریاست جمهوری در روز چهارشنبه مورخ ۲۰/۱۰/۱۳۹۶ در جلسه شورای نگهبان به تصویب رسید. در اجرای جزء ۵ بند ۱۰ سیاستهای کلی انتخابات ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری که «تعریف و اعلام معیارها و شرایط لازم برای تشخیص رجل سیاسی، مذهبی و مدیر و مدبر بودن نامزدهای ریاست جمهوری» را بر عهده شورای نگهبان قرار داده است. بر همین اساس و با توجه به بند ۹ اصل ۱۱۰ و اصل ۱۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تعاریف، معیارها و شرایط رجل سیاسی توسط شورای نگهبان به تصویب رسید.
بر اساس ماده ۱ این قانون، تعاریف رجل سیاسی مذهبی و مدیر و مدبر بودن نامزدهای ریاستجمهوری عبارتند از: انجام شعائر و مناسک دینی در زندگی فردی و اجتماعی از برجستگی ویژهای برخوردار باشد، بهگونهای که در میان مردم به این خصوصیت، شناخته و مشهور باشند.
همچنین رجال سیاسی، رجالی هستند که قدرت تحلیل و درک آنها از مسائل و پدیدههای سیاسی به جهت آگاهی عمیقشان از مسائل سیاسی اجتماعی اعم از داخلی و بینالمللی و حضورشان در صحنههای سیاسی به نحوی باشد که همواره مصالح نظام اسلامی و معیارهای اصیل انقلابی در عملکرد آنها لحاظ شده باشد، به گونهای که در میان مردم به این خصوصیت، شناخته و مشهور باشند.
از سوی دیگر براساس این قانون، مدیر، شخصی است برخوردار از شایستگیهای ذاتی و اکتسابی لازم از نظر دانش و مهارت، شخصیت و نگرشهای فردی و تجربه که توانایی شناخت و استفاده بهینه از منابع انسانی و مادی در کشور را با رعایت حداکثر بهرهوری و در راستای ماموریت، رسالت و اهداف کلان نظام و ارزشهای حاکم بر جامع داراست و سوابق او حاکی از موفقیت وی در صحنههای مدیریتی کلان باشد. همچنین مدبر، شخصی است که از توانایی پیشبینی و عاقبتاندیشی نسبت به امور، مبتنی بر عقلانیت و دانش صحیح برای اداره امور کشور برخوردار باشد و در بحرانها قدرت حل مشکلات و برونرفت از آنها را به نحو شایسته داشته باشد.
قانون تصویب شده در شورای نگهبان شامل بندهای متعددی است که به نظر نمیرسد در هیچ گوشهای از آن یک فرد به صرف «زن» بودن نباید عطای ریاستجمهوری را به لقایش ببخشد. همه تلاشهای اعظم طالقانی هم در همین مسیر اثبات آن بود که مفهوم «رجل سیاسی» مفهومی جنسیتی نیست. این مفهوم همواره زیر چتر تبعیضهای جنسیتی قربانی شد. زنان در خانه ماندند و تا امروز بالاترین مقام سیاسی که تجربه کردند چیزی نبود مگر معاونت رییسجمهور. معاونی که تصمیمسازی و برنامهسازی را در راستای کار خود قرار نمیدهد. معاون رییسجمهور بودن برای یک «زن» مقام تشریفاتی است که ژست زیبای برابریطلبی از سوی رییسجمهور را
حفظ کند.
اصل پرابهام ۱۵۵ قانون اساسی
اعظم طالقانی که در نخستین دوره مجلس شورای اسلامی نماینده مرم بود بارها ضمن روایت تصویب رجل سیاسی به عنوان شرط ریاست جمهوری در قانون اساسی گفته بود: «لازم است زنان کمپینی تشکیل دهند و از شورای نگهبان بخواهند که تفسیر دقیق و مستندی از اصل ۱۱۵ قانون اساسی ارائه دهد.» همچنین به واسطه تجربه زندان در دوران پهلوی اظهار کرده بود: «در همان دوران در مصاحبهای به شهید بهشتی گفتم که منظور از «رجال» شخصیتها و نخبگان سیاسی و مدیریتی بر اساس قانون اساسی است.»
«زنان میتوانند موقعیتها و مناصبی را کسب کنند. مذهب عدالت و اصالت دارد و باید از این مسیر خارج نشویم و تلاش کنیم تا حد امکان قوی عمل کنیم. زمانی که واژهای خارجی وارد متن فارسی میشود نمیتوان تنها به مفهوم لغوی آن استناد کرد بلکه باید معنای اصطلاحی آن را در نظر گرفت. کلمه رجل در زبان عربی مرد معنا میدهد اما باید ما از مفهوم اصطلاحی آن استفاده کنیم.»
این واژهها از سوی زنی بیان شده است که برای مفهوم برابری جنسیتی ارزشی مقدس قائل بود و روز گذشته پیکرش به خانه ابدی سپرده شد. زنان بسیاری برای از دست دادن او اشک ریختند. میراثی ارزشمند و وظیفهای سنگین برای زنان بر جای گذاشت و رفت. دور از انصاف است که با رفتن او همه تلاشهایش به فراموشی سپرده شود. دور از عدالت است که مطالبات بر پایه عدالت او ابتر بمانند. دور از زنانگی است که «رجل سیاسی» تا ابد مردانه بماند.
او در سال ۱۳۹۶ پس از هشتسال وقفه مجدداً برای نامنویسی در انتخابات و اینبار به مدد «واکر» کوشید از پلههای وزارت کشور بالا برود و همان درخواست ۲۰ سال قبل خود را برای تعیین تکلیف مفهوم رجل سیاسی اعلام کند و زمانی که در آخرین روز فروردین همان سال اسامی شش کاندیدای
تایید صلاحیتشده انتخابات اعلام شد و نام اعظم در میان آنان نبود، در پاسخ به خبرنگاری که از او پرسیده بود «این بار با ردصلاحیت خود چه خواهید کرد » گفته بود: «تا جایی که قانون اجازه دهد اعتراض خواهم کرد».
اواسط شهریورماه ۹۶ بود که بعد از مدتها در گفتوگویی مفصل تصریح کرده بود «فمینیست نیستم، طرفدار حقوق مظلومم. چه مرد، چه زن. اما الان بیشتر این زنان هستند که مظلوم واقع شدهاند.» او در واپسین گفتوگویش پیش از بستریشدن در بیمارستان وعده داده بود «تا زمانی که زنده باشم، در انتخابات ریاست جمهوری ثبتنام میکنم.» او مانند «پدر» به مبارزه تدریجی و اقدامات اصلاحگرانه بیش از برخوردهای رادیکال و اقدامات انقلابی معتقد بود و پیگیری گامبهگام مطالباتش را به هیاهو و داد و قال و اخذ «شبهامتیاز» ترجیح میداد.
شاید به همین دلیل بود که میگفت: «زنها باید اعتماد به نفس حضور را داشته باشند. قرار نیست با برخوردها ناامید شویم. اصلاً ناامید نیستم، ممکن است من دیگر نباشم ولی دیگران بتوانند به خواسته خود برسند. تا زمانی که زنده باشم، اعتراض برای خواستههای زنان را خواهم داشت.» و احتمالاً به دلایلی مشابه هیچگاه سخنی رسمی درباره «دختران خیابان انقلاب» از او منتشر نشد یا برای «ورود زنان به ورزشگاهها» حرفی به میان نیاورد و به کمپینهای «حمایت از دوچرخهسواری بانوان» نپیوست. راه اعظم طالقانی همچون «پدر» که جدا از هملباسان خود میاندیشید و سوا از اطرافیانش عمل میکرد، چندان شباهتی به مسیر سایرین نداشت. او ترجیح میداد برای مطالباتی از جامعه زنان دست به قلم و پا به رکاب شود که محققشدنش بساط نفس ایجاد هر تمایزی میان دو جنس را برچیند. طالقانی مانند سیدمحمود به کم خشنود نمیشد، یاد گرفته بود نظربلند باشد و بزرگمنش.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد