18 - 03 - 2020
بچه سلبریتیهایی که هرگز ژوزه را نفهمیدند
حمیدرضا صدر در یادداشتی به اخراج مورینیو از منچستر پرداخته که در ادامه آمده است: پوگبا بازتابنده همه این فاصلهها شد. بازیکن جوان عصر نو که میخواهد فردگراییاش را چه در میدان و چه خارج میدان حفظ کند و به شیوههای نظامیگری مربیان قدیمی پوزخند میزنند.
همه تغییر کرده بودند جز او. فوتبال تغییر کرده بود. تیمها و بازیکنان و طرفداران. همه تغییر کرده بودند جز او، جز ژوزه. نمیخواستیم باور کنیم و افتخاراتش در پرتغال، انگلیس و ایتالیا را دوره میکردیم. چلسیای که پس از نیم قرن لیگ را فتح کرد را. سهگانه رویایی اینتر را. ستارههایش را به یاد میآوردیم، ریکاردو کاروالیو، دکو، جان تری، دیدیه دروگبا، استبان کامبیاسو، والتر ساموئل و خاویر رانتی را. پورتو کوچک که قهرمان اروپا شد را. بازیکنان او در آن سالها مردان جنگجویی بودند که برابر او خم میشدند. او ارباب بود و آنها رعیتهای جان سخت که هر چه در توشه داشتند رو میکردند.
اما دیروز، دیروز بود و دیروز از میان رفته.
بازیکنان این عصر بازیکنان آن دوران نبودند. بازیکنان منچستریونایتد بازیکنان پورتو و اینتر نیستند. بازیکنان این دوران بیپرده میگویند «نه»، با صراحت دهانشان را کج میکنند. بازیکنان این دوران به روش اربابمنشانه لگد میزنند و راه خودشان را میروند، مثل ادن هازارد در چلسی، مثل پل پوگبا در یونایتد. همانهایی که خیلی زود به مورینیو گفتند «نه».
مهم نبود مورینیو نق میزد. یونایتد سیاههای از بهترین جوانان را در اختیار داشت، پوگبا، لینگارد، لوکاکو، شاو و راشفورد را. همانهایی که همه مربیان آرزوی داشتنشان را داشتند تا شکوفایشان کنند، تا به پروازشان درآورند. ولی کدامشان کنار ژوزه اوج گرفتند؟ کدامشان پرواز کردند؟ کدامشان هویت منچستری را به رخ کشیدند؟ وین رونی آخرین یونایتدی واقعی بود که رفت و پرده را پایین کشید.
مورینیو پنهان نمیکرد با بازیکنان عصر نو- از ۲۰۰۰ به این سو و بچههای هزاره تازه- همساز نیست. پنهان نمیکرد که نمیفهمدشان. پنهان نمیکرد دوستشان ندارد. برخورد دیکتاتورمآبانهاش با پزشک زن تیم چلسی، اوا کارنیرو، خیلی چیزها را نشان داده بود، ولی همه به احترامش خاموش ماندند. ولی پوگبا بازتابنده همه این فاصلهها شد. بازیکن جوان عصر نو که میخواهد فردگراییاش را چه در میدان و چه خارج میدان حفظ کند و به شیوههای نظامیگری مربیان قدیمی پوزخند میزند. همان چیزی که در فوتبال ایران هم جاری است و سنتیهای فوتبال ما را گیج و سردرگم کرده. بی استفاده بودن استعداد نود میلیون پوندی روی نیمکت یونایتد نشاندهنده آن سردرگمی بود. شکست برابر لیورپول همه بیگانگیها را کنار هم ردیف کرده بود. دور ماندن از بازیکنان عصر نو مترادف شد با دور ماندن از فوتبال عصر نو. دل سپردن به بازیکنان جنگجو و فوتبال مبتنی بر قدرت- مثل پورتو و اینتر آن عصر- رسید به بنبست. چرا و چگونه کلوپ بازیکنان لیورپول را شکوفا کرد و چرا پوچتینو تاتنهامیها را در همه جبههها به پرواز درآورد؟
گویی از ۲۰۱۰ که گواردیولا، مورینیو را با بارسلونا شکست داد همه چیز یکباره دگرگون شد. اکثر تیمها به فوتبال تهاجمی مبتنی بر حفظ توپ و ارسال پاس و پرسینگ در زمین حریف روی آوردند. بازیکنان عصر نو هم به این قلمرو پا گذاشتند و از سالهای ۲۰۰۵-۲۰۰۴ دوران اوج ژوزه دور شدند. مقایسه چهره، حالت و بازی بازیکنان یونایتد این فصل با بازیکنان تاتنهام، لیورپول و منچسترسیتی نشان داد چقدر از فوتبال این دوران دور افتادهاند و با چه بیمیلی میدوند و به توپ ضربه میزنند. نمایش یونایتد برابر این رقبا به قول خود ژورنالیستهای انگلیسی یادآور فوتبال قرن نوزدهمی ملکه ویکتوریا بود. قصه مورینیو – یونایتد دل بهم زننده شد و غمانگیز. ژوزه نتوانسته بود دیروز را به امروز و امروز را به فردا سنجاق کند و چه حیف.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد