1 - 02 - 2021
بیراهه
آرزو فرشید- این چهار ماه و اندی به سرعت برق و باد میگذرد و انتخابات ریاستجمهوری زودتر از آنچه فکر میکنیم، فرا خواهد رسید. برای همین هم سیاستمداران در هر دو جریان اصلاحطلب و اصولگرا سخت مشغول ساماندهی وضعیت خود و آرایش نیروهایشان هستند. هر کدام منش و شیوه خود را داشته و به نحوی برای مهیا کردن زمینه رایآوری میکوشند. دوقطبیسازی اما با وجود همه نهیکردنها، آشناترین تاکتیک آنان بوده و در ادوار گذشته نیز مورد استفاده قرار گرفته است؛ دو قطبیهایی که عموما حول محور ترس و بعضا حول محور خشم شکل گرفتهاند.
نگاهی به تجارب پیشین در امر انتخابات نشان میدهد که اصلاحطلبان عموما با دو قطبیسازی حول محور ترس، بردهاند. به عبارت دقیقتر ترساندن جامعه از پیروزی کاندیدای رقیب اغلب به نفع اصلاحطلبان تمام شده است. جریان اصولگرا اما در این زمینه ضعف داشته و سعی کرده با ایجاد دو قطبی بر مبنای خشم، آن را جبران کند به این معنا که با افزایش نارضایتی عمومی از وضع موجود، مردم را خشمگین کرده و برای ایجاد تغییر به نفع این جریان سیاسی، آنان را پای صندوق بکشاند.
ترسمحوری
این بار نیز اگرچه به باور اغلب جامعهشناسان و تحلیلگران وضعیت با همیشه فرق دارد اما سیاسیون همان مسیر همیشگی را میروند. حال باید دید که آیا این شیوه در شرایط موجود نیز منتج به نتیجه خواهد بود؟ آیا اصلاحطلبان میتوانند باز هم با ترساندن مردم از پیروزی گزینه اصولگرایان، بازی را به نفع خود تغییر دهند یا اینکه اصولگرایان با افزایش خشم و نارضایتی مردم از وضع موجود میتوانند گزینه مورد نظر خود را به پاستور برسانند؟
علی صوفی دبیرکل حزب پیشرو اصلاحات در گفتوگو با «جهانصنعت» در پاسخ به این پرسش گفت: «به نظر من دوقطبی انتخابات ۱۴۰۰ با توجه به حوادثی که در سطح بینالمللی اتفاق افتاده، به ویژه انتخابات آمریکا و ارتباط آن با مسائل داخلی به خصوص معیشت مردم شکل گرفته است.»
وی توضیح داد: «این تحولات موجب شکلگیری این انتظار شد که بعد از رفتن ترامپ و آمدن بایدن، تحریمها رفع شود و در نتیجه رونق اقتصادی شکل بگیرد که در سایه آن گرانیهای افسارگسیخته فعلی جای خود را به رفاه و آسایش مردم بدهد. این تحولات در مردمی که مایوس، خشمگین و دلزده از انتخابات بودند و اوج این یأس و بیرغبتی به حضور در انتخابات را در سال ۹۸ نشان دادند، امید ایجاد کرده است. مردم امیدوار شدند و باور کردند که یکسری تحول و تغییراتی در پیش است. حال باید دید که این تحولات را چه کسان و چه جریانی میتوانند پیش ببرند؛ جریانی که به تغییرات باور دارد و منتظر آن بوده یا جریان دیگری.»
این فعال سیاسی اصلاحطلب تاکید کرد: «اکنون فضای انتخاباتی حول این محور دوقطبی شده است به این معنا که یک جریانی که خود را مسلط و حاکم میدید و تصور میکرد پیروز انتخابات ۱۴۰۰ است و به فکر یکدست کردن قوا بود، ناگهان با این اتفاق بینالمللی و ایجاد امید در مردم مواجه شد.»
صوفی در پاسخ به این پرسش که آیا دوقطبی حول محور مذاکره با توجه به تجربه انتخابات ۹۲ باز هم ظرفیت پای صندوق آوردن مردم را دارد گفت: «به هر حال این تنها روزنه امیدی است که برای مردم ایجاد شده است. ضمن اینکه شرایط برای مردم و حاکمیت به قدری سخت شده که انجام مذاکرات قطعی است بنابراین این دوقطبی جواب خواهد داد. برخی از تحلیلها حاکی از این است که حتی آمریکا هم به انتها رسیده است و اگر ترامپ هم میماند، مذاکرات شکل میگرفت.»
وی با تایید این نکته که اصولگرایان به خاطر ترس از باخت در این دوقطبی سعی دارند یک دوقطبی دیگر برمبنای خشم ایجاد کرده و بر نارضایتی عمومی از عملکرد دولت روحانی و اصلاحطلبان بیفزاید، گفت: «قطعا آنهایی که به این خشم دامن میزنند، سودی نخواهند برد. همچنان که در انتخابات ۹۸ هم دیدیم، نارضایتی مردم از جریان اصلاحطلبی به معنی روی آوردن به جریان اصولگرایی نیست. به ویژه اینکه آرای خاکستری است که موج انتخاباتی ایجاد کرده و تعیینکننده است. تا اینجا مشخص شده که آرای خاکستری به سمت اصولگرایان نمیرود و اگر به میدان بیاید، به سوی اصلاحطلبان میرود. بنابراین اصولگرایان سعی دارند با خشمگین کردن مردم، آرای خاکستری را از صحنه حذف کنند. امیدشان به این است که با تقلیل مشارکت مردم بتوانند به پیروزی برسند اما این پیروزی مثل همین مجلسی است که الان در اختیار دارند یعنی با سرمایه اجتماعی و با مشروعیت و کارآمدی بسیار اندک چون افرادی که از سوی اصولگرایان به صحنه آیند، قابلیت تنشزدایی در سطح بینالمللی و ایجاد آرامش و رفاه در سطح داخلی را ندارند به ویژه در عرصه اجرایی ناموفق هستند و کشورداری در دولت آقای احمدینژاد مثال آن است.»
صوفی ادامه داد: «به خاطر همین وقتی یک دوقطبی برای ادامه جریان احمدینژادی و قطع آن شکل گرفت، مردم به این سمت روی آوردند و حتی مجلس را از آنان گرفتند. حتی در انتخابات ۹۶ نیز پرشورتر از قبل در انتخابات حاضر شدند.»
وی تاکید کرد: «تجربه نشان داده یا مردم نمیآیند و با صندوق رای قهر میکنند یا اگر میآیند و نتیجهای را رقم میزنند به نفع آنان نیست.»
خشممحوری
صوفی تنها اصلاحطلبی نیست که کاهش مشارکت و قهر با صندوق آرا را برای انتخابات خرداد ۱۴۰۰ پیشبینی میکند. بسیاری دیگر از فعالان سیاسی مثلا محمدعلی ابطحی عضو مجمع روحانیون مبارز نیز همین نظر را دارند. اختلافنظر صوفی و ابطحی اما به نتیجه کاهش مشارکت مربوط میشود. ابطحی به اندازه صوفی تصور نمیکند کاهش مشارکت به زیان اصولگرایان باشد. او معتقد است که این جریان قادر است در مرحله پیش از انتخابات، از مضرات این وضعیت برای خود بکاهد.
محمدعلی ابطحی عضو مجمع روحانیون مبارز در گفتوگو با «جهانصنعت» ضمن تاکید بر اینکه «دوقطبیها فقط موقع انتخابات ایجاد نمیشود و همیشه در جامعه وجود دارد و صرفا با نزدیکی به انتخاباتها بروز و ظهور بیشتر پیدا میکند» گفت: «نکتهای که نباید فراموش کرد این است که همه انتخاباتها بر مبنای ترس و خشم شکل نگرفته است و مثلا دوم خرداد ۷۶ نه از ترس بود و نه خشم و بیشتر ناشی از ارادهای برای تغییر بود.»
وی افزود: «اکنون نیز به نظر من خشمی که اصولگرایان به دنبال ایجاد و افزایش آن هستند، علیه روحانی و دولت او نیست. محتوای آن بیشتر نوعی ناامیدی جامعه برای عدم حضور در انتخابات است زیرا این دولت نه رقیب آنان و اصلاحطلب است و نه در آینده قرار است با آنان رقابت کند. این دولت حتی بحرانی برای آنان ایجاد نمیکند اما چون میخواهند به زور این تفاوت را ایجاد کنند، نهایتا موجب بروز بحران مشروعیت خواهند شد.»
این فعال سیاسی اصلاحطلب با تاکید بر اینکه «هدف اصولگرایان از این خشمآفرینی کاهش مشارکت در انتخابات پیشرو است» گفت: «تنها راه موفقیت جریان اصولگرا همیشه این بوده و با کاهش موفقیت توانستهاند به نتیجه مطلوب خود برسند.»ابطحی در پاسخ به اینکه آیا عده قلیلی که در نتیجه این سیاست پای صندوق رای میروند، به چهرههای شاخصی که عقلای اصولگرا خواهان ریاستجمهوری آنان هستند رای خواهند داد یا ممکن است در نتیجه خشم ایجادشده در جامعه شاهد بروز یک پدیده جدید و ناشناخته مثل احمدینژاد باشیم گفت: «به نظر من در این باره مراقبت خواهند کرد و از آن تجربه درس میگیرند. به هر حال انتخابات که خیلی برآمده از رای مستقیم مردم نیست که یک مرتبه یک پدیده ظاهر شود. مسیر انتخابات در ایران به نحوی است که تصمیمگیرندگان درباره اینکه چه کسانی وارد میدان شوند، این مسیر را کنترل میکنند و اجازه ظهور یک پدیده ناشناخته را نمیدهند. به عبارتی این خطر را پیش از انتخابات رفع خواهند کرد و اگر لازم باشد برخوردهای جدیتری میکنند تا یک پدیده جدید ایجاد نشود.»
این فعال سیاسی اصلاحطلب در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه اصلاحطلبان چقدر میتوانند در دوقطبیسازی موفق باشند آیا با توجه به ریزش سرمایه اجتماعی و مشکلاتی که در این زمینه دارند میتوانند بار دیگر یک دوقطبی بر مبنای ترس ایجاد کنند و به نتیجه برسند گفت: «اگر فضای سیاسی کشور به همین صورت باشد، چشمانداز من برای اینکه جامعه بخواهد به هر دلیلی با صندوق رای آشتی کند، خیلی روشن نیست و فکر میکنم مسیری مثل انتخابات مجلس طی میشود یعنی تقریبا توان کلی اصلاحطلبان حذف و گرفته میشود و نهایتا این جریان یک مشارکت غیرفعال خواهد داشت.»
جمعبندی
آنطور که از اظهارات صوفی و ابطحی برمیآید، اصلاحطلبان به دو گروه تقسیم میشوند؛ گروهی مثل صوفی تصور میکنند که همچنان فرصت مانور دادن روی موضوعاتی مثل مذاکره و در نگاه کلان، ترساندن مردم از موضع گزینه جریان رقیب در این باره را دارند. گروه دیگری نیز مثل ابطحی ضمن اینکه سعی دارند استفاده از این حربه را انکار کرده و فراموش کنند که ترس از پیروزی ناطق نوری در حماسه دوم خرداد نقش عمدهای داشت، از خیر انتخابات پیشرو بگذرند.
این طیف حتی به آثار و تبعات دوقطبیسازی بر مبنای خشم که از سوی اصولگرایان پیگیری میشود نیز توجهی ندارند و به این امید هستند که نهادهای نظارتی مانع از بروز آثار مخرب این اقدام جریان رقیب شوند.
در مجموع اما میتوان به این نتیجه رسید که همزمان با اتمام تاریخ مصرف دوقطبیسازی به سبک اصلاحطلبان، اصولگرایان نیز در دوقطبیسازی مسیر اشتباهی را میروند و با دست خود مقدمات بروز و ظهور پدیدههایی جدید و ناشناخته را فراهم میکنند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد