3 - 12 - 2022
بیثباتی بازار نتیجه ضعف کارشناسی
گروه اقتصاد- با وجود اینکه رییس کل بانک مرکزی روز گذشته برای چندمینبار از سیاستهای دولت و بانک مرکزی در راستای مهار بازار سکه و ارز دفاع کرد اما بر این باور است که قیمتها کاذب بوده و قیمت واقعی طلا و ارز این نیست.
واقعیت بازار نشان از آن دارد که فضای منطقی به هیچ عنوان بر این بازار حکمفرما نیست اما دولت همچنان بر موفقیت سیاستهای خود در این امر پافشاری میکند.
رییس کل بانک مرکزی نیز از یکسو از موفقیت بانک مرکزی در کنترل بازار سخن میگوید و از سوی دیگر اعتراف میکند که در سال گذشته اگر بحث علمی، اقتصادی و کارشناسی وجود داشت به طور غیرواقعی شاهد افزایش کاذب قیمت ارز و سکه و حتی طلا نبودیم.
حال نکته قابل تامل این است که اگر دولت اذعان دارد قیمتها واقعی نیست و دروغین است و اگر روند بازار خلاف ادعاهای محمود بهمنی است، چگونه میتوان از موفقیت سیاستهای دولت برای کنترل این بازار سخن گفت؟
البته نگاهی به سخنان مسوولان دولتی نشان میدهد تا همینجا نیز دولت از مواضع خود بسیار کوتاه آمده و با وجود آنکه تا چندی پیش، سخن از تاثیر نداشتن سیاست و مسایل خارجی بر بازار سکه و ارز میگفت اکنون دیگر منکر این امر نمیشود.
در همین حال محمود بهمنی گفت: غربیها میخواهند که بگویند تحریمها ضد ایران تاثیر گذاشته است.
رییس کل بانک مرکزی در گفت وگو با پایگاه اطلاعرسانی دولت با بیان اینکه سیاستهای دولت برای کنترل بازار ارز، سکه و طلا همچنان ادامه دارد، اظهار داشت: در سال گذشته اگر بحث علمی، اقتصادی و کارشناسی وجود داشت به طور غیرواقعی شاهد افزایش کاذب قیمت ارز و سکه و حتی طلا نبودیم. چطور میشود که قیمت طلا در دنیا پایین بیاید و در ایران بالا برود!
وی افزود: باید درون کشور و جامعه ما این مساله روشن شود که غربیها همین را میخواهند که بگویند تحریمها ضد ایران تاثیر گذاشته است. اما باید بدانیم این قیمتها کاذب است و قیمت واقعی طلا و ارز این نیست. قیمت طلا در تمام دنیا مشخص است به اندازه وزن در همه جای دنیا طلا خرید و فروش میشود و قیمت واقعی آن مطابق اونس جهانی است.
بهمنی در ادامه تاکید کرد: سیاستهای ما برای کاهش قیمتها که در چند ماه گذشته اعمال شد به خوبی جواب داد و این سیاستها برای کنترل قیمتها همچنان ادامه خواهد داشت.
وی افزود: باید این را در نظر داشت که کار بانک مرکزی خرید و فروش سکه نیست و ما به دنبال سود هم نیستیم اما در ادامه سیاستهای پولی گفته شد؛ افرادی که برای سکه پیشفروش شده ثبتنام کردهاند، میتوانند بجای آن اوراق مشارکت دریافت کنند، پول این کار به بانکها داده میشود تا در عقود مختلف به کار بگیرند که این موجب شد نزدیک به چهار میلیون سکه جایگزین شود؛ این یک نوع سیاست برای کنترل قیمتها بود.
رییس کل بانک مرکزی تصریح کرد: سیاستهای بانک مرکزی و دولت موجب شد نقدینگی در پایان سال کنترل شود و میزان سپردهها افزایش پیدا کند. رشد نقدینگی در سال ۸۹، ۲/۲۵ بود که در سال ۹۰ به ۴/۱۹ کاهش یافت. در حال حاضر نقدینگی حدود سه هزار و ۵۲۲ هزار میلیارد ریال است.
بهمنی در عین حال گفت: البته در هر صورت نقدینگی در حال نوسان است و مهم این است که بتوانیم این روند را به صورت کنترلی داشته باشیم. این هم نباید انتظار داشته باشیم که یک مرتبه پایین بیاید باید یک نقطه بهینه انتخاب شود، یعنی نمیتوان با یک ابزار نقدینگی را پایین آورد زیرا در طرف دیگر قضیه تکلیف رشد اقتصادی و اشتغال چه میشود؟ مجموعه مولفههاست که میتواند با هم عمل کند و نتیجه دهد.
بانک مرکزی مجری سیاستهای پولی است و سیاستهای مربوط به سرمایهگذاری، بازرگانی و مالیاتی باید با هم بهکار گرفته شوند تا بتوانند اقتصاد را کنترل کنند.
اشاره محمود بهمنی به اینکه «چطور میشود که قیمت طلا در دنیا پایین بیاید و در ایران بالا برود؟» جای تشکر دارد. تا همین اندازه که مسوولان به غیرمنطقی بودن بازار سکه و ارز در درون کشور اذعان میکنند، بسیار قابل توجه و «مسوولانه» است.
اما بهتر است کمی این جمله آقای بهمنی را زیر ذرهبین برده و بیشتر درباره بیمنطقی بازار سکه و ارز در درون کشور سخن بگوییم.
اصولا بر پایه منطق اقتصادی، بهای جهانی هر اونس طلا، تابعی از قوت و ضعف قیمت دلار است و تقریبا هر شخصی که بازار دلار و طلا را دنبال کرده باشد به راحتی رابطه و وابستگی شدید و در جهت معکوس دلار و طلا را درک خواهد کرد. هرچند رابطه عکس دلار و طلا در مدتزمانی بلند مشخص میشود، این امر درباره بهای طلا و ریال هم درست است.
دلیل این امر که ارزش دلار و طلا در جهت عکس حرکت میکند به این دلیل است که طلا نیز یک ارز تلقی میشود بنابراین تابعی از رابطه دلار با دیگر ارزهاست. به عبارتی ارزش طلا تابعی از قدرت دلار در مقابل دیگر ارزها (از جمله خود طلا) است در نتیجه زمانی که دلار ضعیف شود، قیمت طلا بالا خواهد رفت و بالعکس.
با زبانی سادهتر، اگر یک واحد طلا معادل یک دلار در نظر گرفته شود، چنانچه قدرت دلار به میزان یکدهم تضعیف شود، بهای طلا معادل یکدهم افزایش خواهد داشت. بر این اساس طلا معادل ۱/۱ دلار خواهد بود. البته این رابطه به این دقت نیست و درصد تغییرات ممکن است بسیار متفاوت باشد.
این امر در چندین سال به اثبات رسیده است. البته زمانهایی نیز بوده که این رابطه به هم خورده که نمونه آن ماه می تا نوامبر ۲۰۰۵ بوده است هرچند این مدت بسیار کوتاه بوده و سرانجام دوباره رابطه اصلی برقرار شده است.
با این مقدمه، بازگردیم به سخنان محمود بهمنی؛ چگونه میشود که بهای طلا در بازار جهانی در حال سقوط باشد و در ایران در حال افزایش؟ در حالی که بهای طلا در ایران باید معادل بهای جهانی آن باشد، نه بیش از آن!
در جایی که بهای جهانی طلا در حال سقوط است، یعنی دلار در حال قوت گرفتن است بنابراین ارزش ریال (و دیگر ارزها) در برابر دلار در حال سقوط است. در واقع محمود بهمنی یک نکته را درنظر نگرفته و پرسش باید اینگونه مطرح شود: چطور ارزش دلار و طلا در بازار ایران با هم افزایش مییابد، در حالی که این دو رابطه عکس دارند؟!
اگر دلار گران شده، پس طلا باید ارزان شود و اگر طلا گران شده، یعنی دلار ضعیف شده، پس چرا اینگونه نیست؟
این امر واقعا شگفتانگیز بوده و البته دلیل آن کاملا مشخص است. بازار طلا و ارز در ایران تابعی از منطق اقتصادی و سیاستهای اقتصادی دولت نیست بلکه وابسته به رخدادهای سیاسی در درون و بیرون کشور است. مسلما خود محمود بهمنی نیز از این امر آگاهی کافی دارد؛ آنجا که میگوید: این قیمتها کاذب است و بهای واقعی طلا و ارز این نیست، افزونبر این سقوط شدید ارزش ریال نیز نباید فراموش شود.
اما شگفتی ما از این است که در همین حال و با اذعان به این امر، محمود بهمنی اظهار میکند که سیاستهای ما برای کاهش قیمتها- که در چند ماه گذشته اعمال شد- به خوبی پاسخ داد و این سیاستها برای کنترل قیمتها همچنان ادامه خواهد داشت.
رصد چند روز اخیر قیمتها در بازار طلا و ارز شاهد خوبی برای این ادعای آقای بهمنی است. بهای دلار دیروز به ۱۸۲۱ تومان رسید و سکه تمام بهار طرح قدیم به ۶۹۲ هزار تومان! دیروز ۳۱ خردادماه ۱۳۹۱، یک روز پس از مذاکرات ایران و ۱+۵ بود.
گویا محمود بهمنی و دولت باید یک بار و برای همیشه این واقعیت را بپذیرند که بازار ارز و طلا از دست ایشان بیرون است بنابراین تنها در این صورت و با پذیرش مشکل اصلی است که میتوان برای آینده برنامهریزی و اقدام کرد. البته تا جایی که دولت نمیپذیرد هماکنون بازار تابعی از سیاستهای اقتصادی و پولی و مالی نیست، نمیتوان هیچ امیدی به حل این معضل داشت به عبارتی دولت در بازار ارز و طلا، سیبل اشتباه را هدف گرفته است و در یک سطح عقبتر سیاستگذاری میکند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد