9 - 02 - 2021
تاثیر تصمیمات غیرکارشناسی بر بازار بینالمللی زعفران ایران
حسین آهن*- بعد از روی کار آمدن نظام جدید سیاسی در افغانستان در سال ۱۳۸۰ که نتیجه توافق بن بود، جمهوری اسلامی ایران به عنوان بانی و مبتکر شکلگیری نظام جدید در افغانستان، برای مبارزه با کشت خشخاش و تولید مواد مخدر در این کشور طرح معیشت جایگزین را در افغانستان پیشنهاد کرد و بنابراین در این راستا کشت زعفران به عنوان کشت جایگزین به کشاورزان افغان معرفی شد. در این رابطه مقدار قابل توجهی پیاز زعفران در قالب کمک به کشاورزان افغان هدیه شد تا به جای خشخاش زعفران کشت کنند. این تصمیم غیرکارشناسی فاقد پیوست مطالعاتی و تحقیقاتی بود تا این نکته ظریف را به اطلاع طراحان این برنامه گوشزد کند که مافیای بینالمللی مواد مخدر در افغانستان آنقدر قدرت دارد که سود حاصل از تجارت مواد مخدر در سطح بینالمللی برای آنها با هیچ محصول دیگری قابل مقایسه نیست.
در مطالعه این طرح باید ارزشافزوده مواد مخدر تولیدی در افغانستان در بازارهای کشورهای اروپایی و آمریکا مبنای تصمیمگیری قرار میگرفت، در حالی که پیشنهاددهندگان این طرح قیمت محصول تریاک تولید شده را با زعفران مقایسه کردند. برای موفقیت اجرای طرح معیشت جایگزین جمهوری اسلامی ایران علاوه بر پیاز زعفران، تراکتور و کود شیمیایی نیز در اختیار کشاورزان افغانستان قرار داد. غافل از اینکه تراکتورها و کودهای شیمیایی در مزارع تولید خشخاش به کار گرفته شدند و طی یک مدت کوتاه، تولید مواد مخدر در افغانستان از ۳۳ تن در زمان حاکمیت طالبان در سال ۲۰۰۱ به ۹۱۴۰ تن در ۲۰۱۷ یعنی ۲۷۶ برابر افزایش یافته است. تا همین جا باید گفت که کاهش کشت خشخاش با شکست مواجه شد، ولی پیازهای زعفران ارسالی در زمینهای جدید کاشته شدند و بعد از چند سال به تدریج توسعه پیدا کردند.
نتیجه عملی اینکه ما در کاستن از تولید مواد مخدر در افغانستان توفیقی نداشتیم، ولی ایده تولید زعفران را به افغانستان منتقل کردیم. با ورود سایر کشورهای کمکدهنده به افغانستان، در طرح دیگری برای کمک به کشاورزان افغان در سال ۲۰۰۴ موسسه ایکاردا (مرکز بینالمللی تحقیقات کشاورزی در مناطق خشک) و (سازمان وابسته دپارتمان توسعه بینالمللی انگلستان(DFID) ) با همکاری یکدیگر پروژهای را به نام
Research in Alternative Livelihoods Fund در افغانستان آغاز کردند که یکی از محوریترین برنامههای آن در حوزه کشاورزی، کمک به توسعه کشت زعفران به عنوان یک کشت سودآور و جایگزین خشخاش و همچنین کشت زعفران به جای دیگر محصولات، به منظور سودآوری بیشتر کشاورزان افغان بود. یعنی موسسات بینالمللی نیز هنگامی که از این طرح حمایت کردند هدفشان کاستن از تولید مواد مخدر در افغانستان بود. در سال ۲۰۰۴، موسسه داکار، با همکاری دولت محلی هرات، اقدام به توزیع رایگان پیاز زعفران بین کشاورزانی که تمایل به تغییر کشت از خشخاش به زعفران را داشتند، کرد و متاسفانه عدهای سودجو نیز در کشورمان بدون توجه به تبعات این اقدام کامیونهای مملو از پیاز زعفران را به این موسسات غربی فروختند تا آنها به صورت رایگان در اختیار کشاورزان افغان قرار دهند. این پروژه در نواحی قندوز، غور، هلمند، هرات، قندهار، کنر، لغمان، ننگرهار و اروزگان اجرا شد. در نوامبر سال ۲۰۰۶، سمپوزیمی به منظور معرفی زعفران توسط چند موسسه نظیر داکار، ایکاردا و مینشنال، در هرات افغانستان برگزار و پس از این سمپوزیم، «کمیته ملی هماهنگی و پشتیبانی از کشت زعفران» ایجاد شد که توسط وزارت زراعت و آبیاری افغانستان مورد حمایت قرار گرفت. با رشد و توسعه زمینهای زیر کشت طی چند سال گذشته مقدار قابل توجهی زعفران در افغانستان تولید شد و برابر آمار اعلامی ۲۴ تن زعفران تنها در سال ۱۳۹۸ تولید شده است. با توجه به ارزشافزوده بالا و نیاز به آب کم، توسعه کشت گیاه زعفران از جمله برنامههای مصوب وزارت جهاد کشاورزی در اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی در کشور خودمان است که برندسازی و توسعه بازارهای صادراتی این محصول در دستور کار وزارت جهاد کشاورزی است. طبق آمار وزارت جهاد کشاورزی ظرفیت تولید زعفران در ایران از ۳۰ تن در سال ۱۳۶۸ طی سالهای اخیر به بیش از ۳۰۰ تن رسیده که سالانه حدود ۲۰۰ تن آن به کشورهای هدف صادر میشود. اما چه اتفاقی افتاده که امسال نیز زعفران افغانستان توانسته در جهان مقام نخست و عنوان «بهترین زعفران» جهان را از آن خود کند و جایزه موسسه بینالمللی طعم و مزه اروپا را به دست آورد.
این موضوع نشان میدهد برنامه دقیقی برای برندسازی زعفران افغانستان در دنیا وجود دارد که متاسفانه مسوولین ذیربط ایرانی در خواب غفلت هستند. چندی قبل پرونده چندملیتی هنر نگارگری (مینیاتور) با همکاری کشورهای ایران، ترکیه، جمهوری آذربایجان و ازبکستان در پانزدهمین اجلاس کمیته بینالدول میراث فرهنگی ناملموس یونسکو در فهرست میراث جهانی ناملموس بشری قرار گرفت و جهانی شد. این اقدام با اعتراض افغانستان مواجه شد که چرا سهم افغانستان در این میراث فرهنگی نادیده گرفته شده است. ثبت یک هنر خاص برای یک کشور به غیر از اینکه جایگاه نیاکان مردمان آن کشور را برجسته کرده و نوعی واکنش عاطفی را نسبت به میراث فرهنگی و هنری ایجاد خواهد کرد، ارزش دیگری ندارد. ولی ما شاهد این هستیم که افغانستان به این موضوع حساسیت بجایی نشان داد و بنابراین قرار شده است که افغانستان نیز به این پرونده اضافه شود، ولی جای تعجب است که در سال جهش تولید در کشور ما هیچکسی به این موضوع توجه درخوری نکرد و کسی پیگیر علت این موضوع که ارزش اقتصادی برای کشورمان دارد، نشده که چرا جایگاه اولی ما در زعفران تغییر کرده است. کسی نباید سوال کند که ایران به عنوان سابقهدارترین کشور تولیدکننده زعفران چگونه در رقابت با افغانستان جای خود را به این کشور داده که مقام اول بهترین کیفیت زعفران را به دست آورده است. عدهای برای توجیه کمکاری خودشان دلیلی برای این فاجعه اقتصادی بیان میکنند که در ادامه توضیح خواهم داد. به خاطر دارم چند سال قبل دعوایی بین کشور هند و آمریکا در سازمان تجارت جهانی بر سر موضوع برند برنج باسماتی بروز کرد. هند مدعی بود که برنج باسماتی برند هندی است و استفاده آمریکا از نام برنج باسماتی تقلب و جعل برند است. در نتیجه تحقیقات معلوم شد که کیفیت برنج باسماتی آمریکایی بهتر از کیفیت برنج هند است. در مراحل رسیدگی آمریکا مدعی شد اگر برنج باسماتی اصالتا متعلق به هند است، پس چگونه برنج تولیدشده در آمریکا کیفیت بهتری دارد. خب معلوم بود که آمریکا روی تخم برنج باسماتی هند تغییرات ژنتیکی ایجاد کرده و کیفیت آن را ارتقا داده است. اتفاقی که در زمینه زعفران ایران در حال وقوع است نیز فاجعهای از این نوع است. موسسات تحقیقات غربی در افغانستان در حال انجام مطالعات علمی در رابطه با زعفران هستند و با توجه به ارزشافزوده زعفران، در افغانستان روی آن کار میکنند.
اما عدهای که نمیخواهند عقبماندگی کشور را در این زمینه بپذیرند میگویند که موضوع از این قرار است که افغانستان با استفاده از تعرفه صادراتی صفر به کشورهای اروپایی و آمریکا میتواند زعفران ایران را به راحتی به اروپا و آمریکا صادر کند. در حالی که تولیدکننده ایرانی نمیتواند زعفران خود را به علت تحریمهای ظالمانه آمریکا در بازار جهانی به فروش برساند به همین علت زعفران ایران به افغانستان منتقل میشود و به نام زعفران افغانستان صادر میشود و وقتی در محک کیفیت هم قرار میگیرد باکیفیتتر دیده میشود. یعنی در واقع این زعفران ایران است که مقام اول را کسب کرده و نه زعفران افغانستان. هماکنون حداقل چهار شرکت بخش خصوصی به منظور تجارت و بازاریابی زعفران و همچنین یک آزمایشگاه در محل اداره کشاورزی در شهر هرات تاسیس شدهاند که تمامی این شرکتها و آزمایشگاهها با کمک نهادهای اروپایی تاسیس شدهاند. هماکنون یک موسسه خیریه مسیحی آلمانی به نام shelter now در زمینه کشت زعفران در هرات فعالیت میکند و زعفران تولیدی افغانستان را خریداری و اقدام به بازاریابی و فروش آن در اروپا میکند. همچنین یک شرکت ترکیهای با نام اختصاری (PRT) در استان میدان وردک با تاسیس یک هنرستان کشاورزی، اقدام به آموزش کشت محصولات کشاورزی و به ویژه زعفران کرده است. این شرکت ترک برای فروش زعفران تولیدی تعاونیهای زیرمجموعه خود در دبی، آمریکا و ترکیه فعال است.
در پروژه RALF که اصلیترین پروژه افغانستان در زمینه توسعه تولید و کشت زعفران است، با همکاری دانشگاه واشنگتن و همکاری موسسه ایکاردا، اقدام به تهیه و تدوین استراتژی توسعه زعفران در افغانستان کردهاند که طبق این سند، استراتژی عمده افغانستان اول ایجاد برند زعفران افغانی جهت تمایز آن با زعفران ایرانی و دوم اتصال تولیدکنندگان افغانی به بازارهای جهانی به صورت مستقیم و بدون واسطه است. با توجه به ورود شرکتهای اروپایی، آمریکایی و ترک به بازار تولید زعفران در افغانستان باید سوال کرد که برای حفظ جایگاه خودمان چه اقدامی کردهایم تا در آینده همانند دعوای هند و آمریکا بر سر برند برنج باسماتی جایگاه اولی خودمان را رسما به افغانستان ندهیم.
* کارشناس امور شرق آسیا

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد