17 - 10 - 2016
تاملی بر یک استعفا
ضیاء مصباح*
اینکه وزیر ارشاد استعفا داده یا باید بدهد و حرف و حدیثها و دلایل منتشرشده در این رابطه که تا انتشار این مطلب به احتمال روشنتر خواهد شد، فارغ از ویژگیهای نسبتا قابل قبول فرزند دبیر شورای نگهبان و تفاوتهای فکری ایشان با پدرشان با همراه بودن سلامت مالی و شایسته هر دو در این وانفسا به نظر نگارنده از چند منظر البته با بینش اداری درخور تعمق است: علی جنتی، ایدهها و عملکردش طی مدت حضور بر این مسند نشانی از روشنفکری دینی و اجتماعی، آگاهیهای سیاسیاش بهعبارت بهتر رسالت او در این سمت حساس دارد. بهدنبال آنچه بر این تشکیلات و مدیریت ایشان گذشته میتوان ادعا کرد اخیرا با ورود اهالی شعار و ایجاد هیجان در توده، ایشان و همراهان به این باور و احتمالا یقین رسیدهاند که نمیتوانند وظیفه خود را هرچند بهصورت نسبی و در حداقل ممکن به روال رو به نقصان گذشته ایفا کنند و عطای خدمت را به لقای آن میبخشند.وظایف و مسوولیتهای این سمت بسیار حساس و پراهمیت است آنچنان که اعتنا یا بیاعتنایی روشنفکران و دلواپسان واقعی داخل و خارج از کشور را خواهی نخواهی دربر و در پی دارد که تاکنون نیز چیزی فراتر و توانمندتر از آن نتوانسته یا نبودهاند.بهعبارت دیگر ایشان بهعنوان انسانی متعهد و مسوول با پیشینه نسبی مطلوب البته نه در حد وزارت که مشمول اکثریت کابینه میشوند و سلامت نفس به گواه بسیاری از آنان که ایشان را میشناسند و قضاوت ملت صبور- درگیر معاش اما کنجکاو و ناظر مخصوصا جوانان انبوه تحصیلکرده، شاهد، متفکر و عاقل و…- به این جمعبندی رسیدهاند که ادامه این روش و منش با همه دخالتها و کارشکنیها با حضور جریانی قوی و غیرقابل تردید دلواپسان جویای نام و قدرت در مسیر منافع خود بدون توجه به منافع ملی که منافع گروهی را نیز همراه دارد، عرض خود بردن و زحمت ملت را در پی داشتن است.بازماندگان پیشینیان در این تشکیلات حضورشان از آغاز با برنامهریزی جهتدار برای چنین روزهایی همچون حضور موثر در سایر تشکیلات دولتی بوده و تدارک دیده شده و هست و فعال در رابطه با شرایط و عندالاقتضا تضعیفکننده هر جریانی که مطیع آنان نباشد.
وزیر ارشاد بعد از حدود سه سال ایفای نقش در به ثمر رسیدن این رسالت و وظیفه تفویضی که به اختیار پذیرفته به این نتیجه رسیده یا رسانده شده که نمیتواند به مطلوبیت حداقلی دست یابد.
بدون اشاره به مصداقها که برای خوانندگان تکرار مکررات است این وادی یعنی تصدی قوه مجریه در مسیر خدمت به مردم و آینده ایرانیان، یا تسلط بر آن به هر قیمت و با هر اندیشهای، یک یا چند دوره یکبار برمبنای سه دهه گذشته و بدون توجه به خواست انحصارطلبان یا ورود فراقانونی آنان و بیاثر ماندن تمهیداتشان، این دست و آن دست میشود.
اصلاحطلبان واقعی و تا حدودی دگراندیشان، دلسوزان وطن و آنان که بدون سهمخواهی، دولت را از اصولگرایی لفظی به سمت واقع و حقیقتطلبی با همین ابزار در ارتباط با منافع ملی و به تبع آن خدمت گروههای معقول موردنیاز روز البته با همت آحاد جامعه هدایت و سوق میدهند با همه محدودیتها، هزینهها و امکانات، کوشش خود را فراتر از توان مبذول میدارند.
آنان یعنی جامعه اندیشمند و بخشی از آن که ناخواسته گرفتار معاش و حسابگر البته مصلحتجو، اکثریت خاموش نام دارند.
با ابزار دموکراسی یعنی صندوق رای با تعمق و اندیشه مسالمتآمیز و انتخاباتی چنین، برمبنای همین قوانین حاکم که مجموعه حکومت و اقتدارگرایان در بسیاری موارد گرفتارش شده و امروز با بالا رفتن تعداد جوانان تحصیلکرده و حضور راهگشای آنان در تمام خانوادههای شهری و روستایی گریزی از آن ندارد و شعارها نیز بر این ضرورت ناخواسته میدمد. بیش از این نمیتواند این وزیر محتاط و آرام را به دلایلی که آمد مثمرثمر بدانند.
از سویی در ماههای پایانی دور اول دولت روحانی و با هماهنگی با او، بهتر است شخص دیگری که میتواند بهتر بزند!؟ جانشین شود و این وزارت حساس از ملاحظات فرزند دبیر بانفوذ و مقتدر شورای نگهبان که محدودیتهای خاص خود را دارد و اجتنابناپذیر بهدر آید.
چگونگی مدیریت، تسلط اصولی، تمرکز اختیارات، اصل غیرقابل تردید: مسوولیت، اختیار و پاسخگویی، اقتدار مشروع و قانونی دولت و ایفای نقش و وظایف در این وادی آن هم در این ماههای پایانی دور اول که آثار عمدهای در انتخابات دوگانه در پیش دارد (۲۹ اردیبهشت ۹۶ همزمان با انتخابات شورای شهر) و نحوه جایگزینی وزیر مستعفی یا داوطلب به برکناری که در هر حال نافی سلامت عمل و شجاعت نسبی ایشان نیست.
* دبیر کانون علوم اداری ایران
Z.Mesbah1944i@gmail.com

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد