19 - 06 - 2024
تراژدی منابع مشترک
سینا محمدعلی در یادداشتی با پرداختن به ریشه مفهوم تراژدی منابع مشترک، زمینه تاریخی و پیامدهای آن به بررسی راههای اداره کردن منابع مشترک پرداخته و معتقد است علاوهبر راههای دولتمحور یا بخش خصوصیمحور، میتوان از راه سومی که محور آن بهکارگیری نیروهای محلی و بومی است استفاده کرد.
«تراژدی منابع مشترک» به بررسی منطق رفتار فردی و کنشجمعی در بهرهبرداری از یک منبع مشترک پایانپذیر (منبع مشاع) میپردازد. افراد به هنگام استفاده از منابع مشترک (منابع مشاع) براساس منافع شخصی خود عمل میکنند و در نهایت بهرهبرداری بیرویه، بدون قاعده و ناپایدار، به تخریب یا تضعیف توان تجدیدحیات منابع مشترک منجر میشود. این منابع مشترک میتواند شامل صید از منابع آبی، چوب جنگلها، سفرههای آب زیرزمینی، مخازن نفت و گاز، گونههای جانوری، جو زمین که در آن گازهای گلخانهای توسط کارخانهها در کشورها رها میشود، فضای سکونت شهری، ترافیک و موارد مشابه باشد.
برای اجتناب از «تراژدی منابع مشترک» دو راهحل یعنی اداره این منابع مشترک توسط دولت یا واگذاری آنها به بخش خصوصی پیشنهاد شده است اما صاحبنظران در حوزه سیاستگذاری عمومی و اقتصاد به راهحل سومی نیز میاندیشند. بهکارگیری کلمه «تراژدی» در بیان این مفهوم، برگرفته از تراژدیهای کلاسیک یونانباستان است تا به پیامدهای دراماتیک و اجتنابناپذیر اما برنامهریزی نشده ناشی از رفتار افراد در استفاده از منابع مشترک قابل دسترسی برای همگان اشاره شود که از معضلات پیچیده جوامع انسانی است. در واقع این مفهوم توضیحی بر منطق کنش جمعی و انتقادی بر رفتار عقلانی بشر و پیامدهای ویرانگر و فاجعهبار آن بر منابع مشترک است.
شماری از صاحبنظران علوم اجتماعی در ابتدا برای بیان مساله «تراژدی منابع مشترک» از مثال یک مرتع مشترک استفاده کردند تا رفتار عقلانی انسانی در مورد رقابت بر سر منابع کمیاب نشان داده شود. در این مرتع، تعدادی گلهدار احشام خود را در آن میچرانند. هر چوپان با فرض کنش عقلانی، سعی میکند بیشترین بهره را از منبع محدود مرتع ببرد و بنابراین تعداد بیشتری از احشام خود را وارد مرتع میکند. این رقابت برای کسب منفعت شخصی در نهایت باعث پایان یافتن منابع مرتع و زیان همگانی در اثر مصرف بیش از حد میشود. در نتیجه، هر گلهدار با بیشتر کردن تعداد احشام خود در مرتع نفع شخصی میبرد، اما همزمان به منافع همه زیان میرساند.
در مثالی دیگر، صنعت جهانی ماهیگیری است که ارزشی بالغ بر ۴۰۰میلیارد دلار دارد و با تهدیدهای جدی ناشی از بهرهبرداری بیش از حد بهویژه در آبهای آزاد (مناطق فراتر از حوزه قلمرو دریایی کشورها) مواجه است. منابع مشترک پایانپذیر که همگان به آنها دسترسی دارند، در معرض رقابت برای بهرهبرداری بیشتر قرار دارند. یک نمونه از چنین فرآیندی صید ماهی تُن است که از سال ۱۹۶۰ تا ۲۰۱۳ بیش از ۷۵درصد کاهش داشته است، زیرا افراد، اصل «آزادی دریاها» را به عنوان یک حق نامحدود برای صید این ماهیها تعبیر کردهاند و در نتیجه با برداشت بیش از حد برای سود شخصی، یک منبع مشترک را از بین میبرند.
استفاده از آبهای زیرزمینی نمونه دیگری از این تراژدی در سطح جهانی و بهویژه در ایران است. براساس یک مطالعه انجامشده در ایران، با تخمین آبهای زیرزمینی در ایران بین سالهای ۱۳۸۱ تا ۱۳۹۶ یک روند منفی ۴۴۰۰میلیون مترمکعب آب گزارش شده است که حکایت از برداشت اضافی از سفرههای زیرزمینی برای مصارف بیشتر شرب و کشاورزی در مناطق مختلف ایران دارد؛ فرآیندی که کشور را با چالشهای آبی قابلتوجهی مواجه و امنیت آب را به یک اولویت ملی تبدیل کرده است. طبق این گزارش، دسترسی آسان چاههای پمپاژ به آبهای زیرزمینی در هر زمان و هر کجا، باعث استفاده بیرویه از آبهای زیرزمینی شده است. ایران که یکی از بزرگترین مصرفکنندگان آبهای زیرزمینی در جهان است، ۸۷درصد از جمعیتش در مناطقی زندگی میکنند که برای شرب و آبیاری به شدت به آبهای زیرزمینی وابسته هستند. مقامات کشور میگویند ۳۳۰هزار حلقه چاه غیرمجاز در کشور فعال هستند اما به دلیل مسائل مالی نمیتوانند آنها را مسدود کنند.
زمینه تاریخی
تراژدی منابع مشترک یکی از مفاهیم کلیدی در مباحث محیطزیستی و سیاستگذاری عمومی است که برای نخستین بار توسط «ویلیام فورستر لوید» اقتصاددان بریتانیایی در سال ۱۸۳۳ مطرح شد. هرچند که او این اصطلاح را به نحوی که امروزه به کارگرفته میشود، استفاده نکرده است. او به موضوع استفاده از منابع مشترک در غیاب اقتدار و مقررات بیرونی پرداخت و به همین دلیل برای تبیین مصداق خود با استفاده از مثال چراگاههای مشترک در انگلستانِ قبل از دوران مدرن، دو پرسش را مطرح کرد: چرا احشامی که در زمینها و مراتع مشترک نگهداری میشدند اغلب نحیف بوده و رشد کمی دارند و چرا پوشش گیاهی در مراتع مشترک بهطور معمول ضعیف و کمرمق است، در حالی که احشامی که در زمینهای خصوصی نگهداری میشدند معمولا در شرایط بسیار بهتری بودند؟ این صاحبنظر بریتانیایی در پاسخ تاکید میکند تفاوت بستگی به تعداد احشام و نحوه استفاده از منبع مشترک و خصوصی دارد.
در همین راستا و بیش از یکقرن بعد، یک بومشناس آمریکایی به نام «گارت جیمزهاردین» با انتشار مقاله «تراژدی منابع مشترک» در سال ۱۹۶۸ این مفهوم را در نسبت با تحولات جدید با دغدغههای مسائل زیستی و در عین حال آگاه به معضلات عمومی و اقتصادی در سطحی فراتر و جامعتر مطرح کرد بهطوری که در بیش از پنج دهه گذشته این موضوع به شدت مورد توجه صاحبنظران در عرصه علوم اجتماعی و اقتصاد و دیگر حوزههای مرتبط قرار گرفته است.
پیامدهای گسترده
برای تبیین مفهوم «تراژدی منابع مشترک» میتوان به موضوع دامنه پیامدهای بهرهبرداری بیرویه از آبهای زیرزمینی در ایران اشاره کرد. برداشت بدون قاعده و بیرویه از آبخوانها نهتنها باعث از بین رفتن این منابع میشود، بلکه پیامدها و عواقب خطرناک دیگری را به همراه دارد که سایر بخشهای جامعه را تحت تاثیر قرار میدهد. به گفته مقامات سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور، ۴۰۰دشت از ۶۰۸دشت ایران در معرض فرونشست و محدوده قرمز قرار دارد و هرگونه برداشت آبی از آنها ممنوع است. کارشناسان معتقدند که دلیل عمده فرونشست تدریجی زمین در ایران تخلیه سفرههای آب زیرزمینی با استفاده از چاههای عمیق است که در اثر فرونشست زمین ترکهای کششی سطحی ایجاد میکند. شماری از مناطق شهری ایران نیز در سالهای اخیر با این پدیده روبهرو بوده است. به گفته صاحبنظران، استفاده بدون قاعده از «منابع مشترک» آبهای زیرزمینی در بروز این «تراژدی» نقش داشته که صدمات زیادی به زمینهای کشاورزی، ساختمانهای مسکونی، جادهها، خطوط انتقال نیرو و غیره وارد آورده است.
موضوع «تراژدی منابع مشترک» در اواخر دهه۱۹۶۰ در آمریکا با مساله ازدیاد جمعیت، پیامدهای آن و اینکه چه پاسخهایی در آن زمان برای حل این معضل وجود دارد، مطرح شد و بر راهحلهای فنی برای رفع کمبود منابع مورد نیاز جمعیت متمرکز بود به همین مساله باعث شد تا موضوع مهمتر یعنی نحوه بهرهبرداری از منابع پایانپذیر مشترک کمتر دیده شود.
طرح مساله «تراژدی منابع مشترک» در ۱۹۶۸ تاکنون یکی از تاثیرگذارترین آثار در شکلگیری برخی نظریهها و جنبشهای سیاسی و اجتماعی، از جمله جنبشهای محیطزیستی و سیاستهای آیندهنگرانه زیستمحیطی بوده و همچنان مورد توجه و ارجاع پژوهشگران قرار دارد. تبیین و تعریف دامنه «منابع مشترک پایانپذیر» میتواند به ما کمک کند تا در قلمرو زندگی خود در شهر و دیگر نقاط این منابع در معرض خطر استفاده بیرویه را شناسایی کنیم و به این بیندیشیم که چگونه میتوان از این منابع بهطور پایدارتر استفاده کرد. تراژدی منابع مشترک نشان میدهد که چگونه استفاده بیرویه و غیرمسوولانه از منابع مشترک پایانپذیر میتواند به تخریب این منابع و زیان همگان منجر شود.
راهحل چیست؟
مساله اصلی «تراژدی منابع مشترک» موضوع شیوه استفاده منابع مشترک و ضرورت دستیابی به ترتیبات نهادی موثری است که بتواند از این منابع در برابر مصرف بیرویه و کوتاهبینی فردی محافظت کند. صاحبنظران برای گریز از تله «تراژدی منابع مشترک» و مقابله با این تراژدی، دو راهحل اصلی یعنی دخالت حکومت یا اداره منابع توسط دولت یا نظام مالکیت خصوصی (نظم بازارها) یا واگذاری آنها به بخشخصوصی را پیشنهاد میکنند. اما مطالعات و تحقیقات در دهههای اخیر نشان داده است که راهحل سومی نیز وجود دارد. این راهحل شامل توسعه ترتیبات نهادی مدنی و همکاری میان کاربران منابع است که میتواند به حفاظت و بهرهبرداری پایدار از منابع مشترک منجر شود. صاحبنظران حوزه سیاستگذاری عمومی با تحقیقات میدانی خود در سراسر جهان نشان دادهاند که مردم با همکاری و توسعه قوانین محلی نیز میتوانند از تله اتلاف منابع مشترک اجتناب کنند.
بنابراین بر اساس مطالعات جدید، برای جلوگیری از تراژدی منابع مشترک باید به جای تکیه صرف بر دخالت دولت یا بازار، به همکاری و توسعه قوانین محلی توسط خود کاربران منابع توجه بیشتری کرد. این رویکرد میتواند به راهحلی پایدار و موثر برای حفظ منابع مشترک و بهرهبرداری عقلانی و منصفانه از آنها منجر شود.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد