18 - 11 - 2024
ترومای تحریم و مساله سرمایهگذاری
سیدمهدی سدیدی*
اجماعی چندملیتی مبنی بر محدودسازی اقتصاد ایران سالهاست که یک سبک رفتاری مشخص را بر اقتصاد ایران تحمیل کرده است. ۷۰سال پیش و بعد از ملی شدن صنعت نفت، ۴۵سال پس از ماجرای سفارت و از ۲۰سال پیش تاکنون، مواجهه با موج جدیدی از محدودیتها به بهانههای مختلف وجود داشته است. تاریخ نشان میدهد که سه نسل ایران به اشکال مختلف دست به گریبان جنگ اقتصادی بودهاند. در این بین در سالهایی جنگ گرم را هم آزمودهاند و در مقاطع کوتاهی نیز وفور درآمدهای نفتی بیماری هلندی را برایشان به ارمغان آورده است. به هر صورت
در حال حاضر و در جغرافیای ایران، اقتصادی به دور از آرامش را شاهد هستیم. این شرایط اگرچه میتواند رویشها و خودکفاییهایی را در بر داشته باشد اما دشواریها و پیچیدگیهایی را نیز به همراه دارد. روانشناسی سرمایهگذاری از موضوعاتی است که اهمیت آن روزبهروز گستردهتر میشود. مالی رفتاری میگوید که سرمایهگذاری اقدامی است که صرفا برآمده از محاسبات نرخهای بازگشت داخلی، ارزش خالص فعلی و در واقع کمیگرایانه نیست. در بسیاری از سرمایهگذاریها در شرایط مشابه، سویههای روانشناسی و رفتاری مانند برند کشورهای مختلف در رفتار تجاری است که تصمیم را نهایی میکند. مثلا روسها به هیچوجه اهل خطر و ریسک نیستند، از موقعیتهای مبهم گریزانند و انعطافپذیری بسیار کمی از خود نشان میدهند. از آن طرف، آلمانیها تصمیمگیریهای خود را به آرامی انجام میدهند و به تمام جزئیات توجه میکنند بنابراین انتظار ندارند به سرعت به نتیجه برسند. سرعت تصمیمگیری در آلمان کمتر از سایر کشورهای اروپایی است. اگر آلمانیها تصور کنند که شما عجله دارید و صبور نیستید، احساس میکنند که به اندازه کافی تعهد ندارید یا حرفهای نیستید. در چین داستان متفاوت است. چینیها با توجه به تاریخ خود و تلخیهایی که از تجاوز بیگانگان به کشورشان به یاد دارند اصولا از بیگانهها میهراسند. خارجیهایی که قصد دارند با چینیها به تجارت بپردازند، باید از مدتها قبل، با استفاده از واسطهها و معرفهای خوشنام اقدام به ارتباطگیری با آنها کنند و همچنین باید بدانند که نمیتوان با یک تلفن یا مکاتبه با طرف چینی قرار مذاکره گذاشت. آمریکاییها، فرانسویها، انگلیسیها و در واقع تمام کشورها و حتی تمام شهرهای هر کشوری، ویژگیهای منحصربهفردی در رفتار تجاری و سرمایهگذاری خود دارند. این رفتار از بطن تاریخ و جغرافیای این کشورها نشات گرفته است. جنگها، خشکسالیها، خرده فرهنگها و مهمتر از همه تکرار و ماندگاری هر یک از این عوامل برای مدت زمان طولانی، در شکلگیری رفتارهای تجاری مردم موثر بوده است. حال به بند اول بازگردیم. اگر کشوری به نام یک کشور «تحریمزده» شناخته شود، بخش وسیعی از فرصتهای تجاری و سرمایهگذاری خود را از دست خواهد داد. به مرور زمان، از یک طرف، این نام بر پیشانی یک کشور نقش میبندد و از طرف دیگر در ذهن سرمایهگذاران نیز حک میشود. در نتیجه ریسک سرمایهگذاری در آن جغرافیا بالا میرود و لو آنکه در واقعیت، سرمایهگذاری آنچنان که به نظر میرسد پرریسک نباشد یعنی در نقشه روانشناسانه سرمایهگذاری، آن کشور به عنوان موطنی پرریسک برای کنش اقتصادی نقش میبندد و به اصطلاح در تله «لنگر انداختن» یا تله
«چسبیدن کورکورانه به ذهنیت خاص» گیر میافتد. در این وضعیت بغرنج، نرخ بازگشت و منافع سرمایهگذاری دیگر مهم نیست. بندرها، منابع طبیعی و منابع انسانی کشور اهمیت ندارد. شما خواسته یا ناخواسته در نقشه سرمایهگذاری بدنام شدهاید و در نتیجه جذب سرمایه خارجی بسیار سخت خواهد شد بنابراین نباید بگذاریم که فشار این سیاست تحمیلی تحریمی استمرار پیدا کند و همچنین لازم است از پیوستگی این نوار تهاجم نیز جلوگیری کنیم. این جریان باید حداقل در مقاطعی گسسته شود و هر طور که شده، جریانی از سرمایهگذاری وارد کشور شود تا ترومای تحریم شکل نپذیرد و در نقشه ذهنی سرمایهگذاران جهان، این عنوان برای کشور ثبت نشود.
*تحلیلگر ارشد بازار سرمایه

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد