26 - 02 - 2023
تقویت امنیت اقتصادی کشور از چهار مسیر
زهرا مشفق*- اجرایی شدن مسیر زنگه زور نقطه عطفی در تحولات ژئوپلیتیکی منطقه اوراسیا بهشمار میآید و بر ترتیبات و معادلات ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک این منطقه اثرگذار است. کاهش اهرم فشار و قدرت چانهزنی ایران نسبت به ترکیه و جمهوری آذربایجان، ایجاد پیوستگی جغرافیایی بین کشورهای عضو سازمان کشورهای ترکزبان، افزایش حضور ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی روسیه در قفقاز جنوبی، تعدیل نقش منفیساز ترکمنستان در روابط ایران با کشورهای آسیای مرکزی و احیای مسیر سنتی تبریز- جلفا- نخجوان از پیامدهای اجرایی شدن مسیر زنگه زور بهشمار میآیند. برای تقویت امنیت اقتصادی ایران پیشنهاد میشود راهکارهای راهبردی مانند پیگیری گزینه عضو ناظر در سازمان کشورهای ترکزبان در رویکرد اوراسیایی سیاست خارجی، تثبیت مسیر جایگزین زنگه زور و ایجاد کارگروه سهجانبه با ترکیه و جمهوری آذربایجان برای هماهنگی سیاستها و اقناع دو کشور، نهایی کردن مسیر رشت- آستارا برای خنثیسازی انگیزههای حمایتی روسیه و مشروط کردن اجرای مسیر زنگه زور در دستور کار دستگاه سیاست خارجی کشور قرار گیرد.
جنگ دوم قرهباغ در سال ۲۰۲۰ که آبستن تحولات مهم ژئوپلیتیکی در قفقاز جنوبی بود، به آتشبس سهجانبه بین کشورهای روسیه، ارمنستان و آذربایجان منجر شد. یکی از مهمترین و اختلافبرانگیزترین مفاد این آتشبس، تفسیرهای متفاوت از ماهیت و نحوه اجرای بند ۹ آن است. در بند ۹ موافقتنامه آتشبس قرهباغ آمده است: «همه فعالیتهای اقتصادی و حملونقل در منطقه بلامانع است. جمهوری ارمنستان ایمنی ارتباطات حملونقل بین مناطق غربی جمهوری آذربایجان و جمهوری خودمختار نخجوان را برای سازماندهی حرکت بدون مانع شهروندان، وسایل نقلیه و بار در هر دو جهت تضمین میکند. ارگانهای سرویس مرزی (افاسبی) روسیه کنترل حملونقل را انجام میدهند. با توافق طرفین، ساخت زیرساختهای جدیدی که جمهوری خودمختار نخجوان را با مناطق آذربایجان پیوند میدهد، انجام میشود.» در این بند هیچگونه اشارهای به واژه «کریدور» یا «گذرگاه» و «دالان» نشده است و به همین ترتیب به «عرض» و «پهنای» آن و نیز تعداد و ترکیب نیروها و تجهیزات ارگانهای سرویس مرزی روسیه نیز برخلاف کریدور لاچین (بندهای ۲ و ۶ موافقتنامه) اشارهای نشده است. همچنین، مکان دقیق و شهرهای محل عبور این مسیر ارتباطی بین نخجوان و جمهوری آذربایجان که از داخل خاک ارمنستان میگذرد، مشخص نشده است. همین ابهامات موجب بروز تفسیرهای متفاوت از سوی طرفهای ارمنی و آذری در چند ماه گذشته در خصوص توافق بین ارمنستان و آذربایجان شده است. تفسیر و استدلال جمهوری آذربایجان از بند ۹ موافقتنامه این است که منظور از «ارتباطات بین مناطق غربی جمهوری آذربایجان و جمهوری خودمختار نخجوان»، گذرگاه ارتباطیای است که از آن با نام «کریدور زنگه زور» یاد میکند. در مقابل، طرف ارمنی تعریف کریدور در موافقتنامه آتشبس را فقط محدود به «کریدور لاچین» میداند و به دلیل نبود اشاره مستقیم در بند ۹ به واژگانی مانند کریدور، قائل به تعمیم چنین مفهومی به مسیر ارتباطی نخجوان به جمهوری آذربایجان از داخل خاک ارمنستان نیست. به عبارت دیگر، ارمنستان معتقد است در موافقتنامه آتشبس، تنها به «برداشتن موانع مسیرهای مواصلاتی» اشاره شده است نه ایجاد گذرگاه، کریدور یا دالان جدید. در واقع، طرف ارمنی لفظ و مفهوم کریدور را فقط برای کریدور لاچین میپذیرد و استنباط کریدور را از بند ۹ موافقتنامه آتشبس ندارد و معتقد است این بند تنها بر گشایش مسیرهای ارتباطی تاکید دارد. اختلاف دیگر، مربوط به محل عبور این مسیر ارتباطی (به تعبیر ارمنستان) و کریدور (به تعبیر آذربایجان) است. آذربایجانیها معتقدند به خاطر وجود زیرساختهای ارتباطی ازجمله شبکه ریلی و جادهای دوران شوروی که از منطقه نخجوان به شهر مِقری در مرز ایران و ارمنستان عبور میکند و از آنجا به جنوب جمهوری آذربایجان میرسد (مناطق فیضولی، جبرائیل و زنگیلان که در جنگ دوم قرهباغ از کنترل ارامنه خارج شدند و به حاکمیت جمهوری آذربایجان برگشتند)، دالان زنگه زور قاعدتا باید از مسیری عبور کند که از گذشته و دوران شوروی بین جمهوری آذربایجان و نخجوان وجود داشت و نزدیکترین و بهصرفهترین مسیر ارتباطی بین این دو بخش است. در مقابل، طرف ارمنی معتقد است مسیرها و ظرفیتهای دیگری برای تحقق این مسیر ارتباطی وجود دارد و عبور این مسیر ارتباطی و به تعبیر طرف آذری کریدور، از شهر مِقری در استان سیونیک و جنوب ارمنستان و در مجاورت مرز این کشور با ایران، به منزله از میان بردن یکی از مرزهای حیاتی و تنفسی ارامنه است.
همین ابهامات و اختلافات در تفسیر بند ۹ موافقتنامه آتشبس قرهباغ به موازات اختلافات در تعیین نقاط مرزی مشترک پس از جنگ سال گذشته، آزادی اسرای دو طرف و اتهام متقابل دو طرف به یکدیگر در استفاده از مزدوران و عوامل تروریستی خارجی در جنگ دوم قرهباغ موجب شد با وجود چندین نشست سهجانبه بین مقامات ارشد روسیه، جمهوری آذربایجان و ارمنستان، بند ۹ موافقتنامه برخلاف ۸ بند دیگر هنوز اجرایی نشده باشد. اجرای این بند مهم از موافقتنامه بین ارمنستان و آذربایجان، پیامدهای متعدد ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی مؤثر بر امنیت اقتصادی ایران را در پی دارد. در این پژوهش، کوشیدهایم پیامدهای مختلف اجرای این طرح در ابعاد مختلف جغرافیایی و اقتصادی به تصویر کشیده شود و به راهکارهای لازم برای تقویت امنیت اقتصادی کشور اشاره شود. در ادامه به مهمترین چالشهای ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی اجرایی شدن مسیر
زنگه زور اشاره میشود.
کاهش قدرت چانهزنی ایران نسبت به ترکیه
ترکیه از سال ۱۹۹۱، با اعمال راهبرد عثمانیسم و فعال کردن بالهای مختلف فرهنگی، اقتصادی و دیپلماسی در سیاست خارجی و نهادسازیهای ناشی از آن، به یکی از مهمترین بازیگران ژئواکونومیک و ژئوکالچر در مناطق آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی تبدیل شده است. این بازیگر که مجموعه اهدافی مانند تقویت موقعیت ژئواکونومیکی و ژئوپلیتیکی، هابسازی خود برای چین و قدرتهای غربی و افزایش قدرت چانهزنی در برابر روسیه و امکان امتیازگیری از این کشور در سوریه را در منطقه اوراسیا دنبال میکند، اکنون در تلاش است با احیای مسیر ترانزیتی
زنگه زور، به بازیگر مهم ژئوپلیتیک در این منطقه تبدیل شود. تاکنون این کشور برای بیشتر مراودات تجاری خود با کشورهای آسیای مرکزی از مسیر ایران استفاده کرده است. طبیعی است در صورت احیای مسیر
زنگه زور، از مسیر مزبور بیشتر از مسیر ایران برای تجارت با آسیای مرکزی استفاده میشود. این موضوع منجر به کاهش اهرم فشار و قدرت چانهزنی ایران در برابر ترکیه میشود.
کاهش قدرت چانهزنی ایران نسبت به جمهوری آذربایجان
براساس تقسیمات جغرافیایی استالین در دهه ۱۹۲۰، منطقه برونگان نخجوان تحت حاکمیت جمهوری آذربایجان و در داخل مرزهای جغرافیایی ارمنستان قرار گرفت. با فروپاشی شوروی و وقوع جنگ قرهباغ، مساله ارتباط با منطقه برونگان به یکی از چالشهای روابط خارجی جمهوری آذربایجان تبدیل شد. ایران تاکنون با اعمال سیاست حسن همجواری و روابط دوستانه با همسایگان، مسیر اتصالی بین نخجوان و جمهوری آذربایجان را فراهم کرده است. در شرایط کنونی، در صورت احیای مسیر ریلی و جادهای
زنگه زور، جمهوری آذربایجان با استفاده از این مسیر با منطقه برونگان خود ارتباط برقرار میکند. این موضوع به کاهش ابزارهای راهبردی و اهرم فشار ایران در برابر جمهوری آذربایجان منجر میشود.
ایجاد پیوستگی جغرافیایی بین کشورهای عضو سازمان کشورهای ترکزبان
آسیای مرکزی، منطقهای با سطح بالای فعالیت همگرایانه است. در این منطقه، روسیه، ترکیه، ایران و چین با یکدیگر رقابت و سعی دارند کشورهای آسیای مرکزی را به سمت پروژههای همگرایی سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی خود جذب کنند. شورای همکاری کشورهای ترکزبان از محبوبیت زیادی در منطقه برخوردار است. این سازمان جوان در سال ۲۰۰۹، در نشست نخجوان (آذربایجان) برای تقویت دوستی، امنیت و اعتماد بین ملل ترک ایجاد شد. در حال حاضر، آذربایجان، قزاقستان، قرقیزستان، ترکیه و ازبکستان (از سال ۲۰۱۹) اعضای دائمی آن بهشمار میآیند و ترکمنستان عضو بالقوه این شوراست.
شورای همکاری کشورهای ترکزبان، فعالیت اصلی خود را با برگزاری نشست سالانه سران کشورهای ترک انجام میدهد. براساس تفاهمنامه نخجوان، شورای ترک به توسعه همکاری همهجانبه بین کشورهای عضو میپردازد. با این حال، فعالیت واقعی آن در زمینه تامین امنیت منطقه و تقویت همکاری فرهنگی- اقتصادی متمرکز شده است. بعد از برگزاری هر نشست، اعضای شورا بیانیه نهایی در مورد توافق نظر درباره مسائل کلیدی روابط بینالمللی را امضا میکنند. این سازمان که در سالهای گذشته عملکرد مثبتی در گسترش همکاریها در حوزههای فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی در بین اعضا داشته است، از خلأ راهبردی فقدان پیوستگی ژئوپلیتیکی بین اعضا با یکدیگر رنج میبرد. احیای مسیر زنگه زور باعث پیوستگی بین اعضای این سازمان و تقویت همگرایی میان آنها و تعدیل موقعیت منطقهای ایران میشود. این موضوع با تقویت حضور ترکیه در آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی، موازنه ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی را در این مناطق به نفع این کشور و به ضرر ایران تغییر میدهد. در ادامه مهمترین فرصتهای ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی اجرایی شدن مسیر زنگه زور ارائه میشود.
افزایش حضور ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی روسیه
احیای مسیر زنگه زور از چند جهت در راستای منافع روسیه است. یکی، حضور نیروهای روسی در خط مرزی سیونیک و ایران برای کنترل مسیر است که میتواند به معنای تکمیل کمربند امنیتی این کشور در مقابل نفوذ غرب، افزایش قدرت چانهزنی و ابزار فشار این کشور در برابر ارمنستان، ترکیه و جمهوری آذربایجان به دلیل کنترل مسیر توسط نیروهای این کشور باشد. این عوامل باعث افزایش نفوذ ژئوپلیتیک روسیه در قفقاز جنوبی و کاهش نفوذ عوامل امنیتی غرب مانند ناتو (فرصت) در منطقه میشود، اما با توجه به پیشبینیناپذیر بودن مسیر تحولات سیاسی و امنیت بینالملل، در میانمدت و بلندمدت تهدیدی علیه امنیت ملی ایران بهشمار میرود، زیرا برای نخستینبار از زمان فروپاشی شوروی، نیروهای روسی در نوار مرزی کشور قرار خواهند گرفت. دومین انگیزه امنیتی روسیه برای احیای مسیر، پیامدهای امتناع ارمنستان از امضای موافقتنامه سهجانبه صلح (روسیه، ارمنستان و آذربایجان) است که به فعال شدن دوباره گروه مینسک به عنوان بال امنیتی غرب در حیاط خلوت روسیه منجر میشود که در تعارض با منافع این کشور است؛ البته روسیه مفاد موافقتنامهای را پیگیری میکند که مساله سرنوشت خان کندی را مسکوت گذاشته است تا حتی اگر توافقی حاصل شود، بهانهای برای حضور نیروهای خود در قرهباغ داشته باشد.
سومین دلیل، بیشتر از بعد ژئواکونومیکی و اقتصادی برای روسیه مطرح است. با توجه به جنگ اوکراین، مسیرهای این کشور در دریای سیاه به دلیل تحریمهای غرب که ورود کشتیها با پرچم روسیه را ممنوع اعلام کرده، با مشکلات و موانعی روبهرو شده است. احیای مسیر نخجوان ضمن تسهیل مراودات این کشور، با دور زدن گرجستان آن را به ارمنستان و در مسیر غربی به ترکیه متصل و زنجیره ارتباطی کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا را کامل میکند. با توجه به اینکه ایجاد مسیر آستارا- رشت ممکن است چندین سال طول بکشد، روسیه با احیای مسیر نخجوان و اتصال آن به خط ریلی جلفا- تبریز که در دوره اتحاد جماهیر شوروی استفاده میشد، زودتر از جغرافیای ایران به آبهای آزاد بینالمللی دسترسی مییابد. سکوت روسیه در این مدت، تاییدکننده منافع این کشور در احیای این مسیر است.
تعدیل نقش منفیساز ترکمنستان در ارتباط ایران با کشورهای آسیای مرکزی
در شرایط کنونی، بخش عمده صادرات ایران به کشورهای آسیای مرکزی از ترکمنستان و از طریق سه مسیر سرخس (ریلی- جادهای)، لطفآباد- باجگیران (جادهای) و اینچهبرون (ریلی- جادهای) انجام میشود. در سالهای گذشته، اختلافات ایران با ترکمنستان درباره قیمت گاز بر کل روابط ایران با کشورهای آسیای مرکزی اثر منفی گذاشته و موقعیت انحصاری ترکمنستان در انتقال اقلام ایرانی به آسیای مرکزی، به اهرم فشاری علیه ایران تبدیل شده بود. احیای مسیر زنگه زور و متعاقب آن، اتصال ارمنستان به ایران و روسیه، این فرصت را برای ایران فراهم میکند که بهطور مستقیم به بازار کشورهای آسیای مرکزی متصل شود و اهرم فشار ناشی از موقعیت انحصاری ترکمنستان علیه کشور را خنثی کند.
زمینهساز احیای مسیر قدیم تبریز- جلفا- نخجوان
در سالهای گذشته کریدور شمال- جنوب با تکمیل نشدن خط ریلی رشت- آستارا به دلایل حقوقی و مالی، آنگونه که بایدوشاید مورد بهرهبرداری قرار نگرفت. احیای مسیر زنگه زور این فرصت را برای ایران فراهم میکند که ضمن فعال کردن خط ریل قدیم تبریز- جلفا- نخجوان، ظرفیتهای بهرهبرداری از کریدور شمال- جنوب را افزایش دهد.
درمجموع میتوان پیگیری گزینه عضو ناظر در سازمان کشورهای ترکزبان در رویکرد اوراسیایی سیاست خارجی، تثبیت مسیر جایگزین زنگه زور و ایجاد کارگروه سهجانبه با ترکیه و جمهوری آذربایجان برای هماهنگی سیاستها و اقناع دو کشور، نهایی کردن مسیر رشت- آستارا برای خنثیسازی انگیزههای حمایتی روسیه و مشروط کردن اجرای مسیر زنگه زور را میتوان به عنوان راهکارهای پیشنهادی برای استفاده از فرصتها و مدیریت چالشها در راستای تامین امنیت اقتصادی ایران مطرح کرد.
* کارشناس اقتصادی

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد