5 - 10 - 2020
تله اصولگرایی
آرزو فرشید- چندی است که برخی از رسانههای عموما اصولگرا از ائتلاف اصلاحطلبان و علی لاریجانی در جریان رقابتهای انتخاباتی ۱۴۰۰ میگویند. از آنجایی که بسیاری از اصلاحطلبان مخالف تکرار راهبرد ائتلاف هستند و زیر بار این کار نمیروند اما راهی پیش پای این جریان گذاشته و میگویند که برای ممانعت از تکرار آسیبهای ائتلاف با روحانی، همین اول کار سهم خود را از کابینه بگیرید و مثلا محمد جواد ظریف را به عنوان وزیر امور خارجه یا معاون اول معرفی کنید. برخی از اصلاحطلبان هم البته به این گمانه دامن میزنند. مثلا محمدرضا خباز فعال به «خبرآنلاین» گفته بود که «اصلاحطلبان دو کاندیدا معرفی کنند: یک رییسجمهور، یک معاون اول.»
ائتلاف، رویای اصولگرایان
این اظهارنظر خباز بهانهای شد تا رسانههای اصولگرا بار دیگر سناریوی مورد علاقه خود را به اصلاحطلبان ارائه کنند. در همین راستا «نامهنیوز» نوشت: «هماکنون جلساتی با حضور چهرههای مطرح اصلاحطلبی تشکیل میشود تا فعالان سیاسی در این جریان به الگوی نهایی خود برای مشارکت در انتخابات آتی برسند؛ الگویی که بر اساس آن اصلاحطلبان سراغ ائتلاف با یک گزینه غیراصلاحطلب رفته و برای ممانعت از تکرار آسیبهایی که تجربه مشابه آنان در سال ۹۲ رقم زد، معاون اول یا وزیر خارجه گزینه پیشنهادی را نیز معرفی خواهند کرد.»
این رسانه در ادامه سعی کرد که این گزاره را منطقی و در راستای نیازهای امروز جریان اصلاحطلب معرفی کند، بنابراین ادامه داد: «اصلاحطلبان سراغ این استراتژی رفتهاند، زیرا بر اساس شرایط موجود راه دیگری برای پیروزی در انتخابات و موفقیت در کشورداری– در صورت پیروزی- ندارند. اصلاحطلبان خوب میدانند که برای موفقیت در انتخابات اول از همه باید از فیلتر دستگاههای نظارتی عبور کنند و بعد هم بتوانند سرمایه اجتماعی خود را پای صندوق بیاورند. در هر دو مرحله، اما با چالشهای جدی مواجه هستند. نیروهای تندرو و رادیکال این جریان که شاید قادر به جلب نظر بدنه اجتماعی باشند، امیدی به تایید صلاحیت ندارند و امثال عارف که تایید صلاحیت شدنی هستند هم رایآوری چندانی ندارند. در این شرایط اصلاحطلبان ناگزیر هستند به اهم فیالاهم کردن مسائل خود و پیدا کردن راهکار برای حل آن. در این روند نیز باید قبل از همه آن کاندیدایی که تایید صلاحیت میشود را بیابند. این گزینه را کارگزارانیها از مدتها قبل روی میز گذاشتهاند. آنها معتقدند که در صورت نیاز باید الگوی ۹۲ را تکرار کرد و علی لاریجانی را هم مناسبترین گزینه برای ائتلاف میدانند. استدلال آنان و دیگر حامیان ایده ائتلاف این است که اصلاحطلبان به کاندیدی نیاز دارند که به فرض پیروزی در انتخابات نیز بتواند کاری از پیش ببرد. یعنی بتواند با مجلس یکدست اصولگرای یازدهم همکاری کرده و با دیگر نهادهای قدرتمند کنار بیاید. تاکیدشان این است که هر رییسجمهوری بدون داشتن این تواناییها نمیتواند موفق باشد و اصلاحطلب بودن او نیز دردی را دوا نمیکند. اصطلاحطلبان مردد در ائتلاف، اما بعد از پذیریش این منطق با یک مانع ذهنی و البته بجا مواجه میشوند. علیلاریجانی یا هر فردی با مختصات وی چطور میتواند رای بدنه اجتماعی این جریان را ازآن خود کند؟ در جلسات جماران، اما راهکار مناسب برای رفع این منانع نیز یافت شده است. آقایان تصمیمساز در جریان اصلاحطلب معتقدند که باید در کنار لاریجانی به عنوان گزینه ائتلافی یک چهره اصلاحطلب یا حداقل محبوب معرفی شود. حسن این کار آن است که اصلاحطلبان همان اول کار سهم خود را از کابینه گرفته و مانع از تکرار تجربه تلخ دولت روحانی میشوند. به اضافه اینکه با اتکا به محبوبیت و مقبولیت دومین کاندیدای خود که در قالب معاون اول یا وزیر امور خارجه دولت بعد، به مردم معرفی میشود، دوز اصلاحطلبی را در دولت آتی بالا ببرند و میتوانند بدنه اجتماعی خود را متقاعد کنند که حضور و مشارکت در انتخابات مفید است. اینطور که گفته میشود گزینه اصلاحطلبان برای تحقق این مهم نیز محمد جواد ظریف است. امتیاز ظریف این است که با وجود مسائل ایجاد شده برای برجام، هنوز از محبوبیت برخوردار است و بر اساس نظرسنجیها میتوان روی رایآوری او حساب کرد. مهمتر از همه اینکه اگر ظریف به عنوان وزیر امور خارجه یا معاون اول معرفی شده و لاریجانی رییسجمهور باشد، نوعی تقسیم کار در دولت آتی شکل گرفته است. به این ترتیب که سیاست خارجی به اصلاحطلبان و نماینده آنان در دولت سپرده میشود و حل و فصل مسائل داخلی نیز به عهده اصولگرای میانهرویی گذاشته میشود تا ضمن تعامل با سایر نهادها، اداره دولت را به عهده بگیرد.»
آفتاب دلیل آفتاب
آفتاب آمد دلیل آفتاب. رویاپردازیهای اصولگرایان که گزارش یادشده تبلور آن است، وقتی قابل تاملتر شد که محمد جواد ظریف در گفتوگویی با روزنامه کار و کارگر که جماران آن را بازنشر داده، همزمان با اینکه برای چندمین بار میگفت «خیالتان راحت باشد،کاندید
نمی شوم»، گفت: «من صریحا به شما میگویم که سیاست علم شدنیهاست. اگر اجازه دهند که همین مسیر را بدون سنگاندازیهای پیاپی در همین کسوت وزیر امور خارجه طی کنم انشاءالله تا سال آینده اتفاقات خوبی میتواند برای کشور و مردم رخ دهد. معتقدم که باید یک اجماع ملی برای سال آینده و سالهای پیش رو در راستای زدودن این ناامیدی و یاس فعلی از جامعه ایجاد کنیم و من نیز با تمام توان در شکلگیری چنین اجماع ملی ایفای نقش خواهم کرد تا فردی که مورد وثوق تمام ملت و گروههای تاثیرگذار سیاسی است وارد میدان شود تا از شرایط خطیر فعلی عبور کنیم و با شکلگیری چنین اجماعی من هم خواهم توانست وظایف خودم در وزارت خارجه را بهتر انجام دهم.»
طبیعی است اگر از این سخنان ظریف برداشت کنیم که او با ایده رسانههای اصولگرا همراه شده و بدش نمیآید همچنان که در حوزه مورد علاقه خود فعالیت میکند، نقشی مهم در تعیین دولت بعد و سیاستهای آن داشته باشد.
این مهم اما بدون شک بدون همراهی اصلاحطلبان و راضی شدن همه طیفهای آن محقق نخواهد شد. شاید کارگزارانیها از این استراتژی استقبال کنند اما هنوز هم بسیاری از اصلاحطلبان بر ضرورت حضور کاملا اصلاحطلبانه در انتخابات تاکید دارند و معتقدند که هر راهی به جز آن محکوم به شکست است.
ظریف آری اما ائتلاف نه
یکی از این اصلاحطلبان حسین انصاریراد است. این فعال سیاسی اصلاحطلب و نماینده پیشین مجلس اگرچه ظریف را گزینه مناسبی برای ریاستجمهوری میداند، با سناریوی معرفی وی به عنوان وزیر خارجه یا معاون اول در کنار علی لاریجانی مخالف است. او در گفتوگو با «جهان صنعت» تاکید کرد: «ما فردی مثل ظریف که هم در چارچوب جمهوری اسلامی جای بگیرد و از حمایت رهبری و حاکمیت برخوردار باشد و هم آمریکا و غرب، سازمان و مجامع بینالمللی را خوب بشناسد، همچنین اینکه اطلاعات دینی دقیق و مذهبی درستی داشته باشد، کم داریم.»
وی با اشاره به اینکه ظریف حق دارد درباره کاندیداتوری یا عدم کاندیداتوری تصمیم گرفته و به میل خود عمل کند، گفت: «به نظر من اما بهترین گزینه اصلاحطلبان ظریف است و باید حول محور او متحد شوند. البته ممکن است کاندیداهای دیگری هم وجود داشته باشند مثلا خود آقای خاتمی که شایسته است از او به عنوان رهبر اصلاحطلبان درخواست شود تا شاید بپذیرد و وارد این رقابتها شود.»
انصاریراد در تشریح امتیازات ظریف برای ریاستجمهوری گفت: «آقای ظریف از حمایت حاکمیت و رهبری برخوردار است. تقریبا همه شرایط سیاسی، اجتماعی و اخلاقی و مذهبی جمهوری اسلامی را دارد. پیشنهاد من این است که اصلاحطلبان از کاندیداتوری او حمایت کنند. البته لازم است که حاکمیت و رهبری هم به رییسجمهور و کابینه اختیارات کاملی بدهد تا او در اتخاذ سیاستهای داخلی و خارجی دست بازتری داشته باشد. همانطور که رهبر فقید انقلاب در جریان گروگانگیری همه اختیارات را به مجلس سپردند. در جریان اختلافات بین مجلس و شورای نگهبان نیز حضرت امام به مجمع تشخیص مصلحت نظام اختیار دادند تا مسائل را حل کند. به نظر من در شرایط فعلی نیز لازم است مقام رهبری اختیارات بیشتری را به رییسجمهور بدهد تا در سیاست خارجی و داخلی بر اساس مصلحت کشور تصمیمات خود را اتخاذ کند.»
وی در پاسخ به اینکه در صورت عدم تمایل ظریف به کاندیداتوری، اصلاحطلبان میتوانند از او به عنوان مهره اساسی در کابینه لاریجانی استفاده کنند؟ گفت: «به اعتقاد من آقای لاریجانی نمیتواند کاندیدای اصلاحطلبان باشد. لازم است که اصلاحطلبان وصلهپینه کردن مسائل اصلاحطلبی را با اصولگرایی کنار بگذارند. اصلاحطلبان باید قاطع حرف بزنند، انتخاب قاطعی داشته باشند و یک نفر را انتخاب کنند که اصلاحطلب واقعی باشد تا مثل آقای روحانی که مورد حمایت آنان بود، عمل نکند.»
این فعال سیاسی اصلاحطلب ادامه داد: «آقای لاریجانی نگاهی به اصلاحطلبی دارد اما یک پای او در اصولگرایی است بنابراین معتقدم که گزینه مناسبی برای نمایندگی جریان اصلاحات نیست. در عین حال بسیار به ایشان احترام میگذارم و او را شخصیت محترمی میدانم.»
وی تاکید کرد: «اصلاحطلبان میتوانند و باید آقای ظریف را راضی کنند. او فردی است که همه موجودیت مادی و معنوی و آبروی خود را برای خدمت به جمهوری اسلامی گذاشته است. بنابراین جا دارد اصلاحطلبان برای کاندیداتوری او اصرار کنند. او هم اگرچه تاکنون – به صداقت – گفته که کاندیدا نخواهم شد، در مقابل اصرارهای اصلاحطلبان تجدیدنظر کرده و میپذیرد که کاندیدا شود. او کسی است که از زیر بار یک تکلیف مهم در این شرایط فعلی شانه خالی نخواهد کرد.»
آزموده را آزمودن خطاست
علی صوفی دیگر فعال سیاسی اصلاحطلب نیز احتمال تحقق سناریوی یادشده را خیلی ضعیف میداند. او از جمله افرادی است که آزموده را آزمودن خطا میداند. صوفی در گفتوگو با «جهانصنعت» اظهار داشت: «اصلاحطلبان دیگر از اینکه اشتباه ۹۲ و ۹۶ را تکرار کنند، گذشتهاند. سال ۹۸ هم این کار را کردهاند. هیچ چشماندازی برای اینکه دوباره همان راهبرد پیش گرفته شود، وجود نخواهد داشت زیرا آن رویکرد معطوف به شرایطی بود؛ شرایطی که بر اساس آن تندروها از سال ۸۴ عنان کشور را در اختیار گرفته بودند، در عرصه داخلی و بینالمللی تنشآفرینی میکردند و با توجه به قطعنامههایی که علیه ایران صادر شده بود، در آستانه حمله نظامی بودیم. همه اینها سبب شد که اصلاحطلبان برای خلاصی از آن وضعیت به هر چیزی تن داده و روحانی غیراصلاحطلب یا لیست امید غیراصلاحطلب مجلس دهم را پذیرفتند. نتیجهای که گرفتند هم بسیار پرهزینه بود. هزینه آن نیز سلب اعتماد عمومی از اصلاحطلبان بود.»وی با تاکید بر اینکه اصلاحطلبان سرمایه اجتماعی خود که عامل پیروزی در انتخابات بود را از دست دادند، گفت: «اصلاحطلبان دیگر آن جایگاه و موقعیت قبلی را بین مردم ندارند که چنین انتخابی کنند. مردم آن زمان اصلاحطلبان را نجاتبخش دانسته و الان مقصر میدانند. بنابراین امید نجاتی به خصوص با آن رویکرد ندارند. اصلاحطلبان فقط باید رویکرد خود را تغییر دهند و فقط خودشان باشند یعنی باید یک حضور اصلاحطلبانه کامل از خود نشان دهند بلکه بتوانند سرمایه اجتماعی خود را بازسازی کنند. در غیر این صورت مردم ابدا به آنان اعتنا نخواهند کرد.»
صوفی همچنین گفت: «به نظر من اصلاحطلبان با ادامه رویکرد قبلی خود، مضحکه خواهند شد زیرا تکرار آن رویه غیرعقلانی است و هیچ توجیهی غیر از ماندن در قدرت ندارد آن هم نه ماندن اثرگذار در قدرت بلکه سهم خواهی از قدرت است.»این فعال سیاسی اصلاحطلب در پاسخ به اینکه آیا راهکارهایی مثل مشخص کردن برخی افراد کابینه نمیتواند یک بار دیگر گزینه ائتلاف را روی میز اصلاحطلبان بگذارد گفت: «شاید اگر اختیار فقط با اصلاحطلبان باشد و متغیر تعیینکننده دیگری نباشد، دچار چنین ملاحظاتی شده و تن به چنین معاملاتی بدهند، هیچ بعید نیست. از طرفی چون بحث انتخابات است و اصلاحطلبان باید از مردم بخواهند و خواهش کنند که به کاندیدایی که آنان مناسب میدانند رای دهند و آن معامله را بپذیرند، موفق نخواهند شد. به عبارتی اصلاحطلبان آچمز هستند و به هیچ وجه نمیتوانند چنین کاری را انجام دهند.»
تحلیل مشترک
صوفی در پاسخ به پرسش دیگری مبنی براینکه آیا ظریف با توجه به اینکه پشتوانه حزبی اصلاحطلبی نداشته اما مواضع تقریبا اصلاحطلبانه دارد، میتواند کاندیدای جریان اصلاحات در انتخابات آتی باشد گفت: «قضاوت در رابطه با افراد سخت است و البته به شرایط بستگی دارد. این را هم باید در نظر داشت که اصلاحطلبی اصلاحطلبان نیز درجاتی دارد. ممکن است ما از درجه ۱۰۰ بگیریم و حتی تا ۵۰ هم پایین بیاییم. آقای ظریف هم اگر در این بین بگنجد میتواند کاندیدای اصلاحطلبان باشد. زیرا این هم با آن راهبرد انتخاباتی ۹۸ سازگار است. او به هر حال میتواند یک کاندیدای اصلاحطلب به حساب آید. حالا درجه اصلاحطلبی او از آقای خاتمی کمتر است. این احتمال وجود دارد که اصلاحطلبان یک کاندیدای اصلاحطلب با درجه اصلاحطلبی پایین معرفی کنند اما به سوی ائتلاف نمیروند زیرا میخواهند به مردم بگویند دولت بعد اصلاحطلب خواهد بود و ما بر این اساس وعده نیک نمیدهیم.»
وی تاکید کرد که اصلاحطلبان از نظر اجتماعی مجال تکرار راهبرد ائتلاف را ندارند. همچنین در پاسخ به اینکه چرا رسانههای اصولگرا سعی در پررنگ کردن احتمال ائتلاف اصلاحطلبان با لاریجانی دارند گفت: «آنها هم همین تحلیل من را دارند و میدانند که ائتلاف، تیر خلاص به اصلاحطلبان است. میخواهند جریان اصلاحطلبی را به کلی حذف و بیاعتبار کنند. سالهاست که اصولگرایان – حداقل از ۷۶ به این سو – دنبال راهی هستند که این مانع را از سر راه خود بردارند. الان هم میدانند که اگر اصلاحطلبان تن به چنین کاری دهند، شکستشان قطعی است. بعد از آن خواهند گفت که شما هیچ سرمایه اجتماعی ندارید و نمیتوانید ادعایی در رابطه با اداره امور حکومت داشته باشید.»با این حساب باید به این نتیجه رسید که آقایان در جریان اصولگرا خیال خام دارند و طیفهای مختلف اصلاحطلبی به این راحتی تن به ائتلاف و پذیرش شکست نمیدهند. آنها میدانند که ورود به انتخابات با کاندیدای حداقلی با شکست احتمالی همراه است اما آنطور که صوفی میگوید این شکست و واگذار کردن دولت بعد را به شکست اساسیتر و از دست دادن تتمه سرمایه اجتماعی باقی مانده ترجیح میدهند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد