16 - 12 - 2020
تمساح خیالی
سازمان محیطزیست و آتشنشانی تهران به صراحت وجود تمساح در اطراف دریاچه خلیجفارس در غرب پایتخت را تکذیب کردند. حالا سوال اینجاست اگر تمساحی در اطراف دریاچه بود و به کسی آسیب زد مقصر کیست؟
روزی که عکس و فیلمهای مربوط به یک موجود ناشناخته و احتمالا تمساح در اطراف دریاچه خلیجفارس منتشر شد، بسیاری آن را شوخی زودهنگام سیزده بدر دانستند و گروهی هم مانند شخصیت «گلام» در کارتون گالیور نجوا کردند: من میدونستم، این دریاچه از اول هم خیلی خطرناک بود!
اینطور شد که تیمهای جستوجوی محلی، آتش نشان ها و حتی پرندههای کنترل از راه دور برای یافتن موجود افسانهای دریاچه خلیجفارس که مانند غول افسانهای دریاچه لاخ نس اسکاتلند قصه ساز شده بود به کار افتادند و در نهایت گفتند هیچ چیزی پیدا نکردهاند.
پس از چند روز، سازمان محیطزیست رسما اعلام کرد دریاچه تمساح ندارد، مردم نترسند. باز هم فیلم ردپای موجودی که پاهای بزرگ و ناخندار داشت از سوی یک خبرنگار منتشر شد و کسی هم آن را تکذیب نکرد، فقط مسوولان شهری بار دیگر گفتند تمساح جایی نیست، با وجود این تکذیبها، چرا هنوز اطراف این دریاچه بسته است؟ آیا واقعیتی از مردم مخفی مانده؟
روایت یک پژوهشگر درباره دریاچه
یک پژوهشگر که از بستر کف دریاچه ساعت ها فیلمبرداری زیر آب کرده و آرشیو کاملی از گوشه گوشه این دریاچه دارد، درباره احتمال وجود آبزیان مختلف و تنوع زیستی در دریاچه خلیجفارس میگوید: واقعیت این است که در خلال برگزاری مسابقات مختلف ماهیگیری، از دریاچه خلیجفارس، ماهی الیگیتور صید کردم که زیستگاه بومی آن در آمریکای جنوبی است. ظاهر این ماهی شبیه ماهیهای معمولی است ولی سرش مانند سر تمساح است و بسیار بزرگ میشود. این ماهی مهاجم است ولی برای انسان خطری ندارد.
مبین سیفیآبادی توضیح میدهد: صید اینگونه غیربومی نشان میدهد مردم از این قبیل ماهیها در خانه خود نگه میدارند و وقتی آنها به حدی بزرگ میشوند که قابل نگهداری در منزل و آکواریوم نیستند، این حیوانات را در دریاچه رها میکنند. همچنین از این دریاچه، ماهی پیرانای خیلی بزرگ و حتی ماهی گورامی صید کردم. ماهی «کوی» که گونه زینتی و بسیار قیمتی است را هم در دریاچه صید کرده ام. از این رویدادها پیداست برای برخی شهروندان قیمت ماهیای که داشتهاند مهم نبوده و آنها را در دریاچه رهاسازی کردهاند. گونههای بومی مانند کپور، آمور هم که به وفور یافت میشود.
این فعال ورزشهای آبی درباره پژوهشهایی که در دریاچه خلیجفارس انجام داده میگوید: ویدئوهای طولانی از کف بستر دریاچه را دارم. واقعیت این است که کف دریاچه هیچ چیزی نیست، آنجا بیابان برهوت است. هیچ جایی برای مخفی شدن ندارد. حتی پوشش یا زیستگاه یا حتی دریاچه فاضلاب ندارد که ماهیها بتوانند تخمگذاری کنند. ماهیها حتی زیستگاه در کف دریاچه هم ندارند. ما حتی درخواست دادیم اجازه بدهند زیستگاه مصنوعی ایجاد کنیم تا ماهیان تخمگذاری کنند. ماهیها نمیتوانند مخفی شوند چه برسد به موجودی مانند تمساح در آن مخفی شود.
مبینآبادی در ادامه میگوید: تمساح یک موجود خزنده است و حتی دوزیست هم نیست که بخواهد درون آب زندگی کند. این موجود کلا در خشکی زندگی میشود و فقط برای شکار وارد آب میشود. اطراف و پیرامون دریاچه هیچ پوشش گیاهی یا دریچه فاضلاب برای پناه گرفتن و پنهان شدن هیج موجودی نیست. آنجا کلا سیمان است. حتی اردکهای بومی و محلی که در دریاچه هستند کاملا مشخص و پیدا هستند. از طرف دیگر باید گفت اگر چنین موجودی اطراف دریاچه باشد، حتما دیده میشود. حداقل روزانه پنج هزار گردشگر و ورزشکار در اطراف دریاچه پیادهروی و ورزش میکنند. در این چند ماه اخیر که شایعه وجود تمساح مطرح شده، هیچکس چیزی ندیده است.
شایعاتی که هر روز بیشتر میشود
نکته اینجاست با وجود تکذیب مسوولان، هنوز محدودیت تردد برای شهروندان در اطراف دریاچه برقرار است. همچنین خبرهایی که به نظر میرسد بنیان درستی ندارد باز هم بر سر زبانهاست. ردپای تمساح، عکس تمساح، فیلم تمساح، مدفوع تمساح، صدای تمساح، خورده شدن اردک توسط تمساح و…
چرا اینقدر اخباری که نمیتوان صحت آنها را تایید کرد درباره تمساح مرموز احتمالی زیاد است؟ سیفیآبادی درباره این شایعات میگوید: شایعاتی داریم که یک نفر دیده است یک اردک از زیر آب کشیده شده است. تعداد اردکهای دریاچه پیداست و یک دانه هم کم نشده است. در دریاچه یک قره غاز داریم که بالش شکسته است و نمیتواند مهاجرت کند. این پرنده غواص است و برای شکار ماهی زیر آب شیرجه میرود و ۵۰ متر آن ورتر از زیر آب خارج میشود. احتمال میدهیم این پرنده غواص را کسی دیده است و گفته تمساح این پرنده را به زیر آب کشیده است.
او ادامه میدهد: همچنین صحبت از ردپای تمساح شده و برخی تیتر رسانهها زدند که ردپای تمساح در اطراف دریاچه دیده شد. منظور از ردپا، نشانههای وجود تمساح بوده است. مانند اینکه یک خانم گفته من دیدم یک اردک را به پایین کشید. عکسی هم منتشر شده که هیچی درآن واضح نیست. جسمی در سطح آب است که میگویند تمساح است. بچههای عکاس حرفهای روی این تصویر کار کردند. میگویند جسمی روی آب است و هیچ چیزی در تصویر شبیه به تمساح نیست. احتمال دستکاری در این عکس هم هست.سیفیآبادی میگوید: دو سه روز پیش یک خبرنگار با گوشی شخصی خود فیلمی از ردپایی در اطراف دریاچه گرفته است که هیچکس نمیتواند تشخیص بدهد چیست. ما از این دریاچه لاکپشت فراتی که گونه بسیار بزرگی است داریم. همچنین لاکپشت گوش قرمز در دریاچه به وفور وجود دارد. احتمال صددرصد میدهیم ردپا با جای ناخنها، متعلق به لاکپشت است. همچنین برخی میگویند فضله تمساح در اطراف دریاچه پیدا شده است. هیچ خزنده شناسی این موضوع را تایید نکرده و هیچ آزمایشی روی فضله انجام نشده که وجود تمساح را ثابت کند. کلا هیچ سندی وجود ندارد و حتی کسی به چشم تمساح را ندیده است که بگویند این دریاچه تمساح دارد.
مردم تمساح دوست دارند؟
علاقه مردم به ماجرای تمساح دریاچه یا به قول عدهای از طنزپردازان «تمسایول گیت» عجیب است. انگار هیجان وجود یک حیوان خطرناک در محیط شهری و بازآفرینی وحشت به سبک فیلمهای هالیوودی برای بسیاری جذاب است. برخی معتقدند دلیل بازآفرینی و توجه جامعه به وجود تمساح بعد از چند ماه که این قصه بر سر زبان ها بود این است که بالاخره موضوع به گوش مسوولان از جمله محیطزیست و شورای تامین تهران رسید و به خاطر آرام کردن مردم و دور کردن آنها از استرس تصمیم به اعزام تیمهای جستوجو گرفتند. قابل پیشبینی بود تیمهای جستوجو هم مانند پنج هزار نفری که هر روز در اطراف دریاچه تردد و ورزش میکنند، چیزی نیافتند.پس چرا محدودیت در تردد مردم اطراف دریاچه وجود دارد؟ سیفیآبادی معتقد است بسته بودن دریاچه به خاطر عملیات عمرانی است. او میگوید: به نظر میرسد خیلی از مردم کنجکاو شدهاند و میگویند اگر تمساح در دریاچه وجود دارد باید از آن محافظت شود و مردم بتوانند این حیوان را ببینند. در سیستانوبلوچستان گاندوها به عنوان یک حیوان بومی و محلی در کنار مردم زندگی میکنند. از سوی دیگر باید در نظر داشت چون منطقه تهران، زیستگاه طبیعی تمساح نیست، در صورت وجود، این حیوان گوشه گیر و منزوی میشود و یافتن آن سخت تر خواهد شد.
اینطور که پیداست قصه تمساح دریاچه خلیجفارس هم مانند ماجرای غول دریاچه اسکاتلند تبدیل به منبع الهامی برای قصهها و افسانهها خواهد شد.
دنبال کنترل تمساحهای واقعی در سیستانوبلوچستان باشید نه تمساحهای خیالی در تهران
مرور ماجرای کشف آن باغوحش عجیب کافی است تا شنیدن خبر کشف یک تمساح در دریاچه چیتگر چندان عجیب نباشد و باورپذیر به نظر برسد، چون اطمینان داریم منافذ مختلفی برای واردات غیرقانونی برخی گونههای جانوری به کشورمان وجود دارد که به واسطه آنها، واردات تمساح و تمساح ماهی مقدور است.
برخی اخبار تایید نشده، حکایت از وجود یک تمساح در دریاچه خلیجفارس (چیتگر) دارد؛ تمساحی که منبع شکلگیری بحث و نظرهای فراوانی شده و به شدت مورد توجه کاربران فضای مجازی قرار گرفته است تا جایی خبر تایید نشده دربارهاش در برخی رسانههای خارجی نیز بازتاب یافته است.
مستند خبر وجود تمساح در دریاچه مصنوعی واقع در غرب تهران، تصویری است که حتی معلوم نیست توسط چه کسی گرفته شده؛ اما به باور برخی، تصویر نوعی ماهی به نام (alligator gar) یا ماهی سوسماری است که نوعی اردک ماهی است؛ ماهی ای که بومی کشورمان نیست و اگر در سطح آب شنا کند، میتواند تصویری شبیه شنای تمساح خلق کند.
اما منشأ این موجود متفاوت کجاست؟ این سوالی است که برخی کوشیدهاند به آن پاسخ دهند و در نتیجه آن، گزارههای مختلفی مطرح شده است؛ از واردات غیرقانونی انواع و اقسام گونههای جانوری به کشورمان که پیشتر نمونههای بسیاری از آن مخابره شده و البته به تایید هم رسیده است؛ از انواع پرنده تا اقسام مختلف پستانداران و حتی گوشت خواران بزرگ جثهای مانند ببر.
این نمونه آخری را میشود با مرور خبر دستگیری فردی نزدیک به بابک زنجانی پیدا کرد که ویلای بسیار بزرگ و خاصش در مسیر تهران-کرج، مدتی نقل محافل شده بود و با بازرسی از آن مشخص شد که از پرندگانی مانند پلیکان تا چند قلاده ببر، ساکنان غیرقانونی آن بوده اند؛ حیواناتی مقیم باغوحش شخصی «رعیت» که البته اطلاع دقیقی از فرجامش در دست نیست!
مرور ماجرای کشف آن باغوحش عجیب کافی است تا شنیدن خبر کشف یک تمساح در دریاچه چیتگر چندان عجیب نباشد و باور پذیر به نظر برسد، چون اطمینان داریم منافذ مختلفی برای واردات غیرقانونی برخی گونههای جانوری به کشورمان وجود دارد که به واسطه آنها، واردات تمساح و تمساح ماهی مقدور است؛ حیواناتی که به ایران منتقل میشوند تا حیوان خانگی متفاوت برخی شوند و گاهی دل مالکشان (!) را میزنند و رها میشوند!
دستکم چندین گزارش تایید شده از این دست اتفاقات در کشورمان به ثبت رسیده است؛ از کشف شیری که کنار اتوبانی در تهران قدم میزد و موجب شگفتی رهگذران شده بود تا تصاویری که گروهی بچه پولدار منتشر کرده بودند و در آنها یوزپلنگی روی مبل میانشان یله داده بود تا موجب فخرفروشی مالکش به دیگر همسالانش شود.
این نخستین نکته کلیدی ماجرای کشف تمساح در دریاچه چیتگر است؛ تمساحی که وجودش تایید نشده، اما تا این لحظه نتوانسته واکنش سازمان محیطزیست و رییس اش را- که نظرات مبسوطی درباره شکار کل و بزهای پیر و هدردهنده آب دارد!- به دنبال داشته باشد یا موجب شکلگیری انتقادها علیه این سازمان شود که ظاهرا در این موارد هیچگونه مسوولیتی متوجهش نیست!
نکته مهمتر، اما شکلگیری تکاپویی عظیم است که برای یافتن رد و نشان این تمساح شکل گرفته است. شروع عملیاتی وسیع برای یافتن این تمساح مشهور شده در اخبار غیررسمی و تایید نشده که بخشی از توان چند مجموعه مختلف مانند آتشنشانی را به خود اختصاص داده است. پروژه جستوجوی دریاچه با دستگاه سونار و گشتزنی به منظور مشاهده آثار احتمالی تمساح.پروژهای که شاید میشد هزینهاش را صرف ایمنسازی هوتکها و آبگیرهای اطراف رود سرباز در سیستانوبلوچستان کرد تا تمساحهای واقعی دست و پای کودکانی که برای برداشتن آب به این آبگیرها میروند، نبلعند و زخمی ابدی به ایشان هدیه ندهند. اتفاقی که باید امیدوار باشیم داستان تمساح دریاچه تهران و هراسی که آفریده، زمینهساز شکلگیریاش شود.
اما گفتیم از هراسی که این تمساح مشاهده نشده آفریده است و جا دارد به نکتهای قابل تامل پیرو آن اشاره کنیم که درباره کاهش حضور مردم در اطراف این دریاچه روایت شده است؛ روایتی که اگر صحت داشته باشد، اتفاقی مبارک در مسیر مبارزه با کروناست تا جایی که جا دارد آرزو کنیم روایات مشابهی از دیدن رد شنای تمساح در دریای خزر مخابره شود تا به اتکای این روایات، اندکی از سفر به شمال کشورمان کاسته شود و تنها استانهای قرمز کرونایی یعنی گیلان و مازندران هم در مسیر کاهش آمارهای کرونایی گام بردارند!

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد