21 - 06 - 2017
تهدید یا فرصت برای ماکرون
یکشنبه گذشته ۴۳ درصد رایدهندگان فرانسوی برای انتخابات دور دوم پارلمان به پای صندوقها رفتند. در تاریخ جمهوری پنجم فرانسه و حتی پیش از آن چنین وضعیت پشت کردن و عدم شرکت گسترده در زندگی سیاسی در جامعهای که همیشه سردمدار دموکراسی بوده و انتخابات نمایندگان مجلس یک نماد بسیار مهم آن است، بیسابقه است.
با اینکه در شرایط خاص فعلی عدم شرکت اکثریت ثبتنام شدگان از بسیاری جنبهها معنادار و قابل مطالعه هم مینماید اما در مجموع وقتی ساختار پارلمان که مهمترین رکن قانونگذاری و تحلیل و بررسی مسایل جامعه است را اقلیتی از مردم تعیین میکنند با وجود قانونی بودن همیشه اعتبار آن به نوعی زیر علامت سوال باقی میماند!
از این رو از نقطهنظر دموکراسی به واقع علل بیانگیزگی کسانی که به کل در انتخابات حضور نیافتهاند و تحلیل پیامهای آرای سفید ریخته شده در صندوقها که مجموعا شامل۵۷ درصد است، نسبت به اقلیت رایدهندگان حائز اهمیت بیشتری است. مهمترین پیام این گروه به ماکرون و دولت منتخب او و کاندیداهای هوادارش میتواند این باشد که با اینکه ما دستتان را در اداره مملکت باز میگذاریم ولی مراقبیم و دولت را در صحنه اعمالش در آینده قضاوت خواهیم کرد…
با وجود اصلاح و ترمیمی که رایدهندگان در آخرین دور برای سوق دادن مجلس به سوی ترکیبی دموکراتیکتر اعمال کردند، حرکت سیاسی شکل گرفته ماکرون و هوادارانش به کل چهره سیاسی تشکلهای تاثیرگذار بر روند اداره امور را چونان زلزلهای زیر و رو کرده است. تغییر و تحولات پارلمان درست مثل این است که انتظار زلزله هشت ریشتری در عمل به سه ریشتر تقلیل پیدا کرده باشد! مهمترین تغییرات جوان شدن متوسط سن نمایندگان مجلس- حدود هفت سال- و در درجهای به همان اندازه قابل اهمیت رسیدن به یک نوع برابری از نظر جنسیتی است. به احتمال زیاد بیش از ۴۰ درصد نمایندگان از میان زنان انتخاب شدهاند و از همه مهمتر جارو شدن و به بیرون رانده شدن عده زیادی از آدمهای سرشناس و جاافتاده است. کسانی که نمایندگی برایشان به صورت حرفه و کاری تخصصی در آمده بود! از تغییرات معنادار دیگر ورود سه نفر از ناسیونالیستهای جزیره کرس به پارلمان فرانسه برای اولینبار است.
از نظر سیاسی هم در شرایط حاضر حزب سوسیالیست به بدترین وضع ممکن افتاده و تنها ۳۷ کرسی را کسب کرده که تازه عدهای هم در این میان با برچسب ماکرون بر پیشانیشان توانستند به مجلس راه یابند! به همین خاطر درست هنگام اعلان نتیجه نهایی رییس این حزب از مقامش کنارهگیری کرد تا راه را برای بازسازی احتمالی در آینده باز بگذارد.
همچنین باید در نظر داشت که همه این رویدادهای غریب در فرانسه غیرممکن بود بدون قدرت گرفتن عوامفریبان آمریکایی به سرکردگی ترامپ که ترس و وحشت از روی کار آمدن تندروها را آگاهانه یا ناآگاهانه در میان مردم فرانسه و اروپا جای داد، به وقوع پیوندد.
با نگرشی خوشبینانه، هم به ریاستجمهوری رسیدن ماکرون و هم به دست آوردن اکثریت مطلق در مجلس برای پیشبرد برنامههای او را میتوان چون دمی تازه بر پیکره به حال پوسیدگی و گندیدگی افتاده سیاستمداران حرفهای در جامعه فرانسه در نظر آورد. باید اذعان داشت که همه مردم از چنین خانهتکانی اساسی اظهار رضایت زیادی میکنند. ولی صداهای نگرانی مربوط به فردای چنین ساختاری که همه قدرت را در اختیار یک فرد قرار داده و به نوعی راه هر نوع چون و چرایی را محدود کرده در این روزهای اخیر شدیدا به گوش میرسد و کم کم به صورت هشدار دادن به مردم و دولتمردان فعلی بروز پیدا کرده است.
مردم چه آنها که از شرکت مستقیم در انتخابات سر باز زدند و چه آنها که آرای سفید به صندوقها ریختند و چه اقلیت شرکتکننده که تکلیف معقولتری برای یکصد کرسی بیشتر برای ماکرونیستها مقرر کردند، همگی از این صداهای نگرانی از ابهامات موجود در پیش رو و در این مسیر و هشدارهای رعایت اصول دموکراسی درس گرفتند و به تاییدشان سر فرود آوردند.
با توجه به آینده مشارکت در انتخابات مساله مهم این است که فرانسویها در عین حال که به ماکرون و دار و دستهاش اعتماد کامل ندارند ولی کسی بهتر از او را هم برای ایجاد تغییرات اساسی در ساختار پیشین که به واقع حال همگیشان را از هر چه سیاستمدار است به هم زده بود، نمیشناختند!
ماکرون تنها خودش را روی این موج مبهم و گنگ خواست مردمی نه راستی و نه چپی و نه میانهروی سنتی- و ترس شدید از دستههای افراط گرا در هر دو جناح- قرار داد و با زمزمه پیش رفتن و حرکت به جلو و خوشبینی به آینده همه امور را به قبضه درآورد ولی هم خود ماکرون و هم مردم میدانند که این کار شبیه شیرجه زدن در ناشناختهها است!
برای آشنایی بهتر با گنگی و غرابت وضع هواداران ماکرونیسم، نمایندگان پارلمانی را به تصور آورید که اکثر قریب به اتفاقشان هیچ سابقه سیاسی خاصی ندارند و بیشتر از میان جامعه مدنی و دستاندرکاران شرکتها و متخصصان مختلف رشتههای هنری و مهندسی و دانشگاهی تا دانشجو و کسبه و… انتخاب شدهاند. اکثرشان حتی از خود برنامههای اصلاحی ماکرون و ابعاد اجتماعی آنها آنطور که باید سر در نمیآورند! در حدی که حتی زیر بار هیچ نوع بحث و مقابلهای با حریفان خود تا به حال نمیرفتند! و تنها علت انتخابشان هم وفاداری و ثبتنام در حرکت ماکرون بوده و بس! یعنی از ۳۶۱ نماینده اکثریت مطلق در پارلمان، ۳۱۰ نفرشان همین وضع را دارند و ۵۰ نفر هم از حزب میانهرو هستند که از ابتدا به حرکت ماکرون پیوستهاند. در مقابل این جریان هم در مجلس مخالفانی در حد باریکه آبهایی که خیلی هم نمیتوانند به حساب بیایند قرار دارند! در چنین وضعی خیلی بعید به نظر میرسد که جوانی مانند ماکرون به فکر برقراری حکومتی نظیر اردوغان نیفتد! در چنین صورتی مخالفتها و بحث و جدلها به جای طرح و بررسی در مجلس به فضای خیابانها کشیده خواهد شد و از راه تظاهرات وسیع مردمی دولت مجبور به کنار گذاشتن برخی از قوانین تصویب شده خواهد شد و…!
اما راه دیگری که در مقابل ماکرون و دولت آتی او قرار دارد نبودن یک وزنه متوازنکننده نسبی قدرت است که خودش را از درون سامان دهد تا با ایجاد رفرمهای لازم برای اداره دموکراتیک سازمانهای سیاسی فضای بحث و جدل سازنده بتواند بر همه شئونات قدرت مقننه و مجریه حاکم شود. برای مدرنیزه کردن زندگی سیاسی فرانسه راهی هم به جز این در مقابل ماکرون نیست! اگر او تا این حد صالح باشد میتواند به یکی از تاثیرگذارترین رییسجمهورهای فرانسه و حتی شجاعترینشان هم بدل شود.در مجموع فرانسویها یک تفکر نقدگرا دارند و در درازمدت تحمل یک قدرت متکی بر یک حزب فاتح و ساختاری یکپارچه را ندارند. تجربیات سالهای ۱۹۶۸ و ۱۹۸۱ و ۲۰۰۲ و ۲۰۰۷ هم جز همین درس به زیر کشاندن فاتحانی که امر به آنها مشتبه شده بود را نمیدهد! بهخصوص پارلمان فعلی دوره ماکرون که جای نشستنش بر رای ندادن اکثریتی به این بزرگی و سنگینی استوار شده است! آن هم در شرایطی که در تاریخ دموکراسی فرانسه چنین عدم شرکت و رای ندادن سابقه نداشته است! یعنی اگر ماکرون قدرتش را محدود و حد و مرز آن را مشخص نکند در نهایت خیابان محدوده آن را برایش تعیین خواهد کرد! *تحلیلگر سیاسی مقیم فرانسه

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد