30 - 03 - 2020
تهران چند هزار سال قدمت دارد؟
ساجده عرفانی – هر چند وقت در بافت تاریخی تهران به ویژه منطقه بازار برحسب اتفاق بقایایی پیدا میشوند که در مبدا تاریخی این شهر شک میکنیم. سه سال پیش بود که استخوانهای زنی در بازار مولوی تاریخ تهران را به ده هزار سال قبل بازگرداند. ابتدا قرار بود زن هفت هزار ساله در موزه ملی قرار گیرد و بعد پشیمان شدند و خواستند او را در همان محل باقی گذارند دوباره به تصمیم اولیهشان بازگشتند و زن ۷هزار ساله حالا در موزه ملی خوابیده است.
دو هفته پیش وقتی مالک یک مغازه در راسته بازار حضرتی تهران هنگام گودبرداری مغازهاش سفال و سپس تعدادی استخوان پیدا میکند دوباره باستانشناسان تهران دست به کار میشوند تا از این کشف جدید سردرآورند. گویا دورههای مختلف تاریخی همه زیر این مغازه پنهان بودند. یافتههایی از دوران مختلف پهلوی، قاجار، صفوی و تیموری؛ نشانههایی که باستانشناسان در چند روز نخست بررسی مطالعاتی به دست آوردند.
احمد محیططباطبایی درباره مبدا تاریخی تهران به «جهان صنعت» میگوید: وقتی به بخش تاریخی تهران (منطقه ۱۲) نگاه میکنیم واضح است که این ناحیه از شهر ساخته شده و تعیین زمان استقرار در این قسمت عملا نشدنی است. مگر تصادفی مثل گودبرداری و خاکبرداری و مواردی از این دست پیش آید. طباطبایی میگوید تهران به مفهوم امروز تهران یعنی ۲۲ منطقه فعلی قبلا مورد بررسی گرفته است؛ به خصوص منطقه شهرری که باستانشناسان آمریکایی در سالهای ۱۳۱۱ و ۱۲ آنجا فعالیت داشتند و دستاوردهای آنها همین آثار معروف متعلق به چشمه علی است که ما را با ۸ هزار سال سابقه برای تهران روبهرو میکند. البته در محور جنوب به شمال تهران و ناحیه شمیران و شریعتی تصادفی با آثار سه هزار سال قبل مواجه شدهایم. یافتههای مرحوم کامبخشفرد در قیطریه و قلهک نیز از این دست است. تا پیش از کشف بقایای زن در خیابان اردستانی، تهران تاریخی بین ۳ تا هشت هزار سال داشت که پیدا شدن استخوانهای این زن موید گذشته هفت هزارساله برای این شهر است.
این یافتهها چون متعلق به کلانشهر تهران هستند هر بار از زیرزمین بیرون آیند بیشتر یافتههای باستانشناسانه سایر مناطق ایران توجهها را به خود جلب میکنند اما پس از مدتی دیگر خبری از به نتیجه رسیدن درباره تاریخ تهران نیست. با وجود این کشفها هنوز کسی دقیقا درباره تعلق تهران به یک دوره تاریخی خاص صحبت نکرده است.
قدیر افروند، مدیر بخش باستانشناسی اداره میراث فرهنگی استان تهران بر سر سایت کاوش در این مغازه درباره ترانشههای ایجادشده در این مغازه و نتایج بهدستآمده از آنها تا امروز توضیح داد.
او با بیان اینکه حدود دو هفته قبل با اطلاع یک کارشناس میراث فرهنگی از وضعیت این محوطه مطلع شده است، به خبرنگاران گفت: در بازدید شهردار این ناحیه از منطقه ۱۲ تهران، ساخت و ساز این مغازه در بازار حضرتی متوقف شد، از سوی دیگر در بین خاکبرداریها تعدادی سفال و استخوان به دست آمد که نخست نیروی انتظامی با توقیف اشیا، آنها را به حوزه قضایی ارسال کرد و سپس به میراثفرهنگی وضعیت اعلام شد.
او با اشاره به بررسیهایی که در همان ابتدای حضور روی سفالها انجام داده و به قدمت قاجاری بودن آنها پی میبرد، بیان کرد: برای ما باستانشناسان که با دورههای تاریخی موجودِ تهران آشنا هستیم شاید موضوع مهمی نبود، اما با توجه به کاوشها و گمانهزنیهای سالهای ۹۲ و ۹۳ در همین محدودهها در بازار صندوقسازان و خیابان اردستانی در محدوده بازار مولوی که بعضا تا سطح شش تا هفت متری به لایههای پیش از تاریخی برخورد کرده و با بقایای زیست پیش از تاریخ تهران مواجه شده بودیم، تیم کاوش به بازار حضرتی آمد.
افروند با بیان اینکه نخست مالک برای علت توقف کار توجیه شد، ادامه داد: پیشنهاد کارشناسی حوزه میراث فرهنگی این بود که اقدامات پژوهشی و باستانشناسی بیشتری انجام شود. مالک نیز خوشبختانه همکاری لازم را انجام داد و تیم کاوش بعد از گرفتن مجوز گمانهزنی باستانشناسی از پژوهشگاه میراث فرهنگی، کمتر از ۱۰ روز قبل کار خود را در این سایت آغاز کرد، اما با توجه به دو تجربه قبلی در دو محدوده بازار صندوقسازان و خیابان مولوی تلاش کردیم نهایت دقت و وسواس را به خصوص برای لایههای قاجاری و صفوی داشته باشیم.
این باستانشناس با اشاره به شرایط ناامن به وجود آمده در مغازه بعد از کندوکاو گسترده و ریختن بخشی از سقف و وجود سه چاه نسبتا عمیق در محدوده، بیان کرد: با همکاری شهرداری، مالک نسبت به مقاومسازی اقدام کرد تا مسیر برای گمانهزنی آماده شود. در فضای اصلی مغازه و در عمق ۳۰ تا۴۰ سانتیمتری لایههای سطحی و متاخر به دست آمدند. موزائیکها در لایههای نخست متعلق به دهههای ۴۰ و ۵۰ و دوره پهلوی هستند و لایههای متاخرتر در مرکز ترانشه، نشانههای دوره قاجار را در خود دارند.
وی با بیان اینکه در فضای جلویی مغازه، دو ترانشه ایجاد شد که در یکی آثار آجری به دست آمد، میافزاید: با به دست آمدن این آثار، قدری حساسیت بیشتر شد که در دوره قاجار و صفوی و احیانا تیموری چه بر تهران گذشته است.
افروند با بیان اینکه پس از عبور از سطح خشتی یک دیوار آجری دوره قاجار کشف شد و لایه بعدی و دیواری اصلی متعلق به دوره صفوی و بقایای کف به دست آمده آجری بودند، توضیح داد: با کشف این لایه، این ذهنیت مطرح شد که آیا امکان دارد آن لایه متعلق به دوره تیموری باشد؟ در واقع دیوار صفوی بزرگ روی پایه دوره تیموری گذاشته شده بود.
او با تاکید بر اینکه تاریخگذاری فقط به روش آزمایشگاهی میتواند به ما کمک کند، بیان کرد: در مواد فرهنگی به دست آمده، خوشبختانه یکی دو قطعه کاشی دوره تیموری نیز کشف شد؛ کشفی که میتواند یک نشان برای رساندن ما به دوره پیش از صفویه باشد. در این صورت به شهری میرسیم که روی گونزالس کلاویخو اسپانیایی – نویسنده و جهانگرد اسپانیایی که فرستاده مخصوص هانری سوم پادشاه اسپانیا به نزد تیمور گورکانی بود- در سفرنامه دوره تیموری خود از تهران توصیف و از تهران به عنوان شهر یاد میکند.
او این ترانشه را نخستین گمانهزنی متعلق به دوره تیموری در تهران دانست و گفت: این حاصل کاوشهای کمتر از یکهفتهای است که در نوع خود بینظیر است. ما در کاوش باستانشناسی برنامهدار و هدفمند تقریبا از دوره قاجاری به صفوی رسیدهایم. به نظر میرسد اگر معاونت میراث فرهنگی ادامه کاوشها را تبیین کند، میتوان آن را نخستین نمونه از ساختار تاریخی شهر تهران دانست که در دل شهر تاریخی تهران باید حفظ شود.
افروند با اشاره به قرار گرفتن این ترانشه در نزدیک دیوار و باروی صفوی تهران و منطبق بر خیابانهای مولوی و خیابان امیرکبیر و ری و خیام به عنوان مستنداتی خوب برای دوره صفوی، بیان کرد: پیش از این چند باستانشناس در میدان ارگ بررسی مطالعاتی انجام دادهاند، اما باستانشناسی دوران متاخر از تیموری و صفوی در این محدوده فقط به این سمت محدود میشود. از سوی دیگر همه سایتهای کاوش شده بسته شده و قابل دسترس نیستند، اما در صورت تبیین و دفاع باستانشناسان بدون وارد شدن خللی به آنها میتوانند حفظ شوند و حتی توسط پژوهشگران و مسوولان قابل بازدید باشند.
او با بیان اینکه تداخل چندین سازه و ساختار معماری در این سایت کاوش، به هم پیوند خوردهاند، افزود: جهت قرار گرفتن سازه اصلی جهت قرار گرفتن شهر تهران است و میتواند به موازات باروی صفوی باشد، از سوی دیگر نیاز به آن است که نتایج آزمایشگاه منتشر شود، هر چند اطلاعات باستانشناسی ما از این دوران بسیار اندک است.
چرا احداث زیرزمین در بازار تهران ممنوع است
او وجود آجرهای تیموری در کف این ترانشه را بسیار بااهمیت دانست و با بیان اینکه این نتایج میتواند اطلاعات باستانشناسی ما نسبت به شهر تهران را تغییر دهد، گفت: این اطلاعات برای مورخان هنر و شهرسازی حائز اهمیت است. اطلاعاتی که این ترانشه در همین فضای محدود به ما میدهد، میتواند نگرش ما را نسبت به زیر سطح تهران تغییر دهد.
این باستانشناس تاکید کرد: نمیدانستیم چرا پیشکسوتان در گذشته احداث زیرزمین در منطقه تاریخی را ممنوع کرده بودند، اما امروز دیگر میدانیم علت آن چه بوده است، چون در قسمت تاریخی تهران علاوه بر آثار دوره صفوی و تیموری، آثار بسیار غنی از دوران پیش از تاریخ تهران در دوران نوسنگی بدون سفال تا نوسنگی با سفال و نوسنگی و شهرنشینی داریم.
سرپرست کاوش بازار حضرتی این بررسی مطالعاتی را قابل تکمیل شدن دانست و ادامه داد: حتی از دوران تاریخی و آغاز تاریخی هم در تهران آثاری داریم. در واقع با اطلاعاتی که پیدا میکنیم جدول گاهنگاری شهر تهران از امروز تا دوران نوسنگی بدون سفال در فلات مرکزی ایران اهمیت دارد.
او با تاکید بر اینکه در تپه قیطریه و نقاط دیگر، آثارِ هزاره اول وجود دارد، ادامه داد: در آن محدوده و شعاعی که جوامع دیگر میتوانستند رفتوآمد کنند، آثار زیست وجود دارد، بنابراین میتوانیم در همین حوزه وسیع، در خلال کاوشها عملیات باستانشناسی انجام دهیم.
وی در ادامه به توضیح روند عملیات کاوش در این مغازه در بازار حضرتی پرداخت و توضیح داد: با ایجاد ترانشه اول، آثار به اندازهای که باید مهم جلوه نمیکردند، بههم ریختگی و نازل بودن آثار معماری وجود داشت، حتی به همکارانم اعلام کردم امکان جمع کردن ترانشه وجود دارد، چون به نظرم به اندازه کاوش در بازار صندوقسازان اهمیت نداشت. اما در زمان نوشتن گزارش و تحلیل اطلاعات روزانه کاوش، بار دیگر تصمیم گرفتم با توجه به فرصت موجود دستکم آثار دوره قاجار و احیانا دوره تیموری را بررسی کنم که بر تهران چه گذشته است؟
او با بیان اینکه با آغاز کار روی دومین ترانشه، به آثار باارزشی برخورد کردند، ادامه داد: با اینکه میدانیم در این عمق و در دیدگاهی که به روشنایی نسبت به تاریخ تهران داریم، احتمالا میتوانیم به آثار جدیدی برسیم، اما با کشف یافتههایی از دوران صفوی و تیموری کار را متوقف کردیم تا حداقل میراثی از معماری این دورهها در اختیار داشته باشیم و آن را برای شهر تهران حفظ کنیم تا الگویی برای مسوولان، پژوهشگران و متخصصان باشد.
این باستانشناس با اشاره به این کاوش، ادامه داد: از این به بعد معاونت میراث فرهنگی استان تهران میتواند دست پر نسبت به صدور مجوزهای خود اقدام کند، اکنون دیگر اطلاع داریم که هر کس قصد انجام گودبرداری عمیق را داشته باشد، به لایههای ارزشمند تاریخی و پیش از تاریخی تهران آسیب میزند.
او اضافه کرد: معتقدم بیزبانترین و بیدفاعترین میراث تمدنی بشر، محوطههای باستانی هستند، اگر مطالعات باستانشناسی در این مغازه انجام شود و آن به مرور کامل از بین برود، ظاهرا به کسی آسیب نمیرسد، اما تاریخ بشریت از یک مجموعه آثار تاریخ و تمدن بشر برای همیشه محروم میشود. وقتی یک بنا روی سطح زمین است، همه آن را میبینند، اما وقتی زیر سطح زمین قرار دارد، فقط متخصصان میتوانند زبان حال او و آثار باشند؛ این نکته و تفاوت بین دو بناست.
افروند با بیان اینکه اگر میگوییم دانش باستانشناسی مهجور واقع شده، در چنین نقاطی میتوان آن را حفظ کرد، ادامه میدهد: در واقع این کار میتواند به بخشی کمک کند که جز باستانشناسان هیچ مدافعی ندارد.
او در توضیح بخش دوم این سایت کوچک در دل بازار حضرتی تهران که در پشت مغازه قرار گرفته نیز میگوید: اگر بتوانیم آقای مالک را توجیه کنیم، به نظرم ادامه کار در بخش پشتی میتواند راهگشا باشد، چون میتوانیم کاربری و هویت این بخش از بازار را مشخص کنیم.
او ادامه میدهد: معتقد بودم در این بخش باید شانس خود را برای رسیدن به اطلاعات کاملتر، بیشتر کنیم، اما عملا از دستمان خارج است، چون در این نقطه، سه چاه عمیق وجود دارد. در شرایطی که تنها نقطهای که میتوانستیم گمانهزنی کنیم، همین بخش (بخش پشتی مغازه) است.
وی اختلاف ارتفاع این نقطه با قسمت جلویی مغازه را یک متر و ۱۰ سانتیمتر بیان میکند و میافزاید: تاکنون یک دیواره متداول دوره قاجاری به دست آمده و با توجه به ارزشمند بودن معماری در بخش جلویی بنا، دیگر دغدغه آن طرف را نداریم و چون معماری چینهای یا خشتی با مصالح بومی و ریشهدار در بخش عقبی کاملا شناساست، میتوانیم کاوش را تا خاک بکر ادامه دهیم.
او با بیان اینکه با پایان مستندسازی در این مرحله توسط یکی از معماران این محوطه تاریخی که کار برداشت را انجام داده است، این گروه کاوش آثار خشتی را برمیدارد تا به لایههای زیرین برسد، اضافه میکند: اگر در این نقطه آثار آجری به دست میآوردیم، شاید رفتارمان متفاوت بود. اما نگاه اولیه ما در طرح پژوهشی نوشته شده است. ما قصد پیگیری لایههای پیش از تاریخی را داریم که پیش از این در خیابان شهید اردستانی به دست آمده و لازم است که امتداد این دوره را در افقهای پایین داشته باشیم و ببینیم تا کجا بُرد آثار وجود دارد.
افروند با بیان اینکه در لایههای زیرین بازار صندوقسازان سفالهای دوره پیش از تاریخی پیدا شده است، ادامه میدهد: این منطقه در فاصله بین خیابان شهید اردستانی و بازار صندوقسازان قرار گرفته، بنابراین در این ترانشه وضعیت این محدوده را در ارتباط با دوران پیش از تاریخی و احیانا فاصله بین قاجاری تا پیش از تاریخی معلوم میکنیم.
او با تاکید بر اینکه تا امروز در سفالها چیز خاصی به دست نیامده است، اظهار میکند: معماری این فضاها، معماری معمول حواشی یا حاشیهنشینهای تهران است؛ معماری طبقه پایین با کاربری متوسط پایین جامعه است. از سوی دیگر اگر از نظر دکوراتیو، تزئینی، ظواهر اینها با آجرکاری و تزئینات گچکاری باشد، اما درباره بنای خشتی تقریبا انتظار دیگری نداریم.
او مواد فرهنگی به دستآمده را کاشیهایی از دوره قاجار میداند و ادامه میدهد: حدس میزنیم برخی آثار مانند کاشیها متعلق به دوره زند باشد و قطعات شیشه که به دست آوردهایم میتواند تکنیکهای شیشهگری این دوران را معرفی کند و کاشی «نره» دوره قاجار نیز در یافتهها به دست آمده است. اما هنوز در مورد چند تکه استخوان بهدستآمده نمیدانیم متعلق به چه جانور یا حتی انسانی باشد.
سرپرست کاوش در بازار حضرتی تهران با بیان اینکه وجود چنین یافتههای باستانشناسی در بازار تاریخی تهران، میتواند قابل تسری به همه مناطق باشد، میافزاید: معماری در بخش پشتی مغازه در سطح نازلی قرار داد؛ یافتهها خشتی هستند، اما در ورودی مغازه یک معماری حجیم، دارای ابهت و کارکرد خاصی را در اختیار داریم، بنابراین وقتی میگوییم در شهر تهران، فقط نباید روی قاجار متمرکز شویم، به این دلیل است که این شهر قطعا آثار بیشتری در دل خود دارد.
او به فاصله ۶۰۰ متری بازار حضرتی با بازار صندوقسازها از خیابان شهید اردستانی در بازار تهران اشاره میکند و میگوید: به احتمال زیاد میتوانیم در آن بازار نیز به یافتههای مشابه دیگری دسترسی پیدا کنیم. در واقع این بحث را فرضیه کردهایم تا برآن اساس کار را ادامه دهیم.
او همچنین درباره اختصاص هزینه برای این کاوش اضطراری اظهار میکند: مالک مغازه پرداخت هزینهها را تقبل کرده است. این اتفاق باید به دانش و آگاهی تبدیل شود. وقتی آقای شهردار میگوید موزه باستانشناسی تهران را ایجاد میکند، یعنی قطعا به وجود آثار تاریخی و حتی باستانی از دورههایی مانند کلکولتیک و چشمهعلی تا نوسنگی سفال در تهران آشنایی دارد.
احمد محیططباطبایی در پایان پیشنهاد میکند یافتههای باستانشناسی تهران که عمدتا در محدوده بازار پیدا میشوند همان جا بمانند و شرایط بازدید عمومی از آنها فراهم شود. ضمن اینکه این کاوشها ادامه پیدا کند و همان طور که چندسال پیش در تبریز بقایای یک جسد پیدا شد و اکنون قابل بازدید است در تهران نیز این امکان فراهم شود.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد