25 - 11 - 2019
تورم سوزان در انتظار سهام خودرویی
شهلا روشنی- بنا به گفته کارشناسان جدای از مابحث سیاسی دونرخی شدن سوخت این موضوع میتواند تاثیر مثبت ومنفی بر بازارسرمایه داشته باشد. به باور متخصصان بازار سرمایه، افزایش نرخ سوخت در سه گروه حملونقل، پتروشیمی و خودرو تاثیرگذار است. اما نوسان این تاثیر در سه گروه ذکر شده با یکدیگر بسیار متفاوت بوده و در جهات متعددی است. این تاثیر در سه گروه ذکر شده میتواند سه شکل قیمتی تورمی، رکود تورمی و تورمی سوزانده داشته باشد.
باید توجه داشت که اثرات و پسلرزههای تقابلی و البته قابل هضم ناشی از افزایش نرخ بنزین به ویژگیهای ذاتی و فیزیکی آن برمیگردد. همواره در کف اقتصاد بازار ایران نرخ سوخت یکی از مسائل تاثیرگذار بر بزرگتر شدن حجم التهابی بازارها بوده است. این التهاب در برخی از بازارها به شدت قابل کنترل بوده و دارای نوسان اندک است اما سیگنالهای حادث شده نرخ بنزین در برخی دیگر از کالاها همراه با تورم سوزانده شده است .
دولت که همواره در تبلیغات خود از فساد آوردن دونرخی سوخت به ناچارم رسیده به وضوح میداند با هیچ ابزار نظارتی نمیتواند جلوی افزایش قیمتها را بگیرد چرا که کف بازار به خوبی نشان داده رویه اقتصادی مربوط به خود دارد و از هیچ ابزار تحکمی تاثیر نمیگیرد. اگرچه این افزایش در گام نخست برای برخی از نمادهای بازار سرمایه آهنگ افزایشی و رشد دارد اما باید توجه داشت در بلندمدت این قضیه برعکس شده و با کاهش تقاضا و ورود سرمایه شاخص کل این بازار به چالش کشیده میشود .
تاثیر تورمی مقیاس کوچک بازار پتروشیمی از دونرخی شدن بنزین
بنا به ادعای کارشناسان خبره بازار سرمایه این بازار که همواره با توجه به ذات خود دستوری بوده نوسانهای موجود را در خود هضم میکند. این عده برای روشن شدن مفهوم این جمله معتقدند از آنجا که دولت قیمتگذار فرآوردههای پتروشیمی است دست بازارگردانان این بازار برای افزایش و یا کاهش تورم بسته است چرا که دولت به عنوان حکمران اصلی خود به اقتضای فضای موجود شروع به قیمتگذاری میکند .اما سوال اینجاست که آیا ذات شرکتهای پتروشیمی به واسطه حمکرانی دولت روی نرخهای دستوری افزایش مییابد؟ برای پاسخ به این سوال باید نگاه جامعی به نیت دولت برای نرخ دستوری بنزین داشته باشیم. دولت از ابتدای سال جاری برای تامین بودجه خود دو هدفگذاری کوتاهمدت و بلندمدت را دنبال میکرد که البته این موضوع به واسطه افزایش نرخ دلار در نیمه اول به صورت منفعل درآمد اما زمانی که مشاهده کرد دارایی و ذخایرش به شدت ته کشیده شروع به عملیاتی کردن این دو هدفگذاری کرد و در اولین اقدام دولت با دمدستی بودن سوخت به صورت فوریتی اقدام به افزایش نرخ کرد. اگرچه دولت در تمامی مصاحبههای خود مدعی شده قصد ندارد ریالی از این در آمد به نفع خود بردارد اما به نظر میرسد سیگنالهای این امر تا حدودی دولت را منتفع کند.
به طور مثال در بخش پتروشیمی اگرچه ذات این گروهها پذیرش اجباری نرخ مشخص دولت است اما به طور حتم افزایش نرخ هزار و ۵۰۰تومانی به سه هزار تومان در افزایش سرمایه ذاتی گروههای مرتبط با پتروشیمی موثر خواهد بود هر چند که برخی از کارشناسان با رد تاثیر پذیری گروههای پتروشیمی از دونرخی شدن ارز به دنبال نشان دادن معاملات باثبات و غیرهیجانی در این گروه هستند و اثر افزایش نرخ بنزین را از مسیر افزایش تبعی تورم میدانند اما باید توجه کرد این گروه جدای از تاثیرپذیری دونرخی شدن سوخت با افزایش تقاضای مصرف به واسطه فصل سرد روبهرو است بنابراین ناخودآگاه درگیر این افزایش خواهد بود اما به نظر میرسد این افزایش در گروه یادشده به صورت تورمی چنددرصدی باشد .
تورم رکودی در انتظار حملونقل
شاید یکی از گروههایی که به طور مستقیم از دونرخی شدن بنزین تاثیرپذیر است گروههای حمل و نقلی باشد. شاید در نگاه اول رابطه خاصی بین افزایش نرخ بنزین در بخش حملونقل سنگین مانند شرکتهای ریلی یا خودروهای سنگین دیده نشود اما به طور حتم سیگنالهای حادث شده توسط تورم بنزین هزار تومان با بنزین هزار و ۵۰۰ تومان روی این بخشها بسیار اثرگذار خواهد بود .
بنابراین این تاثیرپذیری را میتوان در دو دوره زمانی واکاوی کرد. اگر به دنبال تاثیرپذیری دونرخی شدن سوخت سبک در بخش حملونقل خودروهای سنگین هستیم این نقش بسیار کمرنگ بوده و نوسان قیمتی و ارزشی آن همان نوسانی است که از تورم عمومی حادث میشود اما اگر به دنبال واکاوی این قضیه در بلندمدت هستیم باید بگوییم همواره رابطه قیمتی فرآوردههای سوختی، رابطه عمیقی است. تجربه نشان داده زمانی که بنزین افزایش پیدا میکند قیمت گازوییل یعنی سوخت مصرفی حملونقل باری نیز افزایش مییابد و زمانی که این افزایش به حملونقل مصالح و کالا بسط داده میشود قیمت نهایی کالا با یک نوسان روبهرو میشود. در این برهه است که نمادها و گروههای حملونقلی منتفعان دو سویه افزایش نرخ سوخت هستند. این دو مولفه به واسطه رشد قیمتی سوخت و تورم عمومی است.
یعنی علاوه بر اینکه ساختار بنیادی این نمادها به واسطه افزایش سوخت گرانتر شده تورم عمومی نیز به عنوان محرک وارد این نمادها میشود .
اما بعد از رشد دوجانبه ارزش معاملاتی این نمادها شاهد کاهش خرید و معاملات به واسطه گرانی بیشتر خواهیم بود چرا که تجربه نشان داده زمانی که نمادی تحت تاثیر عوامل جانبی است و به صورت یکباره رشد میکند بخشی از تقاضای حقیقی خود را از دست میدهد چراکه این اعضا نمیتوانند و توانایی بازی در بازاری که با رشد تورمی روبهرو شده را ندارند.
بنابراین شاید در کوتاهمدت شاهد رشد نمادهای مرتبط با حملونقل باشیم اما این نمادها به طورحتم برآیند این افزایش به سود این نمادها نیست چراکه بر اثر این افزایش بخشی از تقاضای حقیقی خود را از دست خواهد داد .
تورم سوزانده در انتظار بازار خودرو
چنانچه ذکر شد افزایش قیمت سوخت همواره اثرات تورمی را نیز در پی داشته است. از افزایش نرخ کرایه تاکسی و حملونقل عمومی گرفته تا افزایش نرخ سرویس خدمات عمومی و در نهایت قیمت درجشده روی کالاها. دولتها طی چند سال اجرای طرح هدفمندسازی یارانهها که بخشی از آن با افزایش قیمت سوخت همراه بوده، تلاش میکردند اثرات سوء این تورم فزاینده را خنثی کنند؛ تلاشی که حقیقتا راهی به موفقیت نداشته است. در این میان تجربه نشان داده در ایران برعکس کشورهای دیگر زمانی که قیمت سوخت افزایش مییابد نرخ خودرو نیز افزایش مییابد چرا که تقاضا برای خرید نسبت به گذشته با رشد روبهرو میشود .
طی چند مرحله افزایش قیمت بنزین در ادوار گذشته، همواره نگاهها به سمت افزایش قیمت خودروهای کوچکتر و یا حتی رونق چشمگیر خودروهای گازسوز یا خودروهای باری سبک رفته است. اما از آنجا که خودروسازان هیچ تغییری در کاهش و یا افزایش عرضه اعمال نکردهاند میتوانیم رشد نمادهای خودرویی را در سهمیه خودروها بدانیم. بر اساس سهمیهبندی دولت برخی از خودروهای سبک دارای سهمیه سوخت مطلوبی هستند که این مورد میتواند امتیاز مثبتی برای افزایش خرید خودروهایی مانند زامیاد و باریهای سبک باشد. زمانی که تقاضا برای یک کالا بیشتر شود انتظار افزایش ارزش معاملاتی آن افزایش مییابد .
به هر روی در بازار سهام ایران به نظر میرسد گروههای کالایی به مرور اثرات مثبتی را از رشد نرخ ارز بگیرند و در صورت تداوم این رشد و سرایت موج رشد قیمتها و تقاضا به بورس کالا، نقدینگی مجددا به نمادهای متاثر متمایل شود. این دوره از رشد تقاضاها به دلیل احتمال تعمیق بیشتر رکود در ادامه، میتواند محدود باشد بنابراین نمیتوان انتظار صعود پرقدرتی را به خصوص در میانمدت در بازارهای کالایی و متعاقبا در بازار سهام داشت.
در خودروییها همچنان تجدید ارزیابی داراییها مهمترین محرک خواهد بود. شفافتر شدن اخبار در این رابطه میتواند بر روند دادوستدها موثر باشد. هرچند این گروه میتواند در کوتاهمدت و با نزدیکی به سقفهای قبلی به خصوص در خودروسازها با اصلاح کمعمق روبهرو شود.
در پتروشیمیها شاید افزایشی همتراز با نرخ تورم عمومی خواهد بود و در بخش حملونقل نیز این رشد بالاتر از نرخ تورم خواهد بود .

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد