19 - 05 - 2020
تورم و افزایش جذابیت بازار سرمایه
علینقی مصلحشیرازی- شناسایی عوامل موثر بر تغییرات قیمت سهام و تجزیه و تحلیل رفتار قیمتی سهام در مقابل این عوامل میتواند به بهبود رونق بازار سرمایه کمک شایانی کند و در ارزیابی بهتر بازار بورس و بهبود کنترل عملکرد آن موثر واقع شود که این امر نیز به نوبه خود میتواند بخش عمدهای از نیاز سرمایهگذاران و سهامداران را برآورده کند. اگر به منزله یک راهحل، بتوان تاثیرات نوسانات داراییهای جایگزین سهام را بر شاخص قیمت سهام سنجید، شاید بتوان به شناسایی برخی از جنبههای بورس اوراق بهادار و عوامول تاثیرگذار بر آن، وقوف نسبی یافت.
هر سرمایهگذار ریسکگریزی با ورود به بازار سعی دارد بازدهی خود را حداکثر و ریسک خود را حداقل کند. وی در اولین گام به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا میتواند بازدهی خود را بدون افزایش در ریسک افزایش دهد یا ریسک خود را بدون کاهش در بازدهی کاهش دهد؟ در نهایت همین انگیزهها برای دستیابی به سود بدون ریسک یا پرتفولیویی با سرمایهگذاری بدون ریسک است که بازار را به سوی کارایی رهنمون میسازد. بدین منظور ضرورت دارد الگویی مناسب و عملی به منظور هدایت مناسب سرمایههای سرمایهگذاران در راستای حداکثر کردن سود آنان با پذیرش کمترین ریسک ارائه شود. در این پژوهش بر اساس نظر خبرگان و اطلاعات گذشتهنگر، چنین مدلی به منظور پیشبینی رفتار بازار بورس اوراق بهادار در مواجهه با نوسانات قیمت طلا و ارز و سناریوهایی در حوزه متغیرهای کلان اقتصادی به منظور بهبود شرایط سرمایهگذاری و رشد اقتصادی ارائه شده است. دلیل انتخاب صنعت شیمیایی این است که این صنعت یکی از تاثیرگذارترین صنایع بورس اوراق بهادار تهران است که شرکتهای زیادی در این صنعت عضو هستند. علاوه بر این، صنعت شیمیایی مهمترین صنعت صادراتی کشور نیز محسوب میشود.
مبانی نظری و مروری بر پیشینه پژوهش
بازارهای مالی از عوامل مختلفی از جمله نرخ ارز تاثیر میپذیرد. درباره رابطه پویای مابین نرخ ارز و قیمت سهام توافق عمومی وجود ندارد به طوری که میتوان دو دیدگاه کلی در این خصوص را از یکدیگر تفکیک کرد؛ دورنبوش و فیشر (۱۹۸۰) با طرح مدلهای جریانگرا فرض میکنند که حساب جاری کشور و تراز جاری دو عامل مهم تعیینکننده نرخ ارز هستند. بر این اساس تغییرات در نرخ ارز بر رقابت بینالمللی و تراز تجاری و بدین ترتیب بر متغیرهای واقعی اقتصاد نظیر تولید و درآمد واقعی و نیز بر جریان نقدینگی آتی و جاری شرکتها و قیمت سهام آنها اثر میگذارد.
دیدگاه دوم به مدلهای سهامگرا معروف هستند. در این مدلها فرض میشود که حساب سرمایه، عامل تعیینکننده نرخ ارز است. این مدلها شامل مدل توازن پرتفولیو و مدل پولی هستند. در مدل پرتفولیو، برنسون ( ۱۹۸۳) چنین عنوان میکند که رابطه منفی مابین نرخ ارز و قیمت سهام وجود دارد. طبق این مدل کاهش قیمت سهام باعث کاهش ثروت سرمایهگذاران داخلی میشود که این امر منجر به تقاضای کمتر برای پول به همراه نرخ بهره پایینتر میشود. با فرض ثبات سایر شرایط، کمتر شدن نرخ بهره موجب خروج سرمایه به سمت بازارهای خارج از کشور، کاهش ارزش پول داخلی و افزایش قیمت ارز میشود. این در حالی است که در مدل پولی گاوین (۱۹۸۹) برعکس دو مدل یادشده، بین نرخ ارز و قیمت سهام رابطهای وجود ندارد.
بر اساس فرضیه برابری قدرت خرید، تغییرات نرخ ارز بر قیمت تمامشده کالاها و سرمایهگذاری شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اثر میگذارد. طبق این تغییرات نرخ ارز از طریق تغییر سطح عمومی قیمتهای نسبی دو کشور تعیین میشود. حال اگر این ارتباط را معکوس ببینیم، تغییرات نرخ ارز بیانگر تغییرات در نسبت سطح عمومی قیمتها خواهد بود. از سوی دیگر بر اساس مدل فاما (۱۹۸۴) چون تغییرات لگاریتم نرخ ارز با تفاوت تغییر لگاریتم شاخص قیمت خارجی و داخلی برابر است، بنابراین اگر نرخ ارز نوسان داشته باشد، باید نسبت شاخص خارجی به شاخص داخلی دچار مشکل شود. در این راستا تقاضای نرخ ارز موجبات تغییرات نرخ ارز را به همراه خواهد داشت که این امر به نوبه خود بر سود شرکتها به ویژه شرکتهایی که بدهی ارزی زیادی دارند، تاثیر خواهد گذاشت.
همچنین از آنجا که ارز همانند پول نقد، سپرده بانکی و سهام، در سبد دارایی سرمایهگذاران قرار میگیرد، تاثیرات نرخ ارز بر شاخص قیمت سهام را میتوان در چارچوب نظریه نگهداری دارایی در سبد سرمایهگذاری یا همان نظریه پرتفولیو بررسی کرد. از این رو که میان بازده داراییهایی همانند طلا، ارز و سهام همبستگی زیادی وجود دارد در نتیجه تبدیل آزاد داراییها به یکدیگر میتواند عامل تخصیص بهینه منابع به شمار آید.
فرصتهای سرمایهگذاری
فرآیند سرمایهگذاری با استفاده از منبع آن یعنی سرمایهگذاری آغاز میشود. بسیاری از اقتصاددانها معتقدند ویژگی کشورهای در حال توسعه، کمبود پسانداز است. در این صورت اگر پسانداز افزایش یابد، سرمایهگذاری افزایش یافته و رشد اقتصادی محقق میشود. اما شواهد متعدد نشان میدهد که نقدینگی و پسانداز قابل توجهی در کشور وجود دارد، اما این پساندازها به سمت سرمایهگذاریهای مولد حرکت نمیکنند. در کشورهای در حال توسعه بخش قابل توجه پسانداز به صورت نقد و به شکل سکه و شمش طلا و جواهرات و ارز در بانکهاست. اندوختن طلا به علت ترس و پیشبینی تنزل ارزش سایر اندوختهها به صورت عادت در کشورهای در حال توسعه وجود دارد. اگر به محلهای که پسانداز به سوی آن گرایش دارند نگاه کنیم، خواهیم دید این پساندازها عمدتاً در حوزههای زیر سرمایهگذاری میشوند.
۱- خرید طلا و سکه: به طور سنتی، طلا نخستین گزینهای است که برای حفظ ارزش پول در مقاطع مختلف مانند تورم، بحرانها و… مد نظر قرار میگیرد که به دلیل ارزش ذاتی و قابلیت نقدشوندگی بالا، یک دارایی کمابیش مطمئن و سرمایهای برای حفظ ارزش داراییها به شمار میرود. علاوه بر تقاضا برای نگهداری این نوع دارایی، برای حفظ ارزش داراییهای افراد، انگیزه سفتهبازی در بازار سکه نیز یکی از دلایلی است که تقاضای سکه را تحت تاثیر قرار میدهد و عمده نوسانات قیمت کوتاهمدت در این بازار، ناشی از این نوع تقاضاست.
۲- سپردهگذاری در بانکها: سرمایهگذاری در بانک نیز از جمله بخشهایی بوده که با کمترین ریسک ممکن، بازدهی مورد انتظار برخی سرمایهگذاران را تامین کرده است. نرخ سود سپردههای بانکی در اقتصاد ایران غالباً به عنوان نرخ بازده بدون ریسک شناخته شده است.
۳- خرید ارز: هنگامی که اقتصاد تورم شدیدی را تجربه میکند، برخی افراد ترجیح میدهند پول و پسانداز خود را به صورت ارز نگهداری کنند تا از افزایش قیمتها مصون بمانند. علاوه بر این نگهداری بخشی از دارایی به صورت ارز برای سرمایهگذاران این امکان را فراهم میآورد که از نوسانات در بازار ارز، برای تعدیل نوسانات سایر بخشها سود ببرند. بازار ارز به صورت بالقوه میتواند مکمل بازار سایر داراییها نیز باشد بدین معنی که تبدیل آزاد داراییها به یکدیگر و نقلوانتقال بین بازارهای اقلام سرمایهای میتواند عامل تخصیص بهینه منابع یک سرمایهگذار بین داراییهایش باشد.
۴- خرید اوراق بهادار و سهام: بخشی از پساندازهای سرمایهگذاران به خرید سهام اختصاص مییابد. از آنجایی که سرمایهگذاران در اوراق بهادار ریسک بیشتری را نسبت به سرمایهگذاری در دیگر بخشها طلب میکنند، اغلب افرادی که قصد سرمایهگذاری در این بخش را دارند، بازدهی بیشتری را نیز انتظار دارند.
سرمایهگذاران به دنبال سبد کارای سرمایهگذاری بوده و سبد دارایی خود را از ترکیباتی چون سپرده بانکی تشکیل میدهند. با توجه به تجربههای به دست آمده از نتایج بازدهی سرمایهگذاری در بازار سهام ایران و ریسکی بودن آن، سرمایهگذاران بازده دریافتی ناشی از سرمایهگذاری در بازار سهام را در قبال مخاطره آن، کافی نمیدانند. از سوی دیگر وجود نرخهای سود سپرده بلندمدت بانکی بدون ریسک در ایران، سبب شده که این متغیر اقتصادی، رقیبی برای سرمایهگذاری در بازار سهام شمرده شود. از سوی دیگر، اقتصاددانان معتقدند که با کاهش نرخ سود، میزان سرمایهگذاری در جامعه افزایش مییابد، زیرا در صورت کاهش نرخ سود، اجرای آن دسته از طرحهای سرمایهگذاری که نرخ بازده پایینی دارند، مقرون به صرفه به نظر خواهد آمد و در مورد افزایش نرخ سود، برعکس. بنابراین با توجه به روابط فوق، انتظار میرود که افزایش در نرخ سود واقعی بانکی با نرخ رشد شاخص کل قیمت سهام، رابطه منفی داشته باشد.
تبیین الگو از منظر روش شناسی، این پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی است. به این منظور در الگوسازی به روش پویایی شناسی سیستمی ابتدا به ارائه تصویری غنی که مبنای مدل است، پرداخته میشود. بر این اساس، مدلهای علت- معلولی متناسب با مشاهدات صورت پذیرفته روی رفتار سیستم و نیز با الهام از نظریههای معتبر از مبانی نظری، ساختاربندی میگردد. با توجه به موضوع و مبانی نظری پژوهش و نیل به هدف اصولی پژوهش- شبیهسازی و پیشبینی تاثیر تغییرات نرخ ارز و قیمت طلا بر نوسانات قیمت سهام در بازار بورس اوراق بهادار تهران- الگوی پویایی شناسی سیستمی با استفاده از نرمافزار DSS Vensim طراحی و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. افق زمانی در نظر گرفته شده برای این پژوهش یک دوره ۲۴ ساله است که از سال ۱۳۸۳ شروع و تا ۱۴۰۶ ادامه مییابد. به منظور پیشبینی و شبیهسازی الگوی پویایی شناسی سیستمی در راستای هدف پژوهش، از دادههای واقعی حسابرسی شده موجود تا سال ۱۳۹۴ استفاده شده است. لازم به ذکر است که برای سنجش اعتبار الگوی حاصله از این پژوهش، نتایج شبیهسازی مربوط به سالهای ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۶ با الگوی استخراج شده از دادههای حسابرسی شده مربوط به سالهای ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۴ مورد مقایسه قرار گرفته است.
نمودار حلقه تقویتکننده نمایش داده شده در شکل ۱ به این موضوع اشاره دارد که هرچه نسبت قیمت به درآمد هر سهم افزایش یابد، موجبات افزایش تقاضا برای سهام را فراهم میآورد. از آنجایی که نسبت قیمت به درآمد هر سهم نشاندهنده بهایی است که سرمایهگذاران حاضرند به ازای یک ریال سود جاری شرکت پرداخت کنند، در نتیجه شرکتهایی با نسبت قیمت به درآمد هر سهم بالاتر، غالباً به عنوان شرکتهایی که دارای چشمانداز رشد هستند، تلقی میشوند، در نتیجه موجبات افزایش تقاضا برای سهام را افزایش میدهند. لازم به ذکر است که افزایش تقاضا برای سهام موجبات افزایش خالص تغییرات قیمت و در نتیجه آن افزایش قیمت سهام را حادث میشود. روابط علت و معلولی شکل ۲ موید این موضوع است که، افزایش قیمت سهام نیز موجبات تشدید خالص تغییرات قیمت را فراهم میآورد. نمودار حلقه تقویتکننده موجود در شکل ۳ به بیان رابطه میان افزایش قیمت و نرخ بازدهی مورد انتظار سهامداران میپردازد و موید این موضوع است که با افزایش قیمت سهام این نرخ افزایش خواهد یافت. حلقه علت و معلولی تعادلی عرضه سهام سهامداران حقوقی و حقیقی در اشکال ۴ و ۵ به این موضوع اشاره دارد که با افزایش نسبت قیمت به درآمد هر سهم، جذابیت سرمایهگذاری برای سرمایهگذاران افزایش یافته و موجبات افزایش تقاضای سهام را به همراه خواهد داشت، در این راستا سهامداران حقوقی و حقیقی با افزایش خرید سهام، سهم خود را افزایش میدهند. سهامداران حقوقی و حقیقی با تاخیر سهام خود را به بازار عرضه مینمایند و در این حالت افزایش عرضه سهام از سوی سهامداران حقوقی و حقیقی موجبات کاهش قیمت سهام را به همراه خواهد داشت. در این راستا لازم به ذکر است که تاخیر در عرضه سهام از سوی سهامداران حقوقی کمتر از تاخیر عرضه از سوی سهامداران حقیقی است، بنابراین عرضه سهام از سوی سهامداران حقوقی زودتر از سهامداران حقیقی صورت میپذیرد. حلقه تعادلی دیرش- قیمت سهام نمایش داده شده در شکل ۶ موید این موضوع است که با کاهش دیرش، به عنوان یکی از عوامل تعیین حساسیت قیمت در مقابل نرخ سود، ریسک قیمت سهام کاهش یافته و این کاهش ریسک، جذابیت سرمایهگذاری برای سرمایهگذاران روی این اوراق را افزایش میدهد. در نتیجه این امر، تقاضا برای سهام افزایش یافته و خالص تغییرات قیمت و قیمت سهام نیز به تبع آن افزایش مییابد. از دیدگاه مک کالی (۱۹۸۳)، معیار دیرش به عنوان معیار اندازهگیری ریسک اوراق بهادار با درآمد ثابت معرفی گردیده است. لازم به ذکر است که مفهوم دیرش به تغییرات قیمت در قبال تغییرات نرخ سود با فرض خطی بودن این ارتباط اشاره دارد.
آزمون رفتار مجدد
هدف از آزمون رفتار مجدد، مقایسه نتایج شبیهسازی با دادههای موجود بر مبنای دیدگاه گذشتهنگر به منظور اطمینان از صحت عملکرد الگوی شبیهسازی شده است. نتایج حاصله از نمودارهای ۱ و ۲ موید این موضوع است که اطلاعات واقعی و نتایج حاصل از شبیهسازی متغیرهای ارزش بازار سهام و نسبت قیمت به درآمد هر سهم در دوره ۱۱ ساله مورد بررسی (۱۳۸۳-۱۳۹۴) رفتار متغیرهای مورد بررسی را به خووی شبیهسازی کرده است. در نمودارهای ۱ و ۲ مقادیر Price Market Stock که با رنگ قرمز نمایان شدهاند، موید رفتار شبیهسازی شده و مقادیر Current که با رنگ آبی نشان داده شدهاند، موید رفتار واقعی برای متغیر مورد نظر هستند.
تحلیل حساسیت
آزمون تحلیل حساسیت در پویایی شناسی سیستم موید این موضوع است که تا چه میزان متغیرهای کلیدی پژوهش نسبت به پارامترهای مورد بررسی در پژوهش حساسیت دارند. بر این اساس در این بخش پارامترهای منتخبی که به صورت مستقیم روی متغیرها تاثیرگذار بوده را به نسبت معینی در طی مشخصی تغییر داده تا اثرات آنان را روی متغیرها بررسی کنیم. در این راستا حساسیت عرضه و تقاضای سهام در بازار بورس اوراق بهادار تهران نسبت به تغییرات حاشیه سود مورد بررسی قرار خواهد گرفت. هریک از پارامترهای یادشده را به میزان ۱۵± درصد تغییر داده و تاثیر آن را بر عرضه و تقاضای سهام مورد بررسی قرار دادهایم. همانطور که در نمودار ۳ و ۴ مشاهده میشود، اثر این تغییرات بر عرضه و تقاضای سهام بسیار بوده است. نتایج حاصل از تحلیل حساسیت موید این موضوع است که تغییر ۲۵ درصدی در حاشیه سود سهام مسبب این امر خواهد بود که عرضه و تقاضای سهام با احتمال ۵۰، ۷۵، ۹۵ و ۱۰۰ درصد به ترتیب در حوزه زرد، سبز، آبی و خاکستریرنگ قرار بگیرد.
سیاستگذاری برای بهینهسازی متغیرهای کلیدی الگو
هدف این مرحله بهینهسازی روند تغییرات متغیرهای کلیدی بر حسب سیاستهای متفاوت است. متناسب با این امر که آخرین اطلاعات حسابرسی شده مرتبط به سال ۱۳۹۴ است، در نتیجه منطقی است که تغییرات را از همین سال در الگو اعمال کنیم. در این راستا به منظور پیشبینی رفتارهای آتی احتمالی در خصوص نحوه جابهجایی سرمایه سرمایهگذاران از بازار بورس اوراق بهادار به بازار طلا و دلار و کاهش ریسک آنان، دو سناریو پیشنهاد شده که نتایج آنان بر حسب چند متغیر اصلی، مورد ارزیابی قرار گرفته است.
سناریو۱- پیشبینی افزایش و کاهش پنج درصدی در نرخ سود برای سالهای آتی و تاثیر آن بر عرضه و تقاضای سهام
نتایج حاصل از این پژوهش موید این موضوع است که با کاهش نرخ سود از ۲۰ درصد به ۱۵ درصد، با افزایش ارزش بازار سهام مواجه خواهیم بود. یکی از دلایل این امر افزایش جذابیت برای سرمایهگذاران به منظور سرمایهگذاری در بورس اوراق بهادار در راستای کسب سود بیشتر با ریسک قابل پذیرش به شمار میرود. از دیگر نتایج حاصل از این سناریو میتوان به این موضوع اشاره کرد که کاهش پنج درصدی نرخ سود موجبات افزایش ارزش بازار سهام به طور متوسط به میزان ۸۶/۲۱ درصد و افزایش پنج درصدی نرخ سود، موجبات کاهش ارزش بازار سهام به طور متوسط به میزان ۱۴/۳ درصد در سالهای آتی را فراهم خواهد آورد. لازم به ذکر است که خطوط آبی، قرمز و سبز به ترتیب موید حالت پیشبینی شده متناسب با شرایط واقعی، کاهش و افزایش پنج درصدی در نرخ سود هستند. همچنین میانگین ارائه شده برای درصد افزایش یا کاهش ارزش بازار سهام بر مبنای میانگین و شیب ۲۳ حسابی صورت پذیرفته است. به منظور تطابق هرچه بیشتر نتایج شبیهسازی با واقعیت، از توابع پلکانی در تغییر نرخ سود استفاده شده است.
سناریو ۲- پیشبینی کاهش هفت درصدی نرخ سود و افزایش ۵/۱ درصدی نرخ تورم برای سالهای آتی و تاثیر آن روی عرضه و تقاضای سهام بر اساس نتایج حاصل از شبیهسازی، پیادهسازی سیاست کاهش هفت درصدی نرخ سود و افزایش۵/۱ درصدی نرخ تورم بر عرضه و تقاضای سهام، موجبات افزایش ارزش بازار سهام به صورت متوسط به میزان ۲۱۸/۱۸ درصد طی سالهای ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۶ را فراهم کرده و جذابیت سرمایهگذاری در بازار بورس اوراق بهادار را برای سرمایهگذاران افزایش میدهد.
نمودارهای ۷ و ۸ خط قرمز موید پیادهسازی سناریو کاهش هفت درصدی نرخ سود و افزایش ۵/۱ درصدی نرخ تورم به صورت همزمان است. در ذیل این بخش باید به این موضوع اشاره کرد که کاهش هفت درصدی نرخ سود از میانگین اختلاف نرخ سود بلندمدت و کوتاهمدت و افزایش ۵/۱ درصدی نرخ تورم از متوسط افزایش سالانه نرخ تورم استخراج شده است.
نتیجهگیری
در این پژوهش سعی بر آن شده تا با استفاده از رویکرد پویاییشناسی سیستمی به شبیهسازی الگوی تاثیر تغییرات نرخ ارز و قیمت طلا بر عملکرد بازار بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شود. در این راستا عوامل بازارهای پولی و مالی مرتبط با تغییرات قیمت در بازار بورس اوراق بهادار و بازار طلا و ارز، شناسایی و برای پیادهسازی الگوی پیشبینی از آنان استفاده شده است.
الگوی پیادهسازی شده با استفاده از رویکرد پویاییشناسی سیستمی و با رویکردی ایرخطی به منظور بررسی تاثیر تغییر نرخ سود و نرخ تورم بر متغیرهای ارزش بازار سهام و میزان عرضه و تقاضای سهام پیادهسازی شده و رفتارهای متغیرهای سیستم را تا سال ۱۴۰۶ شبیهسازی کرده است. لازم به ذکر است که نتایج حاصل از آزمونهای محاسبه خطا و رفتار مجدد، اعتبار و صحت الگوی پژوهش را تایید میکند. نتایج حاصل از این پژوهش موید این موضوع است که کاهش نرخ سود و افزایش نرخ تورم موجبات افزایش جذابیت سرمایهگذاری را برای سرمایهگذاران در بازار بورس اوراق بهادار فراهم کرده و سبب افزایش ارزش بازار سهام میشوند. از دیگر نتایج این پژوهش میتوان به این موضوع اشاره کرد که اثر تغییرات نرخ سود نسبت به تغییرات نرخ تورم بر تغییر ارزش بازار سهام بیشتر است، چرا که این امر موجبات افزایش کشش سرمایهگذاری را فراهم مینماید. نتایج حاصل از وقوع این امر بیش از پیش از هفته ۶۵۰ به بعد مشهود است.
به عبارت دیگر میتوان چنین بیان کرد که در صورت کاهش نرخ سود به میزان پنج درصد، ارزش بازار سهام در سال ۱۳۹۵ حدود ۹/۸ درصد نسبت به حالت پایه افزایش خواهد یافت. بر اساس نتایج ثبت شده در نمودار ۶، مشاهده میشود که این روند رشد صعودی داشته به گونهای که درصد افزایش ارزش بازار سهام از ۹/۸ درصد در سال ۱۳۹۵ به ۸۷/۳۴ درصد در سال ۱۴۰۶ خواهد رسید. این در حالی است که افزایش پنج درصدی در نرخ سود، کاهش ارزش بازار سهام از حدود ۸۴/۱ درصد در سال ۱۳۹۵ تا ۳۱/۵ درصد در سال ۱۴۰۶ را به همراه خواهد داشت. در راستای نتایج حاصل از سناریوی یک میتوان چنین بیان کرد که به صورت متوسط افزایش و کاهش پنج درصدی در نرخ سود به ترتیب موجبات رشد ۸۶/۲۱ درصدی و نزول ۱۴/۳ درصدی ارزش بازار سهام طی سالهای ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۶ را فراهم خواهند کرد.
نتایج مستخرجه از سناریوی ۲ به این موضوع اشاره دارد که کاهش هفت درصدی نرخ سود و افزایش ۵/۱ درصدی نرخ تورم سبب رشد ارزش بازار سهام به میزان ۶۲/۵ درصد در سال ۱۳۹۵ و ۳۱/۲۸ درصد در سال ۱۴۰۶ میشود. به عبارت دیگر این روند موجبات این امر را فراهم میآورد که از سال ۱۳۹۵ تا سال ۱۴۰۶ به طور متوسط، سالانه حدود ۲۱۸/۱۸ درصد ارزش بازار سهام افزایش یابد. لازم به ذکر است که نتایج حاصل از این پژوهش مکمل و همراستای نتایج تحقیقات و مطالعات پیشین بوده و میتواند در سیاستگذاریهای کلان اقتصادی در کشور مورد استفاده قرار گیرد.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد