22 - 06 - 2024
توسل محافظهکاران به یک تکنیک قدیمی
نادر کریمیجونی- خبرنگار از چهره مشهور میپرسد که در مقابل بارشهای فراوان که تبدیل به سیلاب میشود چه اقدامی باید انجام داد، چهره مشهور مقداری فکر میکند و پاسخ میدهد بهترین راهحل آن است که با ابرها مذاکره شود تا باران را بهطور پراکنده و در تمام نقاط کشور فرو بریزد تا نه فقط همه جای کشور سیراب شود بلکه از وقوع سیلاب که سبب آبگرفتگی معابر و تخریب تاسیسات میشود، جلوگیری شود!
این تقریبا همان راهحلی است که اکنون نامزدهای محافظهکار درباره مشکلات و معضلات مهم کشور ارائه میدهند و به جای آنکه مشخصا بگویند که آیا ایده اجرایی و راهحل مدونی دارند و آیا سازوکار و ساختار آن راهحل منطقی است یا نه، به بیان پاسخهایی مبهم و چند پهلو میپردازند که نه فقط مخاطب متوجه نمیشود که راهحل بیان شده چه روند یا ابعادی دارد بلکه اصولا شنونده نمیتواند میان جملههای گفته شده پاسخی منسجم دریافت کرده و نتیجهگیری کند.
در روزهای گذشته میزگردهای تخصصی اقتصاد میان نامزدها و کارشناسان به خدمت گرفته شده صداوسیما برگزار شد. در این میزگردها البته برخی کارشناسان استفاده شده مانند یحیی آلاسحاق یا حسین انتظامی دارای شخصیت و توانایی کارشناسی بودهاند اما جالب است که به ویژه در موارد کمیتپذیر نامزدهای اصولگرا به جای دادن جوابهای صریح، مشخص و سنجشپذیر، حرفهای عجیب و نامفهوم میزنند. مثلا وقتی در مورد بورس با نامزدهای اصولگرا این پرسش مطرح میشود که راه بازگرداندن اعتماد عمومی به بورس چیست، نامزد اصولگرا که فرقی نمیکند قاضیزادههاشمی یا قالیباف باشد یا سعید جلیلی، درباره ظرفیتهای اسمی بازار سرمایه و آنچه در گذشته بر این بازار گذشته سخن میگویند و دستآخر مخاطب متوجه نمیشود که راهکار مشخص برای بازگرداندن اعتماد شهروندان ایرانی به بورس چیست؟
نامزدهای اصولگرا البته از تجربه رییسجمهور فقید یاد گرفتهاند که مواظب دادن وعدهها باشند. آنان از تجربه ساخت سالی یک میلیون واحد مسکونی این نکته را یاد گرفتهاند وعدههایی که اکنون میدهند در آینده گریبانشان را خواهد گرفت و آنان را با مشکل مواجه خواهد ساخت. از این بابت است که وقتی از محمدباقر قالیباف سوال میشود که برای حل مشکل مسکن و خانهدار شدن ایرانیان چه راهحلی را در نظر گرفته است بلافاصله اظهار میکند که دولت خانهساز نیست و کسی نباید انتظار خانهسازی از قوه مجریه را داشته باشد. با این حال برخی نقاط هست که واقعا نامزدهای اصولگرا در آن متوقف شدهاند. مثلا وقتی قاضیزادههاشمی در مورد اجرای طرحهای رفاه خانواده سخن گفت و ادعاهایی را در اینباره مطرح کرد، آلاسحاق از وی پرسید که برخی از این طرحها، منابع لازم را از کجا تامین میکنند؟ نامزد اصولگرا البته نتوانست به این سوال ساده اما مهم پاسخ مناسب بدهد و تنها به این پاسخ اکتفا کرد که منابع لازم را از خود مردم تهیه خواهد نمود.
شنیدن این پاسخ آن هم از کسی که خود سالها در مجلس بوده و برای بار دوم است که در رقابتهای ریاستجمهوری شرکت میکند، تا حد زیادی خندهدار است چراکه تقریبا همه میدانند شهروندان ایرانی پول چندانی برای مشارکت در طرحهای عجیب و بدون پشتوانه دولت ندارند و دولت نمیتواند از جیب مهمان، حاتم طایی شود. در همین مناظرهها آشکار شد که اصولگرایان درک درستی از واقعیتهای جامعه ندارند؛ پاسخ سعید جلیلی و مشاور فرهنگی او به سوالی درباره موضوع حجاب و برخورد با خودروها یا اماکنی که در آنها بیحجاب یا کمحجاب وجود دارد نشان داد که اصولگرایان یا واقعیتهای موجود در کشور را چندان جدی تلقی نکردهاند یا به کلی از این واقعیتها آگاهی ندارند. اینکه یک نامزد مدیریت کشور درباره یک مشکل مبتلابه و جاری جامعه میگوید که باید عمق استراتژیک و راهبردی در جامعه افزایش یابد و توضیح نمیدهد تا رسیدن به آن عمق، چگونه باید رفتار کرد احتمالا به این معنی است که سعید جلیلی و اصولا نامزدهای اصولگرا هر جا که با مشکلی پیچیده و سخت مواجه شوند از آن فرار میکنند.
نامزدهای ریاستجمهوری دوره چهاردهم و بالاخص نامزدهای محافظهکار، باید رفتار دولت حاضر را مدنظر قرار دهند و بدانند که کسب درآمد با هر شیوه و با هر اقدام نفع چندانی برای کشور و ملت ندارد و اگر به وسیله دادن تخفیفهای کلان و جذاب برای نفت ایران مشتری پیدا کردند، پول حاصل از فروش همین نفت ارزان هم به حساب کشور واریز نشد و خریدار، جمهوری اسلامی ایران را مجبور کرد که به جای دریافت پول حاصل از فروش نفت، کالاهای آن کشور را خریداری کند. در حقیقت این فروش نفت برای کشورمان نه فقط منفعت نداشته بلکه تمامی آن زیانبار بوده و خریدار نفت ارزان کشورمان با معامله دو سر سود و منفعت مواجه شده است. یکی دیگر از این عبرتها، کندن چاه پیش از دزدیدن منار است! در واقع بیان برنامههای جذاب و امیدوارکننده همراه با ترسیم چشماندازهای جذاب، سالهاست که به عنوان یک تکنیک برای جذب عوام به کار گرفته شده و نام عوامفریبی به همین دلیل انتخاب شده است. هنوز و پس از درگذشت رییسجمهور پیشین باز هم پرسیده میشود که ساخت آن یک میلیون واحد مسکونی در سال به کجا رسیده است و چه کارنامهای در آن خصوص وجود دارد؟ نامزدهای ریاستجمهوری با شرایط کشور، وضعیت مالی، فروش نفت، بازگشت پول و ارز حاصل از صادرات به داخل کشور کاملا آشنا هستند و از طریق مشاوران و معاونان خود از واقعیتهای ایران در حوزههای اقتصادی، دیپلماسی، فرهنگی و اجتماعی آگاهی دارند و میدانند که در چه زمینههایی میتوانند چه کارهایی انجام دهند.
نامزدهای محافظهکار برای پوشاندن ناتوانیهای خود میتوانند از دادن پاسخهای صریح و شفاف به سوالها و پرسشها امتناع ورزند، پاسخهای بیربط، کلی یا عجیب بدهند و مخاطب را در سردرگمی رها کنند. به راحتی هم میتوانند از دادن پاسخهای تعهدآور فرار کرده و پس از پایان مناظره خود را پیروز معرفی کنند. در عین حال شهروندان ایرانی نیز با این تکنیکها و پاسخهای کلی، فرار از سوال و طفره رفتن از دادن پاسخهای تعهدآور آشنایی کامل دارند و میدانند کسی که در موقعیتهای سخت از ارائه جواب تعهدآور و شفاف خودداری میکند، حتما فرد قابل اعتماد و اتکایی نیست.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد