19 - 02 - 2022
توهم نفتی
گروه اقتصادی- آیا برجام به تنهایی برای اقتصاد ایران کافیست؟ این پرسشی است که در بحبوحه مذاکرات و انتشار اخبار مثبت از فضای مذاکرات نیازمند پاسخگویی دقیق است. طی روزهای اخیر روند مذاکرات عمدتا مثبت ارزیابی شده و طرفین مذاکرهکننده نیز از آماده شدن فرصت توافق سخن گفتهاند. تازهترین اخبار برجامی اما نشان از آن دارد که با وجود امیدهای فراوان به رفع تحریم، بیم آن میرود که در سالهای نه چندان دور سایه تحریم بار دیگر بر سر اقتصاد ایران بیفتد. دو روایت مثبت روزهای اخیر یکی انجام مذاکره برای آزادشدن داراییهای بلوکه شده ایران در کرهجنوبی و دومی نهایی شدن گامهای طرفین ایرانی و غربی برای دستیابی به توافق بوده است. روایت منفی ماجرا اما آن است که به دلیل فشارهای وارده از سوی کنگره، دولت بایدن قادر نخواهد بود در خصوص عدم بازگشت تحریمها در سالهای آینده به ایران تضمین دهد. با توجه به آنکه این دو روایت عدم قطعیتها در خصوص آینده اقتصادی ایران را تشدید میکند، تحلیلگران بر ضرورت بهرهگیری از فرصت پیش آمده برای پایان دادن به چرخه معیوب اقتصادی تاکید میکنند. اگرچه در نگاه دولتمردان رفع تحریم تنها به افزایش فروش نفت فرو کاسته میشود، اما به نظر میرسد اقتصاد ایران برای عبور از بحرانهای انباشت شده سالهای اخیر نیازمند فضاسازی برای تقویت روابط با جامعه جهانی است.
در روزهای اخیر اخباری که از برجام به گوش میرسد بیشتر شده است. به نظر میرسد طرفین مذاکرهکننده نسبت به توافق خوشبین هستند و از همین روست که از نهایی شدن گامهای احیای برجام سخن میگویند. تازهترین خبرهایی که از وین منتشر شده نیز همین مساله را تایید میکند.
پیرو این اخبار نیز مقامات داخلی نسبت به آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران در کرهجنوبی ابراز امیدواری کردهاند. مصطفی قمریوفا، مدیرکل روابطعمومی بانک مرکزی در این خصوص میگوید: «برگزاری مذاکرات ایران و کرهجنوبی در سئول برای آزادسازی ۷ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده ایران. این منابع مالی از چهار سال پیش به بهانه تحریمها در دو بانک کرهجنوبی مسدود شده است. ایران در این فرصت بر رفع محدودیت غیرقانونی از منابع ارزی بلوکهشده خود در کرهجنوبی تاکید کرد.» در روزهای اخیر نیز رسانههای کرهجنوبی از برنامه این کشور برای ازسرگیری واردات نفت از ایران پس از سه سال وقفه خبر دادند. بنابراین تا اینجای کار خبرهایی که از نتایج مذاکرات به گوش میرسد مثبت و امیدوارکننده است. اما این پایان ماجرا نیست. آنطور که از شنیدهها برمیآید، نزدیک به ۲۰۰ نفر از نمایندگان جمهوریخواه کنگره آمریکا در نامهای به جو بایدن رییسجمهوری دموکرات کشورشان با هراس از هرگونه توافق احتمالی با ایران هشدار دادند هر گونه توافق هستهای احتمالی با ایران بدون تایید کنگره به سرنوشت توافق هستهای ۲۰۱۵ دچار خواهد شد. در این نامه با هشدار علیه توافق هستهای دیگری بدون تایید کنگره آمده است که هرگونه توافق با ایران به همان سرنوشت توافق ۲۰۱۵ دولت باراک اوباما دچار خواهد شد که در دولت دونالد ترامپ لغو شد.
در این نامه خطاب به بایدن آمده که اگر بدون تایید رسمی کنگره، توافقی را با ایران امضا کنید، این توافق موقت و غیرالزامآور خواهد بود و به همان سرنوشت برجام دچار خواهد شد. بنابراین فضای مذاکرات آنچنان که به نظر میآید امیدوارکننده نیست. اما راهچاره چیست؟ به نظر میرسد مقامات ایران در برهه کنونی به دلیل انباشت مشکلات و چالشهای اقتصادی به دنبال راهی برای تامین مالی میگردند. از همین رو میتوان گفت که اصلیترین خواسته مقامات ایران در زمان فعلی این است که توافق بتواند راهی برای افزایش فروش نفت برای آنان باز کند حال آنکه سالهاست دولتها وعده کاهش وابستگی به نفت را یدک میکشند و عنوان میکنند که اقتصاد قرار است از مسیر صادرات غیرنفتی اداره شود. بدیهی است اقتصاد ایران به چیزی بیشتر از صادرات نفت نیاز دارد و از همین رو مذاکرهکنندگان ایرانی باید از فرصتی که پیش روی کشور قرار داده شده در جهت برداشته شدن فشارهای اقتصادی استفاده کنند. هرچند درآمدزایی از محل فروش نفت یک امر بدیهی است که بعد از رفع تحریم خود به خود اتفاق میافتد اما نیاز اصلی و حقیقی اقتصاد ایران این است که بتواند با جامعه جهانی ارتباط برقرار کند و از مواهب و ظرفیتهای آنان استفاده کند. به نظر میرسد اگر برجام احیا شود اولین بازاری که از آن تاثیر بپذیرد بازار ارز باشد، کما این که در روزهای اخیر نیز و با انتشار اخبار مثبت، دلار بار دیگر روند نزولی به خود گرفته و به نیمه کانال ۲۶ هزار تومان بازگشته است. بدیهی است افزایش فروش نفت نیز میتواند تحولاتی در وضعیت عمومی اقتصاد ایجاد کند. اما اگر نگاه بلندمدت داشته باشیم باید بپذیریم که اقتصاد نیازمند جذب سرمایه و بهرهگیری از فرصت همکاری با شرکای خارجی است در غیر این صورت هرگونه توافقی نیز قادر نخواهد بود زمینهساز عبور از بن بستهای کنونی باشد.
از برجام چه میخواهیم؟
حمیدرضا صالحی*- بحث مذاکرات برجامی و توافق دوجانبه ایران و آمریکا که از اواخر فعالیت دولت قبلی مطرح و در ماههای گذشته و در دولت سیزدهم بار دیگر آغاز شد، از همان ابتدا این انتظار را ایجاد کرد که به سمت کاهش قیمت در بازار ارز حرکت کنیم. تجربه ماههای اخیر نیز نشان میدهد که هر زمان پالسهای منفی از وین به ایران میرسید بازار ارز دچار افزایش قیمت میشد و هر زمان که خبرهای خوبی از مذاکرات به گوش میرسید بازار ارز واکنش مثبت نشان میدهد و قیمتها با افت مواجه میشدند. در روزهای اخیر نیز که هم طرف ایرانی و هم طرف غربی نسبت به توافق ابراز خوشبینی کردهاند و گزارههایی از سوی طرف روسی نیز در این خصوص مطرح شده نشان میدهد که تفاهم در حال نهایی شدن است، با این وجود هنوز اختلافاتی بین طرفین مذاکرهکننده به چشم میخورد.
به طور کلی به نظر می¬رسد خبرهایی که از وین به گوش میرسد بر بازار ارز اثر مستقیم میگذارد و به تغییرات قیمتی در این بازار کمک میکند و از آنجا که گفتهها بر این واقعیت مبتنی است که «توافق صورت میگیرد»، قیمتها در بازار ارز کاهشی شده تا انتظاری که بازار از افت نرخ ارز وجود داشت را تجربه کند. اما فارغ از خبرهای مثبتی که به گوش میرسد، کنگره آمریکا تعهداتی برای رییسجمهوری فعلی آمریکا برای انجام توافق ایجاد کرده است. بنابراین اگر تفاهمنامه یاد شده بتواند زمینهساز فروش نفت و بازگرداندن درآمدهای حاصل از فروش نفت به کشور شود و حتی به آزادسازی داراییهای ارزی ایران نیز بینجامد، در حقیقت نتایج حداقلی از برجام نصیب ایران خواهد کرد.
برای اقتصادی که طی سالیان اخیر با مشکلات بسیاری روبهرو بوده، لازم است سیاستمداران به گونهای در خصوص برجام عمل کنند که نتایج آن درمانی برای اقتصاد به گل نشسته ایران باشد. بدیهی است صرف فروش نفت و بازگشت درآمدهای ارزی به کشور نمیتواند راه چارهای برای نجات اقتصاد ایران باشد. برای آنکه بخواهیم از وضعیت فعلی به سلامت عبور کنیم نیازمند سرمایهگذاری خارجی هستیم. اما اینکه گفته شود این توافق یک توافق موقت خواهد بود، به این معناست که دولت بایدن نمیتواند به ایران تضمینی در خصوص عدم بازگشت تحریمها بدهد و این امکان وجود دارد که رییسجمهور بعدی آمریکا نیز اختیار لازم برای بر هم زدن معاهده برجام را داشته باشد. این مسائل نشان میدهند که هیچ بنگاه و هیچ شرکتی تمایلی برای سرمایهگذاری در ایران در این شرایط نخواهد داشت. نگرانی بیشتر آنجاست که اگر مساله سرمایهگذاری در ایران حل نشود و سرمایهای از خارج وارد کشور نشود صرف فروش نفت و معافیتهایی که برای این در نظر گرفته شود نمیتواند دستاورد خوب و پایداری برای اقتصاد ایران باشد.
بنابراین حتی اگر برجام به امضای ظرفین برسد و اثرات خود را به صورت مقطعی بر اقتصاد ایران و به ویژه بازار ارز بگذارد، اما باید به دنبال راهی برای حل مشکلات به صورت ریشهای و دائمی باشیم تا بتوانیم شکوفایی و رونق و رشد در اقتصاد ایجاد کنیم و از مسیر آن به اشتغالزایی و افزایش تولید رقابتی و صادرات برسیم. همه این موارد نیز نیازمند آن است که گفتمان ایران با جهان تداوم داشته باشد و سایر مسائل و چالشهایی که ایران با جامعه جهانی دارد نیز حل و فصل شود. برای مثال تا زمانی که ایران نتواند به FATF بپیوندد حتی با وجود رفع تحریم نیز برای بازگشت درآمدهای ارزی به کشور با مشکل مواجه خواهیم شد. بنابراین تنها هدف تیم مذاکرهکننده نباید یافتن راهی برای فروش نفت باشد بلکه لازم است از فرصت رفع تحریم برای حل مسائل پیچیده اقتصاد ایران بهره بگیریم و راه را برای فعالیت بیشتر بخش خصوصی و ایجاد رونق از طریق آن باز بگذاریم تا بتوانیم به رشد اقتصادی بالا دست یابیم که یکی از الزامات آن نیز ورود سرمایهگذاری خارجی به کشور است.
اما مواضع اخیر مسوولان و مقامات کشور نشان از آن دارد که تاکید بیشتر آنان بر فروش نفت و بازگشت درآمدهای حاصل از آن به کشور است. این مساله نیز درست خلاف آن چیزی است که رهبری اخیرا اعلام کردهاند به آن روزی فکر کنید که نفت از شما نخرند و روی سایر مسیرها حرکت کنید. بنابراین امتیازاتی که برجام برای اقتصاد ایران ایجاد میکند باید چیزی فراتر از فروش نفت و دریافت درآمدهای آن باشد. حال بعد از گذشت بیش از یک ماه از شروع مذاکرات و رفت و آمدهای مکرر این انتظار وجود دارد که برجام در گام نخست به نتیجه روشنی برسد و در گام بعدی نیز تعاملات و ارتباطات دو سویه با جامعه جهانی تقویت و حفظ شود تا قادر به حل ریشهای مسائل و مشکلات داخلی باشیم. معاهده برجام یک قالب تعریف شده است که در سال ۲۰۱۵ به نتیجه رسیده و آنچه در برهه کنونی اهمیت دارد نه فقط باز شدن راههای صادرات نفت، بلکه باز شدن دریچههای تعامل سایر بخشهای اقتصادی جهان با ایران است.
از این رهگذر باید گفت که برداشته شدن تحریمهای بانکی درجه اهمیت بالایی برای کشور بعد از انجام توافق دارد. رفع تحریمهای بانکی تنها راهی است که به بانکهای ما اجازه میدهد با بانکهای دنیا ارتباط برقرار کنند، ضمانتنامه صادر کنند، LC باز کنند و از همه فرصتها و ظرفیتهایی که سایر بانکهای جهان در اختیار بنگاهها قرار میدهند استفاده کنند. پذیرش استاندارد محصولات صادراتی ایران از سوی جهان و امکان عبور از ممیزیهای جهانی برای افزایش صادرات به نقاط مختلف دنیا نیز الزامات اقتصاد ایران بعد از توافق است. با توجه به تجمیع انواع تحریمها علیه ایران در سالهای گذشته این انتظار وجود دارد که تیمهای قوی اقتصادی در کشور ایجاد شود تا بتوان در کنار تیم دیپلماسی و سیاسی کشور که مشغول مذاکره هستند ریلگذاری درستی برای کشور انجام داد. این همان مسالهای است که به اقتصاد ایران کمک میکند بالنده شود و آماده پرواز باشد و راهی برای خروج از بنبستهای کنونی برای خود فراهم کند.
* عضو هیات نمایندگان
اتاق بازرگانی تهران

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد