11 - 11 - 2019
جایگاه زنان در تختجمشید
چهارمین مرحله گلنبشتههای باروی تختجمشید شامل ۱۷۸۳ لوح هخامنشی از موسسه شرقشناسی آمریکا با پیگیریهای وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی و با همکاری معاونت حقوقی ریاستجمهوری هشتم مهر سال جاری پس از ۸۴ سال به کشور بازگردانده شد. از این تعداد ۱۱۰ لوح در موزه ملی ایران به نمایش گذاشته شد. پژوهش انجام شده بر روی تعدادی از این الواح جزئیات شگفتانگیزی درباره کارگران دوره هخامنشی را در اختیار ما قرار میدهد.
جدا از سطوح عالی پارسیان سلطنتی و اشرافی و بخشی به نیروی کار مربوط میشود، وجود آنچه را که اقتصاد تختجمشید خوانده میشود، ممکن ساخته است. هزاران کارگر وابسته به این نهاد با موقعیتها و جایگاههای مختلف در پارسه هخامنشی در قالب دستههایی متشکل از چند نفر تا چندصد نفر کار میکردند. بسیاری از این کارگران از مناطقی دور مانند مصر یا سواحل آناتولی آمده بودند.
گزارشهای موجود حکایت از جزئیات شگفتانگیزی درباره این کارگران دارد. این جزئیات در برخی مواقع نام زنانی را شامل میشود که دختر یا پسری به دنیا آوردهاند و به عنوان پاداش جیرههای اضافه دریافت کردهاند.
این کارگران در زمان عیلامی کورتش نامیده میشدند. کورتش واژهای برگرفته از grda- در فارسی باستان، با معنای اصلی خدمتکار خانه/ خدمتکار است. این واژه در زمان الواح تختجمشید به طبقهای از کارگران وابسته اشاره داشته است. این کارگران نه برده بودند و نه به معنای واقعی کلمه آزاد به شمار میرفتند. معیشت آنها وابسته به نهادهای دولتی سلطنتی و شهری بود. در پارسه معمولا حقوقی معادل دوسوم به این طبقه از کارگران پرداخت میشد و انتظار میرفت که منابع درآمد بیشتری را از جاهای دیگر پیدا کنند.
پاداشهای گاه و بیگاه در قالب دانه غلات به کورتشها، نشان میدهد که آنها احتمال دارد صاحب زمینهای کوچکی بودند که میتوانستند غذای مورد استفاده خود را در آن زمینها کشت دهند، برخی فهرستهای جیره میان کورتش و بردگان واقعی تفاوت قائل شده است. هر چند که بردگان در اقتصاد تختجمشید به ندرت دیده میشوند، اما در بایگانی به آنها اشاره شده و برخلاف کارگران کورتش، امکان خرید و فروش بردگان وجود داشته است.
اغلب کاری که در سازمان اداری تختجمشید تدارک دیده میشد نیاز به نیروی کار فراوانی داشت تا به استخراج و پرداخت سنگ، احداث و نگهداری راهها و کانالهای آبیاری، تهیه آرد، شخم زدن مزارع و… بپردازند.
مقامات هخامنشی در پارس و سایر مناطق بهطور پیوسته به دنبال کارگران، به ویژه ماهر بودند و گاهی اقدام به استخدام کارگر از نقاط دوردست میکردند. به همین دلیل است که الواح بارو اغلب از کارگران بلخی، مصری، لودیایی، بابلی و… نام میبرند. تمایل به سرمایهگذاری کلان در استخدام گروههای بزرگ کارگران از نقاط دوردست شاهنشاهی، تاکیدی بر نیاز به نیروی کار در تختجمشید است.
نیروی کار در شاهنشاهی هخامنشی هم بیانگر واقعیت یک شاهنشاهی با مردمان، فرهنگها و زبانهای بسیار بوده و هم بیانگر آرمان گردآوری همه ملتها تحت لوای یک حاکمیت واحد است.
متون بارو میان کارگران مرد، زن، پسر و دختر تمایز قائل شده و با توجه به مقتضای سن کودکان، جیرههای مختلفی به آنها تحویل داده میشد، بزرگسالان اگر مهارت خاصی داشتند یا نقش رهبری را عهدهدار بودند، جیرهای بیشتر از میزان معمول دریافت میکردند، از این رو است که بایگانی تختجمشید، قابلیت ارائه دیدگاهی مفصل را از تنوع و تمایز حتی در سطوح پایین جامعه هخامنشی داراست.
جایگاه زنان
جایگاه زنان نیز مسالهای قابل ذکر است. زنان میتوانستند رهبر یک گروه کاری باشند یا در گروههای مختلط، سهمیهای بیش از مردان دریافت کنند. این مساله به احتمال زیاد بدین معنا بود که برخی از انواع کارها به مثابه حیطه تخصصی زنان قلمداد میشده است. زنان در این حوزههای تخصصی میتوانستند استقلال و جایگاه مشخصی را کسب کنند. بافندگی و تولید منسوجات از روشنترین حیطههایی است که زنان میتوانستند در آنها نقش رهبری را بر عهده گیرند.
علاوه بر این برخی اوقات زنان از حالت گمنامی که به طور معمول مختص به نیروی کار ساده در دوران باستان است بیرون میآمدند. هخامنشیان برای مادران به ازای هر فرزندی که به دنیا میآوردند، جیرهای اضافه در نظر میگرفتند. برخی از این متون با اشاره به نام این مادران، پیوندی پراحساس ایجاد میکنند که در اسناد اداری کهن کمیاب است.
بخش بزرگ تولید در اقتصاد تختجمشید برای جیرههای معیشتی مصرف نمیشد. کارگران به ندرت ماکیان دریافت میکردند؛ جیرههای میوه نیز بسیار نادر بودند. به نظر میرسد این کالاها برای دربار سلطنتی کنار گذاشته میشده بنابراین تا حد زیادی از حوزه دید پژوهشگران خارج هستند. این مساله دوباره یادآور این نکته است که آنچه بایگانی بارو نشان میدهد صرفا بخشی از جامعه و اقتصادی بسیار بزرگتر است.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد