18 - 02 - 2018
جای بسکتبالیها کجاست!
رضا فراهانی
این روزها متاسفانه با وجود تمام سفارشهایی که از سوی ریاست محترم جمهوری مبنی بر استفاده از جوانان، شایستگان و عدم رانتبازی و همچنین توصیههای وزیر ورزش و جوانان در همین زمینهها اما شوربختانه شاهد هستیم که برخی از مسوولان ورزشی هرگز توجهی به این مسایل ندارند و تنها به فکر منافع شخصی خودشان هستند. حتی بعضی از این مدیران به وعدههایی که به واقع میتوان آنها را سر خرمن و پوشالی دانست هم عمل نمیکنند. یکی از نمونههای بارز این کجرویها درباره فدراسیون بسکتبال عیان و صادق است. زمانی که بحث انتخابات فدراسیون مطرح بود، با وجود همه حرف و حدیثها از جمله مهمانی پرهزینه برج میلاد و حواشی دیگر، اما کاندیداها از جمله رامین طباطبایی از شایستهسالاری و روزهای خوب آسمانخراشها سخن میگفتند. حال آنکه وقی پشت میز ریاست رفتند تمام وعدهها فراموش شد و دیگر حرفی از وفاق ملی و وفاق بسکتبالی و دعوت از بسکتبالیها نشد. وقتی پیشکسوتان یک رشته که خاکخوردههای آن رشته هستند اظهار ندامت از حمایت افراد را میکنند یا اینکه گلایهمند از انتصابهای رییس فدراسیون هستند، این به آن معناست که راه در مسیر اشتباه پیموده شدن است. وقتی قرار بر این میشود که سرمربی تیم ملی همان سرمربی تیم قهرمان باشد اما به دلیل انتقادات یکی از مربیان بلافاصله پس از قهرمانی تیم شهرداری تبریز، حکم سرمربیگری برای این فرد منتقد زده میشود یعنی اینکه آقای رییس به عنوان حقالسکوت به افراد باج میدهد و خلف وعده کرده و جایگاه سرمربیگری تیم ملی را به چوب انتقاد میفروشد. این عدول از وعدهها تنها به این موضوع مربوط نمیشود بلکه اعضای کمیته انضباطی، مدیر روابط عمومی و روابط بینالملل هم از افراد غیربسکتبالی، آن هم با سفارشات بیرونی منصوب میشوند که همین مساله موجب دلسردی اهالی بسکتبال شده و خواهد شد. وقتی به لیست کمیته فنی نگاه میکنیم متوجه میشویم که آنقدر عجولانه این انتخاب صورت گرفته که حتی فرد بودن تعداد اعضا برای رای دادنها هم فراموش شده است. ضمن آنکه شب قبل از انتخاب اعضای کمیته فنی، سرمربی مشخص شد و انتخاب شده در حالی که اعلام شده جناب سرمربی توسط کمیته فنی به این سمت برگزیده شده است و اینجاست که علامت سوالهای بیشماری در انتصابها و اتفاقاتی که در فدراسیون بسکتبال در حال رخ دادن است، به وجود میآید. همگان خیلی خوب میدانند که روابط عمومی قلب تپنده یک فدراسیون است و باید از افرادی بهره برد که رابطه خوبی با جامعه بسکتبال داشته باشد تا شاهد اتفاقاتی نظیر حبس خبرنگاران و عدم اجازه ورود این عزیزان و این قشر زحمتکش به سالنهای بسکتبال نباشیم. آیا اگر فردی که تنها یک چهره تلویزیونی باشد میتواند بدون رزومه مرتبط با روابط عمومی حواشی فراوان چنین رشتهای را مدیریت کند یا اینکه بهتر بود از جامعه خبری و زحمتکشان عرصه رسانهای که در حال قلم زدن درباره این رشته ورزشی هستند یا بعضا خودشان بسکتبالیست بودهاند، بهره برده میشد؟ همین امر موجب میشود که اخبار قبل از سایت فدراسیون روی سایت خبرگزاریها مشاهده شود. وقتی مدیر روابط عمومی در فدراسیون حضور نداشته باشد قطعا نتیجه دورکاری، چیزی بهتر از این نخواهد شد. درباره روابط بینالملل هم چیزی شبیه این موضوع مطرح است و بیتردید سپس خزانهدار کمیته ملی المپیک و البته رییس سابق فدراسیون گلف بسیار کار دشواری در فدراسیون بسکتبال خواهد داشت چراکه بدون تحقیق و به واسطه صحبتهای غیرعرف در این فدراسیون دارای سمت شده است و از همه مهمتر اینکه آیا مسعود قاسمی که به واقع از افراد بسکتبالی خوب و توانمند جامعه بسکتبال کشور و مدیر تیمهای ملی است میتواند همزمان نقش سرپرست را هم بازی کند؛ سرپرستی که باید روی نیمکت بنشیند و حتی صدای ناراحتی و داد و فریادهای بازیکنی که تیمش باخته است را هم بشنود و آیا آن وقت این فرد کاریزمایی برای مدیریت تیم ملی خواهد داشت؟
اینجاست که باید به رامین طباطبایی که خود ازجمله افراد تحصیلکرده و البته باتجربه در ورزش کشور در رشته بسکتبال است این نکته را گوشزد کرد که بار کج هرگز به مقصد نمیرسد و چه خوب است که ایشان راهنماییهای بیرونی و غیردلسوزانه را رها کرده و به حرف جامعه بسکتبال و خاکخوردههای سالنهای چند هزار نفری که سالها برای این رشته زحمت کشیدهاند گوش دهد تا علاوه بر منتج شدن به نتیجه، آن چهره خوب و مدیر توانمندش را هم دچار خدشه نکند. yahoo.com1@r_f60

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد