13 - 12 - 2020
جای خالی قانون
سازمان صداوسیما بزرگترین نهاد فرهنگی و هنری کشور است. به گواه تعداد پرسنل و شبکههای تاسیس شده و فعالیتهای داخلی و خارجی میتوان گفت این سازمان حتی در مقیاس جهانی جزو چند رسانه بزرگ دنیاست. هر سال بودجه اختصاص یافته به این سازمان توسط دولت در ردیف بودجههای فرهنگی دیده میشود. بودجه عمومی این سازمان در کنار محلهای کسب درآمد از طریق جذب آگهی بازرگانی و اسپانسر باعث شده ارقامی که در این سازمان جابهجا میشود، بسیار سنگین باشد. در نهایت ثروت عظیم سازمان یکی از چالشهای بزرگ مدیریتی آن است که باعث شده نظارت بر تمامی ارکان آن با سختیها و چالشهایی همراه باشد.
بر اساس لایحه بودجه سال ۱۴۰۰ سازمان صداوسیما برای سال آینده قرار است ۲۶۱۹ میلیارد تومان (۸۷۴ میلیارد تومان بیش از سال ۹۹) از دولت دریافت کند. این رقم در حالی است که بر اساس بودجه سال ۱۳۹۹ سهم سازمان صداوسیما برای تولید برنامههای صوتی و تصویری از بودجه پیشنهادی معادل ۱۷۴۵ میلیارد تومان بود که کاهش ۹۷ میلیاردی نسبت به سال قبل یعنی مبلغ ۱۸۴۲ میلیارد تومان برای سال ۹۸ را تجربه کرد.
بودجه سال ۹۹ صداوسیما در کدام بخشها خرج شد؟
جزئیات بودجه برای تولید برنامههای مختلف در سال ۹۹ شامل موارد زیر است:
برنامه تولید و پخش صداوسیمای مراکز استانی ۵۳۸ میلیارد تومان که شامل تولید سیمای مراکز استانی ۱۸۰ میلیارد تومان، پخش سیمای مراکز استانی ۲۳۴ میلیارد تومان و پخش صدای مراکز استانی ۱۲۴ میلیارد تومان است.
برنامه تامین و تولید در بستر فضای مجازی و شبکههای تعاملی ۱۲ میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان که شامل صدور مجوزهای مربوطه در حوزه انتشار صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی ۹ میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان، تامین و تولید برنامههای صوتی برای عرضه در بستر فضای مجازی و شبکههای تعاملی یک میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان و تامین و تولید برنامههای تصویری برای عرضه در بستر فضای مجازی و شبکههای تعاملی دو میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان است.برنامه تامین، تولید و پخش سیمای سراسری ۷۰۱ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان که شامل تامین برنامههای خارجی ۲۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان، تامین برنامههای داخلی ۱۶ میلیارد تومان، تولید سیمای سراسری ۴۱۴ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان و پخش سیمای سراسری ۲۵۰ میلیارد تومان است.
برنامه تولید و پخش صدای سراسری ۱۳۱ میلیارد تومان که تنها شامل پخش صدای سراسری است.برنامه گسترش فعالیتهای رسانهای برونمرزی ۲۷۰ میلیارد تومان که شامل اداره دفاتر خارج از کشور ۲۵ میلیارد تومان، پخش صدای شبکههای برونمرزی ۴۵ میلیارد تومان و پخش سیمای شبکههای برونمرزی ۲۰۰ میلیارد تومان است.
برنامه تولید، تامین، پخش، خبر، گزارشها و مستندات خبری ۹۱ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان که شامل تولید و تامین خبر، گزارشها و مستندات خبر ۵۴ میلیارد و ۷۸۰ میلیون تومان، پخش خبر، گزارشها و مستندات خبری رادیویی ۱۳ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان و پخش خبر، گزارشها و مستندات خبری تلویزیونی ۲۲ میلیارد و ۸۲۰ میلیون تومان است.
چالش شفافیت در دولت روحانی
پس از روی کار آمدن دولت حسن روحانی در خرداد سال ۱۳۹۲ یکی از اهدافی که دولت سعی کرد آن را اجرایی کند شفافیت در عرصه اطلاعات بود؛ اتفاقی که در معاونت حقوقی دولت یازدهم کلید خورد و در دولت دوازدهم نیز بسیاری از دستگاههای دولتی از جمله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با ایجاد سامانههایی به این مطالبه ملی پیوستند و دخل و خرج سازمانهای تابعه را در اختیار مردم و رسانهها به عنوان رکن چهارم دموکراسی قرار دادند؛ روندی که اگرچه هنوز کامل نشده اما باعث باز شدن مسیری میشود که در نهایت جلوگیری از حیف و میل بودجه و کمرنگ شدن فسادهای ناشی از تصمیمهای شخصی را در پی خواهد داشت.
جایگاه شفافیت در سازمان صداوسیما
اما پرسش اصلی این است که جایگاه شفافیت در سازمان صداوسیما کجاست؟ چرا سازمانی با این وسعتِ اداره در سطح ملی و بینالمللی هیچگاه خود را ملزم به ارائه آمارهای دخل و خرج نهادها و سازمانهای زیرمجموعه خود نکرده است؟! نحوه قراردادهای سازمان از یکسو و شیوه اداره و مدیریت این نهاد فرهنگی از سوی دیگر همواره جزو پرسشهای جدی افکار عمومی درباره رسانه ملی است.
عملکرد شورای نظارت
شورای نظارت بر صداوسیما تنها نهاد حاکم در کشور است که وظیفه نظارت بر رسانه ملی را دارد؛ شورایی که بنا بر گفته اعضای خود در موضع انفعال است و در عمل هیچگونه کنش تاثیرگذاری در آن شکل نمیگیرد. در سال ۹۷ و در پی افشای برخی اسناد موسسات مالی و اعتباری و ارتباط آن با چند تهیهکننده تلویزیون، حسامالدین آشنا نماینده قوه مجریه در شورای نظارت بر صداوسیما خواستار ورود این شورا برای نظارت بیشتر بر قراردادها و شفافیت آن شد؛ اتفاقی که در عمل رخ نداد و تنها در حد یک اتفاق خبری و رسانهای باقی ماند.
صداوسیما زیادی شفاف عمل میکند
فضلالله شریعتپناهی مدیر گروه اجتماعی شبکه یک سیما چندی پیش در میزگردی درباره شفافیت مالی سازمان صداوسیما گفت: بحث مالی برنامههای سازمان صداوسیما کاملا روشن است؛ برآوری که دفترچه و ریز هزینههایش مشخص است. اینکه برای مجری و دکور چقدر هزینه دیدهاند و برای مهمان چقدر هزینه دیدهاند همه اینها مشخص است. به نظرم خیلی شفاف است. از طرف دیگر ما مراجع نظارتی زیادی داریم. هر سال از بازرسی و دیوان محاسبات میآیند جاهایی که مشکل و گیر داشته باشد به ما میگویند. اما از آنجایی به مشکل برمیخوریم که بخشی از برآوردها به خارج از سازمان صداوسیما میرود. همه پرداختهایی که سازمان صداوسیما به تهیهکننده پرداخت میکند، همه در مالی سازمان صداوسیما موجود است اما به نظر میآید در خارج از رسانه ملی این برآوردها را انجام میدهند و رقمها خیلی نجومی میشود.
صداوسیما خودش را موظف به پاسخگویی نمیداند
پروانه سلحشوری نماینده سابق مجلس شورای اسلامی با اشاره به لزوم شفافسازی در چرخه مالی و بودجه سازمان صداوسیما میگوید: سازمان صداوسیما زیر نظر دولت نیست و مجلس شورای اسلامی هم نظارتی بر این سازمان ندارد اما بودجهای که دریافت میکند بودجه نهادهای دولتی است و از محل بودجه عمومی کشور برخوردار است. این سازمان علاوه بر درآمدهایی که از محل درج آگهی و تبلیغات کسب میکند، یک بودجه ثابت هم از دولت میگیرد. تا آنجا که خاطرم هست در سال جاری(۹۹) بودجه سازمان ۱۷۴۵ میلیارد تومان است که در لایحه بودجه سال ۱۴۰۰ به رقم ۲۶۱۹ میلیارد تومان افزایش یافته است. چیزی که مشخص است این است که صداوسیما لابی گستردهای در مجلس دارد که حتی اگر از طرف دولت بودجه سازمان کمتر هم در نظر گرفته شود باز توسط مجلس سهم خودش را بالا میبرد به خصوص در دوره فعلی مجلس که اکثریت با طیف فکری مدیریت حاضر سازمان همراه است این اتفاق راحتتر شکل میگیرد.وی با اشاره به عدم شفافیت سازمان در محل دخل و خرج خود میگوید: سازمانهایی مثل صداوسیما که به مجلس پاسخگو نیستند هیچگاه خودشان را ملزم به شفافیت نمیدانند و به کسی پاسخگو نیستند. در عین حال که سازمان صداوسیما یک دستگاه عریض و طویل است که پرسنل حقوقبگیر بسیاری چه در سطح ملی و چه بینالمللی دارد، اما متاسفانه با وجود این میزان زیرساخت و شبکه، برنامههای بیکیفیتی را تولید میکند. اینکه سازمان صداوسیما بودجه دریافت میکند، محل بحث نیست. به نظرم و بیشتر این موضوع مهم است که مطابق بودجهای که دریافت میکند خروجی مطلوب ارائه نمیدهد. صداوسیما به عنوان یک نهاد فرهنگی چقدر توانسته است در فرهنگسازی موثر واقع شود؟ به وقت چالشهای فرهنگی و به وقت پاسخگویی همواره وزارت ارشاد دم تیغ است و از این وزارتخانه درباره موضوعات و دغدغههای فرهنگی پرسش میشود در حالی که وقتی قرار است بودجه اختصاص پیدا کند سازمان صداوسیما چند برابر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بودجه دریافت میکند.این نماینده مجلس دهم، با اشاره به ایجاد انحصار در عرصه تاسیس تلویزیونهای خصوصی ادامه میدهد: در این زمینه کشور مشکلات زیادی از لحاظ ساختاری دارد و قانون اساسی این اجازه را نمیدهد که به غیر از سازمان صداوسیما هیچ نهاد خصوصی دیگری تلویزیون تاسیس کند. اگر چنین اتفاقی رخ میداد قطعا انحصار صداوسیما شکسته میشد و دیگر شاهد این رفتارها و این نوع برخورد برای عدم پاسخگویی درباره شفافیت نبودیم.سلحشوری با انتقاد به رفتارهای جناحی در برخورد با شفافیت میافزاید: افرادی که در مجلس دهم مدام بر طبل شفافیت در آرا و رفتار نمایندگان میکوبیدند الان کجا هستند که این مطالبه را از تمامی دستگاهها داشته باشند؟ به نظر میرسد واقعا نمیخواهند این اتفاق بیفتد و کسی درباره عملکردها پاسخگو باشد.وی با اشاره به تلاش مجلس دهم و کمیسیون فرهنگی مجلس در دوره دهم بر الزام شفافسازی و نظارت بر عملکرد صداوسیما میگوید: تلاشهای بسیاری در دوره دهم کردیم که این اتفاق بیفتد و حتی همراه با آقای مازنی که رییس کمیسیون فرهنگی بود، سعی کردیم بعد از چند دهه اساسنامهای را برای سازمان صداوسیما تصویب کنیم، اما با لابی گسترده سازمان صداوسیما اساسا نگذاشتند این اساسنامه در مجلس رای بیاورد که اگر این اتفاق میافتاد صداوسیما را ملزم به پاسخگویی به مجلس میکرد که متاسفانه جلوی آن را گرفتند. متاسفانه شورای نظارت بر صداوسیما هم هیچ کاری در این زمینه نمیکند و با وجود آنکه از تمامی قوا نماینده دارد، بیشتر شکل نمایشی و فرمالیته دارد و هیچ اتفاقی در این شورا نمیافتد.
قانونی که سی سال در مجلس
دست به دست میچرخد
احمد مازنی (نماینده سابق مجلس شورای اسلامی) که سابقه حضور در کمیسیون فرهنگی مجلس دهم را دارد هم با اشاره به نبود شفافیت در سازوکار مالی سازمان صداوسیما و عدم الزام سازمان به انتشار اسناد مالی میگوید: اگر بخواهیم سازمان صداوسیما را آسیبشناسی کنیم، بودجه اولویت اول سازمان نیست. اولویت اول سازمان صداوسیما اصلاح نظام اداره رسانه ملی در ایران است و اینکه آزادسازی فعالیت صوتی و تصویری در ایران باید شکل بگیرد. در قدم اول باید قانون اداره و نظارت بر خط و مشی صداوسیما که بیش از ۳۰سال در مجالس مختلف و دورههای مختلف مطرح شده و با مخالفت مسوولان صداوسیما و جریاناتی که وضع موجود را به نفع خودشان میدانند روبهرو بوده، این قانون به نتیجه نرسیده است. فکر میکنم با همین قانون اساسی بر اساس اصول متعدد از جمله اصل ۴۴ است که بخش قابل توجهی از کارهایی که در اصل ۴۴ که به عنوان تکلیف حکومت تعریف شده مثل کشتیرانی و بانکداری، رادیو و تلویزیون هم در همین اصل آمده است.
همچنان که بقیه موارد با ابلاغ سیاستهای کلی اصل ۴۴ آزادسازی شده، در این مورد هم سازمان صداوسیما و فعالیت مربوط به رادیو و تلویزیون در اصل ۴۴ میتواند در مجمع تشخیص مصلحت نظام در قالب سیاستهای کلی پیشنهادی برای مقام معظم رهبری و ابلاغ آن به سمتی برود که مثل کشتیرانی و بانکداری آزاد شود. امروز رسانه به این شکل که کل سیستم در اختیار حکومت باشد ولی در رفتار به صورت ملی رفتار نکند و تمام ملت را دربر نگیرد، چنین ساختاری اصلا قابل ادامه دادن نیست. بودجه برای سازمانی که حدود ۶۰ هزار نفر نیرو دارد و از تهیهکننده و گوینده و بازیگر را به شکل کارمندی بخواهد اداره کند فکر میکنم بودجه زیادی نیست بلکه مساله این است که این بودجه خرج ساختاری میشود که این ساختار دیگر پاسخگو نیست و مردم بیش از آنکه به صداوسیما توجه کنند اخبارشان را از فضای مجازی یا شبکههای ماهوارهای که به صلاح ملت هم نیست، دریافت کنند.
انتظار شفافیت از سازمان صداوسیما نمیرود
وی به نبود شفافیت در نظام مالی سازمان صداوسیما اشاره کرده و میگوید: در چنین ساختاری طبعا انتظار شفافیت هم نمیتوان داشت. اگر دوستان ما در مجلس شورای اسلامی و در دولت و مدیران صداوسیما که الان زمینه تفاهم وجود دارد روی اصلاح ساختار حرکت و نظام اداره رسانه ملی را بازتعریف کنند که به جای مباشرت و تصدیگری بخش مدیریت، نظارت و هدایت بخشهای خصوصی رسانهای را بر عهده بگیرد، آن وقت میشود روی بودجه آن و شفافیتش بحث کرد.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد