29 - 09 - 2017
جای خالی مددکاران اجتماعی در مدارس
شیرکو بهمنی* – رفتار دانشآموزان در واقع نمود بیرونی کوه یخ توانایی و ناتوانیها و مسایل و مشکلات خانوادهها و رفتارشان آینه بارز رفتار پدر و مادر و نحوه تعامل آنان در کانون خانواده است. امروزه تعداد زیادی از دانشآموزان به عنوان کودکان و نوجوانان این مرزوبوم در معرض مسایل و مشکلات عدیدهای از قبیل بیکاری، اختلافات زناشویی بین والدین، طلاق، کمبودهای اقتصادی، کودکآزاری، سوءتغذیه، ازدواج اجباری، سوءاستفاده جنسی، کودکان کار، اعتیاد دانشآموزان، سوءمصرف مواد مخدر توسط والدین، اختلالات جنسی، وندالیسم و آسیبهای نوپدید و لیست بلندبالایی از مجموع آسیبهای اجتماعی هستند؛ آسیبهایی که هر کدام از آنها میتواند به عنوان سدی در مسیر زندگی دانشآموز در هر مقطع و پایهای قرار گرفته و خود به تنهایی منجر به کاشت بذر آسیبی اجتماعی در وی شده و زمینه ممانعت از تحصیل و حتی لغزش فرد به ورطه آسیبهای اجتماعی را فراهم کند. (به عنوان مثال پایین آمدن سن اعتیاد و روسپیگری)
در مقطع ابتدایی قرار گرفتن در معرض کودکآزاری به دلیل طلاق والدین، وجود نامادری یا سوءمصرف مواد مخدر توسط پدر یا هر دو والد از آسیبهای شایعی است که آثار سوء آن شاید تا پایان عمر فرد با وی باقی خواهد ماند.
در مقطع راهنمایی و دبیرستان با فرا رسیدن سن بلوغ تظاهرات ناشی از تغییرات هورمونی موجب سرکشی و تحریک نوجوان به کسب تجارب جدید به ویژه تجربه مصرف مواد مخدر یا تلاش جهت تجارب جنسی خارج از چارچوب خواهد شد که هر کدام از این تجارب دروازهای است به سوی آسیبهای اجتماعی خاص که به تنهایی برای ممانعت از ادامه تحصیل کافی است. اعتیاد، ازدواج زودهنگام، عشقهای جنونآمیز نوجوانی یا افکار خودکشی، آسیبهای نوپدید استفاده از فضای مجازی، درگیری در وبگردی و چترومهای دوستیابی، تجارب دیدن فیلمهای پورن در سنین کودکی و نوجوانی به ویژه با همهگیر شدن دستیابی به اینترنت از طریق موبایل و عدم توانایی کنترل آن توسط والدین به ویژه که اکثر نوجوانان از تبحر بیشتری در دور زدن فیلترینگ نسبت به والدینشان برخوردارند.
با در نظر گرفتن مسایل و مشکلات فوق، وجود کارشناسان مشاوره در مدارس اگرچه مفید، بجا و ضروری است اما واقعیت این است که مشکل اکثر دانشآموزان به گونهای است که معمولا نشأتگرفته از ناکارآمدی شدید محیط جامعه و خانواده بوده و نیازمند پیگیری خارج از چارچوب مدرسه و استفاده از سایر منابع اجتماعی و نهادهای حمایتی و مراجع قضایی است و صرفا با مشاوره فردی قابل حل نیست. مددکاران اجتماعی به عنوان کارشناسان آموزشدیده در حوزههای مختلف که موظف به سپری کردن واحدهای عملی متعدد کارورزی فردی، گروهی و جامعهای در موسسات مختلف از جمله بیمارستانها، مدارس، کارخانهها، زندانها و کانونهای اصلاح و تربیت و مراکز بهزیستی و تعامل با طیف وسیعی از افراد در محیطهای مختلف و شناخت نزدیک انواع آسیبهای اجتماعی و سپری کردن واحدهای تئوری جامع در دوره کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا هستند. در اکثر کشورهای جهان همکار مدیران و مشاوران بوده و بعد عملیاتی و خارج از مدارس مشکلات دانشآموزان را پیگیری میکنند.
تغییر در سن اعتیاد، کودکآزاری، ازدواج اجباری، درگیریهای عاطفی، اقدام به خودکشی، فرار از منزل، اغوا شدن از طریق فضای مجازی و… موجب ایجاد طیف گستردهای از مسایل اجتماعی شده است که حضور در محل زندگی دانشآموز و سر و کار داشتن با مراجع انتظامی و قضایی و کسب دستور قضات به ویژه در کیسهای مربوط به کودکآزاری و مورد سوءاستفاده قرار گرفتن دختران را میطلبد.
پیگیری موضوع از طریق مراجع قضایی و اخذ تصمیمات قانونی، وظیفهای است که اولیای مدارس اغلب آن را خارج از چارچوب وظایف خود میدانند. حضور مددکاران اجتماعی در محیط مدرسه در کنار مشاوران تحصیلی نقطه عطفی در نهادینه کردن نحوه مدیریت آسیبهای اجتماعی به ویژه در بین دانشآموزان است که در صورت عدم رسیدگی به موقع، منجر به تعداد روزافزون ترک تحصیل و گرایش به آسیبهای اجتماعی متعدد به ویژه اعتیاد خواهد شد. جای خالی مددکاران اجتماعی در مدارس مبحثی است که سالهاست زمزمه آن در دانشگاهها و مراکز علمی به گوش میرسد اما متاسفانه به دلیل نبود انجمنهای فعال در این حوزه و فقدان شناخت کافی صاحبان تصمیم، از تواناییهای واقعی مددکاران اجتماعی و خدمات ارزنده این گروه از متخصصان اجتماعی قبل و بعد از انقلاب در ایران و هماکنون در اکثر کشورهای مترقی و پیشرفته جهان هنوز تا حضور آنان در محیطهای آموزشی فاصله بسیاری است.
* کارشناس ارشد مددکاری اجتماعی

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد