2 - 10 - 2021
جشن مهر و دوستی ایرانیان باستان
«جهانصنعت»- مهرگان اگر مهمترین مراسم ایرانی نباشد، دومین آیین مهم ایرانیان است. برخی این مراسم را در دهم مهر و عدهای دیگر ۱۶ مهرماه برگزار میکنند. مهرگان را به عنوان جشن درو میشناسند، جشنی که اول پاییز برگزار میشده و چندین روز ادامه داشته است که مشابه آن در بسیاری از کشورهای جهان برگزار میشود، چهارم اکتبر در کشورهایی مانند آلمان نیز برگزار میشود، این روز، روزی است که کاتولیکهای رم با فرانسیس مقدس اسیسی تجدید میثاق میکردهاند؛ فرانسیس مقدس، الهه محافظ حیوانات بوده است. جشن کدوتنبل و جشنهای مشابه دیگری در اوایل پاییز در کشورهایی که کشاورزی از دیرباز در آنها رونقی داشته برگزار میشده اما مهرگان ایران تفاوتهایی دارد، عدهای معتقدند این جشن از مهر نیز برگرفته شده است، مهر، ایزد راستی در ایران است، او سوار بر خورشید دروغگویان را با نیزهای از نور بر زمین میدوخته است، برخلاف اکنون، راستی و راستگویی در ایران باستان اهمیت داشته است. در روایتی دیگر نیز مهرگان بزرگداشت پیروزی کاوه بر ضحاک نامیده میشود که البته شبهههایی در این باره وجود دارد. به هر روی این مراسم و روایتها و قصههای گره خورده با آن، هویت تاریخی ما را تشکیل میدهند، هویتی که در تمام دنیا هر ساله جشنهای بزرگی برای آن گرفته میشود اما در ایران به دست فراموشی سپرده شده است.
ارتباط مهرگان با مهر یا میترا
مهرپرستی قدمتی دیرینه دارد، اگرچه اکنون دیگر پیروانی ندارد اما در روایتها آمده است که سنت آگوستین، کاتولیک را با الگوبرداری از مهرپرستی بنا نهاده است. اگرچه روز میلاد مهر یا میترا را اوایل دی ماه میدانند اما جشن مهرگان نمیتواند بیارتباط با ایزد مهر باشد. روایتهای بیشماری از این ایزد نقل میشود که همواره محل جدال مورخان است. برخی میگویند الهه آناهیتا مادر مهر بوده است و برخی دیگر جمشید را همان مهر یا میترا میدانند، عدهای میگویند جمشید تجسم مهر در قالب یک انسان است. به هر روی مهرگان جشنی بسیار مهم است که مانند همیشه زمانی که همسایگان به فکر ثبت جهانی آن افتادند، ما هم به یاد آن افتادیم و پیشنهاد ثبت جهانی مشترک را دادیم. بسیاری از فعالان میراث فرهنگی بر این باورند که این اقدام صلح و دوستی با همسایگان را به همراه میآورد، به هر روی مرزهای فرهنگی ایران بسیار گستردهتر از مرزهای جغرافیایی آن است و فرهنگ ایران زمین در پهنه جغرافیایی عظیمتری نسبت به ایران کنونی گسترده است. مهر ایزدی است که فراوانی و نعمت را به همراه دارد.
نبرد کاوه ضد ضحاک ماردوش
روایت دیگری که درباره جشن مهرگان وجود دارد، همزمانی آن با نبرد کاوه علیه ضحاک ماردوش است. ضحاک پادشاهی است که جمشید را به قتل میرساند، جمشید نیز جلوهای زمینی از مهر است، بنابراین بازهم مهرگان به همان ایزد مهر یا میترا باز میگردد. جمشید به معنای همزاد نور است و مهر نیز ایزد خورشید است، گرچه درباره تمامی اینها مورخان با یکدیگر و روایتها جدلهای بزرگی دارند. با این همه در بیشتر روایتها جمشید همزاد میترا نامیده شده است. در دوران پادشاهی ضحاک نور و راستی از میان رفت چراکه همزاد مهر کشته شده بود. پادشاهی ظلم در روایتها هزار سال ادامه داشته است. اگرچه ضحاک به عنوان نماد بدی و جمشید نماد راستی و نیکی شناخته میشود، در ادبیات روایتهای دیگری نیز وجود دارد؛ مانند نمایشنامه شب هزار و یکم از بهرام بیضایی. در روایتهایی که از ضحاک وجود دارد، او هر شب مغز دونفر را به خورد مارهای بردوشش میداد، اما آشپز هرشب یک نفر را نجات میداد، شهرناز همسر ضحاک و دختر جمشید نیز برای او هرشب قصهای میگفت و او را سرگرم میکرد تا متوجه ماجرا نشود. از سویی دیگر این روایت نیز بسیار شبیه به داستان هزار و یک شب و شهرزاد قصهگو است.
بهرام بیضایی درباره نمایشنامه خود گفته بود: من در مورد کاوه مشکوکم. کاوه جعلی است و در گذشته قیام مردمی اتفاق نیفتاده است. تا جایی که من میدانم کاوه متعلق به عصر حماسه نیست. فریدون دارای مادر تمثیلی گاو است و پدرش آبتین یعنی مربوط به آب است، فریدون با باروری در ارتباط است در مقابل وی ضحاک نماینده خشکسالی و ضدباروری است. در اصل فریدون برای گرفتن انتقام گاو میآید و بیرق فریدون از پوست گاو است. در دوران بعد چون قضیه مادر گاو را نفهمیدند برای گاو صورت انسانی قایل شدند. کاوه از این تحول و نفهمیدن همین اسطوره میآید و به همین خاطر کاوه پیشبندی چرمی و از چرم گاو دارد. پس در اصل اساطیر کاوه وجود ندارد. بلکه فریدون وجود دارد.
او در موردعلت تغییر ناگهانی شخصیت مرد در نمایش سوم گفته: به نظر من تحول در ایران به همین صورت رخ میدهد. تا آنجایی که بتوانیم در برابر منطق، خرد، عاطفه و… مقاومت میکنیم و عربده میکشیم. اما ناگهان یک جا این مقاومت تمام میشود و حال از آن طرف بام میافتیم. هویت ما خراب کردن آن چیزی است که داریم و به جای خرابهها، چیزهای بیارزشی وارد میکنیم. هویت ما آن چیزی است که الان ما میسازیم. رویاهای ما هویت مارا نمیسازد. هویت ما، تخریب کردن است.
درخواست مشترک برای ثبت جهانی مهرگان
علیرضا حسنزاده رییس پژوهشکده مردمشناسی با بیان اینکه جشن مهرگان به عنوان آیین مشترک ایران و تاجیکستان در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار خواهد گرفت، اعلام کرده است که این آیین هماکنون در بین جوامع روستایی زرتشتیان ایران و مردم تاجیکستان اجرا میشود.
اما این آیین متعلق به تمام ایرانیان است و در تمام دنیا چنین مناسبتهای مهمی با شکوه هرچه تمامتر برگزار میشود.
او مهرگان را آیین شکرگزاری نسبت به نعمات خداوند دانست. به گفته حسنزاده، مهرگان گفتمانی است که انسان را به ایجاد رابطه صلحآمیز با طبیعت و قدردانی از نعمات الهی که همان ثروت طبیعی است، دعوت میکند.
مهرگان، جشن ایرانی است
یک مدرس باستانشناسی بر این باور است که اگرچه مهرگان جشن ایرانی است اما دولت تاجیکستان بسیار بیشتر از دولت ایران به آن اهمیت میدهد. چنین آیین بزرگی اگر متعلق به هر کشور دیگری بود هر ساله مراسم بزرگی برای زنده نگه داشتن آن برگزار میکردند اما در ایران بیتوجهی عامدانهای به آن میشود.
مریم معانی به «جهانصنعت» گفت: جشن مهرگان متعلق به ایرانزمین است اما تاجیکستان نیز در دوران ایرانباستان بخشی از ایران بوده است. در عصر جدید بسیاری از بخشهای ایرانباستان تبدیل به کشورهای مستقلی شدند اما مبدا برخی از جشنهای سنتی مانند مهرگان، ایران است.
او افزود: با این همه تاجیکستان به برگزاری جشن مهرگان بسیار اهمیت میدهد و آن را هرساله برگزار میکند. دولت این کشور در حفظ و برگزاری مراسم مهرگان بسیار اهتمام میورزد. اما ایران کاملا برعکس آن عمل میکند. معانی گفت: دولت ایران بیشتر از آنکه به جشنهای مهم باستانی کشورمان توجه کند به دوران اسلامی اهمیت میدهد. به دلیل اینکه مهرگان متعلق به دوران باستان است، اهمیتی به آن نمیدهد. مهرگان جشنی است که بعد از دروی محصول توسط کشاورزان برگزار میشد و جزو مراسم کهن و دیرینه کشورمان است. او در رابطه با اینکه آیا ثبت جهانی مهرگان موجب میشود دولت به آن اهمیت بدهد و با برگزاری آن، گردشگران را به کشور جذب کند بیان کرد: ثبت جهانی مهرگان به عنوان میراث ناملموس میتواند از نابودی و فراموشی این جشن جلوگیری کند. از سوی دیگر برگزاری این جشن که در دوران ساسانیان شانزدهم مهرماه برگزار میشد، میتواند منجر به جذب توریستهای بینالمللی شود.
این مدرس باستانشناسی گفت: جشن نوروز به واسطه اینکه پادشاهان در آن روز اجازه دیدار مردم عادی را میدادند بسیار تجملاتیتر و باشکوهتر برگزار میشد اما جشن مهرگان را مردم عادی برای برداشت محصولاتشان برگزار میکردند.
در روایتها آمده است در عهد باستان و در روز مهرگان، پادشاه عوام را به حضور میپذیرفت و به شکایت آنان رسیدگی میکرد و امور مردم را سروسامان میداد؛ حتی در مواردی پند و اندرز بزرگان را میشنید و در اداره امور از آن بهره میگرفت.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد