1 - 10 - 2022
جهانی که کمدینهایش خودکشی میکنند
گروه فرهنگ- ساعت از ۱۱ گذشته بود و چشمانم به تلویزیون قفل شده بود. تبلیغاتش را چند روزی پخش میکردند. برایم تازگی داشت؛ اینکه حیوانات جنگل توی خیابان رم کنند و آب خانه را بگیرد. فیلم با صحنهای شروع شد که تا چند وقت تبدیل به کابوسهایم شد. پسری تاسی را پرت میکند و بعد توی جعبه بازی میرود. به جومانجی خوش آمدید. فیلم را تا همین امروز ۱۰ باری تلویزیون پخش کرده و من هر بار مشتاقتر از بار قبل به دیدنش نشستهام. تمام جنبههای فانتزی فیلم یک طرف، بازی رابین ویلیامز، نقش اول فیلم هم یک طرف.
امروز که از خواب بیدار شدم، شاید انتظار شنیدن همه چیز را داشتم به غیر از مرگ رابین ویلیامز؛ بازیگر محبوبم که انگار خودکشی کرده است. داستان غمانگیزی است، اینکه خیل عظیمی از بازیگران کمدی و طنزپردازان سینما آدمهای افسردهای هستند. امروز که خبر را شنیدم، مروری داشتم بر زندگی ویلیامز. او هم چند سالی با افسردگی دست و پنجه نرم کرده و گاهی هم اعتیادش به مواد مخدر را رسانهای کرده است.
نمیدانم، چهره شاداب و چشمان ریز و بازیگوشش را قبول کنم یا تصویری که امروز از او ساختم. مرد سالخوردهای که نشسته بر مبل خانهشان، سیگار دود میکند و چشمان بیروحش قفل شده به قرصهای ریز و درشت روی میز. جهان غمانگیزی است، آنقدر این روزها خبرهای بد و وحشتناک از دور و اطرافمان میآید که دیگر کسی مصون از افسردگی و ناراحتی و حتی خودکشی نیست حتی اگر آنکس رابین ویلیامز باشد؛ یکی از کمدینهای موفق سینمای آمریکا و هالیوود که توانسته در فیلمهایش لبخند به لب مخاطبانش بیاورد. در جومانجی پرجنب و جوش بود و در انجمن شاعران مرده متفاوت. نقش معلم مهربانی را داشت که عدهای جوان را رهبری میکرد. در بیخوابی مرموز بود و در خانم داوت فایر شگفتانگیزتر از همیشه، در نقش دایهای چاق و پیر. اما شاید خاطرهانگیزترین تصویری که از ویلیامز برایم مانده، در فیلمی است که هیچوقت نامش را یاد نگرفتم. نمیدانم چرا ولی آنقدر جذبش شده بودم که تصمیم گرفتم همان بار اولی که دیدمش در خاطرم بماند و دیگر سراغش نروم. ویلیامز در آن فیلم نقش پدری را داشت که دو فرزندش را در تصادف از دست داد و خودش هم بعد از مدتی که در کما بود، مرد. تصویری از ویلیامز در بهشت و رقصیدنش بین رودخانهای از رنگ و خانهای در ابرها. فرزندانش که به استقبالش آمدن و برایش جشن گرفتند. همان موقع زنش به خاطر افسردگی خودکشی کرد. حالا او باید در جهنم به سراغ زنش میرفت و او را باز میگرداند. تصاویری که در آن فیلم از جهنم دیدم همیشه در خاطرم هست و اما مجازات کسی که خودکشی کرده. حالا وقتی خودش را در چنین حالی تصور میکنم، اعصابم خردتر از همیشه میشود.
زندگینامه ویلیامز
رابین ویلیامز روز ۲۱ جولای سال ۱۹۵۲ در شیکاگو چشم به جهان گشود. ویلیامز سالهای کودکی خود را در شیکاگو، بلوم فیلد و میشیگان سپری کرد. پدرش رابرت مدیر یک شرکت سازنده اتومبیل فورد و مادرش (لوری) مدل لباس بود. هر وقت پدر در کار خود ترفیع میگرفت، آنها مجبور بودند به شهر دیگری نقل مکان کنند. وقتی به شهر دیترویت رفتند، آنها صاحب یک خانه بزرگ ۴۰ اتاقه! در یک مزرعه شدند ولی آن روزها برای رابین روزهای سختی بود. او درباره کودکی خود میگوید: «یک بچه قدکوتاه، خجالتی، چاقالو و تنها.» همکلاسیها همیشه او را اذیت میکردند و رابین برای اینکه در مسیر مدرسه با شکنجهگران خود روبهرو نشود، هر روز راه خود را عوض میکرد. او بیشتر اوقات در خانه تنها بود و خود را با ست کامل سربازان اسباببازیاش سرگرم میکرد.
در جوانی تبدیل به یک پسر ورزشکار شد. او عضو تیمهای کشتی و پیادهروی شد و دیگر یاد گرفته بود که چگونه بچههای دیگر را بخنداند. والدینش نمیتوانستند حس تنهایی او را برطرف کنند. پدرش رابرت اکثر اوقات بیرون از خانه بود و در ضمن رابین احساس میکرد از او میترسد. مادرش لوری هم اغلب بیرون بود و رابین در واقع توسط خدمتکار خانه بزرگ شد.
او میگوید با اینکه میدانستم دوستم دارند ولی بلد نبودند با من ارتباط عاطفی برقرار کنند. در واقع کار کمدی من از بچگی شروع شد؛ زمانی که سعی میکردم مادرم را بخندانم تا توجهش به من جلب شود. با خود میگفتم اگر مامانم را بخندانم همه چیز درست میشود ولی باز هم او همیشه با یک حس غریب کنار گذاشته شدن، بزرگ شد. حسی که خود ویلیامز از آن به عنوان «سندروم مرا دوست بدارید» یاد میکند.
پس از بازنشستگی زودهنگام پدر، خانواده او به کالیفرنیا و در نزدیکی سانفرانسیسکو مهاجرت کرد. پس از فارغالتحصیلی از دبیرستان در سال ۱۹۶۹ وارد کالج پسران کلرمونت شد و به تحصیل رشته علوم سیاسی و بازی فوتبال پرداخت.
فیلمشناسی ویلیامز
بازی او در فیلم «روز پدر» در سال ۱۹۹۷ با استقبال چندانی مواجه نشد ولی در همان سال ویلیامز با بازی در فیلم دیگری به نام «فلابر» که کاری از شرکت دیسنی و برگرفته از فیلم «پروفسور کمحافظه» (۱۹۶۱) بود، گام بلندی به سوی محبوبیت کامل در بین تماشاگران برداشت. سال ۱۹۹۷ برای ویلیامز خبر خوشی را نیز به همراه داشت و او در آن سال به خاطر بازی در فیلم «شکار با حسننیت» برنده جایزه اسکار بهترین هنرپیشه نقش مکمل شد. گفتنی است ویلیامز یک ستاره غیرمعمول در هالیوود است. یک هنرپیشه بااستعداد کمدی که میتواند احساس صمیمیت را به بیننده انتقال دهد و حالت رمانتیک را به زیبایی اجرا کند. در سال ۲۰۰۲ او در فیلم «مترجم» بازی کرد. جدیدترین فیلم او کمدی تلخی به نام «سپید بزرگ» است.
از فیلمهای اخیر ویلیامز میتوان به «خانه D» نوئل، نیویورکیها و اشراف اشاره کرد. سال ۲۰۰۶ شاید برای او سال مهمی باشد زیرا احتمالا شش فیلم او اکران خواهد شد. فیلمهای «شنوندگان شب»، «پاهای شادمان»، انیمیشن «امپراتور پنگوئن»، «شلوغی آگوست»، «مرد سال» و بالاخره «شبی در موزه».
پیامهای تسلیت بزرگان
باراک اوباما، رییسجمهور آمریکا در پیامی که صبح دیروز منتشر کرد، نوشت: رابین ویلیامز یک دکتر، نابغه، استاد، رییس و یک همهکاره بود. او در حیطه خود حرف اول را میزد. ویلیامز مثل یک غریبه وارد زندگیهای ما شد اما در آخر تمام المانهای روح بشری را به تسخیر خود درآورد.
رییسجمهور آمریکا در ادامه نوشت: او ما را گاهی به خنده و گاهی به گریه وامیداشت. او با سخاوت و گشادهرویی استعداد ذاتیاش را به همه آنهایی که نیازمندش بودند، میبخشید؛ از نظامیان آمریکایی در خارج از کشور تا افراد مستمند در خیابان. من به همراه خانوادهام تسلیت خود را به خانواده ویلیامز اعلام میکنم.
استیون اسپیلبرگ، کارگردان سرشناس آمریکایی در پیام خود نوشت: رابین یک توفان رعدآسا در زمینه نبوغ کمیک بود و خندههای ما تندبادی بود که به او نیرو میبخشید. من نمیتوانم باور کنم که او رفته است.
ران هاوارد، سینماگر معروف هالیوودی نیز در پیام خود آورده است: ما رابین را از دست دادیم، اولینبار وقتی او مجموعه تلویزیونی مورک B4 را میساخت شاهد نبوغ او بودم. او یک هنرمند برجسته و یک شخصیت شیرین بود.
فارست ویتاکر، بازیگر اسکاتلندی برنده اسکار نیز در پیامی نوشت: دنیا یک شخصیت ویژه را از دست داد. او به قلب ما نفوذ کرد، به ما خنده هدیه داد و کمک کرد تا ما درباره چیزهای غیرممکن فکر کنیم. من بسیار خوشحالم که توانستهام وارد دنیای او شوم. او این دنیا را با حضور خودش برای همیشه تغییر داد. افکار و دعاهای من تقدیم به خانواده او.
بن استیلر، کمدین آمریکایی نیز در پیامی نوشت: مهربانی و سخاوت ویلیامز همیشه مرا به فکر فرو میبرد. او همیشه با آنهایی که میخواستند با او ارتباط برقرار کنند مهربان بود. همیشه لبخند به لب داشت و برای خنداندن مردم همه کار میکرد. قبل از اینکه مردم فیلمهای او را ببینند او عوامل فیلم و بازیگران را به خنده وامیداشت. او دنیا را تحت تاثیر خود قرار داد.
جان تراولتا، بازیگر سرشناس هالیوودی نیز در پیام تسلیت خود نوشت: من انسان برجسته، خوشبیان و فکوری مثل ویلیامز را هرگز ندیدهام. تعهد او به عنوان یک هنرمند برای تغییر روحیه ما و خنداندنمان قابل مقایسه با هیچکس نیست. او عاشق مردم بود.کوین اسپیسی، بازیگر برنده اسکار نیز در پیامی نوشت: رابین ویلیامز دنیا را به خنده و تفکر واداشت، من او را همیشه به یاد خواهم داشت و به او افتخار خواهم کرد. او یک دوست، هنرمند و بزرگمرد بود که فقدانش همیشه احساس خواهد شد.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد