4 - 02 - 2021
حرمان هیرمانها
مهدیه بهارمست- سالهاست حیاتوحش و محیطزیست ایران حال خوشی ندارد، زیرا دیگر هیچ فرد دلسوزی در سازمان محیطزیست یافت نمیشود. اگر تنها یک نفر هم دلش به حال محیطزیست بسوزد، مسوولان بدون درنگ او را از کشور فراری میدهند. با این اوصاف هر از چندگاهی با رسانهای شدن خبر حیوانآزاری یا تلفشدن حیوانات باغوحشها، مردم نسبت به آن در فضای مجازی واکنش نشان میدهند تا بلکه صدای خود را به گوش مسوولان برسانند تا کسی چارهای برای آن حیوان بیچاره بیندیشد.
در دوران ریاست کلانتری بر سازمان محیطزیست بسیاری عملکرد او را در تضاد با وظایفش دانستهاند. تخریب حیات وحش، صدور مجوز شکار، بیتوجهی به گونههای در حال انقراض و بیتوجهی به مسائل زیستمحیطی تنها بخشی از پرونده پر ایراد کلانتری است چندین برنامه عمل ملی برای گونههای در معرض خطر کشور که در دست تهیه بودند عملا در سالهای اخیر رها شدند. اگرچه مدیران سازمان مدام از نداشتن بودجه کافی ناله میکنند اما اگر حیاتوحش برای رییس سازمان محیطزیست اولویت داشت به جای طرحهای خطرناکی همچون بایوجمی، دفاع مصرانه از تراریختهها یا همکاریهای شگفتانگیز با صنایع و معادن برای تخریب زیستگاهها، میشد با تنها اندکی از بودجه این طرحهای مخرب آن برنامههای عمل را سرپا نگه داشت و حتی به سرانجام رساند. به راستی چه بلایی بر سر حیاتوحش و محیطزیست ایران آمده است؟
تالاب میانکاله قتلگاه پرندگات مهاجر
گروه پرندگان در حالی از مناطق شمالی دریای کاسپین تا سیبری برای زمستانگذرانی به پناهگاه حیاتوحش و تالاب میانکاله مهاجرت میکنند، که به محض رسیدن به تالاب به دلایل مختلف جانشان را از دست میدهند. مرگ پرندگان پناهگاه حیاتوحش میانکاله همانند سال قبل که از اوایل بهمن ماه آغاز شده بود و منجر به تلف شدن حدود ۴۰۰۰۰ قطعه پرنده شده بود، دوباره در حال تکرار است. با این تفاوت که این بار هنوز علت مرگ آنها مشخص نیست و به گفته مدیرکل حفاظت محیطزیست مازندران ویروسی بودن بیماری منتفی است، پس علت مرگ پرندگان آنفلوآنزا نیست. در حال حاضر از چند روز گذشته تاکنون در حدود ۴۰۰ قطعه پرنده تلف شده از آبها جمعآوری شده است که متاسفانه روزبهروز بر تعداد تلفات افزوده میشود. پرندگان مانند چنگر و فلامینگو بیشترین تلفات را در این مدت داشتهاند. سال گذشته عواملی نظیر اثر سم بوتولیسم، رهاسازی سم توسط شکارچیان در تالاب و آلودگی آبهای ورودی به تالاب میانکاله مطرح شده بود که حدس کارشناسان بر وجود سم بوتولیسم در آب بیشتر مورد قبول قرار گرفت. وارد نشدن آب به تالاب میانکاله سبب ایجاد شرایط بیهوازی و تولید این سم شده است چرا که سدها و پمپاژها جلوی ورود آب به تالاب را میگیرند؛ این سم به علت پایین رفتن آب تالاب ایجاد میشود که یکی از دلایل آن آبگیری سدهایی نظیر سد گلورد هزارجریب بهشهر است که آب رودخانه این سد یکی از منابع تامین آب تالاب بوده است. نکته حائزاهمیت دفع غیراصولی پرندگان تلف شده در منطقه دپوی زباله شهرستان بندرگز بدون رعایت اصول بهداشتی است که توسط اداره دامپزشکی این شهرستان صورت گرفته است. اما حال بد حیاتوحش محدود به یک تالاب و یکگونه پرندگان نمیشود.
اسارت تنها شیر ایران
این روزها فیلمی از حال وخیم هیرمان در شبکههای مجازی دست به دست میشود. همان شیر ایرانی که ۱۲ اردیبهشت ۹۸ از بریتانیا به ایران منتقل شد تا ادامه دهنده نسل شیر ایرانی باشد. همان ابتدا هم نامش را از کامران به هیرمان تغییر دادند تا با هویت جدید، زندگی جدیدی را در ایران آغاز کند. زندگی جدید هیرمان در ایران با بیتوجهی و افسردگی گره خورده است؛ همانند دیگر حیوانات حیاتوحش ایران او هم به دلیل عدم رسیدگی مسوولان ذیربط مدتی است بیمار شده است. با وجود اینکه تست کرونای این شیر ایرانی منفی شد اما یکی از دامپزشکان معالج هیرمان از بیماری او خبر داد و گفت: «چهار شب پیش حال هیرمان به شدت بد شده بود و او در حال مرگ بود. به طوری که اگر به او رسیدگی نمیشد قطعا تلف میشد. اما به موقع او را از مرگ نجات دادیم.» این دامپزشک درباره نوع بیماری او گفت: «این شیر دچار عفونت شدید تنفسی شده بود و به نظر میرسید که بیماری او از چند ماه پیش آغاز شده است. از دهان و بینیاش چرک و خون میآمد و به دلیل حالت خفگی، داشت میمرد. بعد از بررسی نتیجه آزمایشها، درمان را با دادن داروهای آنتیبیوتیک آغاز کردیم و حال حیوان بهتر شد. اگر داروهای تجویز شده به طور مرتب داده شود و درمان ادامه یابد، قطعا حالش خوب خواهد شد.»
پیش از این شهابالدین منتظمی، مدیر کل دفتر حفاظت و مدیریت حیاتوحش سازمان محیطزیست درباره آخرین وضعیت هیرمان گفت بود که حال او «رو به بهبودی» است و افزود: «بر اساس گزارشی که اداره محیطزیست استان تهران به ما اعلام کرد، وضعیت هیرمان خیلی مورد حاد و نگرانکنندهای نبوده و حالا منتظر جواب آزمایشات هستیم تا علت بیحالی اینگونه ارزشمند مشخص شود.»
پرویز قندالی، مدیر باغوحش ارم نیز در مصاحبه دیگری تایید کرد که دامپزشکان همچنان منتظر جواب آزمایشات بالینی هیرمان هستند. او تاکید کرد که دامپزشکان تا رسیدن جواب آزمایش هیچ درمان خاصی را برای حیوان شروع نمیکنند. او با این حال گفت که این شیر نر از دیروز که آنتیبیوتیک مصرف کرده، تحرک بیشتری دارد و غذا میخورد.
پیگیر هستیم
در همین بین کاربران توئیتر با هشتگ savehirman تلاش میکنند صدای زجر و اسارت هیرمان را به باغوحش بریستول و جامعه جهانی حمایت از حقوق حیوانات برسانند. البته کاربران اینستاگرام هم بیکار ننشستند و در صفحه باغوحش بریستول بریتانیا در کامنتها همان هشتگ را نوشتند. با اوجگیری واکنشهای فعالان حقوق حیوانات باغوحش بریستول طی جوابیهای برای منتقدان نوشت: «ما از شنیدن اینکه کامران (معروف به هیرمان) حال خوبی ندارد نگران و ناراحتیم. هیرمان در آوریل ۲۰۱۹ باغوحش بریستول را ترک کرد و به یک شیر ماده در باغوحش ارم تهران برای تولید مثل ملحق شد. انتقال حیوانات بین باغوحشها تحت نظر انجمن اروپایی باغوحشها است و این نقل و انتقلات برای تجارت یا برای سود نیست. به عبارتی حیوانات هرگز خرید و فروش نمیشوند. ما امروز با همکاران خود در انجمن اروپایی باغوحشها صحبت کردیم تا اطمینان حاصل شود که سلامت و رفاه این حیوان در اولویت باشد و ما برای حمایت از همکاران خود در انجمن اروپایی باغوحشها تلاش خواهیم کرد. به عنوان یک جامعه باغوحش متهد هستیم که برای اطمینان از بهترین نتیجه ممکن برای حیوانات تحت مراقبت خود با هم همکاری کنیم و تیم دامپزشکی و تیم با تجریه نگهدارندگان و پشتیبان در اختیار تهران قرار دهیم.»
هیرمان تنها نمونه است!
این شیر ایرانی اولین و آخرین حیوانی نیست که به سرنوشتی تلخ در باغ وحشهای ایرانی دچارشده است. پیش از این هم اخبار و فیلمهای زیادی مبنی بر حال ناخوش حیوانات در باغ وحشهای ایرانی منتشر شده بود. آخرین نمونه اش مربوط است به ببر مادهای که آذرماه همین امسال در باغ وحش ارم مرد. البته علت مرگش بیماری نبوده، بلکه ببر نر با شکستن و تخریب حصار مجاور با محل نگهداری ببر ماده، وارد حریم او شده و بعد از درگیری، دچار صدماتی در قسمت نای شده که درنهایت به خفگی و مرگ او انجامیده است.
در حال حاضر باغ وحش ارم تهران ید طولانی در مرگ قلادههای ببر و شیر دارد. ۱۰ سال پیش یک قلاده ببر سیبری به این باغ وحش منتقل شده بود که بعد از چند روز تلف شد و علتش را ابتلا به بیماری مشمشه اعلام کرده بودند. مرگ آنها سوالاتی را درباره چرایی این اتفاق در ذهن مردم ایجاد کرده است. اصلا چه دلیلی دارد وقتی بستر مناسبی برای نگهداری این حیوانات ندارند، روی انتقال آنها به ایران اصرار کنند؟!
اما مشکل اساسی حیاتوحش چیست؟!
هیچگاه تا به امروز حال حیاتوحش ایران آنقدر بد نبوده است. به عقیده تمام فعالان محیطزیستی از زمانی که کلانتری به سازمان محیطزیست وارد شد، شمشیر را علیه حیاتوحش کشور بست. چندین برنامه عمل جامع گونههای مهم کشور بودجه دریافت نکرده و نیمهکاره رها شدند؛ پارسال تنها در یک ماه دهها هزار پرنده در میانکاله مردند و هنوز هم در حال جان دادن هستند؛ برای شکار ۲۰۰ هزار پرنده تنها در استان تهران مجوز صادر شد، گورخرها در سمنان به دست ماموران عیسی کلانتری حین جابهجایی تلف شدند، مالچپاشها دشتهای جنوب را سیاه کردند و محیطزیست جای آنکه جلویشان را بگیرد تاییدشان هم کرد، خرسهای شمال زیر ضربات چوب و چماق و به شکلی وحشیانه کشته شدند، و سرانجام در آخرین اقدام، تنها یوزهای موجود در اسارت کشور با اقدامی عجولانه و پنهانی، بدون حضور کارشناسان و رسانهها و به شکلی بسیار خطرناک هدف دارتهای بیهوشی قرار گرفتند تا با جعبههای غیراستاندارد جابهجا شوند. دهها نفر فعال محیطزیستی بازداشت شدند. شاید اگر افرادی که دلسوز حیاتوحش هستند سرکار بودند یا حداقل در زندان به سر نمیبردند حالا نگران جان هیرمان تنها شیر ایرانی نبودیم.
شکارچیان متولی حیاتوحش
زمانی که کلانتری سعید نمکی را به عنوان مشاور ویژه خود در امور حیاتوحش برگزید فعالان محیطزیستی اعتراض کردند. فعالان محیطزیست از سالها پیش نمکی را به عنوان یک شکارچی فعال و مدافع سرسخت شکار میشناختند و چنین فردی قرار بود سیاستهای سازمان متولی حیاتوحش کشور را جهتدهی کند. اگرچه با رفتن نمکی به وزارت بهداشت شاید هیچکس به اندازه محیطزیستیها شادمان نشد اما سیاستهای او در سازمان ادامه یافت.
تنها در یک نمونه در دوره مدیرکلی کیومرث کلانتری بر محیطزیست استان تهران، تصمیم گرفته شد در این استان به میزان «نامحدود» پروانه شکار پرنده صادر کنند. آنگونه که یک منبع آگاه در سازمان محیطزیست اعلام کرد هر متقاضی که با اسلحه مجاز به اداره کل حفاظت محیطزیست استان تهران مراجعه کند میتواند مجوز شکار پرنده دریافت کند، بیآنکه هیچ محدودیتی در تعداد پروانههای صادر شده وجود داشته باشد. بیش از دو هزار متقاضی شکار پرنده تنها در روزهای نخست، از این اداره کل مجوز گرفتند و با حسابی سرانگشتی میشد محاسبه کرد که تا پایان بهمن ماه، بیش از ۲۰۰ هزار پرنده از آسمان استان تهران حذف میشوند.
اگرچه کیومرث کلانتری از اداره کل محیطزیست استان تهران رفت اما مقامی بالاتر یافت. فردی که دستور صدور مجوز نامحدود برای شکار صادر کرده بود به عنوان معاون طبیعی سازمان محیطزیست یعنی بالاترین مقام مسوول در زمینه حیاتوحش کشور پس از کلانتری برگزیده شد. فردی که البته همچنان بر سر کار است و حواشی حضورش در این معاونت هر روز با ضربه تازهای به حیاتوحش کشور همراه بوده است.
محیطزیست برای دولت اهمیت ندارد
در همین راستا محمد درویش فعال محیطزیستی در خصوص رفتارهای تکراری مسوولان درباره نابودی حیوانات باغوحشها به «جهانصنعت» گفت: متاسفانه جان باختن حیوانات در باغوحشها موضوع جدیدی نیست. چه بسا سالها پیش زمانی که میخواستند ببرهای هیرکانی را در میانکاله آزادسازی کنند، آنها را از بین بردند. اگر چه ما در خصوص نابودی حیوانات ید طولانی داریم، به طور مثال در حکومت پهلوی تعدادی شیر یال کوتاه از هند به ایران آوردند و در ارژن آن را رها کردند که متاسفانه بعد از چند هفته لاشه آنها را در آنجا پیدا کردند. به همین مناسبت باید بگوییم متاسفانه نابودی هرمان هم آخرین بار ما نخواهد بود. باز هم با اصرار مسوولان حیوان نایاب و بیگناهی را به ایران میآورند تا به بدترین شکل آن حیوان زبان بسته را شکنجه دهند و در آخر او از افسردگی و سوءتغذیه جان ببازد.
وی افزود: امروزه هر مدیری که دارای منصب و جایگاهی در سازمان محیطزیست میشود، ابتدا تصور میکند ویرانهای را به ارث برده است. به همین دلیل بدون همکاری و مشورت با دیگران تنها برای خودنمایی و رو کردن برگ برنده آن ویرانه را با خاک یکسان میکند. در حوزه محیطزیست مصیبت پشت مصیبت روانه ما میشود. مدتها پیش با همکاری جمعی از فعالان محیطزیستی پویشی به نام دولت محیط نیستی در تضاد با حرفهای دولت تشکیل دادیم. ۱۰ هزار نفر آن را امضا کردند. از قضا صدای ما به گوش ربیعی هم رسید و مطالبات ما را گوش کرد و در آن جلسه نا خواستار تغییر کلانتری به عنوان رییس سازمان بودیم ولی تا به امروز تغییری در رفتارهای دولت در خصوص محیطزیست رخ نداده است.
این فعال محیطزیست با تاکید بر اینکه کلانتری رییس مناسبی برای سازمان نبود، بیان کرد: از وقتی که کلانتری شد رییس سازمان محیطزیست حال حیاتوحش و محیطزیست بدتر شد. متاسفانه با صدها خلافی که او در سازمان انجام داده اما تاکنون کسی او را مورد بازخواست قرار نداده است. با وجود تمام این موضوعات در این هشت ساله دولت تدبیر و امید هیچ ارزشی برای محیطزیست قائل نشده است. این در حالی است که مدام جلوی پای فعالان محیطزیست سنگاندازی میکند. من به عنوان یک فعال محیطزیست در حد خودم برای حفظ گونههای جانوری و مراتع و تالابها هر روز بدون چشم داشتی، فعالیت میکنم تا روزی تمام این تلاشهای ما به ثمر بنشیند. تاکنون تالابهای زیادی را به کمک دیگر فعالان نجات دادیم و موقعیتهای زیادی را در این راه کسب کردیم. برای کسب مطالبات بیشتر در این راه باید صبور، شجاع و پیگیر بود.
درویش اظهار کرد: این روزها به کمک رسانهها آگاهی مردم بیش از گذشته شده و همین امر نشاندهنده آیندهای روشن برای محیطزیست ایران است. خوشبختانه با هر اتفاقی مردم در شبکههای مجازی واکنش نشان میدهند. وقتی حال هیرمان وخیم شد مردم با اعتراضهایی که کردند، سبب شدند تا فرمانداری با سازمان محیطزیست تماس بگیرد تا آنها سریعا کمیتهای برای پیگیری حال هیرمان بفرستند. این موضوع نشاندهنده قدرت و همکاری مردم است. حالا با شنیدن صدای اعتراضات مردم طبق شیوهنامه انجمن باغوحشها حفاظت از محیطزیست مقید است کارشناسان خبرهای را برای پایش عملکرد باغوحش یادشده بفرستد و مراتب را به انجمن گزارش دهند. در حالی که نظارتی بر عملکرد باغوحشها در ایران وجود ندارد به همین دلیل هر فردی به خودش اجازه میدهد باغوحش احداث کند تا از سود پشت پرده آن یعنی قاچاق تولههای حیوانات استفاده کند.
وی در آخر بیان کرد: متاسفانه محیطزیست برای دولت و رییس سازمان آن هیچ اهمیتی ندارد. با این همه هنوز مانده تا ریاست این تهدید یکنفره علیه حیاتوحش کشور، بر سازمان متولی حیاتوحش کشور پایان یابد. هنوز باید به تماشا نشست تا معلوم شود کلانتری چه نقشهای برای گنجینه غنی، دیرین و ارزشمند حیاتوحش کشور که نفسهای پایانی را میکشد دارد.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد