18 - 04 - 2020
حفظ مزیت رقابتی با نوآوری
یاسر مقسم – اهمیت نوآوری در دنیای پرشتاب و متحول کنونی بر کسی پوشیده نیست. نوآوری در فناوری برای شرکتهایی که مایل به توسعه و حفظ مزیت رقابتی یا ورود به بازارهای جدید هستند، اجتنابناپذیر است. بر اساس مطالعات اخیر اگر یک سازمان نتواند نوآوری خود را حفظ کند، با شکست مواجه خواهد شد. یافتههای تحقیق حاکی از آن است که نوآوریها در فناوری شامل توانایی کارآفرینی، زیرساخت فناوری و فرهنگ و جو سازمانی بر عملکرد محصول، عملکرد فروش و عملکرد نوآوری شرکتهای تولیدی، تاثیر مثبت دارد و همچنین بیشترین تاثیر روی توسعه کسبوکارها به ترتیب مربوط به عملکرد نوآوری، عملکرد محصول و عملکرد فروش است.
کسبوکارهای کوچک و متوسط ستون فقرات اقتصادی جامعه به شمار میروند زیرا موجب اشتغال، تولید، صادرات، کاهش فقر، توان اقتصادی و توسعه اقتصادی میشوند. بازار به سرعت در حال تغییر، فناوری بیوقفه در حال تکثیر، عمر رو به کاهش فناوری و چرخه پرشتاب نوآوری، محیطی بسیار پرفشار و آشفته برای شرکتها ایجاد کرده است. بقا در چنین محیطی تنها با تکیه بر نوآوری در حوزههای محصول و فرآیند، ناکافی است و مستلزم نوآوری در زمینههای مختلف کسبوکار است. از همین رو تلاش بسیاری از شرکتهای بزرگ، تبدیل نوآوری فناوری به نوآوری مدل کسبوکار است؛ اقدامی که موجب شده سرعت کسب مزیت رقابتی دوچندان شود. این اقدام مبتنی بر این فرض است که نوآوری مدل کسبوکار، عاملی کلیدی در به کارگیری کارآمد و موثر نوآوری در فناوری است و درجه نوآوری مدل کسبوکار بر بقای شرکتهای جدید تاثیر مستقیم دارد.
تحقیقات نشان داده نوآوری در شرکتهای کوچک و متوسط با ویژگیهای کارآفرینی و قابلیتهای نیروی کار همراه است. در شرایط کنونی، این شرکتها میتوانند به دنبال خلق فرصتهای بیشتری برای گسترش و تنوع در بخشهای صنعتی باشند. برای ورود به بازارهای جدید و حفظ رقابت در بازارهای موجود، شرکتها باید تمرکز خود را از روشهای سنتی به روشهای نوآورانه تغییر دهند. شرکتها به منظور حفظ ارزش ایجاد شده در سطح قبلی یا تلاش برای افزایش سطح ایجاد ارزش، تصمیم به پیادهسازی نوآوری در مدل کسبوکار خود میگیرند.
نواکوسکا گرانت (۲۰۱۴) اشاره میکند که انواع مختلف مفاهیم نوآوری، بازتابدهنده تقاضای متفاوت بازار است بنابراین ایجاد مزیت رقابتی میتواند از طریق اجرای راهحلهای جدید در حوزه محصولات، فناوری و سازماندهی شرکت به دست آید. سینگ و همکاران (۲۰۱۷)، نشان میدهند که قابلیتهای کارآفرینی، قابلیتهای زیرساخت فناوری و ابتکارات دولتی مهمترین تسهیلات برای شرکتهای کوچک و متوسط هستند. در طول سه دهه گذشته نتایج تحقیقات نشان داده سازمانها، کارآفرینی سازمانی را به عنوان یک عامل مهم رشد بالقوه با دانش سازمانی خود درمیآمیزند تا از این طریق افزایش درآمد، افزایش سودآوری، بهبود شدت رقابت و نوآوری را تسهیل کنند. کارآفرینی سازمانی نقش بسیار مهمی در توانمندسازی فناوری اطلاعات و نوآوری جهت یکپارچهسازی منابع و استراتژیهای سازمان دارد و از این طریق موجب ارتقای عملکرد سازمانی میشود. افزایش سرعت تغییر محیط کسبوکار منجر به افزایش وابستگی به فناوری اطلاعات و ارتباطات برای دستیابی به رقابت، بهبود سودآوری و موفقیت در بازار پویای امروز شده است. فناوری اطلاعات محرک نوآوری است. از این رو تمامی سازمانها تمایل دارند برای به دست آوردن کارایی بهتر و بالاتر، مبتنی بر فناوری طراحی شوند.
ژانگ و همکاران (۲۰۱۶) معتقدند نوآوری در مدل کسبوکار را میتوان برای به دست آوردن مزیت رقابتی مورداستفاده قرار داد کسبوکارهای کوچک و متوسط با در اختیار داشتن ترکیبی متمایز و منحصربهفرد از منابع انسانی و مالی، حمایتهای اجتماعی و زمینههای آموزشی و فرهنگی، بهترین و قویترین عوامل برای پشتیبانی از جریان کارآفرینی به شمار میروند. در ایران نیز کسبوکارهای کوچک و متوسط نقش بسزایی در توسعه و رشد اقتصادی ایفا میکنند. مفاهیم تحقیق و توسعه با رویکرد فناورانه و نوآوری بیان میشود و عواملی همچون انتقال فناوری، مدلهای پیادهسازی نوآوری و مدیریت شبکه نوآوری، جزو مهمترین مباحث تحقیق و توسعه است. نوآوری در فناوری برای شرکتهایی که مایل به توسعه و حفظ یک مزیت رقابتی یا ورود به بازارهای جدید هستند، اجتنابناپذیر است و دلایل اصلی نوآوری در شرکتهای کوچک و متوسط، بهبود کیفیت، بهبود شکل و ابعاد محصول، کاهش هزینهها، افزایش دامنه محصولات و پاسخگویی به چالشهای بازار است.
راهاندازی کسبوکارهای کوچک و متوسط در بسیاری از کشورها به ویژه کشورهای در حال توسعه از جمله ایران به عنوان یک رویکرد راهبردی محسوب میشود و لزوم توانمندسازی بخش خصوصی، رقابتپذیری اقتصاد و تقویت بخش خصوصی را جهت توسعه فعالیتهای اقتصادی ضرورت میبخشد و همچنین کارآفرینی و ایجاد کسبوکارهای کوچک و متوسط به عنوان موتور محرکه توسعه اقتصادی و اجتماعی، نقش اساسی در فرآیند توسعه جوامع دارند. بنابراین با توجه به قرار گرفتن ایران در شرایط تحریم اقتصادی، فعالسازی بنگاههای اقتصادی درون کشور برای توسعه اقتصادی بسیار حائز اهمیت هستند؛ بنابراین مساله اساسی در مدیریت معاصر، خلق مدل کسبوکاری است که منجر به ایجاد ارزش شود، دستیابی به ثبات در محیط آشفته را ممکن سازد و به موفقیت در بازار کمک کند. بنابراین مدل کسبوکار جامع، پویا و نوآورانه در حال تبدیل شدن به عامل مهم خلق ارزش برای بنگاههای اقتصادی است. اما با وجود آگاهی به اضطرار توسعه کسبوکارهای کوچک و متوسط به عنوان بزرگترین فعالان اقتصادی، چگونگی دستیابی به توسعه این کسبوکارها به ویژه در بازار رقابتی محصولات داخلی و خارجی که در حال حاضر با آن مواجه هستیم، مورد توجه قرار نگرفته است. تحقیقات بسیار اندکی در راستای توسعه کسبوکارهای کوچک و متوسط براساس قابلیتهای داخلی این شرکتها بدون چشمداشت به حمایتهای دولتی صورت گرفته است که در این تحقیق برآنیم تا با ارائه مدلی جامع از عوامل داخلی موثر بر توسعه کسبوکارهای کوچک، گامی موثر در ارتقای اقتصاد کشور با تکیه بر توان داخلی شرکتها برداریم. از این رو تمامی کسبوکارهای کوچک و متوسط میتوانند با شناخت عوامل موثر بر توسعه، عوامل فناوری و نوع عملکرد خود و با تکیه بر نوآوریها و ایجاد مزیت رقابتی و کاهش انتظار از حمایتهای دولتی در کنترل کیفیت بازار و نرخ محصولات به توسعه هر چه بیشتر دست یابند. بنابراین در این تحقیق به دنبال پاسخگویی به این سوال خواهیم بود که چگونه میتوان به توسعه کسبوکارهای کوچک و متوسط با تاثیرگذاری نوآوری در فناوری و عملکرد شرکت دست یافت؟
پیشینه پژوهش
در حال حاضر سیر تحولات جهانی، کارآفرینان را در خطمقدم توسعه فناوری و توسعه اقتصادی قرار داده است. تجربه موفقیتآمیز اغلب کشورهای پیشرفته و نیز برخی از کشورهای در حال توسعه در عبور از بحرانهای اقتصادی به واسطه توسعه کارآفرینی در آن کشورها، موجب شده تا سایر کشورها نیز برای کارآفرینی، کارآفرینان و شکلگیری کسبوکارهای نوآوران اهمیت خاصی قائل شوند. مفاهیم تحقیق و توسعه با رویکرد فناوری و نوآوری بیان میشود و عواملی همچون انتقال فناوری، مدلهای پیادهسازی نوآوری و مدیریت شبکه نوآوری فناوری، جزو مهمترین مباحث تحقیق و توسعه است.
ظرفیت نوآوری عامل واسطهای است که عوامل محرک و انگیزههای نوآورانه را به خروجیهایی مثل نوآوری در محصول و فرآیند تبدیل میکند (پاراجوجو و احمد، ۲۰۰۶). نوآوری یک منبع کلیدی مزیت رقابتی برای سازمانهاست که سبب میشود آنها تواناییهایشان را توسعه دهند، به گونهای که از عملکرد بلندمدت کسبوکار پشتیبانی کنند (چن و همکاران، ۲۰۰۹). نوآوری در ایجاد بازار جدید برای محصولات موجود و محصولات جدید برای بازارهای موجود، نقش دارد و کاربرد فناوریها را افزایش میدهد (رحمانی و رضایی، ۱۳۹۴).
براساس ادبیات تحقیق فرضیههای زیر پیشنهاد میشود:
فرضیه ۱: توانایی کارآفرینی بر عملکرد محصول تاثیرگذار است.
فرضیه ۲: توانایی کارآفرینی بر عملکرد نوآوری تاثیرگذار است.
فرضیه ۳: توانایی کارآفرینی بر عملکرد فروش تاثیرگذار است.
فناوری اطلاعات از دو واژه اطلاعات و ابزارهایی که ما را در ضبط، ذخیرهسازی، پردازش، بازیابی، انتقال و دریافت اطلاعات یاری میرساند. این فناوری بر بهینهسازی و پشتیبانی سیستمهای فعال با محوریت اطلاعات و دانش تاکید دارد (گودرزی، ۱۳۸۷). اکثر مطالعات به این نتیجه رسیدهاند که قابلیتهای زیرساخت فناوری بر بهرهوری و کارایی تاثیر مثبت میگذارد. موفقیت نوآوری در فناوری، نهتنها به قابلیتهای زیرساخت فناوری بستگی دارد بلکه به سایر قابلیتهای حیاتی همچون تولید، بازاریابی، سازمان، برنامهریزی استراتژیک، یادگیری و تخصیص منابع نیز وابسته است (سینک، ۲۰۱۷).
از مهمترین مولفههای شکلدهنده مفهوم فناوری اطلاعات میتوان به فرهنگ تولید اطلاعات، اطلاعاتگرایی، جمعآوری اطلاعات، خلاصهسازی اطلاعات، تحلیلگری، حساسیت اطلاعاتی، پردازشگری، تفکر شبکهای، بهینهسازی، یکپارچهسازی، پژوهشنگری، روشسازی، ذخیرهسازی و انتقال اطلاعات اشاره کرد. به طور کلی فناوری مجموعهای از فرآیندهای ساخته شده و تجهیزات مربوط به انجام عملیات است که مبتنی بر آخرین دستاوردهای اطلاعاتی است (مومنپور، ۱۳۸۲).
بر اساس ادبیات تحقیق فرضیههای زیر پیشنهاد میشود:
فرضیه ۴: زیرساخت فناوری بر عملکرد محصول، تاثیرگذار است.
فرضیه ۵: زیرساخت فناوری بر عملکرد نوآوری تاثیرگذار است.
فرضیه ۶: زیرساخت فناوری بر عملکرد فروش تاثیرگذار است.
ادبیات فرهنگ و جو سازمانی به موضوعات مهم مربوط به تاثیر تعاملات اجتماعی در کسبوکارها میپردازد (شاپیرو، ۲۰۱۷). سازمان نوآور باید از نظر جوی متفاوت از سازمانهای دیگر باشد. عامل همترازی به معنی همراستایی اهداف کلیدی سازمان با علایق و فعالیتهای اعضای سازمان، به عنوان یکی از کلیدیترین مفاهیم جو سازمانی، در ارتقای نوآوری در سازمان موثر است (کالینز و پاروس، ۲۰۰۳). در کسبوکارهای کوچک و متوسط، مدیران درک درستی از فعالیت و فرآیندهای کاری داشته و نیازها و خواستههای مشتریان را شناسایی میکنند. آنها در مورد نقاط قوت و ضعف محصولات و خدمات شرکت و همینطور نقاط قوت و ضعف رقبای خود آگاهی دارند (سینگ، ۲۰۱۷). چهار عامل تامین مالی و نهادههای تولیدی، حمایتی و ترغیبی، آموزشی و مهارتی و عوامل فرهنگی و اجتماعی را عوامل موثر بر توسعه کسبوکارهای کوچک بیان معرفی کردند. براساس نتایج تحقیقات فانگرود و همکارانش (۲۰۱۷)، برای تنظیم دستورالعملهای کارآفرینان برای ایجاد نوآوری در بنگاهها، ایجاد یک فرهنگ و رفتار یادگیری در سازمان بسیار حیاتی است.
بر اساس ادبیات تحقیق فرضیههای زیر پیشنهاد میشود:
فرضیه ۷: فرهنگ و جو سازمانی بر عملکرد محصول تاثیرگذار است.
فرضیه ۸: فرهنگ و جوسازمانی بر عملکرد نوآوری تاثیرگذار است.
فرضیه ۹: فرهنگ و جو سازمانی بر عملکرد فروش تاثیرگذار است.
توسعه کسبوکار به تصمیمها، فعالیتها و کارهایی گفته میشود که منجر به بهتر شدن کسبوکار میشود. توسعه کسبوکار شامل افزایش درآمد، بالا بردن سود، پیدا کردن شرکای جدید، ایجاد بازاری جدید و گرفتن تصمیمهای استراتژیک است (گولم بیویسکی، ۲۰۱۷).
سازوکارهای توسعه کسبوکارها مجموعه راهکارهایی است که توسعه کسبوکارهای کوچک و متوسط را در یک جامعه تسهیل میکند و شرایطی را برای کارآفرینان فراهم میسازد تا بتوانند موقعیت رقابتی خود را در بازار بهبود بخشند (کریمی و همکاران، ۱۳۹۲). در این میان افراد کارآفرین هر جامعه نقش اصلی را در ایجاد این کسبوکارها ایفا میکنند و کارآفرینی ابزاری نیرومند برای شناخت فرصتهایی است که بهرهگیری از آنها میتواند باعث رفع مشکلاتی همچون اشتغال، کمبود نیروی انسانی خالق و پویا، پایین بودن بهرهوری، کاهش کیفیت محصولها و خدمات، رکود اقتصادی و افزایش رقابت شود (لنداستورم، ۲۰۰۵). براساس الگوی مفهومی دیدهبان جهانی کارآفرینی، سازوکارهایی که به ایجاد و توسعه کسبوکارهای جدید کمک میکنند عبارتند از: تامین مالی، سیاستهای دولت، برنامههای دولت و آموزش و تربیت (رینولدز و همکاران، ۲۰۱۰). نوآوری میتواند در سه محدوده کلی محصولات، فرآیندها و سازمانها ایجاد شود. ایده محصول یا فرآیند، سیستم یا ابزاری است که برای افراد، گروهی از افراد یا شرکتها، یک بخش صنعتی یا یک جامعه به عنوان یک کل جدید به نظر میرسد (محمدی و همکاران، ۱۳۹۳).
خاشعی و همکاران (۱۳۹۵) اظهار داشتند که نوآوری باز، اثر واسطهای در رابطه سکون سازمانی و نوآوری مدل کسبوکار و همچنین رابط سکون سازمانی و عملکرد این شرکتها میگذارد. بر اساس تحلیلهای صورت گرفته توسط ولو (۲۰۱۵) بقای شرکتهای جدید با درجه بالای نوآوری در مدل کسبوکار در بلندمدت بیش از شرکتهای جدید با درجه متوسط نوآوری در مدل کسبوکار است. یکی از بخشهایی که میتواند در بهبود وضعیت سازمانها و کشور تاثیر بسزایی داشته باشد، صادرات است. باید به این نکته مهم توجه کرد که بازارهای بینالمللی بسیار پویا و رقابتی هستند و عدم نوآوری در آن به منزله خارج شدن از بازار است. اکثر تولیدکنندگان در بازارهای کشور به شدت با کمبود استراتژیهای نوآوری در برنامههای خود روبهرو هستند به طوری که با ورود به کارگاهها و کارخانهها دیده میشود که تولیدات به همان نوع گذشته انجام میشود و تغییری در نوع تولیدات و مراحل ساخت آنها دیده نمیشود (رحیمنیا و همکاران، ۱۳۹۷).
بسیار اندک از تحقیقات گذشته به ارتباط بین عملکرد و توسعه کسبوکارها پرداختهاند. از این رو این تحقیق به بررسی ابعاد عملکرد کسبوکار با توسعه کسبوکار میپردازد که بخش نوآورانه تحقیق تلقی میشود.
براساس ادبیات تحقیق فرضیههای زیر پیشنهاد میشود:
فرضیه ۱۰: عملکرد محصول بر توسعه کسبوکار تاثیرگذار است.
فرضیه ۱۱: عملکرد نوآوری بر توسعه کسبوکار تاثیرگذار است.
فرضیه ۱۲: عملکرد فروش بر توسعه کسبوکار تاثیرگذار است.
مدل مفهومی زیر جهت توسعه کسبوکارهای کوچک و متوسط با تاکید بر نقش نوآوری در فناوری طراحی شده است. براساس مطالعات گستردهای که توسط محققین مختلف انجام شده است، سه طرح نوآوری در زمینه فناوری از جمله: «تواناییهای کارآفرینی، قابلیتهای زیرساخت فناوری و فرهنگ و جو محیطی» به عنوان متغیر مستقل برای پژوهش حاضر انتخاب شدهاند. در این مطالعه، عملکرد شرکتهای تولیدی با استفاده از سه شاخص «محصول، نوآوری و فروش» اندازهگیری میشود. آنچه در این مدل جنبه نوآوری دارد بحث ارتباط نوآوری در فناوری و عملکرد کسبوکارهای کوچک و متوسط با توسعه این نوع کسبوکارها به معنای افزایش تولیدات فناورانه، ارتقای صادرات، افزایش درآمد و ارزشافزوده است که در تحقیقات داخلی و خارجی به سنجش تاثیر انواع عملکرد شرکتهای تولیدی (عملکرد محصول، عملکرد نوآوری و عملکرد فروش) بر توسعه کسبوکارها کمتر پرداخته شده است، بنابراین در این تحقیق پاسخ به این پرسش که چگونه نوآوریهای فناورانه و انواع عملکرد شرکتهای تولیدی میتواند به توسعه کسبوکارها بپردازد، بابی نوین در شیوه توسعه کسبوکارها ایجاد خواهد کرد.
روش پژوهش
روش پژوهش حاضر توصیفی است زیرا به توصیف متغیرها پرداخته است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی به شمار میرود زیرا نتایج حاصل از تحقیق در شرکتهای صنعتی و تولیدی، کاربرد دارد که به روش پیمایشی انجام شده است. مهمترین مزیت پژوهشی پیمایشی، قابلیت تعمیم آنهاست. جامعه آماری پژوهش حاضر، تمامی شرکتهای فعال شهرک صنعتی استان گلستان است که حجم این جامعه تعداد ۴۳۰ شرکت بوده که برای تعیین تعداد نمونه بر اساس فرمول کوکران تعداد ۲۰۳ شرکت به صورت تصادفی ساده در سطح اطمینان ۹۵ درصد انتخاب شدند که از ۲۰۳ پرسشنامه جهت نظرسنجی از مدیر ارشد هر شرکت استفاده شده است. برای سنجش سوالها از مقیاس پنج گزینهای لیکرت استفاده شده که یکی از رایجترین مقیاس یا اندازهگیری به شماره میرود.
یافتههای پژوهش
برای تحلیل دادههای تحقیق از روش مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی و اسمارت پیالاس استفاده شد. نرمافزارهایی که از مدلسازی معادلات ساختاری بر پایه این روش آماری استفاده میکنند، نسبت به وجود شرایطی مانند همخطی متغیرهای مستقل، نرمال نبودن دادهها و کوچک بودن نمونه سازگار هستند.
پس از انجام دادن تحلیل عاملی تاییدی مشخص شد که تمامی گویهها دارای بار عاملی بالاتر از مالک ۴/۰، متوسط واریانس استخراج شده بالای ۷/۰ و پایایی مرکب بالای ۵/۰ هستند که نشان از مناسب بودن این معیار و پایایی مناسب مدلهای اندازهگیری دارد. روایی واگرای قابل قبول یک مدل بیانگر آن است که یک سازه در مدل، نسبت به سازههای دیگر تعامل بیشتری با شاخصهایش دارد. وایی واگرا وقتی در سطح قابل قبولی است که AVE برای هر سازه بیشتر از واریانس اشتراکی میزان بین آن سازه و سازههای دیگر در مدل باشد. بررسی این امر توسط ماتریسی صورت میگیرد که خانههای این ماتریس حاوی مقادیر ضرایب همبستگی بین سازهها و جذر مقادیر AVE مربوط به هر سازه است. بر اساس نتایج همبستگیها و جذر AVE که روی قطر جدول قرارداد شد، میتوان روایی واگرای مدل را در سطح سازه ازنظر معیار فورنل- لارکر نتیجه گرفت.
همبستگیهای میان متغیرهای مکنون و مقادیر AVE
پس از سنجش روایی و پایایی مدل اندازهگیری، مدل ساختاری از طریق روابط بین متغیرهای مکنون ارزیابی شد، در پژوهش حاضر از دو معیار ضریب تعیین (R2) و ضریب قدرت پیشبینی (Q2) استفاده شده است. R2 معیاری است که نشان از تاثیر یک متغیر برونزا بر یک متغیر درونزا دارد و سه مقدار ۱۹/۰، ۳۳/۰ و ۶۷/۰ به عنوان مقدار مالک برای مقادیر ضعیف، متوسط و قوی R2 در نظر گرفته میشود. نتایج پژوهش نشان میدهد که با توجه به سه مقدار ملاک، میتوان مناسب بودن برازش مدل ساختاری را تایید کرد. پس از برازش بخش اندازهگیری و ساختاری مدل پژوهش حاضر، به منظور کنترل برازش کلی مدل از معیاری با عنوان GOF استفاده شد که سه مقدار۰۱/۰، ۲۵/۰ و ۳۶/۰ به عنوان مقادیر ضعیف، متوسط و قوی برای آن معرفی شده است. نتایج مدل نشان داد که مقدار به دست آمده برای GOF، ۵۲۷/۰ بوده و به این ترتیب برازش کلی مدل در حد قوی تایید میشود. پس از بررسی برازش مدلهای اندازهگیری و مدل ساختاری و داشتن برازش مناسب مدلها، فرضیههای پژوهش، بررسی و آزمون شد. در ادامه نتایج ضرایب معناداری برای هر یک از فرضیهها، ضرایب استاندارد شده مسیرهای مربوط به هر یک از فرضیهها و نتایج حاصل از بررسی فرضیه در سطح اطمینان ۹۵ درصد در جدول «آزمون فرضیههای پژوهش» ارائه شده است.
نتیجهگیری و پیشنهادها
پژوهش حاضر با هدف شناخت نقش تاثیرگذار نوآوری در فناوری و عملکرد شرکت بر توسعه کسبوکارهای کوچک و متوسط اجرا شد که در ادامه، نتایج به تفسیر بیندیشیده است. بر اساس نتایج حاصل از تحقیق، توانایی کارآفرینی به ترتیب بیشترین تاثیر را بر فرآیند نوآوری و عملکرد محصول دارد. از این رو توانایی کارآفرینی میتواند در ارائه محصولات جدید با فناوری بالا، توانایی به دست آوردن فرصت بازار، تحقیق و توسعه و رهبری فناوری، اثرگذار باشد که با دستیابی به این توانایی، زمان آغاز ایده تا راهاندازی آن، میتواند کاهش پیدا کند. هزینه تولید پایین میآید و نسبت سود محصولات به دلیل استفاده از فناوری افزایش یافته و به این ترتیب چرخه عمر محصولات نیز، بهبود مییابد و همچنین شرکتها با استفاده از ساختار پاداش رسمی برای انگیزه کارکنان و ارتقای توانایی کارآفرینی در آنان میتوانند عملکرد نوآوری را ارتقا بخشند، یعنی فرآیند جدید نوآوری به عنوان نتیجه ابتکارات فناوری پیادهسازی شده و از این طریق محصولات جدید ارائه شود.
از طرفی با تحقیق و توسعه و رهبری فناوری از سوی کارآفرینان، ویژگیهای فنی محصول بهبودیافته و محصولات جدید با فناوری بالا افزایش مییابد که همین امر میتواند در به دست آوردن فرصتهای بازار و فعالیتهای تجاری اثرگذار باشد، اما تاثیر توانایی کارآفرینی بر عملکرد فروش تایید نشده است. از این رو پیشنهاد میشود برنامههای توجیهی و آموزشی مناسب برای کارکنان، جهت نهادینه کردن گرایش به کارآفرینی در بین کارکنان سازمان و همچنین برنامههای تشویقی و تنبیهی مناسب برای کارکنان، جهت سو دادن آنها به سمت کارآفرینی گرایی و همچنین اعمال تفاوت در پاداش و مزایای مادی و معنوی سازمانی بین کسانی که با تفکر و خلاقانه کار میکنند نسبت به کسانی که شیوههای متداول را در انجام کارها پیش میگیرند، اجرا شود.
زیرساخت فناوری ابتدا با تاثیرگذاری بر فرآیند نوآوری باعث سهولت در خلق نوآوری میشود که با ایجاد مزیت رقابتی نسبت به رقبا باعث افزایش عملکرد فروش میشود و متعاقب آن بر عملکرد محصول در طولانیمدت تاثیرگذار است. بر این اساس استفاده از اینترنت پرسرعت برای بازاریابی، استفاده از نرمافزارهای کاربردی برای معرفی محصولات به مشتریان و در نظر گرفتن بودجههای مالی برای تبلیغات هدفمند میتواند در نفوذ به بازارهای جدید، افزایش متوسط فروش و به دست آوردن سهم بازار اثرگذار باشد. بنابراین پیشنهاد میشود شرکتهای کوچک و متوسط با راهاندازی کسبوکار خود در قالب کسبوکار الکترونیک و ایجاد زیرساختهای امنیتی و سهولت به کارگیری برای کاربران، عملکرد فروش را تسریع کنند. با راهاندازی کسبوکار الکترونیک و آگاهی از محصولات دیگر شرکتها و دریافت بازخورد از مشتریان، سطح نوآوری نیز افزایش خواهد یافت و شرکتها میتوانند در کسب مزیت رقابتی پیشگام شوند.
تاثیرگذاری مثبت فرهنگ و جو سازمانی به ترتیب ۱) بر فرآیند نوآوری نشان میدهد وجود ساختار پاداش مالی و فرصتهای شغلی همراه با حمایتهای مدیریت از نوآوریهای فناوری موجب میشود محصولات جدید افزایش یافته و ویژگیهای فنی محصولات نیز ارتقا یابد. از سوی دیگر استفاده از نظرات و بازخوردهای مشتریان در نوآوریهای شرکت موجب میشود تا کیفیت محصولات بهبود یافته و فناوری نوین با سیستم شرکت و نظرات مشتریان تطبیق یابد. ۲) بر عملکرد فروش نشان میدهد که حمایت از نوآوریها از سوی مدیران مافوق، وجود پاداش مالی برای نیروی انسانی، استفاده از بازخورد مشتریان و وجود نیروی ماهر و آموزش تخصصی به کارکنان میتواند در نفوذ به بازارهای جدید، سهم بازار و افزایش فروش محصولات، اثرگذار باشد و ۳) بر عملکرد محصول نشان میدهد که وجود نیروی انسانی ماهر و توانمندسازی کارکنان از سوی شرکتهای تولیدی موجب شد هزینههای تولید و زمان راهاندازی تصمیمها کاهش یابد. از این رو پیشنهاد میشود با ایجاد همسویی میان اهداف شخصی افراد و اهداف شرکت، زمینه برای ایجاد کارآفرینی سازمانی فراهم شود که این امر از طریق توانمندسازی کارکنان امکانپذیر خواهد بود و همچنین پیشنهاد میشود تصمیمگیریها به صورت جمعی بوده و مدیریت مشارکتی حاکم باشد و با راهاندازی سیستمهای ارتباطی درونسازمانی بر پایه فناوری اطلاعات، برقراری ارتباط با مدیران و همچنین بین کارکنان تسریع شود تا جوی دوستانه بر پایه همفکری در سازمان توسعه یابد.
براساس نتایج تحقیق به ترتیب عملکرد نوآوری عملکرد محصول و عملکرد فروش بیشترین تاثیرگذاری را بر توسعه کسبوکارهای کوچک و متوسط داشتهاند.
پیادهسازی فرآیند جدید تولید با فناوری نوین، تطابق فناوری با سیستم شرکتهای تولیدی و بهبود ویژگیهای فنی محصول میتواند در افزایش درآمد شرکتهای تولیدی، افزایش سهم تولید و صادرات با فناوری بالا و افزایش ارزشافزوده بخش صنعت اثرگذار باشد و همچنین به دست آوردن سهم بازار به دلیل محصولات جدید، نفوذ به بازارهای جدید و افزایش فروش محصولات با فناوری بالا میتواند موجب افزایش درآمد و صادرات، افزایش سهم تولید و همینطور افزایش ارزشافزوده در شرکتهای تولیدی بخش صنعت شود. جهت بهبود کسبوکارهای کوچک پیشنهاد میشود کارگاههای آموزش خلاقیت در سازمان و اعمال فعالیتهایی که اهمیت این دورهها را برای کارکنان شفاف کند برگزار شود و همچنین پیشنهاد می شود کارگروههایی جهت انجام پژوهشهای کاربردی در زمینه بهبود روند نوآوری در سازمان تعیین شوند تا به طور مستمر به تحقیق در زمینه نوآوریهای موجود و میزان عملکرد فروش بپردازند تا بتوانند از این طریق همیشه یک گام جلوتر از رقبای خود در صنعت باشند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد