11 - 08 - 2022
حقوق کارگران زیر سنگ مقرراتزدایی!
هجدهم اردیبهشت ماه سال جاری، رسانهها تیتر زدند «تعداد مناطق آزاد و ویژه کشور به ۶۲ منطقه رسید». در پانزدهم اردیبهشت، سرانجام پس از رفت و برگشتهای متعدد، لایحه ایجاد ۸ منطقه آزاد تجاری و ۱۳ منطقه ویژه اقتصادی که در سال ۱۳۹۷ به مجلس دهم رفته بود، با ورود مجمع تشخیص مصلحت نظام به مساله، به تصویب رسید.
با مصوبه اخیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، ۲۰ منطقه آزاد و ویژه به جمع مناطق فعال کشور افزوده شد و بدین ترتیب مجموع مناطق آزاد و ویژه به ۶۲ منطقه رسید. پیش از این ۸ منطقه آزاد تجاری درکشور وجود داشت که با تصویب ۷ مورد از هشت مورد پیشنهاد شده درلایحه اخیر، تعداد مناطق آزاد کشور به ۱۵ مورد افزایش یافت. همچنین با تصویب ۱۳ منطقه ویژه اقتصادی جدید، تعداد کل مناطق ویژه با لحاظ ۳۴ منطقهای که هماکنون درکشور فعال هستند، به ۴۷ مورد رسید. «قانون تشکیل و اداره مناطق ویژه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران» در پنجم دی ماه سال ۱۳۸۴ به تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام رسید. در ماده یک این قانون، هدف از تشکیل این مناطق تشریح شده است: «به منظور پشتیبانی از فعالیتهای اقتصادی و برقراری ارتباط تجاری بینالمللی و تحرک در اقتصاد منطقهای و تولید و پردازش کالا، انتقال فناوری، صادرات غیرنفتی، ایجاد اشتغال مولد و جلب و تشویق سرمایهگذاری داخلی و خارجی، صادرات مجدد، عبور خارجی (ترانزیت) و انتقال کالا (ترانشیب) به دولت اجازه داده میشود در شهرستانهایی که استعداد و توان لازم برای تحقق اهداف مذکور را دارند مناطقی را با عنوان منطقه ویژه اقتصادی ایجاد نماید.» این قانون با ۲۵ ماده و ۱۲ تبصره، معافیتهای گمرکی و صادراتی و نحوه گرفتن مجوز برای ایجاد و فعالیت در این مناطق را تشریح میکند اما در هیچیک از این بندهای قانونی به لزوم خروج نیروی کار از شمول قانون کار سرزمین اصلی کوچکترین اشارهای نشده است. در سند قانونی متقدمتر- قانون چگونگی اداره مناطق آزاد و تجاری جمهوری اسلامی مصوب فروردین ماه ۱۳۷۳- نیز این خروج دیده نشده است. با این حال، وزرای عضو شورای عالی مناطق ویژه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در جلسه مورخ نوزدهم اردیبهشت ۷۳ با توجه به اختیار تفویضی هیات وزیران (موضوع تصویبنامه شماره ۱۶۶۳۲ /ت ۳۰هـ مورخ سیزدهم اردیبهشت همان سال) و به استناد ماده (۱۲) قانون چگونگی اداره مناطق ویژه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران، «مقررات اشتغال نیروی انسانی، بیمه و تامین اجتماعی در مناطق ویژه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران» را با اکثریت آرا به تصویب رساندند.
مجوزی برای ارزانفروشی
به گزارش ایلنا، حقوق قانونی کارگران ساده به دست نیامده؛ برای تصویب قانون کار، سالها مرارت کشیده شده، قانون کار تنها سند حمایتی از کارگران ایران است که میتوان گفت چکیده دهها سال مطالبهگری از دهه ابتدایی ۱۳۰۰ تا امروز را به نوعی تئوریزه کرده؛ هرچند بایدهای این سند قانونی با آییننامهها و بخشنامههای متعدد، کمرنگ شده و به سمت بیخاصیت شدن پیش رفته، اما هنوز هم سدی مرتفع در برابر سیلاب قانونگریزی و بهترین ابزار موجود برای مطالبهگری است، از مطالبه دستمزد مکفی و قرارداد دائم کار گرفته تا طبقهبندی مشاغل و سایر حقوق قانونی. اما مقررات خاص اشتغال در مناطق آزاد، میلیونها کارگر متخصص کشور را از همین حقوق حداقلی قانونی محروم کرده است؛ آن هم کارگرانی که در پرسودترین و حساسترین مشاغل مانند صنایع نفت و گاز کشور مشغول به کار هستند؛ کارگرانی که با خروج از چتر قانون کار، بیثباتکاری، فرارهای بیمهای و اخراجهای بیدلیل برایشان تبدیل به «عرف کارگاه» شده است.حسین حبیبی (عضو هیاتمدیره کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور)، سند مقررات ویژه اشتغال در مناطق آزاد و ویژه اقتصادی را «مجوز ارزانفروشی نیروی کار» توصیف میکند و خواستار ابطال آن توسط دیوان عدالت اداری است؛ او اخیرا متن شکواییهای خطاب به قضات هیات عمومی دیوان عدالت تنظیم کرده و درخواست کرده مقررات ویژه اشتغال به دلیل در تضاد بودن با قانون اساسی، قانون کار و شرع مقدس اسلام، ابطال شود.
چند نمونه مغایرت با قانون
این فعال کارگری به چند نمونه مغایرت مقررات اشتغال نیروی انسانی در مناطق آزاد با اهم مواد قانون کار اشاره میکند: در ماده یک مقررات اشتغال نیروی انسانی در مناطق آزاد، عبارت «به هر عنوان و سهم سود و سایر مزایا» را حذف کرده و عبارت مزد و حقوق را جایگزین حقالسعی اعم از مزد و حقوق نموده که برخلاف ماده ۲ قانون کار است.
در تعریف کارفرما، مسوولیت نماینده مدیریت و کسانی که عهدهدار اداره امور کارگاه هستند در قبال کارگر و پایبندی مدیریت به تعهدات حذف شده که برخلاف ماده ۳ قانون کار است. در تعریف مزد و مزد ثابت و مزایای به تبع شغل، تبصرههای ۱و۲و۱-۲-۳ ماده ۳۵و۳۶ قانون کار حذف شده است. در ماده ۷ مقررات اشتغال نیروی انسانی، عبارات «قرارداد کار شفاهی و حقالسعی» و همچنین تبصره ۱ ماده ۷ قانون کار حذف شده که برخلاف ماده ۷ قانون کار است. موضوع تبصره ۳ ماده ۷ مناطق آزاد مغایر با ماده ۱۱ قانون کار است. بندهای ز- ح- ط ماده ۱۰ قانون مناطق مغایر با ماده ۱۰ قانون کار است. تبصره ۱ ماده ۱۰ قانون مناطق؛ قرارداد کار را ۳ نسخه اعلام کرده که با تبصره ماده ۱۰ قانون کار که ۴ نسخه در نظر گرفته شده، کاملا مغایر است. ماده ۱۳ قانون مناطق، عبارت «اخراج با نظر مثبت شورای اسلامی کار و یا تشکل کارگر» مندرج در ماده ۲۷ قانون کار را حذف کرده است.
این سند قانونی نه تنها اخراج را تسهیل کرده بلکه بسیاری از حقوق مزدی و قانون کارگران را نشانه رفته است؛ حبیبی به چند مغایرت دیگر اشاره میکند: در ماده ۲۴ قانون مناطق، مرخصی استحقاقی سالانه کارگران با احتساب روزهای جمعه جمعا بیست روز است که مغایر با ماده ۶۴ قانون کار است که مرخصی استحقاقی سالانه کارگران را ۳۰ روز با احتساب روزهای جمعه اعلام کرده. در قانون مناطق آزاد هیچ اشارهای به الزام کارفرما جهت اجرا و پیادهسازی طرح طبقهبندی مشاغل موضوع مواد ۴۸ و۴۹ قانون کار نشده. کارفرما در مناطق آزاد مکلف به پرداخت پاداش پایان خدمت (سنوات) نیست.
در این قانون، حق تشکیل تشکل کارگری برای کارگران دیده نشده ولی در ماده ۵۱ مقررات مناطق آزاد تجاری و صنعتی اشاره شده که مقاولهنامهها و توصیهنامههای سازمان بینالمللی کار در مناطق آزاد لازمالرعایه است؛ ضمن آنکه در این قانون، رسیدگی به اختلاف کارگر و کارفرما یک مرحلهای است و نقش تشکل کارگری در تعیین و انتخاب نماینده کارگر اصلا دیده نمیشود. حبیبی با استناد به این مغایرتهای قانونی، خواستار باطل شدن مقررات ویژه اشتغال در مناطق آزاد است و میگوید: چگونه است که وفق ماده ۲۴ قانون چگونگی اداره مناطق آزاد تجاری و صنعتی، فروش زمین و منابع ملی به اتباع خارجی ممنوع است و ساکنین ایرانی جزایر مناطق آزاد، همانند سایر نقاط کشور دارای کلیه حقوق مالکیت عرصه و عیان هستند ولی مقررات اشتغال نیروی انسانی مناطق آزاد، کارگران را از حداقلهای قانون کار جمهوری اسلامی که بعد از قانون اساسی، اصلیترین سند قانونی کشور است، محروم کرده؛ مگر کارگران ستون فقرات جامعه نیستند؟! چرا حقی بر فروش نیروی کار خود در این مناطق ندارند و در این مناطق گسترده، کارفرما فعال مایشاء است؟!
حالا که مناطق آزاد آنچنان گسترده شده که تا بیخ گوش پایتخت آمده و به همین بهانه، میلیونها کارگر در سراسر کشور از جنوب گرفته تا شمال و از پایتخت گرفته تا شهرستانهای دوردست، از حقوق قانونی خود محروم ماندهاند، مطالبه «ابطال مقررات ویژه اشتغال در مناطق آزاد و ویژه اقتصادی» یک مطالبه بسیار جدی است.
این مقررات ویژه، حقوق اولیه و بدیهی کارگران را زیر چکمههای مقرراتزدایی پایمال کرده است؛ مناطق آزاد قرار بوده بستری برای رشد اقتصادی باشد، اینکه این هدف چقدر محقق شده به کنار، به معافیتهای گسترده و آوانتاژهای وسیعی که به کارفرمایان این مناطق در مورد حقوق بانکی و گمرکی اعطا کردهاند نیز هیچ کاری نداریم، به راستی چرا نیروی انسانی باید از حقوق قانونی و صنفی خود معاف باشد؟!

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد