7 - 04 - 2024
حلقه مفقوده ضداطلاعات
عرفان ناظریه-آخرین روز تعطیلات نوروزی سال ۱۴۰۳ بود که منابع رسانهای، خبر از به شهادت رسیدن فرماندهان و افسران ایرانی در نتیجه حمله موشکی به کنسولگری ایران در دمشق را دادند؛ موضوعی که باید آن را در ادامه ترور فرماندهان و مستشران نظامی سپاه توسط اسرائیل، علیالخصوص به عنوان پیامدهای پس از حمله حماس به رژیم صهیونیستی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ دید.
از زمان آغاز حملات به اصطلاح تلافیجویانه تلآویو علیه مردم غزه که نتانیاهو و کابینهاش ادعا میکنند، میخواهند به وسیله آن توان نظامی حماس را برای حملات مجددِ مشابه بگیرد، این تلاشها فقط محدود به زمین کارزار غزه نشده و سران اسرائیل در خارج از مرزهای خود در کشورهایی همچون سوریه نیز به دنبال اشخاصی هستند که بهزعم آنها در حمایت و پشتیبانی از مقاومت فلسطین و گروههای دخیل در آن نقش جدی بازی میکنند.
در همین راستا، پس از هفتم اکتبر ۲۰۲۳، چند تن از فرماندهان بلندپایه ایرانی در اثر حملات طرف صهیونیستی به شهادت رسیدند. فارغ از اینکه این مسائل تا چه میزان بر توان تصمیمگیری، راهبردی، عملیاتی و میدانی ایران در جبهههای بیرونی اثر میگذارد یا اینکه تهران برای ایجاد بازدارندگی یا توازن تهدید، باید چه جوابی و در چه سطحی به طرف مقابل بدهد، این مساله به میان میآید که اساسانقش ضداطلاعات (Counterintelligence) به عنوان تلاشی برای حفاظت از نیروهای خودی (در اینجا مراد از آن، حفظ جان نیروهای خودی است) و جلوگیری از کسب برتری توسط حریف، در مقابله با این دست اتفاقات چیست؟
به بیانی ساده و به دور از ظرافتها و دستهبندیهای مختلف، در واقع ضداطلاعات به آن دسته از فعالیتهایی اشاره دارد که سعی میکند مانع از تفوق حریف بر نیروهای خودی شده و جلوی از دست رفتن ارزشهای ما را بگیرد. در همین جهت، ضداطلاعات با اقدامات تدافعی و تهاجمی خود سعی میکند این مهم را به انجام برساند. برای مثال در حالتی پدافندی، انتظار میرود با اقداماتی همچون حفاظت از ساختمانهای مهم و حساس، ارتباطات، اشخاص کلیدی، اسناد و غیره و در مدل آفندی آن، با فعالیتهایی همچون شناسایی روشها و منابع حریف، دست به خنثیسازی یا حتی فریب طرف مقابل در جهت نیروها و منافع خودی زده و به امر ضداطلاعات مبادرت ورزیده شود.
در همین جهت و با توجه به مصادیق بیانشده معلوم نیست ترور فرماندهان عالیرتبه سپاه و مورد حمله قرار گرفتن ساختمانهای حساس توسط اسرائیل، ضعف کدامیک از بخشهای فرآیند ضداطلاعات است؟
مشکل کجاست؟
به نظر میآید میتوان این امر را حداقل از دو جهت و به وسیله ارکان ضداطلاعات تدافعی مورد بررسی قرار داد؛ یک امر، مساله حفاظت از بناهای حساسی است که یا محل تشکیل جلسات فرماندهان ارشد ایرانی (برای مثال خانههای امن) یا محل ذخیره و نگهداری ادوات نیروهای خودی است. حال این ساختمانها به وسیله ابزارها و روشهای مختلف مورد حفاظت قرار گرفته تا شناسایی نشوند که بیان آنها در اینجا هدف نیست، اما این سوال پیش میآید که چگونه این ساختمانها سوخت رفته و مورد حمله قرار میگیرند؟ آیا نیروها و افراد محلی گرای آن را به طرف صهیونیستی داده یا موضوع چیز دیگری است؟
مساله دوم مقوله حفاظت از ارتباطات است. در واقع تلفنهای هوشمند به واسطه داشتن قابلیتهایی همچون اتصال به اینترنت، داشتن GPS و مصادیقی دیگر، میتوانند با روشهای جاسوسی سایبری و جمعآوری اطلاعات سیگنالی و الکترونیکی مورد بهرهبرداری و شنود طرف مقابل قرار بگیرند. در این حالت یا اطلاعات آنها به سرقت رفته یا از آن در جهتهایی دیگر همچون موقعیتیابی کاربرانش استفاده شود.
در این حالت است که به نیروهای نظامی و اطلاعاتی و امنیتی توصیه میشود که در ماموریتهای خود از تلفنهای امن استفاده کرده که توسط رمزنگاری دوطرفه، ارتباطات و مکالماتشان حفاظت میشود.
حال معلوم نیست که اگر مشکل از درز و نشتی در مکالمات این نیروهاست، دلیل آن نبود پیوستهای حفاظتی برای رعایت این موضوع و فراهم کردن تلفنهای امن برای آنهاست یا اینکه مقدمات فراهم است ولی نیروها از آن استفاده نمیکنند. شاید هم گزینه سومی مبتنی بر رخنه در شبکههای ارتباطاتی مطرح باشد. هرکدام که باشد ضروری است برای جلوگیری از وقوع حوادث مشابه اقدامات لازم به عمل آید.
در همین راستا، برای مثال یکی از مداحان ایرانی بیان کرد که سردار زاهدی (یکی از شهدای حمله به کنسولگری) روز قبل از واقعه در شهر مشهد بودهاند. حال باید پرسید که چگونه طرف مقابل از زمان و مکان سفر ایشان مطلع بوده که در عرض ۲۴ساعت دست به ترور ایشان و سایر همراهانشان زده و نهاد ضداطلاعاتی مربوطه تا چه میزان بر این مساله اشرافیت داشته است؟
چه باید کرد؟
به هر حال به نظر میرسد باید با بررسی و ارزیابی ضعفهای امنیتی و ضداطلاعاتی و تجربههای صورتگرفته در خصوص نیروها و مواضع برونمرزی، دست به برطرف کردن آنها برای کاهش اتفاقات اینچنینی زد. اهل فن به خوبی میدانند که ضداطلاعات یکی از زیربناهای مهم در اقدامات و فعالیتهای کشورها در پیشبرد سیاست خارجی آنها بوده و در سطوح مختلف امنیتی، نظامی و دیپلماتیک برای تضمین کیفیت و صحت اقدامات در جریان است.
به همین جهت، در واقع بر کسی پوشیده نیست که ایران در رقابت منطقهای با اسرائیل قرار داشته و پس از اقدام حماس در ۷ اکتبر، این رقابت و تخاصم وارد مرحله جدیدی برای ایران و نیروهای همپیمان منطقهای موسوم به محورمقاومت از یکسو و اسرائیل و متحدانش مانند ایالاتمتحده از سوی دیگر شده است. بنابراین ضروری است برای تضمین برتری در اقدامات، عملیاتها و فعالیتهای خود علیه تلآویو، نگاهی راهبردی به مقوله ضداطلاعات داشته و با تدوین اسناد و استراتژیهای جامع و کارآمد بتوان به حفاظت از نیروها و تاسیسات خود به صورتی موثر مبادرت ورزید.
تاسیس شوراهای هماهنگی در خصوص نهادها و فعالیتهای ضداطلاعاتی، توجه به حوزههای جدید همچون ضداطلاعات سایبری و تهیه دستورالعملها و آموزشهای موثر به جهت رعایت اصول حفاظتی همچون کنترل و نظارت بر منابع و نیروهای محلی که با افسران و فرماندهان ایرانی در ارتباط هستند، مبادرت به انجام و رعایت آنها شاید بتواند در این خصوص به کمک نیروهای ایرانی بیاید. واقع امر این است که مصادیق بالا و چندین مصادیق دیگری که یقینا کارشناسان و متخصصان این حوزه در نهادهای مربوطه به آن آگاه هستند از آن جهت مهم و حیاتی است که اگر نتوان ضداطلاعات (چه بهمثابه فعالیت و چه بهمثابه محصول) را به صورت موثر به کار بست و از دریافت ضربه از جانب حریف جلوگیری کرد، نمیتوان انتظار دریافت بازخوردهای موثر داشت؛ هرچند فعالیتهایی علیه حریف صورت گیرد.
مانند کشتیگیری که بگوید فنون امتیاز گرفتن را خوب بلد است اما نمیتواند در مقابل تهاجم حریف دفاع کند. بدیهی است که این کشتیگیر هرچقدر هم که امتیاز دریافت کند بازهم در هجوم حریف امتیاز داده و به طور قطع نمیتوان به صرف توجه به فنون تهاجمیاش، پیروزی او را تضمین کرد!

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد