17 - 12 - 2019
حل و فصل علمی آسیبهای اجتماعی
حسین ایمانیجاجرمی*- جامعه و چالشهایی که در آن جریان دارد باید با نگاهی برآمده از دانش جامعهشناسی مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. آنگاه که نگاه جامعهشناسی از آسیبهای جامعه حذف شود و آسیبهای اجتماعی را با رویکردی غیرعلمی مورد بررسی قرار دهیم زمانی است که آغاز هر طرحی محکوم به شکست خواهد بود. طرح «جمعآوری کودکان کار» نیز از همان دست طرحهایی است که به دلیل سیاستهای شکستخورده گذشته روشن است این بار نیز با شکست مواجه خواهد شد.
بارها شاهد برنامهریزیها و سیاستهایی بودهایم که به دلیل نداشتن نگاه راهگشا در همان ابتدای راه شکست خوردهاند. این طرحها اما همواره از آنجا که با ادبیات کلاسیک مجریان کشور همخوانی دارد بارها و بارها اجرا میشوند. اجرای چنین طرحهای شکستخوردهای از آنجایی برای مدیران ساده به نظر میرسد که بر اساس افکار و تفکراتشان پیش میرود. چنین راهکارهایی آنها را از بار فشار افکار عمومی رها میکند. این در حالی است که در زمانی اندک این آسیبها بار دیگر به جامعه بازمیگردند و ایجاد تنش میکنند.
حقیقت آن است که حذف یا پاک کردن آسیبهای اجتماعی از صحنه جامعه هرگز ممکن نخواهد بود. در نهایت آنچه شاهد خواهیم بود چیزی نخواهد بود مگر بازگشت قدرتمندانهتر آسیب اجتماعی حذف شده به صحنه جامعه. این بازگشتها اما بسیار خطرناکتر و البته جدیتر است. در چنین شرایطی با مساله ایمن شدن آسیب اجتماعی در مقابل راهکارهای گذشته روبهرو خواهیم بود. تکثیر آسیبهای اجتماعی در قالبهای جدید موضوعی خطرناک است که اغلب جامعه را دچار بحرانهایی جدی خواهد کرد.
مدیریت آسیبهای اجتماعی باید از مسیر راهکارهای اجتماعی پیش رود و تنها در همین شرایط میتوان به بهبود آن امید داشت. مقوله کودکان کار و خیابان نیز آسیبی است که چندین بازیگر در صحنه دارد. دولت تنها و یگانه بازیگر این آسیب اجتماعی نیست.
این مقوله نیازمند نقشآفرینی بخش خصوصی، جامعه مدنی، مردم و البته NGOهاست. همه این بازیگران باید در صحنه حاضر شوند تا شاهد سناریویی کامل و راهگشا باشیم. البته مهمترین بخش دولتی که وظیفه نقشآفرینی در این صحنه را دارد شهرداری است. شهرداریها به عنوان نزدیکترین سطح دولتی به مردم و شاهد مسائل شهری همواره باید حضوری جدی داشته باشند.
از رویکردهای نگرانکننده نسبت به کودکان کار، نگاه حذفی به این گروه است. این نگاه کاملا غیرهوشمندانه است. به هر روی این کودکان به کسبوکاری مشغول هستند که به منظور تامین درآمد و معاش زندگیشان به آن اشتغال دارند. فروش گل، فال، دعا یا پاک کردن شیشه ماشینها در خیابان هر کدام به نوعی اشتغالی را برای این افراد فراهم کرده که به اقتصاد خانوادهشان کمک کنند. بنابراین در چنین شرایطی نقشآفرینی آموزشهای لازم در قالب آموزشگاهها بسیار راهگشاست. همچنین اتحادیههای صنفی نیز با حضور در این روند امکان مدیریت و راهگشایی دارند.
بپذیریم یا انکار کنیم درنهایت تعداد قابل توجهی از این کودکان نیازمند هستند. از همینرو با فراهم کردن بسترهای مناسب آموزشی و در نهایت با چتر حمایتی دولت میتوان امید به بهبود شرایط داشت. به هر روی برنامههای اجرایی موفق حاصل قالبهای علمی هوشمندانهای است که باید مورد توجه قرار گیرند. از سوی دیگر تا زمانی که رشد اقتصادی کشور منفی باشد و کشورهای همسایه دچار بحران هستند نمیتوان انتظار داشت روند فعلی تغییر کند. در همین راستا بهتر آن است که به حضور کودکان کار مهاجر نه به عنوان تهدید بلکه به عنوان فرصت نگاه کنیم. ما همواره تلاش کردهایم تا انساندوستی خود را به جهانیان اثبات کنیم. این موضوع را نیز در صورت همکاری با کشورهای همسایه در جهت مدیریت حضور این کودکان حل کنیم.
* جامعهشناس

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد