9 - 12 - 2019
خانه نا امن
گروه جامعه- تصور کن دستت را بگیرند و با هزار احترام و عشق و محبت از خانه و زندگی جدایت کنند. چشمهایت را که باز کنی وسط یک جنگل باشی با محدودیتهایی از پیش تعیین شده. دسترسی به اینترنت، چای تازهدم و خوراک محبوب و هر آنچه در خانه خودت داشتی قطع شود. در همان شرایط چند گونه جاندار که عجیب و غریب هستند به تماشای تو بایستند و نیششان از دیدنت تا بناگوش باز باشد. محبتشان را هم بارخوراندن خوراک محبوب خودشان به تو نمایش دهند. آیا این تصویر برایت قابل درک و دوست داشتنی است؟ اصلا حال و احوالت در چنین شرایطی چگونه خواهد بود؟
این ماجرایی است که ما در جایگاه انسانهای فرهیخته برای گونههای جانوری میسازیم. یک زرافه، ببر یا فیل چقدر باید بخت برگشته باشد که وارد چرخه کثیف و خودخواهانه تجارت گونههای حیوانی شود. وارد این چرخ شدن بهاندازه کافی دردآور است اما اینکه جگوار بخت برگشته هر دم در آغوش یکی از سلبریتیهای مثلا روشنفکر و دوستدار حیوانات عذاب بکشد تا تعداد لایکها و تاییدهای مردم افزایش پیدا کند، بیشتر دردآور است. چه اصراری است که یک گونه جاندار از زیستگاه طبیعیاش جدا شود و در شرایط نامطلوب به زیست رو به مرگ خود در زیستگاه طبیعی ما ادامه حیات دهد؟
جذابیتهای اقتصادی باغوحش
باغوحشهای کشور یکی بعد از دیگری خودنمایی میکنند و بنای آن گذاشتهاند که با خلاقیت هر چه بیشتر جذابیتهایی را برای جذب بازدیدکننده فراهم کنند. در این بین حتی برای سازمان محیطزیست نیز هیچ اهمیتی ندارد که در نهایت چه سرنوشتی در انتظار حیوان زبانبسته است یا قرار است حتی چه هزینهای را به لحاظ اقتصادی و البته اعتبار جهانی بر سازمان حفاظت از محیطزیست تحمیل کند. آنچه همواره بیشترین اهمیت را دارد کسب سود ریالی آن هم در کوتاهمدت است. حالا اما با آغاز فصل تعطیلی مدارس به نظر میرسد بار دیگر بازار باغوحشها داغ شود و اسارت حیوانات جیب صاحبان باغوحشها را پر کند.
حقیقت این است که بحران نبود امکانات به زندگی دشوار گونههای جانواری در باغوحشهای کشور ختم نمیشود. امکانات این مجموعهها گاه حتی برای حفظ امنیت بازدیدکنندگان نیز کافی نیست. چند سال قبل دست یک دختربچه در حال بازدید از قفس شیرهای یکی از باغوحشهای غیراستاندارد کشور آسیب دید. این دختر برای همیشه معلولیت را با خود به همراه دارد و این باغوحش هنوز استانداردهای لازم را برای نگهداری حیوانات ندارد. براساس آمارهایی که روی سایت سازمان حفاظت محیطزیست موجود است ۵۳ مرکز نگهداری حیاتوحش در ایران وجود دارد که به گفته رییس اداره ساماندهی سازمان حفاظت محیطزیست این آمار قدیمی است و در حال حاضر تعداد باغوحشها و باغ پرندگان سراسر کشور به حدود ۶۵ تا ۷۰ مرکز رسیده است.
در بسیاری از شهرهای بزرگ استانها یک یا دو مرکز نگهداری حیوانات وحشی یا پرندگان وجود دارد، اما آیا واقعا به این تعداد باغوحش نیاز داریم؟ چقدر از بار آموزش دانشآموزان بر عهده این مراکز است؟ هزینههای نگهداری حیوانات در باغوحشهای با شرایط استاندارد بسیار سنگین است و این مساله باغوحشداری را به یک فعالیت غیراقتصادی تبدیل میکند اما معلوم نیست چرا در ایران، تب راهاندازی این مراکز رو به افزایش است، آن هم مراکزی که شاید کوچکترین نقشی در آموزش بچهها برای آشنایی با حیوانات ایفا نمیکنند و برای افرادی که از باغوحشها بازدید میکنند فقط تصویر حیوانات مضطرب در پس ذهنشان جا خوش میکند.
جشن تولد برای توله پلنگ سیاه
به گزارش تسنیم روز یکشنبه ۲۶ اسفندماه سال گذشته، یک توله پلنگ سیاه آفریقایی ماده از یک مرکز نگهداری از حیاتوحش در آفریقای جنوبی به ایران انتقال یافت و در جایگاهی ۳۰۰متری در باغوحش صفادشت مستقر شد. بهگفته علیرضا شرفی، مسوول باغوحش صفادشت، این توله پلنگ سیاه چهارماهه که «نیکی» نام دارد، در حال حاضر تنها پلنگ سیاه در ایران است اما طی ماههای آینده با توله پلنگ نری که بناست از آفریقای جنوبی به این باغوحش منتقل شود، همسایه خواهد شد.
ورود این توله پلنگ بر اساس تصاویر منتشر شده در خبرگزاری تسنیم جشن و سروری را در باغوحش برپا کرد. کیک تولد برای توله بختبرگشته و اظهار خوشحالی که حالا گونهای نادر در ایران وجود دارد. فعالان شبکههای مجازی نسبت به عملکرد باغوحش صفادشت واکنش نشان دادند. به اعتقاد آنها از آنجایی که چندی پیش یک زرافه در همین باغوحش تلف شده بود به نظر نمیرسد این گروه صلاحیت کافی برای نگهداری یک گونه کمیاب دیگر را داشته باشند. مدیر باغوحش اما چندی بعد در واکنش به اظهارنظرها اعلام کرد این تصمیم به منظور ایجاد شرایط مناسب برای دوستداران این گونه اجرایی شده است.
اصلی قابل انکار اما واقعی
از سوی دیگر کارشناسان حیاتوحش معتقدند که اصل وجودی باغوحشها در دنیا قابل انکار نیست و در مقابل روشهای غیراصولی نگهداری از حیوانات تنها قانون و نظارت است که میتواند چارهساز باشد. رویکردی که در حال حاضر باید جایگزین تحریم باغوحشها و... شود، پرداختن به رسالت اصلی باغوحشها یعنی رعایت استانداردها و ضوابط است. بدیهی است در کشور ما این امر راهکاری جز نظارت صحیح و قانونی مرجع ذیصلاح یعنی سازمان حفاظت از محیطزیست ندارد.
از نظر اصولی تنها باغوحشی میتواند توجیهپذیر باشد که استانداردها و ضوابط نگهداری از حیوانات وحشی را رعایت کند. باغوحشهای فعال در زمینه حفاظت، گونههای حیاتوحش را به منظور نگهداری از طبیعت جدا نمیکنند مگر اینکه به هر دلیلی آن حیوان توان ادامه حیات در محیط طبیعی خود را از دست داده باشد. پس تمامی گونهها در باغوحشهای مختلف تکثیر شده و بین باغوحشها مبادله میشوند. درست است که حتی باغوحشهای خوب دنیا نیز هنوز در مورد برخی از گونهها مثل پلنگهای برفی، پاندای بزرگ، کرکس کوههایاندز و گوریلهای زمینهای پست به نتایج چندان موفقی نرسیدهاند اما این عدم موفقیتها نه تنها در دنیا بلکه حتی در ایران نمیتواند اصل وجودی باغوحشهای استاندارد را زیر سوال ببرد.
در باغوحشهایی مانند باغوحش وکیلآباد مشهد، باغوحش بابلسر و باغوحش صفادشت که در تلاش است با ورود گونههای کمنظیر به باغوحش مخاطبهای بیشتری پیدا کند مرز عدم رعایت سادهترین ضوابط به خوبی مشخص است به عنوان مثال یک بازدید ساده میدانی هر مخاطب ناآشنا با حیاتوحش را به این جمعبندی میرساند که در این مکان هدف صرفا نگهداری است اما در این میان اصول نگهداری و تیمار نادیده گرفته شده است. حیوانات همچنان قربانی سود و منفعت شخصی سودجویانی میشوند که هیچ اهمیتی برای جان یک جاندار قائل نیستند.
چندی پیش باغوحش وکیلآباد مشهد به جهت عدم رعایت استانداردسازی و وضعیت بهداشتی نامناسب پلمب شد. بعد از اعلام دستور پلمب این باغوحش معاون دادستان مشهد خبر داد بعد از مشاهده مستندات مرتبط با شرایط بهداشتی باغوحش و اینکه در مواردی حداقلهای استاندارد نسبت به امور رعایت نشده بود، اداره کل دامپزشکی و شبکه دامپزشکی مشهد متعهد شدند ظرف دو سه روز آینده نسبت به رفع نواقص کلی باغوحش اقدام کنند تا به شرایط حداقلی بازگردد و قابلیت استفاده برای بازدیدکنندگان فراهم شود. البته اخطارها به مالک باغوحش و شرکا داده شده است تا بسیاری از مواردی را که موردنظر سازمانهای مختلف دوستداران حیات وحش و کارشناسان حوزه دادستانی بوده و دامپزشکی هم آنها را تایید میکند، مد نظر داشته باشند و نسبت به رفع نواقص اقدام کنند.
پلنگی در باغوحش وکیلآباد مشهد دچار آسیبهای جدی شد. بازدید کارشناس به این تشخیص منجر شد که این پلنگ هم ممکن است به زودی تلف شود در نتیجه تیمی از دانشکده دامپزشکی و کارشناسان دامپزشکی به باغوحش اعزام شدند که نسبت به تشریح وضعیت پلنگ اقدام کنند تا علت بیماری این پلنگ مشخص شود که اگر نیاز به تعقیب قضایی باشد اقدامات بعدی نسبت به موضوع انجام شود. در شرایطی که مالک باغوحش متعهد شده بود که با توجه به حساسیتها نسبت به رفع و رجوع مشکلات بهداشتی اقدام و شرایط مناسبی را برای بازدیدکنندگان فراهم کند. در حال حاضر اما این باغوحش همچنان به کار خود ادامه میدهد. تا امروز اما باغوحش صفادشت با وجود مرگ زرافه و البته باغوحش بابلسر با وجود همه مشکلات موجود در آن به کار خود ادامه میدهند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد