27 - 04 - 2017
خبر
کره شمالی رزمایش توپخانهای برگزار کرد
ایسنا- ارتش کره جنوبی دیروز اعلام کرد، با دقت تحرکات نیروهای کرهشمالی را در یکی از شهرهای ساحلی شرقی زیر نظر دارد؛ جایی که کره شمالی بنا به گزارشها به مناسبت هشتاد و پنجمین سالروز تاسیس ارتشش یک مانور بزرگ و عظیم با استفاده از گلوله واقعی برگزار کرده است. کرهشمالی در منطقهای در اطراف شهر وونسان با حضور ۳۰۰ تا ۴۰۰ قطعه توپخانهای مانوری برگزار کرده است.
در همین حال نماینده کره جنوبی در امور کره شمالی گفت: من و همتاهای آمریکایی و ژاپنیام با اعمال حداکثر فشار بر کره شمالی به منظور جلوگیری از تحریکات بیشتر موافق هستیم.
وزیر دفاع آمریکا:
۲۰۱۷ سال سخت افغانستان
آسوشیتدپرس- وزیر دفاع آمریکا با رییسجمهور و سایر مقامهای دولتی ارشد افغانستان دیدار کرد. این دیدار ساعاتی پس از استعفای وزیر دفاع و رییس ارتش افغانستان بر سر کشتار بیش از ۱۴۰ نیروی افغان در یک پایگاه ارتش در ولایت بلخ صورت گرفت. ماتیس در ارزیابی نیروهای افغان گفت: سال ۲۰۱۷ هم یک سال سخت دیگر خواهد بود. در برخورد با چالشهای این عملیات واقعبین هستیم. ۲۰۱۷ یک سال سخت دیگر برای نیروهای امنیتی افغانستان و نیروهای بینالمللی مستقر خواهد بود و استقرار این نیروها همچنان شانه به شانه افغانستان علیه تروریسم ادامه خواهد داشت. حمله اخیر نشان میدهد که چرا ما کنار مردم این کشور در برابر چنین اقدامات فجیعی از طرف این دشمن وحشی ایستادهایم.
گذر از آتش
مهران محقق- هنگامی که در ۱۹۵۸، جمهوری پنجم فرانسه به همت ژنرال دوگل برقرار شد، دو دلیل عمده داشت؛ شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور در فاصله دو جنگ جهانی به ویژه هرج و مرج سیاسی حاکم بر پارلمان که تحت تاثیر رقابت ویرانگر دو جناح عمده برآمده از جبهه مردمی که به نوعی پوپولیسم را نمایندگی میکرد، از یکسو و همچنین افراطیهای چپ و حتی در سالهای نزدیک به جنگ جهانی دوم هواداران نازیسم از طرف دیگر قرار داشت، عملا فرانسه به کشوری بدون حکومت بدل شده بود، به این معنا که عمر روسایجمهور منتخب پارلمان، گاه به چند ماه هم نمیرسید.
جمهوری پنجم در چنین شرایطی و به تبع آن برای ساختن دوباره فرانسه پس از جنگ دوم با هدف برقراری «دولت مقتدر» و با انتخاب رییسجمهور با رای مستقیم مردم کار خود را آغاز کرد، چنانکه انتخاب ژنرال دوگل، شخصیت فراسرزمینی، مردی مقتدر و به نهایت وطنپرست بهعنوان نخستین رییسجمهور، خود بر چنین ادعایی صحه میگذارد.
اینک از عمر جمهوری پنجم اندکی کمتر از ۶۰ سال میگذرد، در این سالها جدا از دوگل، شخصیتهای بزرگ دیگری به ویژه میتران سوسیالیست که با حضور ۱۴ ساله در کاخ الیزه رکورددار است، به مفهوم «دولت مقتدر» معنا دادند که در دوره ۱۲ ساله شیراک (یک دوره هفت ساله و سپس با کاهش زمان ریاستجمهوری به پنج سال) هم، رییسجمهور با توجه به قدرتی که جمهوری پنجم به او داد، توانست یک فرانسه با قدرت و با عملکردی قابل قبول در حوزه صنعت و تجارت و شرایط اجتماعی و رابطه با جهان را رهبری کند اما سالهای آغازین هزاره سوم، نهتنها در فرانسه که در جهان با ریزش ابهت و عظمت شخصیتهای ادارهکننده جهان همراه شد، چنانکه دیدیم و میبینیم به تعبیری «کوتولههای سیاسی» جای شخصیتهای تاریخساز را گرفتهاند… که فرانسه هم از این قاعده به دور نماند تا جایی که با دوره پنجساله سارکوزی و به دنبال آن اولاند، جمهوری پنجم فرانسه به سرازیری افتاد، هرچند شرایط جهانی به معنای درستتر «جهانی شدن» که خود به گونهای از دل سلطه فضای مجازی درآمد یا دستکم به کمک این پدیده خود را تحمیل کرده است به قطع میتواند، یکی از عوامل پدید آمدن مشکلات امروزی فرانسه باشد.
جمهوری پنجم فرانسه اینک در آستانه آزمونی سرنوشتساز قرار گرفته است چراکه با شکسته شدن سنت چندحزبی (به طور مثال در دهه ۸۰ که میتران بر سر کار آمد جدا از حزب سوسیالیست و حزب گلیستها، حزب کمونیست فرانسه به رهبری ژرژ مارشه، یکی از ضلعهای تعیینکننده در سیاست فرانسه بود) و در چند دهه اخیر با فروپاشی کمونیسم، سیستم دو حزبی، عدم رضایت، بالاتر خشم اکثر مردم فرانسه دست کم حدود ۶۰ درصد که طبقات متوسط رو به پایین و اکثر نسل جوان را تشکیل میدهند در آرایی که در دوره اول انتخاب اخیر به صندوق ریخته شد، خود را نشان داد چراکه ماکرون پیشتاز دور اول، با شعار «نه چپ، نه راست» در کمتر از یک سال به چهره اول سیاست فرانسه بدل شد در حالی که هیچ حزب قدیمی از او پشتیبانی نمیکرد، از طرفی مارین لوپن، رهبر جبهه ملی و مظهر راست افراطی که حزب را از پدرش به ارث برده هم به نوعی ضد سیستم و نماینده تفکری است که ۱۸۰ درجه با آنچه تا امروز فرانسه اداره میشده، تفاوت دارد.
اوضاع در هم ریخته جهان؛ حضور ترامپ، برتریجوییهای تزارگونه پوتین، ضربه خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، جنگ خاورمیانه، بحران مهاجرت و تروریسم و در نهایت افزایش تفکر «ملت- وطنی» همه و همه شرایطی را بهوجود آورده که بیتردید پیروزی هرکدام از این دو نامزد در دور دوم انتخابات فرانسه ۷ می ۲۰۱۷ به طور قطع در فردای اروپا و در نهایت جهان اثرگذار خواهد بود.
شرایط بهگونهای است که هیچکدام از نامزدهای مورد بحث از شخصیت، توانایی و برنامهای منسجم برخوردار نیستند که بتوانند به «جمهوری پنجم» شکل و شمایلی دهند که ضعفهای خود را جبران کند اما بیتردید در فردای انتخابات فرانسه جمهوری پنجم ترک بر خواهد داشت. در این راستا ماکرون و لوپن از منظر شخصی و منش اخلاقی و برنامههای سیاسی و اقتصادی دو قطب مخالف هستند تا جایی که میتوان این رویارویی را به نبرد «میانهروی و افراطیگری» تشبیه کرد. در صورت پیروزی لوپن باید در انتظار تشکیل مثلث «واشنگتن- مسکو- پاریس» بود در حالی که با رفتن ماکرون به الیزه شانس جان گرفتن دوباره اتحادیه اروپا به رهبری مرکل و به تبع آن مقابله با افراطیگر و پوپولیسم قوت خواهد گرفت، چنانکه فردای انتشار نتیجه دور اول انتخابات فرانسه تمام بورسهای جهان سبز شدند.
آخر اینکه اگر قرار باشد به تجربه ۲۰۰۲ و مبارزه شیراک با ژان ماری لوپن در دور دوم انتخابات رجوع کنیم که همه از چپ و راست پشت سر شیراک ایستادند چهبسا دچار اشتباه شویم چراکه با سقوط احزاب سنتی، انضباط حزبی هم از بین رفته و دیگر «توصیه رای مفید» تمام و کمال اجرا نمیشود اما با همه این تفاصیل، امکان اینکه فرانسویها باوجود همه خشم و ناراحتی و مشکلاتی که دارند، سرنوشت خود را به دست توفان نسپارند بسیار زیاد است با این حال تا ساعت هشت شب به وقت پاریس مورخ ۷ می ۲۰۱۷ یعنی تا ۱۱ روز دیگر همچنان نباید خطر پوپولیسم و هرج و مرج سیاسی را در فرانسه نادیده انگاشت.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد