29 - 12 - 2019
خودزنی اردوغان
مهدی مطهرنیا*
اردوغان دچار یک خودبزرگبینی ناشی از موفقیتهای نسبی در داخل ترکیه برای سرکوب مخالفان خود و جهتگیری به سوی یک دیکتاتوری تمامیتخواه است. اردوغان که در نحله تفکر اسلامگرایان ناسیونالیست ترکیه برای احیای امپراتوری عثمانی قرار میگیرد، اکنون به یک شبهسلطان سلیمانی خود را نزدیک میبیند که میتواند جهتگیریهای تمامیتخواهانه خود را از ترکیه به منطقه و فرامنطقه گسترش داده و بدین جهت خود را نه به عنوان یک بازیگر منطقهای بلکه به عنوان یک کنشگر بینالمللی قلمداد میکند و…
… از این جهت نیروهای حاصل از رشد و توسعه اقتصادی در دهه نخست روی کار آمدن دولت اسلامگرا را در مسیر توسعه و رشد فزونتر جامعه ملی ترکیه به کار نبرده و با یک جهتگیری تمامیتخواهانه خودبسنده و خود تشویقکننده به سمت گسترش این حرکت به سمت زمینههایی میبرد که تا حدودی امیال فرامنطقهای و در عین حال آرزوها و آمال اردوغان به عنوان یک قدرت بینالمللی را به نمایش میگذارد.
الگوی اسلام میانهرویی که او بعد از بهار عربی، خود را پرچمدار رهبری این تغییر و تحولات نامید با نقصهایی روبهرو شد، اگرچه افرادی چون خالد مشعل او را رییس و رهبر حرکت بیداری در جهان اسلام با جهتگیری اسلام میانهرو پس از بهار عربی نام بردند اما در عین حال او با چالشهای فراوانی پس از آن روبهرو شد و اکنون با احساس قدرت ناشی از پیروزی بر کودتاگران و سرکوب مخالفان خود در لایههای داخلی سیاست در ترکیه به این رویکرد جاهطلبانه نزدیک شده است که جهتگیریهای فرامنطقهای خود را گسترش دهد و با این وسع، با رویکردی تهاجمی به تجهیز قدرت بیشتر خود در آینده بیندیشد و نقش خود را به عنوان یک رهبر بزرگ در تاریخ ترکیه جدید بیشتر به نمایش گذارد. اکنون این پرسش پیش میآید که آیا او با جهتگیریهای فرامنطقهای و با رویکردهای معنادار خود در زمینه ورود به تحرکات موجود در کشورهای دیگر به دنبال منافع ملی ترکیه است یا بر آن است تا با ایجاد چنین سپهر رفتاری و انجام چنین کنشهایی جایگاه شخص خویش را در داخل و در منطقه از طریق جهتگیری بینالمللگرایانه خود در سیاست خارجی تقویت کند بنابراین او در منطقه و فرامنطقه نیز با موانع جدی از جهتگیریهای تمامیتخواهانه و جاهطلبانه خود روبهرو میشود چراکه دنیا مملو از چنین جاهطلبانی است که در عرصههای گوناگون وارد میشوند و در تعارض منافع با یکدیگر در محیطی که منابع قدرت، حداقل به ظاهر محدود دیده میشود و رقبا به دنبال اهداف کمابیش یکسانی هستند، دنیای رقابت شدیدی را شکل میدهند که در آن مرزهای اصطکاک میان قدرتهای مختلف به نوعی موجب خودتخریبگری در میانمدت و درازمدت توسط این عناصر جاهطلب میشود. مدتی آنها میتوانند بر اسبهای قدرت بهدست آمده تکیه زده و چهارنعل بتازند اما در مسیر با موانع دیگر و رقبای مختلفی مواجه میشوند که در نهایت موجب میشود آنچه بهدست آمده است، آرامآرام به اضمحلال کشیده شده و در این رقابت برد و باخت در پایان مطرح باشد و در این عرصه رقابت آنکه قدرت بیشتری دارد بتواند پیروز میدان باشد بنابراین باید این منطق را مورد توجه قرار داد.
* کارشناس مسائل بینالملل

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد