15 - 01 - 2023
خیزش اجتماعی و پرسشهایی برای گفتوگوی جمعی ایرانیان
عباس آخوندی- از میان تحلیلهای جامعهشناختی که درباره اعتراضهای سهماهه اخیر خواندهام، خوانش دکتر حسن محدثی گیلوایی تحت عنوان «چشماندازی نظری درباره خیزشهای اجتماعی ایران» را جامعترین و سودمندترین یافتم. هرچند سایر متفکران برجسته هریک به سهم خود گوشههایی از این خیزش اجتماعی را به خوبی ارزیابی کردهاند که به جای خود محل رجوع هستند. به هر روی، متن ایشان را پیوست میکنم و به همه ایراندوستان و کسانی که خواستار تحول راهگشا در ایران هستند، توصیه میکنم با حوصله این نقد تفصیلی را به دقت چندبار بخوانند. باید به دقت به مساله ایران پرداخت و خسته نشد. بیحوصلگی سم مهلک است. ایشان در بخش نتیجهگیری نکاتی را متذکر میشوند از جمله:
بدون انجام اصلاحات اساسی و تلاش صادقانه و اعتمادآفرین برای برآوردن نارضایتیها و اجابت خواستهها، امکان حلوفصل وضعیت خصومتآمیز بین مردم تغذیهکننده جنبش اجتماعی از یک سو و حکومت از سوی دیگر وجود ندارد. در صورت عدم حرکت در این مسیر، خیزشهای بعدی نیرومندتر و وسیعتر و خشونتبارتر و مخربتر خواهند بود
به دلیل تهی شدن سیستم اجتماعی (رژیم سیاسی) از خبرگان کاربلد، توانش تدبیر سیستم در مواجهه با وضع کنونی و برخورد با ناراضیان نه تنها مطلوب نیست بلکه عملا علیه خود سیستم عمل میکند و حیات درونی سیستم را بیشتر به خطر میاندازد؛ به جای آنکه به بقای آن کمک کند. در دهههای اخیر نهادهایی چون شورای نگهبان و دیگر سازمانهای گزینشگر به شدت ضدکارکردی عمل کردهاند.
عدم به رسمیت شناختن حقوق معترضان سبب غیرمشروع ساختن کل قانون در چشم آنها میشود و اعتراضات را به سمت غیرمدنی و جنایی شدن سوق میدهد. استفاده از روشهای سرکوب بدون به رسمیت شناختن حقوق معترضان اعتراض غیرمدنی پدید میآورد.
مخاطب این سخنان هم حکومت و هم جامعه است. گوش حکومت هرچند هم گران باشد متوجه صدای جامعه است. مهم این است که صدای جامعه همهمه نباشد که نامفهوم باشد. سخنان باید واضح، رسا و وافی به مقصود باشند. در سه نتیجهگیری پیشگفته چندین نکته وجود دارد:
۱- انجام اصلاحات اساسی. آیا از اصلاحات اساسی تصویر روشنی داریم؟
۲- تلاش صادقانه و اعتمادآفرین. قاعدتا این تلاش هم از سوی حکومت و هم از سوی سیاستمداران ملی باید انجام پذیرد. نصیحت به حکومتگران را فعلا به کناری بگذاریم. تلاش صادقانه و اعتمادآفرین سیاستمداران ملی چه ویژگیهای باید داشته باشد؟
۳- اجابت خواستهها. آیا غیر از تعریفهای بسیار کلی، تعریف جزئی و عملیاتی از خواستههای ملی وجود دارد؟
۴- عمل ضدکارکردی نهادها. با نتیجههای ضدکارکردی شورای نگهبان همه آشنا هستیم. لیکن، آیا تنها این نهاد رفتار ضدکارکردی دارد؟ یا آنکه نهادهای دیگری هم وجود دارند که نتیجه عملکرد مجموعه آنها موجب این نارضایتیها گسترده شده است. آنان کدامند و ضعفشان چه بوده و چیست؟
۵- به رسمیت شناختن حقوق معترضان. این موضوع نیز دو وجه دارد. به رسمیت شناختن توسط حکومت و نهادهای جامعه مدنی. حال پرسش این است که جامعه کدام بخش از اعتراضها را در چارچوب قانون، همبستگی و منافع ملی و صلح اجتماعی حقوق معترضان میداند و چه بخشهایی را نمیتواند بپذیرد؟ آیا اجماعی حداقلی در این موارد وجود دارد؟
پیشنهاد میکنم که به صورت جمعی به پرسشهای پیشگفته و پرسشهای دیگری که سایر اعضای جامعه و اندیشوران طرح میکنند، بپردازیم تا زمینه گفتوگوی سامانمند و جمعی برای دستیابی به صلح اجتماعی فراهم آید.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد