1 - 01 - 2024
دافعه درونی و جاذبه بیرونی
ادامه از صفحه یک
در ادامه گفتوگوی «جهانصنعت» با دکتر علیاکبر فرهنگی را میخوانید.
دکتر فرهنگی در ابتدای این گفتوگو درخصوص تاثیر شبکههای مجازی بر افکار عمومی بیان کرد: قدرت شبکههای مجازی بسیار زیاد است. میتوان گفت انواع شبکههای مجازی، سیستم ارتباطی بین شهروندان مختلف را ساماندهی میکند و جهان با یک پدیده صنعتی آشنا شده است. اظهارنظر مارشال مک لوهان نظریهپرداز به این مضمون عینیت بخشیده که وارد دهکده جهانی شدهایم. در این دهکده تمام صداها شنیده میشود و آدمها به راحتی میتوانند با یکدیگر تماس داشته باشند و ارتباطاتشان را تنظیم کنند.
وی ادامه داد: ایران هم مثل بقیه کشورها از نعمت دیجیتال و همچنین از شبکههای مجازی متعدد برخوردار است. البته کم و بیش میتوانیم برابر کشورهای دیگر مسائل خودمان را حل کنیم، اما اگر جهان معاصر را با جهان گذشته مقایسه کنیم، رسانهها به هر صورت در ریزترین و کوچکترین فعالیتها نقش اساسی دارند.
مهاجرت همیشه بوده، اما در سالهای اخیر شدت گرفته است
این استاد دانشگاه درخصوص شرایط مهاجرت در ایران گفت: مهاجرت خواست سالهای اخیر نیست، میل رفتن از کشور در سالهای پیش هم رواج داشته است. وقتی مرحوم احسان نراقی نماینده ایران در یونسکو بود، بحث مهاجرت نخبگان را مطرح کرد. با این توضیح که «فرار مغزها» زاییده ذهن ایشان است. در آن برهه مرحوم نراقی اینطور مطرح کرد که کشورهای جهان سوم محیط پرورش متخصصان و نخبگانی شدهاند که جذب جهان اول یا کشورهای توسعهیافته میشوند. در این ماجرا یونسکو و بقیه ارکان سازمان ملل نشستهای زیادی برای جلوگیری از مهاجرت برگزار کردند.
دکتر فرهنگی در ادامه بیان کرد: مهاجرت نخبگان مشروط به ۲ شرط است. شرط اول این است که در کشور مبدأ نوعی دافعه و در کشورهای مقصد نوعی جاذبه درباره نخبگان وجود دارد که این امر موجب تسهیل مهاجرت شده است، بنابراین مهاجرت امری ساختاری به شمار میرود. البته شتاب این پدیده در ایران در ادوار مختلف فرق میکند. یعنی قبل از انقلاب، مهاجرت نخبگان ملموس نبود و تقریبا تعداد زیادی که متخصص بودند، در جهان سوم فعالیتشان را ادامه میدادند، اما در سالهای اخیر به دلیل عواملی همچون تحریمها و مشکلات اشتغال، مهاجرت شتاب بیشتری پیدا کرده است. در اصل، سالهای متمادی است که ایران با پدیده مهاجرت درگیر است.
خدمتی که مهاجران ایرانی به اقتصاد کانادا کردند
این استاد دانشگاه گفت: به یاد دارم که پیتر ترودو (پدر نخستوزیر کنونی کانادا) زمانی که نخستوزیر این کشور بود، درباره تاثیر انقلاب ایران روی کانادا اینطور گفته است که «۳۰ هزار مغز متفکر ایرانی به کانادا آمادهاند» اگر بخواهیم این آمار مهاجرت را به دلار تبدیل کنیم و هزینهای که یک کشور برای اینکه یک پزشک عمومی تحصیلاتش را پایان ببرد، از شیر خشکی که نوشیده تا پوشکی بسته و تا آخرین روزی که در دانشگاه بوده است، مبلغی بالغ بر سه میلیون و ۵۰۰ هزار دلار میشود. پس مهاجرت این رقم را در اختیار کشور مقصد میگذارد. اگر ۳۰ هزار ضربدر این رقم شود، میلیاردها دلار از اقتصاد ایران به اقتصاد کانادا تزریق شده که ریشه آن مشکل ساختاری ایران است و برای جبران باید دافعه درونی را کم کنیم و سیاستگذاریمان باید در راستای این هدف مهم باشد.
دانشگاههای ایران چقدر با استانداردهای جهانی همتراز است؟
دکتر فرهنگی گفت: نمیتوانیم همه دانشگاههای ایران را با یک چوب برانیم و واژه «دانشگاههای ایران» یک واژه عام است و باید مشخص کنیم منظور کدام دانشگاه است. برخی از دانشگاهها در سطح بینالمللی مطرح هستند و دانشگاههایی هم داریم که نمیتوانند در فضای علمی و آموزشی حرف زیادی برای گفتن داشته باشند، اما به طور کلی دانشگاههای تهران، شهید بهشتی، علامه طباطبایی و صنعتی شریف در سطح بینالمللی مطرح هستند.
وی درخصوص شرایط دانشگاهها در دولت سیزدهم اظهار کرد: من از سال ۱۳۵۰ عضو هیات علمی دانشگاه هستم. اگر قرار بر مقایسه باشد، در گذشته فضا بسیار بهتر بود و در شرایط موجود سستیها و اهمالهایی شده است، به طوری که در زمینه جذب اساتید و دانشجو متاسفانه سستی مشهود است.
آنهایی که از ایران رفتند و آنهایی که ماندند
دکتر فرهنگی درخصوص شرایط شاگردان سالهای گذشته خود که اکنون استاد دانشگاه شدهاند، گفت: آنهایی که رفتهاند، جای خودشان را به خوبی پیدا کردهاند و اساتید بنامی هم شدهاند و از شغل و کار خودشان در آمریکا، کانادا، استرالیا و… راضی هستند، اما استادهایی که در ایران هستند، با تنگنای معیشت و سایر مسائل مواجه هستند. متاسفانه باید عنوان کنم، در ایران یک استاد دانشگاه درآمد آنچنانی ندارد. تکلیف اساتید حقالتدرسی هم که مشخص است و چیزی دستشان را نمیگیرد. شاید هم حتی پول اسنپشان را هم درنمیآورند و فقط براساس علاقه به دانشگاه مشغول به تدریس هستند. آنهایی که تماموقت هستند هم حقوقشان از دانشجوهایی که به طریقی کار میکنند، پایینتر است. یعنی حقوق یک استادیار پایه یک بیشتر از ۱۰ تا ۱۲ میلیون تومان نیست. من بابت این قیاس معذرت میخواهم اما این مبلغ حتی از حقوق کارگر منزل که روزی ۵۰۰ هزار تومان دریافتی دارد، کمتر است. یعنی اگر استادی خانه نداشته باشد، تمام حقوقش را باید در محلههای پایین و زیر متوسط شهر اجاره خانه بدهد. بنابراین این استاد نمیتواند استادی خوب باشد.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد