28 - 05 - 2022
درسهای تاریخ برای رییسجمهور چین
گروه جهان- اواخر هفته گذشته بود که چین تصمیم به کاهش دو درصدی ارزش پول خود گرفت؛ اقدامی که سبب ریزش بورسهای دنیا شد و همزمان بسیاری از کارشناسان اقتصادی در سراسر دنیا هشدار به جنگ ارزی دوم بین چین و آمریکا دادند.
روز سهشنبه یوآن چین با تصمیم بانک مرکزی آن کشور در حالی دو درصد کاهش قیمت داد و در کف بهای سه ساله اخیر خود ایستاد که کارشناسان اقتصادی میگویند این اقدام چین دورنمایی را از جنگ ارزها
ترسیم میکند.
چین این اقدام را گامی اصلاحی برای بازار آزاد نامیده است؛ کاهشی که پکن آن را «استثنایی» میداند. این تصمیم بعد از آن اتخاذ شد که گزارشهای اقتصادی ماه ژوییه (ماه گذشته میلادی) حاکی از کاهش بیش از هشت درصدی صادرات چین بود. حالا چینیها در دومین اقتصاد بزرگ جهان تصمیم به یک رقابت تمام گرفتهاند و کاهش بهای یوآن با هدف افزایش توان صادرات چین صورت میگیرد. با این کاهش دو درصدی حالا هر دلار آمریکا با ۳۳۶۰/۶ یوآن چین برابری میکند که این بیشترین کاهش بهای رسمی یوآن چین از سال ۱۹۹۴ تاکنون است.
با کاهش صادرات چین این کشور ارزش پول خود در برابر دلار را عمدا به چهار درصد کاهش داد و احتمال دارد این کاهش به ۱۰ درصد هم برسد. چین این کار را برای تقویت صادرات انجام میدهد. در این میان کارشناسان درباره سیل گسترده ورود کالاهای چینی به ایران هشدار میدهند.
برخی کارشناسان مسایل مالی و پولی میگویند این اقدام چین از سوی دیگر کشورهای جهان بیپاسخ نخواهد ماند و ممکن است جنگ ارزها را در پی داشته باشد چون در این حالت دیگر کشورهای جهان که شریک تجاری چین هستند برای آنکه در این مسیر متضرر نشوند، ممکن است ارزش پول ملی خود را متقابلا کاهش دهند.
با این تصمیم بانک مرکزی چین، ارزش یوآن در برابر دلار آمریکا دو درصد دیگر کاهش یافت. از سال ۲۰۰۵ تاکنون سابقه نداشته است که ارزش یوآن در برابر دلار آمریکا تا این اندازه و به یکباره افت پیدا کند. بعد از این میزان کاهش، بانک مرکزی چین اعلام کرد که در نظر دارد نقش بیشتری به بازار برای تعیین نرخ برابری یوآن و دلار آمریکا بدهد.
برخی کارشناسان هم میگویند دادههای منتشر شده درباره اقتصاد کلان چین اصلا خوب نیستند. این آمار و ارقام نشان میدهد رشد اقتصادی چین در حال کاهش است. در چنین شرایطی تنها ابزاری که در اختیار پکن قرار دارد، این است که نرخ یوآن در برابر دلار را کاهش دهد تا اینگونه زمینه برای رشد اقتصادی بیشتر چین فراهم شود.
اما بازارهای آسیایی با نگرانی این اقدام چین را دنبال میکنند به همین علت کارشناسان از همین حالا هشدار میدهند جنگ ارزها یک بار دیگر بین اقتصادهای مطرح جهان و به ویژه آسیا آغاز خواهد شد.اقتصاددانان تعابیر مختلفی از عرضه ارز دارند؛ برخی مانند «میلتون فریدمن» معتقدند که ۱۸ ماه زمان نیاز است تا افزایش عرضه ارز به تخلیه کامل تورم برسد. در واقع افزایش قیمتها موجب خواهد شد تا اثر منفی افزایش عرضه پول بر تراز تجاری دو کشور که مبادله ارز دارند از بین رفته و تراز تجاری دوباره به حالت اولیه بازگردد. برخی اقتصاددانان نیز مثل «کینز» معتقدند که «ما در درازمدت همگی مردهایم» به این معنی که نمیتوان صبرکرد و شاهد افزایش قیمتهای ناشی از افزایش عرضه پول بود. هماکنون گروهی از اقتصاددانان که به عنوان اقتصاددانان طرف عرضه شناخته میشوند، معتقدند که مالیات از تولید را باید تا حد امکان کاهش داد. به نظر میرسد تحت تاثیر آموزههای این اقتصاددانان و دوستانشان بوده است که مالیات بر ارزشافزوده (مالیات بر مصرف) در جهان به سرعت رو به
گسترش است.سیاست کاهش ارزش یوآن چین نگرانیهایی برای کشور ما دارد که شریک تجاری کهن و بسیار خوبی هستند. برخی کارشناسان نگران سرازیر شدن بیش از پیش کالاهای چینی به کشور هستند. ایران از کشورهایی است که مبادلات وسیع تجاری با چین دارد و کاهش ارزش پول این کشور این نگرانی را به وجود آورده است که چین را به صادراتی که فعلا سهلالوصولترینش ایران است، ترغیب خواهد کرد.
اگرچه برخی کارشناسان معتقدند کاهش حدود چهار درصدی رقمی نیست که بتواند عامل تحریککنندهای برای صادرات باشد اما دولت چین به قول خودش بر درستی این سیاست تاکید دارد. مخالفان میگویند کاهش ارزش پول این کشور به ضرر تولید است و قیمت تمامشده را افزایش خواهد داد و باعث گرانی در کشور
خواهد شد.برخی این فرضیه را مطرح میکنند که با کاهش ارزش یوآن، صادرات ایران به چین هم ارزش بیشتری پیدا کند اما کارشناسان معتقدند از آنجایی که کالای صادراتی ما تنها نفت است و مبادلات پول آن هم با دلار انجام میشود، تاثیری نخواهد داشت.
فاطمه رحیمی- سومین روز از ماه سپتامبر سالگرد شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم است که در چین از آن به عنوان روز شکست فاشیسم نام برده شده و همه ساله با برگزاری مراسمی ویژه آن را گرامی میدارند. درگیریهای نظامی ژاپن و چین بین سالهای ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۵ با تسلیم شدن ژاپن در جنگ جهانی به پایان رسید. با نزدیک شدن این تاریخ، حضور رهبران کشورهای دیگر به یکی از موضوعات داغ بینالمللی تبدیل میشود. اکونومیست در آخرین شماره خود به بررسی اختلافات چین و ژاپن پرداخته و از زخمهای التیام نیافته در شرق آسیا سخن میگوید.
حزب کمونیست چین تاریخ را به یغما میبرد تا بلندپروازیهای امروز خود را توجیه کند. شی جین پینگ، رییسجمهور چین سوم سپتامبر سلام نظامی خود را نثار یک رژه نظامی بزرگ در پکن خواهد کرد. این آشکارترین نمایش اقتدار وی از زمان قدرت گرفتنش در سال ۲۰۱۲ است؛ نخستین حضور عمومی وی در چنین نمایشی از موشکها، تانکها و رژه لشگریان.
برگزاری این مراسم رسما مربوط به گذشته است و طی آن بزرگداشت پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ و یادبود ۱۵ میلیون چینی که در یکی از خونبارترین فصول این جنگ- حمله ژاپن و اشغال چین در خلال سالهای ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۵- جان خود را از دست دادند، انجام خواهد شد.
این مراسم یادآور شجاعت سربازان چینی و نقش مهم آنها در مقابله با قدرت امپراتوری تهاجمی آسیا خواهد بود و به درستی که قربانیان چینی در آن دوره جهنمی لایق یادآوری به مراتب بیشتری هستند. در خلال سالهای ۱۹۳۷ که یک جنگ کامل در چین فوران کرد و اواخر سال ۱۹۴۱ که حمله به پرلهاربر آمریکا را وارد جنگ کرد، چین به تنهایی با ژاپنیها میجنگید. در پایان این جنگ، چین بیش از هر کشور دیگری به جز شوروی سابق، کشته نظامی و غیرنظامی داده بود.
با این حال مراسم رژه ماه آینده تنها یک یادبود نیست؛ بلکه به آینده نیز مربوط میشود. این نخستین بار است که چین برای بزرگداشت این جنگ، نه یک مراسم رسمی که یک نمایش نظامی به راه میاندازد. چین پرجمعیت ترین کشور جهان است که دیدگاههای رهبرش برای آینده (یک کشور ثروتمندتر با یک بازوی نظامی قدرتمندتر) شبیه به شعارهای اوایل امپراتوری ژاپن است. البته اشتباه است که این مقایسه را بیش از این ادامه دهیم: چین قصد ندارد به همسایگان خود حمله کند اما دلایلی وجود دارد برای نگرانی در مورد دیدگاه حزب کمونیستی چین نسبت به تاریخ و اشارهای که برای توجیه بلندپروازیهای فعلی خود به تاریخ دارد.
تاریخچه ویژگیهای چینی
منطق تاریخ برای شی به این شکل عمل میکند. نقش چین در مغلوب کردن امپراتوری ژاپن آنقدر مهم است که نه تنها شایسته توجه دیرهنگام برای تمام رنجها و دلاوریهای گذشته است، بلکه باید توجه بیشتری به نظراتش در اداره آسیای امروز شود. ضمن اینکه ژاپن هنوز خطرناک است. مدارس، موزهها و برنامههای تلویزیونی چینی دایما هشدار میدهند که روح تهاجم همچنان در سراسر آبها کمین کرده است. روزنامههای حزب کمونیست هم صدا هستند که هرلحظه ممکن است ژاپن آسیا را تهدید کند و چین بار دیگر در مقابل این تهدید ایستاده است.
ژاپن امروز هیچ شباهتی به گذشته ندارد و این ایده که ژاپن یک قدرت تهاجمی است، مضحک به نظر میرسد. از سال ۱۹۴۵ تاکنون سربازان ژاپن حتی یک گلوله هم در راستای تهاجم و خشونت شلیک نکردهاند. احترام به حقوق بشر در این کشور بنیادی است و اکثر ژاپنیها از تقصیرات کشورشان در جنگ آگاه هستند. دولتهای جانشین به دلیل این مساله عذرخواهی کردهاند و انتظار میرود شینزو آبه، نخست وزیر این کشور نیز همین کار را انجام دهد. ژاپن امروز، مسن، کوچک و به شدت آرام است و به دلیل زخمهای هیروشیما و ناکازاکی، بعید است که تسلیحات هستهای کسب کند.
خطرات قلع و قمع
قلع و قمع ژاپن توسط چین، نه تنها غیرمنصفانه است، بلکه خطرناک هم خواهد بود. دولتهایی که به دشمنیهای ملی دامن میزنند، همیشه نمیتوانند این دشمنی را کنترل کنند. تاکنون، نمایش بزرگ چین در چالش کنترل ژاپن بر سواحل سنکاکو تنها شامل قدرت نمایی بوده و هیچ خونریزی در کار نبوده است اما همواره این خطر وجود دارد که یک محاسبه اشتباه منجر به شکلگیری شرایط بدتر شود.
زخمهای جنگ قدیمی شرق آسیا هنوز التیام نیافته است. شبهجزیره کره همچنان شکاف دارد، چین و تایوان جدا هستند و حتی میتوان گفت ژاپن هم به دو نیم شده چراکه از سال ۱۹۴۵ آمریکا از جزیره جنوبی اوکیناوا به عنوان پایگاه نظامی اصلی خود در غرب اقیانوس آرام استفاده میکند. تنگه تایوان و مرز میان کرهشمالی و کرهجنوبی همچنان نقاط اشتعال بالقوه هستند و اینکه یک روز به خشونت کشیده شوند به شدت به رفتار چین بستگی دارد. ساده لوحانه است که فرض کنیم آمریکا برای همیشه میتواند شرایط را تحت کنترل داشته باشد.
چقدر بهتر بود اگر چین رهبری منطقهای خود را نه بر اساس گذشته که براساس میزان سازندگی رفتار امروزش پیگیری میکرد.
اگر شی برای تقویت ثبات منطقه ای، کشورش را متعهد به تلاشهای چندجانبه کند، نشان میدهد که تا چه اندازه درسهای تاریخ را آموخته است. آموختن تاریخ بسیار بهتر از تکرار آن است.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد