29 - 12 - 2019
دروازه مرگ
این روزها تماشای فوتبال قربانی میگیرد، فرقی نمیکند چگونه ظاهر شود، چه در قامت دختری که پشت دروازهها مانده و در حسرت سکوها میسوزد یا به شکل پسر بچه هشت سالهای از دروازه مرگ عبور کرده. کمیت ورزش کشور به خصوص فوتبال همیشه لنگ میزند، پشت پرده بودجههای میلیاردی که صرف به اصطلاح زیرساختهایی میشود که هیچگاه به سرانجام نرسیده و نخواهد رسید، مشخص نیست به کدام سمت میرود، هرچه هست بیاعتمادی است و سوختن در آتش بیتدبیری!
فوتبالی که در گذشتهها هم قربانیانی از بین علاقهمندانش گرفته بود و قرار بود با تمهیدات فدراسیون زمینه آن اتفاقات از بین برود، امروز به دلیل رفع تکلیف جان پسر بچه هشت ساله را گرفت. با اینکه مسوولان فوتبال تاکید میکنند زیرساختهای حرفهای شدن حضور تماشاگران در ورزشگاهها فراهم شده است، اما مرگ یک پسر بچه نشان داد ادعای آنها درست نیست.
در حالی که یکی از اصلیترین فلسفههای فوتبال ایجاد شادی و نشاط نزد مردم و به ویژه هوادارانش است، در این روزها فوتبال در ایران به معضلی تبدیل شده که نه تنها باعث شادی و نشاط نمیشود بلکه از میان علاقهمندانش قربانی میگیرد و موجب تاثر و تالم میشود.
خبر تلخ و دردناک درگذشت پسر بچهای هشت ساله بر اثر برقگرفتگی در ورزشگاه آزادی، بعد از درگذشت دختر ۲۹ ساله، بار دیگر جامعه ورزش ایران را متاثر کرد. فدراسیونی که سابق بر این بر پنج ستاره بودنش افتخار میکرد، حالا قادر به مدیریت معضلات پیش رو نیست تا آوازه این فوتبال و این فدراسیون به جای حضور تیمهای مختلفش در جامهای جهانی، به واسطه اتفاقات ناگوار آن در جهان بپیچد.
فصل نوزدهم لیگ برتر با یک ماه تاخیر آغاز شد تا زیرساختهای لازم در ورزشگاههای میزبان این مسابقات برای پذیرایی با استانداردهای جهانی از تماشاگرانش آماده شود، اما برقگرفتگی یک پسر بچه هشت ساله نشان میدهد در این مدت در ورزشگاهها تنها سمبل کاری صورت گرفته و پیمانکاران (شاید به دلیل نبود نظارتهای لازم) تنها دکوری از زیرساخت را تحویل فدراسیون دادهاند.
موضوع امنیت ورزشگاهها مدتی است که در محافل خبری و رسانهها به طور گسترده به آن پرداخته میشود، اتفاقات تلخ پایان فصل لیگ هجدهم فوتبال نشان داد که مقوله امنیت در برگزاری رقابتهای فوتبال چندان جدی گرفته نشده و متولیان برگزاری رقابتهای فوتبال برنامه اجرایی و امنیتی مدونی برای برگزاری رقابتها ندارند. فینال جام حذفی فوتبال ایران در فصل گذشته و اتفاقات تلخ اصفهان و تبریز موید این ادعاست.
اکنون اما آنچه در ورزشگاه آزادی رخ داده، فارغ از اینکه شرح ماجرا چه بوده، موضوعی است که به نظر میرسد باید تاملی جدی در آن صورت گیرد. درگذشت پسر بچهای ۸ ساله آن هم به واسطه نصب امکانات حادثهزا موضوعی نیست که به راحتی قابل توجیه باشد.
سیف، مدیر مجموعه ورزشی آزادی پس از این حادثه در گفتوگویی اعلام کرده که سهلانگاری و خطای پیمانکار موجب فوت این پسر بچه شده و موضوع ارتباطی به گیتهای فروش بلیت ندارد، این در حالی است که پیمان صابریان، رییس اورژانس تهران در گفتوگویی درباره جزئیات این حادثه گفته که عماد صفییاری که پس از پایان بازی تیمهای پرسپولیس و صنعت نفت قصد عبور از گیتهای بلیتفروشی الکترونیک ورزشگاه را داشته دچار برقگرفتگی شده و فوت کرده است.
گزارشهای میدانی پس از این حادثه نیز نشان میدهد که عماد هشت ساله در هنگام خروج از گیت داربستهای فلزی خروجی ورزشگاه آزادی و در اثر تماس صورتش با این میلههای فلزی، دچار برقگرفتگی شده و جانش را از دست داده است.
روایتها و نقلقولها درباره چگونگی رخ دادن حادثه متعدد است اما به نظر میرسد در میان این همه تعابیر و تفاسیر مختلف از یک حادثه نباید این نکته را فراموش کرد که برگزاری رقابتهای لیگ در امنیت کامل و با استانداردهای منطقی حداقل توقع هواداران و فوتبالدوستان از مسوولانی است که رقابتهای فوتبال را برگزار میکنند.
گزارشهای میدانی در خصوص ورزشگاه آزادی نشان میدهد بسیاری از گیتهای نصب شده کارایی نداشته و عملا کار نمیکنند. هنوز اتفاق خاصی در نحوه ورود هواداران صورت نگرفته و تفاوت چشمگیری نسبت به فصلهای گذشته دیده نمیشود و همچنان سازوکار مناسب برای کنترل تماشاگر وجود ندارد. بحث ایمنی این ورزشگاه هم که عملا با این اتفاق به چالش کشیده شد.
مشخص نیست با این وضعیت روز ۳۱ شهریور که ورزشگاه آزادی میزبان دربی است و این ورزشگاه باید از دهها هزار هوادار مشتاق و متعصب میزبانی کند، احتمال رویداد چه اتفاقاتی وجود دارد.
در فوتبال حادثهخیز ما پیش از این نیز شاهد اتفاقاتی از جمله مرگ هفت هوادار در جریان یک بازی ملی و بر اثر ازدحام هوادار هنگام خروج از ورزشگاه، نابینایی یک سرباز و یک هوادار در جریان مسابقات لیگ برتر و جام حذفی بودیم و این فوتبال کماکان به دلیل ناکارآمدی و بیتدبیری برخی از مسوولانش قربانی میگیرد.
شاید اگر فدراسیوننشینها نیمی از انرژیای که برای دور زدن قانون در جهت حفظ بازنشستهها در سازمان لیگ و برخی از جاهای دیگر این فدراسیون را صرف تهیه زیرساختهای مناسب و از بین بردن معضلات فوتبال میکردند، امروز شاهد بسیاری از این مشکلات و معضلات نبودیم.
بودجه کلان برای داربستهای اجارهای
سال گذشته و در آستانه فینال لیگ قهرمانان آسیا و میزبانی پرسپولیس از تیم کاشیما، صحبتهای زیادی پیرامون تجهیز ورزشگاه آزادی صورت گرفت. بودجهای کلان هم صرف تجهیز ورزشگاه آزادی شد که البته درباره نحوه هزینه این بودجه هم حرفوحدیثهایی وجود دارد. یکی از مواردی که در خصوص استانداردسازی ورزشگاه آزادی مطرح بود، مربوط به بحث گیتگذاری میشد. یکی از ایرادهای بزرگی که به نحوه ورود تماشاگران گرفته شد، عبور آنها از داربستهایی بود که دور این داربستها نیز گونی کشیده میشود. داربستهایی که هنوز هم در مجموعه ورزشی آزادی مقابل ورزشگاه فوتبال و سالن ۱۲ هزار نفری دیده میشود، اما پشت پرده این اتفاقات چه چیزی قرار دارد؟
چرا سالیان سال است که در مجموعه ورزشی آزادی و به خصوص ورزشگاه فوتبال، برای نظم در عبور و مرور تماشاگران از داربستها استفاده میشود؟ داربستهایی که گویا اجارهبهای سنگینی هم دارد و سالانه درآمدی زیادی را نصیب برخی افراد میکند. انگار جان مردم هیچ اهمیتی نداشته و پول، بر هر چیزی ارجحیت دارد. شاید اکنون بهانه پرداختن به این موضوع از دست رفتن جان عماد هشت ساله باشد، اما آیا نصب داربست و عبور دادن تماشاگران از این داربستها، در شأن یک انسان و در شأن ورزش کشور است؟
در خصوص نصب داربستها قدرتالله سیف، مدیر مجموعه ورزشی آزادی اعلام کرده این کار به درخواست نهادهایی امنیتی مانند نیروی انتظامی صورت میگیرد و حسن کریمی، رییس شرکت توسعه و تجهیز نیز آن را نظری کارشناسی از سوی نیروی انتظامی و مسوولان ورزش میداند. حال اینکه منظور او از مسوولان ورزش چه کسی است، مشخص نیست چرا که در این جریان مسوولان شرکت توسعه تجهیز جلوتر از هر مسوول دیگری باید پاسخگو باشند، زیرا جان یک نفر در میان بوده و خانوادهای داغدار است.
موضوع نصب داربستها مقابل ورزشگاه آزادی، به ارتباطاتی مرتبط میشود که برخی افراد ذیربط در برگزاری مسابقات، در آن دخیل هستند. افرادی که سود مالی آنها در نصب شدن این داربستهای اجارهای است که پیمانکار آن برای هر بازی پولی هنگفتی را بابت اجاره داربستها دریافت میکند. در این خصوص صحبتهای زیادی هم میان مسوولان سازمان لیگ و این افراد ذیربط صورت گرفته بود. سازمان لیگ اعلام کرده بود که اگر نیاز به نصب داربست باشد، ترجیح میدهد داربستها را خریداری کند تا همیشه مقابل ورزشگاه قرار بگیرد، اما گویا اصرار به اجاره این داربستها از «پیمانکار خاص» بوده است.
با این حال ظاهرا حرف هیچکس برای این افراد خاص اهمیت ندارد و در حالی که وزیر ورزش و جوانان هم منتقد نصب این داربستها بوده، باز هم این اتفاق ادامه دارد. در این خصوص شرکت توسعه و تجهیز نیز باید پاسخگو باشد که چه اقدامی در این راستا کرده است؟
طبق خبرها و اطلاعاتی که وجود داشت، شرکت توسعه و تجهیز سال گذشته بیش از ۱۵ میلیارد برای تجهیز ورزشگاه آزادی همزمان با برگزاری فینال لیگ قهرمانان آسیا دریافت کرد. چرا در خصوص هزینههای صورت گرفته در ورزشگاه آزادی، شفافسازی صورت نگرفت و هیچ گزارشی اعلام نشد. مگر نه اینکه تجهیز ورزشگاه آزادی با پول بیتالمال و از خزانه دولت پرداخت شد؟ آیا مردم نباید از طریق رسانهها در جریان امور قرار بگیرند و بدانند پولی که از جیب آنها رفته، صرف چه اقداماتی شده است؟
مسوولان شرکت توسعه و تجهیز و ورزشگاه آزادی، باید پاسخگو باشند که چرا با وجود نصب گیت و نردههایی که پیش از گیتها وجود دارد، باز هم اجازه دادهاند که داربست در ورزشگاه آزادی نصب شود؟ اگر نیروی انتظامی و یگان ویژه اصرار به نصب داربست برای نظم دادن به ورود تماشاگران دارند، چرا در تمام این سالها نردهای نصب نشده تا این نظم و انضباط همیشگی باشد؟
شاید انتظار استعفای مسوولی پس از رخ دادن حادثه تلخ از دست رفتن جان این پسربچه هشت ساله، انتظار زیادی باشد چرا که تاکنون در کشورمان کمتر شاهد استعفایی از سوی مسوولی پس از رقم خوردن اتفاقات تلخ بودیم که برای این ماجرا هم باید تاسف خورد. اینکه هیچکس مسوولیت کوتاهیهای خود را بر عهده نمیگیرد، جای تاسف دارد، اما حداقل انتظاری که اکنون وجود دارد بررسی درست این ماجراست. اینکه چرا باید بابت نصب اجباری داربست در ورزشگاه آزادی و رسیدن برخیها به پول، جان تماشاگران به خطر بیفتد. آیا این پولها ارزش بازی کردن با جان انسانها را دارد؟

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد