12 - 06 - 2022
در آغوش خاک
این روزها، روزهای خوبی نیست. انگار عادت کردهایم صبحها با خبر مرگ عزیزانمان بیدار شویم و تا شب در غم و غصهشان بمانیم؛ روزهایی که خبر فوت نزدیک به ۵۰۰ زائر خانه خدا کام تمام ایرانیها را تلخ کرد، روزهایی که خبر فوت ناگهانی کاپیتان پرسپولیس جامعه ورزش کشور را در بهت و حیرت فرو برد و روزهایی که خبر درگذشت عبدالرحیم جعفری موسس انتشارات امیرکبیر و فتحالله بینیاز، داستاننویس و منتقد ادبی، حال دوستداران ادبیات را گرفت.
در این بین اما خبری دل خیلیها را شکست؛ خبر فوت هما روستا بازیگر تئاتر و سینما و تلویزیون کشورمان. هما روستایی که در کنار همسرش حمید سمندریان از بزرگان تئاتر بود و شاگردان زیادی تربیت کرد.
روستا در سینما و تلویزیون هم طرفداران زیادی داشت. همه ایرانیها بازی هما روستا در فیلم از کرخه تا راین را به یاد دارند و بعید میدانم به این زودیها فراموشش کنند.
هما روستا هفته گذشته بر اثر بیماری سرطان در آمریکا درگذشت و پیکرش روز دوشنبه وارد ایران شد. مراسم تشییع روستا از خانه هنرمندان شروع شد و سرآخر به بهشت زهرا رسید؛ تشییع جنازهای که با حضور تعداد زیادی از علاقهمندان به تئاتر و سینما و هنرمندان و فرهنگدوستان ایرانی باشکوه برگزار شد و دل داغدیدگان را تسکین داد.
حضور مردم در مراسم اینچنینی بازگوکننده واقعیتی غیرقابل انکار است. هنر و جایگاهش در بین ایرانیها بینظیر است و هیچکس نمیتواند آن را کمرنگ کند. بیتوجهیها، سانسورها و مسایلی که از طرف نهادهای خاص و عناصر معلومالحال برای گونههای مختلف هنری به وجود میآید، نتوانسته و نمیتواند نقش هنر و موضوعات فرهنگی را در بین مردم کمرنگ کند.
دردانه من، خداحافظ
مادر هما روستا که پس از سالها به ایران آمده است در بخش ابتدایی این مراسم که در حیاط خانه هنرمندان برگزار شده، با بغضی در گلو خطاب به همه حاضران خوشامد گفت و ادامه داد: سلام من، سلام مادر غمدیدهای است که غمی بسیار بزرگ دارد. اما شما گوشهگوشههای غم مرا گرفتید و از شما سپاسگزارم.
وی ادامه داد: همیشه به دنبال «هما»یم دویدم. خیلی از من دور بود اما امروز برای همیشه دور میشود. او را به خدا و حمید میسپارم و از همه شما ممنونم که قدمهایتان را روی چشمهای ناقابل من گذاشتید.
مادر هما روستا سخنانش را اینگونه به پایان برد؛ «دردانه من خداحافظ».
ابراهیم حقیقی: هما به
«باغ آلبالو» رفت
ابراهیم حقیقی دیگر دوست نزدیک هما روستا و هنرمند گرافیست هم در این مراسم با خواندن شعری سخنان خود را اینگونه آغاز کرد: ساقههای لطیف ما تاب بیماریهای طولانی را ندارد اما «هما» سالها بدون حضور حمید و دور از او بیماری را تحمل کرد.
این گرافیست باسابقه با اشاره به برنامههایی که هما روستا برای بعد از بهبودیاش داشت، افزود: هما میگفت امسال خیلی کار داریم. باید نمایشگاه عکس و پوستر نمایشهای حمید را برگزار کنیم. اگر حالم بهتر شد، همه این کارها را انجام میدهیم اما حالش بهتر نشد. پزشکان دیگر کاری از دستشان برنمیآمد و فرشته مرگ دستش را خارج از کشور گرفت و او را به «باغ آلبالو» برد تا با حمید زیر آلاچیق شکوفههای سپید بیارامد.
بنیاعتماد: هما از خودنمایی در فعالیتهای انساندوستانه دور بود
در ادامه مراسم خاکسپاری هما روستا، رخشان بنیاعتماد که با صدایی بغضآلود سخن میگفت، با تسلیتگویی به مناسبت درگذشت این هنرمند افزود: برای حرف زدن از «هما» نیازی به نوشته نیست اما چون حالم خوش نیست و نمیخواهم سخنان پرتی بگویم، متنی را برای او میخوانم.
او در بخشی از نوشتار خود آورده بود: گفتن از هما بر صحنه تئاتر و سینما نیاز به بازگویی ندارد. رابطه دوستی ما دیدارهای گاه به گاه و گاه طولانیمدت بود؛ دیدارهایی نه در مهمانی و گشتوگذارهای مفرح بلکه در ناکجاآبادهای درد و نیاز بود.
وی با اشاره به حضور موثر هما روستا در فعالیتهای اجتماعی و انساندوستانه اضافه کرد: شک ندارم این وجه از شخصیت او برای بعضی ناشناخته است. هما همان اندازه که روی صحنه میدرخشید، از خودنمایی در فعالیتهای انساندوستانه دور بود. در طول این سالها هر جا به حضورش نیاز پیدا کردم به سرعت میآمد و همیشه مصداق جمله از من به یک اشاره از او به سر دویدن بود.
رخشان بنیاعتماد خاطرنشان کرد: «هما» هر جا دختران راندهشده از خانه یا کودکان بیمار نیاز به کمک داشتند، حاضر بود. برای نجات زنان بیپناه از اعدام، حضور چشمگیری داشت. دیدارهای ما از جنس روان و پاک، زنی بود که هرجا لازم بود، حضور داشت. بیآنکه منتظر دوربین خبرسازانی باشد که بخواهند تفقد بانوی نیکوکار را در بوق و کرنا کنند.
معجونی سخنانش را ناتمام گذاشت
سپس محمدحسن معجونی دیگر دوست نزدیک هما روستا و حمید سمندریان به نمایندگی از آکادمی سمندریان سخنان کوتاهی را بیان کرد.وی گفت: امروز باید به قولم وفا کنم، قول داده بودم وقتی خانم روستا از سفر برگشت، دیگر او را خانم روستا خطاب نکنم و هماجان صدایش کنم.این بازیگر و کارگردان تئاتر در ادامه بخشی از نمایشنامهای را خواند که محمد چرمشیر برای هما روستا نوشته بود و آرزو داشت روستا آن را بازی کند.
در بخش کوتاهی از این نمایشنامه آمده بود:« و همه ما زندگان این سرزمین خوابگردهای کابوسی هستیم از درد و رنج و زحمت…
بچه که بودم همین جا میخوابیدم و از همین جا باغ را تماشا میکردم و هر روز صبح…»
حسن معجونی که با صدایی بغضآلود سخن میگفت به دلیل شدت اندوهش نتوانست جملات خود را کامل کند و سخنانش ناتمام ماند.
همچنین مجید سرسنگی، مدیرعامل خانه هنرمندان ایران نیز متنی را درباره هما روستا خواند.
وی گفت: برای کسانی که حمید سمندریان و هما روستا را میشناختند، امروز روز غمگینی است اما خوشحالیم روح سمندریان در کنار روح روستا آرام گرفته است.
وی با اشاره به برگزاری مراسم تشییع جنازه حمید سمندریان که سالها پیش در خانه هنرمندان برگزار شده بود، یادآور شد: چند سال پیش استاد سمندریان را در همین مکان بدرقه کردیم و امروز نیز با همسرش در همین مکان خداحافظی میکنیم. زنی که سالها درد کشید اما لحظهای لبخند از لبش دور نشد. جسمش در خاک آرام خواهد گرفت و روحش در کنار همسرش شاد خواهد بود.
در پایان این مراسم کاوه سمندریان در سخنانی با بیان اینکه «اهل سخنرانی نیست» خطاب به حاضران گفت: از شما بسیار ممنونم که عاشقانه مادرم را دوست داشتید، او هم عاشقانه شما را دوست داشت و برگشت تا پیش شما آرام بگیرد.
در این برنامه حجتالاسلام سیدمحمود دعایی نماز هما روستا را خواند.
بهمن فرمان آرا، پوری بنایی، رضا کیانیان، محمد سریر، افسانه بایگان، پرویزپورحسینی، فرشته طائرپور، منوچهر شاهسواری، علی دهکردی، مسعود فروتن، پریسا مقتدی، شکرخدا گودرزی، نوید محمدزاده، افسانه چهره آزاد، لیلی رشیدی، آتش تقیپور، ایرج راد، الهام کردا، سعید چنگیزیان، منیژه محامدی، رضا بهبودی، رویا میرعلمی، مهدی سلطانی، علی اصغر دشتی، هوتن شکیبا، محمدرضا خاکی و… در کنار اعضای آکادمی سمندریان: حمید لبخنده، حمید پورآذری، ابراهیم حقیقی و… همراه با جمعی از مردم هما روستا را به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) بدرقه کردند.علیرضا تابش مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی از دیگر حاضران این مراسم بود.
محمود رضا رحیمی کارگردان و مدرس تئاتر اجرای این برنامه را برعهده داشت.
او خطاب به پیکر بیجان هما روستا گفت: به خانهات خوش آمدی بانوی مهرگان! همای تئاتر و سینما آیین پروازت را با تمام دوستان و خویشاوندانت برگزار میکنیم. درست در همان جایی که همراه با تو به مشایعت همسرت حمید سمندریان آمده بودیم، باز ایستادهایم.
حوض خانه هنرمندان پر از گلهای بود که به استقبال هما روستا آمده بودند و تصویر هما روستا روبهروی تصویر همسرش حمید سمندریان قرار گرفته بود.
خانواده روستا در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر برای آخرین بار با «هما»یشان خداحافظی کردند تا او را در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) به همسرش حمید سمندریان بسپارند.
محمودرضا رحیمی به نمایندگی از هنرمندان و خانواده روستا از محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ، وزیر راه و شهرسازی و نهاد ریاست جمهوری به خاطر تلاشهایشان در بازگرداندن پیکر هما روستا از آمریکا به ایران قدردانی کرد.
همچنین این کارگردان از همراهی کارکنان بیمارستان لاله و بیمارستان مهر، محمد باقر قالیباف شهردار تهران و حجتالله ایوبی رییس سازمان سینمایی به خاطر همراهیشان در دورانی که روستا دچار بیماری بود، سپاسگزاری کرد.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد