24 - 04 - 2020
در تعیین رییس ایدرو دخالتی ندارم
هر سوی این اقتصاد را بنگری، نشانههای فراوانی از آشفتگی و سردرگمی به چشم میخورد؛ از اقتصاد کلان و برنامهریزی تا مدیریت امور زیربنایی. صنعت هم از این آشفتهبازار بینصیب نیست.
وزارتخانه صنعت، معدن و تجارت که بعد از ادغامهای چندگانه هنوز نتوانسته سرپا بایستد و در چارت ستادی خود سردرگم است، یک رکن اصلی دارد که از قضا این بخش بیش از سایر بخشهای وزارت صنعت، معدن و تجارت دچار بلاتکلیفی است و آن سازمان ارزشمند گسترش و نوسازی صنایع ایران است. سازمانی که زمانی پایههای صنعتی شدن را در ایران بنا نهاد و سالهای سال پیشروترین سازمان دولتی ایران محسوب میشد. حالا اما بیش از یک دهه است که این سازمان رسما بلاتکلیف است.
از سال ۸۴ دوران اوج سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران تاکنون، شش رییس هیات عامل در طول ۱۳ سال سکان هدایت این سازمان بزرگ صنعتی کشور را برعهده گرفتهاند. مهدی مفیدی (۸۶-۸۴)، احمدقلعه بانی (۸۸-۸۶)، سیدمجید هدایت (۹۱-۸۸)، غلامرضا شافعی (۹۱-۹۳)، سیدرضا نوروززاده (۹۴-۹۳) و منصور معظمی(۹۷-۹۴) بیشترین نقش را در شرایط امروز ایدرو داشتهاند.
وزرای بلاتکلیف
با پایان کار منصور معظمی در ایدرو در آبان ۹۷، نزدیک به چهار ماه است که شهریار طاهرپور از سوی رضا رحمانی وزیر صنعت، معدن و تجارت به عنوان سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران منصوب شده است. دوران سرپرستی طولانی طاهرپور نشان میدهد وزیر در انتخاب معاونی برای بزرگترین سازمان صنعتی کشور بلاتکلیف است.
البته این بلاتکلیفی فقط محدود به وزارت رضا رحمانی نیست. یک سال گذشته که محمد شریعتمداری وزیر صنعت، معدن و تجارت بود، برای ماندن و رفتن در این وزارتخانه بلاتکلیف بود. بارها از ساختار وزارتخانه نزد رییسجمهور گلایه کرده بود که با این شرایط نمیتواند این وزارتخانه را اداره کند. هرچند در نهایت غرولندهای او سبب تسریع در ارسال لایحه تفکیک وزارتخانههای صنعت، معدن و تجارت و راهوشهرسازی شد، اما رویاپردازی شریعتمداری برای سامانبخشی به اداره وزارتخانه صمت محقق نشد و در نهایت او که در اداره این وزارتخانه عملا ناتوان بود، با موافقت رییس جمهور به وزارت کار اسبابکشی کرد. از بلاتکلیفی و سردرگمی شریعتمداری همین نشانه کافی است که او با وجود انتقادهای پیدا و پنهان از محمدرضا نعمتزاده وزیر پیشین این وزارتخانه، دست به ترکیب مدیران منصوب شده از سوی نعمتزاده هم نزد و اینچنین بود که منصور معظمی یک سال تمام در بلاتکلیفی فقط حضوری فیزیکی در سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران داشت. رفتن محمد شریعتمداری از وزارت صنعت، معدن و تجارت برای منتقدانش که میگفتند او توانایی اداره این وزارتخانه را ندارد، امیدی تازه ایجاد کرد غافل از آنکه وزیر تازه هم نتوانسته بر اداره امور این وزارتخانه مسلط شود. رضا رحمانی اکنون بیش از چهار ماه است که به عنوان وزیر صنعت، معدن و تجارت منصوب شده است. او اداره وزارتخانهای را برعهده گرفته که یک سال بلاتکیف بوده و در چهار سال ماقبل آن هم کارنامه درخشانی در حوزه صنعت نداشته است. اگرچه نعمتزاده به مدد توافق برجام تلاش کرد از خیل استقبال خارجیها برای سرمایهگذاری در ایران سرمایهگذارانی را برای ایدرو جذب کند، اما از ۳۳ شرکت زیرمجموعه ایدرو، تنها خودروسازان توانستند از این شرایط استفاده کنند که آن هم پس از تحریم تازه آمریکا از دور خارج شدند.
سازمان بیانگیزه
اگر از حال و روز مدیران میانی این سازمان بخواهید، بهتر است بگوییم چندان خوب نیست. وقتی مدیر بلاتکلیف است، کارمند هم انگیزهای برای کار ندارد، آن هم در شرایط این روزها که باید سازمانی به ارزشمندی و مهمی مثل ایدرو برای مهمترین اتفاق سیاسی-اقتصادی کشور برنامهریزی کرده باشد که نکرده است!
البته طی ۱۵ سال گذشته، سازمان گسترش و نوسازی صنایع با دگرگونیهای متعددی همراه بوده و کماکان در خصوص ماموریت و رسالت محوری آن، اتفاق نظر وجود ندارد، اما در سالهای دورتر میشد تعریف و رسالت واضحتری برای این سازمان مثال زد، امروز که اصلا معلوم نیست راهی که طی میکند، قرار است به کجا ختم شود. در واقع نه برنامهای وجود دارد و نه انگیزهای برای مدیران.
اگر ریشه بیبرنامگی را در ایدرو بجویید یا به قول اقتصاددانها دنبال استراتژی «برونگرایی» یا «درونگرایی» برای صنعت کشور باشید، حتما به هیچ جا نمیرسید زیرا آنچه سبب شده آینده سازمانی مثل ایدرو نگرانکننده باشد، بازی قدرت است که استراتژی و برنامه را به کما برده است.
نبرد تاج و تخت
در شش سال گذشته دو تیم همواره برای ریاست این سازمان وارد نبرد شدهاند. گروه منتسب به رضا ویسه و دفتر معاون اول رییس جمهور و گروه نزدیک به محمود واعظی رییس دفتر رییس جمهور. در بین انتصابهای انجام شده طی شش سال گذشته همواره میتوان ردپایی از این دو گروه را جستوجو کرد یعنی اعضای هیات عامل ایدرو یا مدیران میانیتر یا سفارش شده از سوی محمود واعظی بودند یا رضا ویسه با محوریت اسحاق جهانگیری. هرچند محمود واعظی در جلسه مدیران مسوول روزنامهها چنین شایعهای را تکذیب کرده و اعلام داشت هیچ دخالتی در تعیین رییس سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران ندارد. اما از درون ایدرو خبر میرسد که کماکان رقابت بر سر ریاست سازمان بین دو طیف واعظی-جهانگیری شانه به شانه است.
استراتژی دو گروه به جز میزان نفوذ و قدرتشان در عرصه سیاسی نیز با هم متفاوت است. تیم منسوب به واعظی به دنبال حفظ وضع موجود در راستای پاسخ به نیاز داخل، بدون استراتژی و حرکت چراغ خاموش است و تیم اسحاق جهانگیری به دنبال استراتژی جایگزینی واردات.
این دو تصویر را مسعود نیلی سال گذشته در جریان ۵۰ سالگی ایدرو به روشنی گفته بود: «صنعت کشور از بدو آغاز به کار خود بر مبنای یک استراتژی نانوشته «پاسخ به نیاز داخل» فعالیت داشته است. بعدها اما رسما استراتژی «جایگزینی واردات» مطرح میشود. بر این اساس میتوان گفت صنعت ایران طی دهههای مختلف بین دو مرز استراتژی جایگزینی واردات و خودکفایی حرکت کرده است.»
اینکه در این نبرد چه کسی برنده میشود، باید دید رضا رحمانی وزیر صنعت، معدن و تجارت به کدام سو گرایش دارد و بر مبنای توصیه کدام یک معاون خود را برای ریاست سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران منصوب خواهد کرد.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد